تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۷  ، 
کد خبر : ۴۶۹۲۴

امواجی که تمامیت ارضی را تهدید می‌کند


با راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای تلویزیونی علیه ایرانی توسط آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی موج جدید از «جنگ رسانه‌ای» علیه ایران ایجاد شده است. در حقیقت جنگ رسانه‌ای یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های جنگ نرم (Soft War) و جنگ‌های جدید بین‌المللی است. جنگ رسانه‌ای ظاهراً میان رادیو و تلویزیون‌ها، مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری‌ها، شبکه‌های خبری و سایت‌های اینترنتی جریان دارد اما واقعیت آن است که در پشت این جدال ژورنالیستی چیزی به نام «سیاست‌ رسانه‌ای یک کشور» نهفته است که مستقیما توسط بودجه‌های رسمی مصوب پارلمان‌ها یا بودجه‌های سری سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس‌های جاسوسی تغذیه و هدایت می‌شود. نکته مهم این است که مردمی که تحت بمباران جنگ رسانه‌ای قرار دارند ممکن است خود از وجود جنگ سنگینی که بر فضای تنفسی آن‌ها جریان دارد، بی‌اطلاع باشند. هدف جنگ رسانه‌ای اگرچه در نهایت تغییر کارکرد و عملکرد و حتی فروپاشی دولت‌ها است اما به طرز ملموسی به جای هدف قرار دادن مستقیم دولت‌ها، ملت‌ها را هدف بمباران خود قرار می‌دهد.

با توجه به مقدمه فوق غرب پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران جنگ رسانه‌ای گسترده‌ای علیه نظام اسلامی ایران به راه انداخت. در یک نگاه اجمالی از ابتدای انقلاب تاکنون سه مرحله یا نقطه عطف جنگ رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران قابل توجه و تفکیک می‌باشد.

جهت‌گیری صرفاً سیاسی

مرحله اول به سال‌های اول انقلاب بر می‌گردد. اگرچه شبکه‌های تلویزیونی ضد جمهوری اسلامی فعال هستند اما فعال‌ترین شبکه در این دوران با توجه به امکانات آن روز، «رادیو» است. همه این رسانه‌ها که برنامه‌ فارسی پخش می‌کردند الا قلیلی تحت مدیریت مستقیم کشورهای غربی و آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی بود. محور برنامه‌های این رسانه‌ها حمایت و پیشتازی از عملکرد ضد انقلاب در ایران و ارائه چهره ضد مردمی از جمهوری اسلامی بود. در واقع گفتمان حاکم بر برنامه‌های این شبکه‌ها «سیاسی» بود. سعی شبکه‌های رادیویی در این دوره این بود که با طرح مسایل سیاسی، رفتارهای سیاسی مردم ایران را متحول سازند و از این طریق ضمن تضعیف پایگاه مردمی نظام، موقعیت مخالفان نظام را تقویت کنند.

رویکرد فرهنگی و سیاسی

مرحله دوم عمدتاً به اواخر دهه 1360 مربوط می‌شود. در این سال‌ها یک تغییر چشم‌گیری در کمیت و کیفیت جهت‌گیری‌های رسانه‌های ضدایرانی صورت گرفت از یک سو تعداد زیادی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی فارسی زبان توسط ضد انقلاب با کمک‌ها و امکانات کشورهای غربی راه‌اندازی شد. این تعداد از شبکه‌ها بیانگر رویکرد جدید کاخ سفید و غربی‌ها در جنگ رسانه‌ای علیه ایران بود. برخی آمارها حکایت می‌کند که تا سال 1375 تنها 50 شبکه تلویزیونی و رادیویی در کشور آمریکا و حدود 50 شبکه تلویزیونی و رادیویی ایرانیان در سوئد فعالیت می‌کردند. نکته قابل توجه این است که بسیاری از این شبکه‌ها ابتدا به صورت کابلی و محدود در یک قلمرو جغرافیایی با ساعت‌های خاص شروع به کار کرده بودند در این دوران با بودجه و امکانات دول غربی به صورت ماهواره‌ای درآمده و ساعات برنامه‌های آن‌ها نیز افزایش یافت. شبکه‌هایی مانند ITNNITV، تلویزیون پارس، تلویزیون کانال یک، تلویزیون طپش، شبکه آزادی و ... از جمله آن‌ها بود. رویکرد گفتمانی شبکه‌های ضد ایرانی در این دوران، فرهنگی و هجمه‌های فرهنگی بود. پخش برنامه‌های مبتذل و تضعیف باورها و اعتقادات ایمان مردم محور اصلی این رسانه‌ها را تشکیل می‌داد. در عین حال بزرگ‌نمایی ضعف‌های داخل ایران یا دروغ‌پردازی‌ها علیه نظام و مسؤولان، پشتیبانی رسانه‌ای علیه برخی از اعتراضات داخلی در دستور کار این شبکه‌ها قرار گرفت.

