ابراهیم حاجی محمدزاده
تقارن برخورد قاطع وزیر امورخارجه و پرچمدار سیاست خارجی نظام اسلامی در دولت نهم با خانم رایس وزیر امورخارجه دولت بوش در شرمالشیخ ـ که یقینا در طول حیات دیپلماسی استکبار جهانی در خاورمیانه هرگز اینگونه به تحقیر و زبونی کشیده نشده بود ـ و اعلام گزارش شکست مفتضحانه اسرائیل از حزبالله توسط کمیته منتخب اولمرت نخستوزیر اسرائیل (گزارش وینگرد)، که در آن به شکست بزرگ اسرائیل در جنگ اخیر لبنان تأکید شده و به کارگیری بیش از صد بار از کلمه شکست در تک تک مفاد این گزارش بطوری که اولمرت را مجبور به اعتراف به اشتباهات خطرناک خود در این جنگ کرده تا آنجا که میگوید من در رهبری این جنگ شکست خوردم، قابل تأمل است.
دو رودرروئی دیپلماسی قاطع و روشن ایران در مقابل ترفندهای آمریکا، شیطان بزرگ، و شکست نظامی ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل، در مقابل اراده و ایمان حزبالله موجب گردید تا دنیای استکباری متوجه شود خانم رایس به علت بیتجربگی، سکته مغزی دیپلماسی آمریکا در مقابل ایران اسلامی و ایست قلبی شکست ارتش اسرائیل در مقابل حزبالله را به اشتباه درد زایمان خاورمیانه جدید نامید.
حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن نصرالله شاگرد و پیرو مخلص امام و مقام معظم رهبری درباره عبرت آموزی از کمیته «گزارش وینگرد» میگوید:
«این کمیته با گزارشی که ارایه داد نتیجه نهائی این جنگ را مشخص کرد، زیرا بسیاری تا به امروز هنوز نمیتوانستند نتیجه نهائی این جنگ یعنی پیروزی ما یا شکست اسرائیل را باور کنند.»
در ایران نیز طیف خاصی از روزنامهها و وبلاگنویسان از چند هفته پیش خود را آماده مینمودند تا با بهرهگیری از شرکت ایران در کنفرانس شرمالشیخ و احتمال مذاکره بین آقای متکی و خانم رایس یکبار دیگر بر ضرورت آشتی با آمریکا به هر قیمت و در هر شرایط تاکید نمایند؛ زیرا که آنان بخوبی میدانستند آقای بوش و خانم رایس همواره برای مذاکره با ایران بر پیششرط توقف فعالیتهای هستهای ایران تأکید داشتهاند. آنچه که در شرمالشیخ گذشت یکبار دیگر نشاندهنده صلابت و قدرت و پایبندی امت اسلامی و دولت نهم در پیروی از خط امام و مقام معظم رهبری میباشد. ولی عدهای علیرغم بر باد رفتن تمامی سناریوها و تحلیلهایشان باز هم حاضر نشدند تیترهایشان را عوض کنند و خبر فوق را مطابق ایدهآلهایشان اینگونه تیتر زدند «تابو شکسته شد، ایران و آمریکا مذاکره کردند». این در حالی است که روزنامه نیویورک تایمز نتیجه کنفرانس مزبور و تلاش آمریکا برای مذاکره با ایران را اینگونه اعلام میکند:
«... بارزترین نکته کنفرانس امنیتی عراق در شرمالشیخ آشکار شدن چهره تحقیر شده سیاست خارجی آمریکا در جهان است و تمام تلاشهای برقراری تماس با ایران در جریان این کنفرانس با واکنش سرد منوچهر متکی روبرو شد».
ایکاش کسانی که بخود اجازه نمیدهند حتی در حد خبرگزاریهای خارجی در تحلیلها و مواضعشان شک نمایند، برای عبرتآموزی و آیندهنگری به قسمتی از سخنرانی سیدحسن نصرالله بیشتر توجه نمایند.
«... درباره اوضاع جاری در منطقه میخواهم بگویم آیا ملتهای منطقه دروغهای بزرگی چون تلاش آمریکا برای نجات ملت عراق و ملتهای عربی و اسلامی از دست نظامهای دیکتاتوری را باور میکنند؟ آیا فکر میکنند آمریکاییها برای نجات آنها از این همه ظلم و کشتار آمدهاند؟ آیا اصلا کسی این اسطورههای باورنکردنی را باور میکند؟ آمریکا برای تحقق امنیت و ثبات در منطقه نیامده است و تنها هدف آمریکا از جنگ عراق نفت بود و درصدد آن بود که دست خود را مستقیما بر این ثروت طبیعی عراق قرار دهد...»
سیدحسن نصرالله در این سخنرانی بدرستی استراتژی گذشته و حال و آینده آمریکا را، علیرغم تغییر تاکتیکها اینگونه ترسیم مینماید:
«... سه چیز است که میتواند باعث شود آمریکا تسلط خود را بر منطقه تثبیت کند. اول اینکه آمریکا بتواند تمامی حرکتها و جریانهای اسلامی در منطقه را سرکوب کرده و از بین ببرد. دوم آنکه همچنان حمایت گسترده از اسرائیل منجر به آن شود که این رژیم، قدرت اول منطقه باشد و بر تمامی کشورهای منطقه تسلط یابد. سوم آنکه آمریکا بتواند با حمایت خود، نظامهای دیکتاتوری در منطقه که بدون چون و چرا از کاخ سفید اطاعت میکنند را حفظ کند. این است طرح آمریکا در منطقه...»
در این روزهای سرنوشتساز، عدهای که با غفلت و تجاهل از آنچه در پیرامونشان میگذرد اعلام میدارند که دغدغه مخدوش شدن خط امام را دارند، خوب است در تیترها و محتوای مقالات روزنامههای وابسته به جناح خویش، بیشتر دقیق شده و براساس رهنمودهای امام آنها را محک بزنند زیرا امام در آخرین سال حیات خویش و سالها قبل از حمله آمریکا به عراق و حمله اسرائیل به حزبالله فرمودند: «...راستی اگر مسلمانان مسائل خود را با جهانخواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هماکنون اگر آمریکا یک کشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند چه کسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز مبارزه نمانده است و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا آمریکا را شکست، و الزاما یکی از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت یا پیروزی. که در مکتب ما هر دوی آنها پیروزی است که انشاءالله خداوند قدرت شکستن چهارچوب سیاستهای حاکم و ظالم جهانخواران و نیز جسارت ایجاد داربستهایی بر محور کرامت انسانی را به همه مسلمین عطا فرماید و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوکت همراهی نماید»(1)