نادعلی بای
در بیانیه وزیران گروه 8 آمده است :"ما طرفدار یافتن راهحلی مشترک برای مناقشه هستیم. در عین حال خود را به یافتن راهی برای ارائه کمکهای فنی به برنامه هستهای ایران متعهد میدانیم." جامعه جهانی ایران را متهم میکند که زیر پوشش تأمین انرژی هستهای، برنامه دستیابی به سلاح هستهای تلاش میکند. شورای امنیت سازمان ملل در چندین قطعنامه ایران را به همکاری شفافسازی برنامه اتمی خود و توقف غنیسازی اورانیوم فراخوانده است.
دستور کارهای نشست سران گروه 8 در هایلیگندام عبارتند از: سیاست خارجی (پرونده هستهای ایران، اوضاع لبنان، حمله اسرائیل به نوار غزه) جهانی شدن اقتصاد، توسعه آفریقا، حفاظت از جو زمین . همکاری با کشورهای در آستانه توسعهیافتگی اقتصادی، مهار پدیدههایی که میتوانند برای اقتصاد جهانی منشا تهدید باشند، کنترل "هج فوند"ها Hedge-Fond))، چارهاندیشی برای جلوگیری اگر نقض حقوق معنوی و کپیرایت، مقابله با سیاستهای حمایتی از اقتصادهای داخلی، تجارب جهانی ، شاخصها و استانداریهای اجتماعی.
در سالهای آغازین نشست سران گروه 8 گفتوگوها درباره مسائل مالی و موضوعات مربوط به سیاست ارزی، محور اصلی مذاکرات و دیدارها را تشکیل میدادند. در دهه1980 مسائل سیاست امنیتی بیشتر در کانون توجه قرار گرفتند. از سوی دیگر مسائل مبرم روز مانند حمله اتحاد شوروی سابق به افغانستان یا فاجعه چرنوبیل احساس نیاز به همکاری را تشدید کردند. روح رامبوئیه ـ گفتوگوهای غیررسمی در جمعی کوچک ـ در سایه سازماندهی نشستهای بزرگ به فراموشی سپرده شد. هماهنگ کردن موضوعات گوناگون رفتهرفته پیچیدهتر شد. امروزه نه تنها سران کشورها با یکدیگر دیدار میکنند بلکه وزرای کشورها عضو گروه 8 هم پیرامون مسائل گوناگون به بحث و گفتوگو مینشینند. اقتصاد دیگر موضوع اصلی مذاکرات نیست، بلکه در کنار آن به موضوعات دیگر مانند تغییرات جوی یا تروریسم بینالمللی هم پرداخته میشود.
یکی از انتقاداتی که در سالهای اخیر نسبت به گروه 8 مطرح بوده عدم عضویت کشورهای مهم و تازه قدرتیافته، مانند چین و هند و برزیل و اسپانیا در این گروه است. گروه 8 که از سال 1977 نشستهای سالانه برگزار میکند تنها آمریکا، کانادا، انگلستان، ایتالیا، آلمان، فرانسه و روسیه را در بر میگیرد. گروه 8 امروزه دربر گیرنده قویترین کشورهای اقتصادی جهان نیست. هر چند که 8 کشور عضو تقریباً دو سوم درآمدهای ناخالص ملی دنیا را به خود اختصاص میدهند؛ ولی مثلاً بدون چین، که چهارمین درآمد ناخالص ملی را دارد، این اجلاس کامل نیست.
همچنین اسپانیا (که براساس درآمد ناخالص ملی جلوتر از کانادا و روسیه قرار دارد) بر شرکت در این اجلاس اصرار میکند. آنگلا مرکل در سخنرانی خود در مجلس آلمان در 24 می 2007 با رد انتقادات یادشده، گفت: قصد ما این است که گروه 8 را به گروه 13 بدل کنیم." با این همه، وی اذعان کرد که بدون همکاری کشورهای یادشده پیشرفت در مسائلی همچون بهبود اقلیم زمین، حصول توافق در مورد قوانین تجارت جهانی و حفاظت از حقوق معنوی ناممکن خواهد بود. در همین راستا امسال برای اولین بار برزیل، چین، هندوستان، مکزیک و آفریقای جنوبی نیز به عنوان مهمان به اجلاس گروه 8 دعوت شدهاند. اجلاس امسال گروه 8 قرار است بر تمایل خود به ادغام بهتر کشورهای مهم و قدرتمندی همچون چین، هند، برزیل. مکزیک، و آفریقایجنوبی در تصمیمگیریها و مسئولیتهای بینالمللی تأکید بارزتری کند. در این راستا پروسهای به نام "روند هایلیگندام" به جریان خواهد افتاد و اما با این وجود گروه 8 مخالف گسترش اعضای خود و تبدیل آن به گروه 13 است.
دوره گفتگو در پای شومینه به سرآمده است. اینک اجلاس رهبران گروه 8 دارای دستور کار رسمی است و آنها قصد حل مشکلات جهان را دارند، و ضعف اصلی گروه 8 هم دقیقا همین جاست. با توجه به درگیریهای خشونتبار در آستانه برگزاری اجلاس رهبران گروه 8 درهایلیگندام، فعلا به دشواری میتوان بدون مقدمه انتقادهایی را علیه این اجلاس مطرح نمود.