علیرغم کوشش‌های فوق، این رسانه‌ها چه در مرحله اول و دوم نتوانستند موفقیتی به دست آورند دلایل مختلفی در کارآمدی این دوران وجود داشت: مهم‌ترین آن‌ها عدم شناخت جامعه ایران و رابطه ملت و نظام بود. البته دلایل دیگری هم داشت. اختلاف میان شبکه‌ها، ساده‌اندیشی حاکم بر این شبکه‌ها، عدم رعایت نزاکت. و ادب و اخلاق در گفتارهای سیاسی، توهین به مقدسات، ضعف برنامه‌ها، عدم دریافت اکثر شبکه‌های فارسی زبان روی ماهواره «هاتبرد» از جمله دلایلی است که در خصوص ناکامی این رسانه‌ها ذکر می‌شود.

رویکرد همه‌جانبه

مرحله سوم به نیمه دوم دهه 1370 به بعد برمی‌گردد. وجه مشترک این دوران رویکرد همه‌جانبه سیاسی، فرهنگی و روانی علیه ایران است. رسانه‌های غربی و ضدانقلاب با توجه به تحولات سیاسی داخلی کشور انگیزه فعالیت بیش‌تری پیدا کردند فلذا به موازات برنامه‌های فرهنگی و تهاجم علیه اخلاق و باورهای مردم ایران برنامه‌های سیاسی گسترده‌ای را با هدف شکاف ملت- دولت و تضعیف پایگاه مردمی نظام راه انداختند.

نکته اساسی در این دوران این است که جهت‌گیری و اولویت‌های رسانه‌های غربی و ضد انقلاب تا پیش از حادثه 11 سپتامبر و تا حدودی پس از یکی دو سال پس از این حادثه معطوف به تضعیف بنیادهای سیاسی نظام جمهوری اسلامی و فعال کردن «گسل‌های سیاسی» در ایران بودند. فلذا آموزش و تشویق گروه‌ها و شبکه‌های داخلی برای ایجاد «جنبش‌های اجتماعی» از ایران یکی از محوری‌ترین برنامه‌های ضد انقلاب و رسانه‌های غربی بود. در این مقطع اگرچه چندان شاهد افزایش رسانه‌های غربی بود. در این مقطع اگرچه چندان شاهد افزایش رسانه‌های ضدایرانی نیستیم اما به شدت شاهد کمک‌های مالی و تقویت رسانه‌های موجود علیه ایران می‌باشیم. از جمله بنیاد «دبلیون آلتون جونز فوندیشن» در سال 1378مبالغ هنگفتی که گفته می‌شود بین 250 هزار تا یک میلیون دلار تخمین زده می‌شود صرف تقویت شبکه‌های ماهواره‌ای علیه ایران کرد. در این راستا کنگره آمریکا در سال 82 معادل 40 میلیون دلار برای حمایت از آنچه فعالیت‌های مدنی و رسانه‌ای در ایران نامیده می‌شود اختصاص داد. در همین سال «سام برون» یک سناتور آمریکایی‌ پیشنهاد مصوبه‌ای مبنی بر کمک 50 میلیون دلاری برای مؤسسه‌های پیشرو برای انجام فعالیت‌های دموکراتیک از جمله رادیو و تلویزیون ارائه کرد.