خشونتی در نوع و مقیاس آن چه که در روستوک اتفاق افتاد را با هیچ چیز نمیتوان توجیه کرد. چنین خشونتی نباید جایگزین بحث استدلال شود. این نکتهای است که در روز بعد از خشونتهای روستوک، هم پیشگامان و مدافعان و هم مخالفان جهانی شدن بر سر آن توافق داشتهاند. خشونتگرایان روستوک همه آنانی را متحمل ضرر و زیان میکنند. اما پس از ماجرای روستوک، هماکنون این خطر وجود دارد که انتقاد معادل هرجومرج و آشوب معرفی شود. به این همسانسازی و مقایسه نباید اجازه بروز داد، زیرا نقد و انتقاد امری ضروری و بایسته است. حوادث روستوک نیز در این بایستگی تغییری ایجاد نکردهاند. و انتقاد هم نباید تنها به این محدود شود که حصارکشی به دور محل اجلاس گروه 8 و به کار گرفتن شمار زیادی پلیس برای تامین امنیت آن، هزینه گزافی به بار آورده است.
این هزینهها در واقع نشانههای روندی است که مدتهاست از مسیر خود خارج شده است. در دهه 1970، زمانی که کشورهای بزرگ صنعتی توافق کردند دیدارهای منظمی با یکدیگر داشته باشند، مساله صرفاً به یک دیدار داوطلبانه محدود میشد. دیدارهای شخصی، تبادل آزادانه افکار بدون اجبارهای ناشی از تنظیم پروتکلهای دیپلماتیک و به دور از دوربینها و میکروفونهای رسانهای همه جا حاضر، شاخص اصلی دیدارهای یادشده بود.
اما هماکنون آن روزهای گپ و گفتگو در پای شومینه بر سرآمده است. اینک اجلاس رهبران گروه 8 دارای دستور کار رسمی است و آنها قصد حل مشکلات جهان را دارند. و ضعف اصلی گروه 8 هم دقیقاً همین جاست: آنها میخواهند مشکلاتی را حل کنند که اغلب خود به وجود آورنده آنها بودهاند و یادست کم در ایجادشان سهم داشتهاند، نمونهاش، مشکلات افریقا. نمونه دیگرش، تخریب جو زمین. این فهرست را به راحتی میتوان ادامه داد.
قدرتهای استعماری سابق و کشورهای فاقد سابقه استعماری که با آفریقا صرفاً به عنوان یک منبع مواد خام رفتار میکنند اکنون میخواهند در اجلاس گروه 8، همچون اجلاس سابق این گروه، برنامههای کمک به "قاره سیاه" را گسترش دهند. و در همین اجلاس، بزرگترین تخریبکنندگان محیط زیست میخواهند فکری به حال جو زمین بکنند. این هر دو، البته نیات و مقاصدی نیک هستند، ولی وقتی که قول و قرارها کمتر جنبه عملی پیدا میکنند آن وقت تهی مایگی و تو خالی بودن آنها اثرات خود را نشان میدهد. آنهایی که در اجلاس گروه 8 برنامههای بزرگ سرهم میکنند، ظاهراً در پی سرپوش گذاشتن بر تقصیرات خویشاند و همچون جمعی از نخبگان رفتار میکنند که انگار برای جهانیان حرفی برای گفتن دارند. اما جهان نسبت به اولین اجلاس گروه 8 تغییرات زیادی کرده است. اکنون دیگر مدتهاست که چین و هند در زمره قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان قرار گرفتهاند، ولی در اجلاس گروه 8 صرفاً به عنوان مهمان حضور دارند. گویی چیزی که روزی درست بوده است همیشه درست خواهد بود. ترکیب شورای امنیت سازمان ملل نیز به همین گونه، نمونهای از تلاش برای حفظ قدرت و رفتار ناشی از تفرعن است. حصار بدترکیبی که در هایلیگندام به دور محل اجلاس گروه 8 کشیدهاند نیز چنین درک احساسی را در بیننده القا میکند، هر چند که برپا کنندگان آن چنین منظوری نداشتهاند. حالا شاید استدلال بشود که گروه 8 اگر با مقتضیات و تغییرات زمان خود را سازگار کند میتواند به جایگزینی برای سازمان ملل متحد بدل شود. دقیقا همینطور است. منتهی گام بدی میتواند این باشد که موضوعات اجلاس گروه 8 در چارچوب سازمان ملل مورد بحث و بررسی قرار گیرد. این موضوعات هم طبعاً مسائل جهانی خواهند بود که به همه مروبط میشوند و همگان هم باید آن را مورد بررسی قرار دهند، و نه در جمعی که عدهای در اتاق اصلی و در کنار شومینه نشستهاند و بقیه پشت در اتاق، با این حال گروه 8 قصد دارد که یک مجمع غیر رسمی باشد و در نتیجه فاقد یک ساختار اداری همانند دیگر سازمانهای بینالمللی همچون سازمان ملل متحد یا بانک جهانی میباشد، گروه 8 هیچ دبیرخانه دایمی یا دفاتری برای اعضایش نمیباشد. گره 8 اداری فاقد سازمان مدیریتی است و قطعنامههای این اجلاس الزامآور نیست. در مورد آینده گروه 8 دو امکان وجود دارد؛ یا کشورهای تازهای به عضویت این گروه پذیرفته میشوند و عملکردها سازماندهی میشوند که در این صورت برای آن وجود دستگاهی مدیریتی الزامی است یا باید تلاش کرد که فضای غیررسمی کنفرانس یعنی گفتوگوهای غیررسمی در کنار شومینه، دوباره از نو، زنده شود.
در واقع گروه 8 امروز تبدیل به باشگاهی از کشورهای صنعتی و قدرتهای اقتصادی شده است که در مورد دستور کار موضوعات جهانی تصمیمگیری میکند. بیشک توانایی این باشگاه و گروه در مدیریت موضوعات جهانی میتواند تاثیر و پیامدهای حیاتی و بسیار مهم برای کرهزمین داشته باشد.