اما آنچه از اهمیت بیش‌تری برخوردار است اولویت جدید رسانه‌ای جهان غرب به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران است به نحوی که در جنگ رسانه‌ای دوران گذشته کمتر مشاهده شده است. در واقع به نظر می‌رسد که غرب با اعوان و انصارش جنگ رسانه‌ای علیه ایران را به عنوان یک «ساب سیستم»‌در درون یک استراتژی کلان قرار داده است. در این میان جنگ رسانه‌ای علیه ایران از چند کار ویژه با «فونکسیون» برخوردار است که جملگی حول فعال‌سازی یا ایجاد «گسل‌ها» در ایران می‌باشد. ایجاد گسل دولت و ملت و دولت با نظام بین‌المللی یکی از این کارکردها جدید است اما محوری‌ترین رسالت جنگ رسانه‌ای جدید فعال‌سازی گسل قومیت است. این رویکرد و تمرکز بر آن در واقع ناشی از شکست تلاش‌های غرب و آمریکا در تضعیف و واژگون‌سازی جمهوری اسلامی از یک سو و عدم توانایی در برخورد نظامی با ایران از سوی دیگر است. مضافاً این که از نظر آن‌ها سیاست‌های اعمال شده در خاورمیانه و در مورد ایران، جمهوری اسلامی ایران را بیش از پیش تقویت کرده است چنانکه «گری سیک» مشاور امنیت ملی جیمی کارتر رئیس‌جمهور اسبق آمریکا اخیراً اظهار داشت که ایران قدرت اصلی در حال ظهور در منطقه خاورمیانه است و تحولات خاورمیانه باعث افزایش قدرت راهبردی و منطقه‌ای تهران شده است.»

در این راستا بخشی از مراکز مطالبات راهبردی آمریکا و دولتمردان نومحافظه‌کار آمریکا تنها راه برخورد با ایران را فعال‌سازی و تقویت گروه‌های تجزیه‌طلب و دامن زدن به مطالبات قومی- مذهبی در ایران دانستند. آن‌ها برای تقویت این رویکرد، نشست‌های متعددی با حضور برخی از گروه‌های قوم‌گرای ایران و متخصصین در این حوزه، در واشنگتن برگزار کردند. جمع‌بندی آن‌ها این شد که ایران مجمع‌الجزایر قومیت‌ها است و فعال شدن آن‌ها پاشنه آشیل نظام خواهد بود. این مراکز تخصصی، به کاخ سفید پیشنهاد کردند که سیاست‌های خود را بر روی چنین هدف‌هایی متمرکز سازد.

نکته قابل توجه این است که رژیم صهیونیستی با اعتقاد به جمع‌بندی فوق اساس استراتژی خود را برای فعال‌سازی گسل‌های قومی گذاشته است. در ابتدا «شیمون پرز» معاون نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی سخن از تغییر سیاست این رژیم در قبال ایران و تمرکز بر تحریک قومیت‌های ایرانی از طریق رسانه‌ها به میان آورد. سپس «لیبرمن» وزیر راهبردهای ضد ایران رژیم صهیونیستی نیز طرح راه‌اندازی شبکه‌های قومی ایران را به پارلمان این رژیم مطرح ساخت و متعاقب او شبکه آذری زبان و فارسی زبان به تصویب رسید. با این حال شبکه‌های ماهواره‌ای که قومیت‌های ایران را هدف قرار می‌دهند، به شدت در دستور کار کاخ سفید قرار گرفته و هم‌اکنون نیز جهت‌گیری‌های رسانه‌ای موجود غربی و ضدانقلاب معطوف به مناطق کردستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان و خوزستان شده است.

با یک نگاه کلان و سیستمی به سیاست جدید خاورمیانه‌ای واشنگتن به نظر می‌رسد که آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی تجزیه‌سازی دولت‌های بزرگ در منطقه هستند و کوچک‌سازی این دولت‌ها را به نفع منافع درازمدت خود دانسته و معتقدند که این گونه کشورها راحت‌تر قابل مهار و کنترل می‌باشند. بر همین اساس طرح تجزیه عراق که در کنگره آمریکا به تصویب رسید را نمی‌توان ساده انگاشت و آن را فقط در محدوده عراق و یک سیاست ناگزیر برای کاخ سفید تلقی کرد. بلکه این سیاست در مجموعه راهبردهای آمریکا وجود داشت و طی سال‌های گذشته بارها از سوی برخی از مقامات آمریکایی افشا شده بود.

بنابراین با توجه به راهبرد رسانه‌ای جدید غرب و آمریکا علیه ایران رسالت رسانه‌های شنیداری و دیداری و مکتوب و غیره در داخل ایران بسیار مهم و حساس می‌باشد، در درجه اول باید رسانه ملی ضمن تشریح و تحلیل رویکردهای جدید غرب برای ملت عزیز ایران برنامه‌های ویژه متناسب با جنگ رسانه‌ای جدید تنظیم نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات