تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۴  ، 
کد خبر : ۴۶۹۳۰

ادعای خاتمه جنگ در عراق


ابرت دریفوس

 ترجمه: پوراندخت مجلسی

 در عراق دیگر دشمنی وجود ندارد! ما دیگر در عراق جنگی نداریم! در سراسر بخش‌هایی که پیش از این به آمریکایی‌ها حمله می‌شد، داریم کمک می‌کنیم برای ایجاد واحدهای پلیس و ارتش. آنها (شورشیان سابق) دیگر دوست ما هستند. اگر نه دوست، دست کم دشمن ما نیستند! و اگر هم دشمن‌اند، دشمنانی، جدی نیستند و به عملی دست نمی‌زنند. 22 گروه شورشی در عراق اعلام کرده‌اند که یک جبهه واحد تشکیل داده‌اند.

نیروهای مقتدا صدر و ارتش المهدی او در آگوست اعلام آتش‌بس کردند و متقدا صدر به شبه نظامیان زیر فرمان خود دستور داد که دست از مبارزه بکشند. حمله نیروهای مقاومت سنی و شیعه هم بشدت کاهش یافته است.

با کردها هم که مطمئناً جنگی نداریم. آنها ده‌ها سال است که همکاری خوبی با نیروهای بین‌المللی انجام داده‌اند. از سال 2003، سه ناحیه زیر نفوذ کردها آرامشی نسبی داشته‌اند. ما با القاعده هم دیگر جنگی نداریم. به رغم این که پرزیدنت بوش دیوانه‌وار سعی می‌کند خطر القاعده را بزرگ نمایی کند، القاعده در عراق متوقف شده است. ولی در حالی که هنوز هم فرماندهان آمریکایی در عراق روزگار سختی را در جست‌وجوی اعضای القاعده دارند، این گروه هنوز هم قدرت این را دارد که فقط گاه‌گاهی ترتیب حمله‌های مرگباری را بدهد.

در روزهای اخیر ژنرال پترائوس و سفیر آمریکا در عراق و سایر مقامات اعلام کرده‌اند که القاعده در عراق مرده و به خاک سپرده شده است. این مراسم تدفین در نتیجه تلاش‌های ما نبوده است بلکه به دلیل تصمیم متحدان تازه یافته ماست که این گروه را اخراج کرده‌اند. خود ژنرال پترائوس تأیید می‌کند که القاعده از همه مخفیگاه‌های خود در بغداد بیرون رانده شده است. به طور کلی خشونت در عراق از اواخر تابستان، بشدت فروکش کرده است و از سال 2005 خیلی بهتر شده است.

بسیاری از آمریکائیان ضد جنگ که معتقد بودند هیچ خبر خوبی از عراق نمی‌توان شنید و آشکار و پنهان از شکست دولت بوش در عراق خشنود بودند، با تردید و بی‌میلی تأیید می‌کنند که اوضاع دارد بهتر می‌شود. شاید آنها نگرانند که اگر اوضاع در عراق بهبود یابد چشم‌انداز دستاوردهای دموکراتیک در رأی‌گیری نوامبر آمریکا از بین خواهد رفت. شاید آنها خود را قانع کرده‌اند که اختلاف‌های قومی و فرقه‌ای در عراق آن قدر عظیم است که تقسیم کشور تنها راه حل است و عراق به روزی افتاده است که شایسته این که یک کشور باشد نیست. شاید هم نفرت آنها از پرزیدنت بوش (که من هم در آن سهیمم) سبب شده است که نگران باشند از این که هر نوع بهتر شدن اوضاع عراق امتیازی برای او (بوش) به حساب آید، چیزی که قابل تحمل نیست. اگر چنین باشد تصور خطایی است. واقعیت این است که فرصتی برای ایالات متحده به دست آمده است برای عقب‌نشینی از عراق و حفظ خود از تفرق. اکنون که اوضاع در عراق رو به بهبود است اکثریت آمریکائیان، یعنی آنهایی که می‌خواهند آمریکا از عراق بیرون برود، از چپ گرفته تا واقع‌گرایان محافظه‌کار باید به سرعت از این شرایط استفاده کنند و فشار بیاورند برای عقب‌نشینی. یقیناً همان طور که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد این روشی است که آمریکائیان معمولی می‌خواهند سیاستمداران‌شان را تعقیب کنند.

در واقع هیچ شکی وجود ندارد که از ماه آگوست به بعد اوضاع عراق متحول شده است. طبق آمار هم مرگ و میر آمریکایی‌ها و هم‌ عراقی‌ها به شدت پائین آمده است. در ماه‌های می، ژوئن و جولای بیش از 100 آمریکایی در هر ماه کشته می‌شدند ولی در آگوست، سپتامبر و اکتبر جمع کشته‌ها به ترتیب 84، 65و 38 نفر بوده است. در مورد عراقی‌ها 3 هزار کشته در ماه اول امسال به 845 نفر در سپتامبر و 679 نفر در اکتبر رسیده است. البته آمارگیری‌های در بغداد اکثراً قابل اعتماد نیستند ولی شک نیست که این آمار با وجود دقیق نبودن، نمایانگر این واقعیت است که خشونت در بغداد و بقیه شهرهای عراق بسیار کاهش یافته است. خبرهای دیگر هم حاکی از آن است که امنیت در شهرها هم این روزها بسیار بهتر شده است. هفته گذشته مقامات عراقی اطلاع دادند که در تابستان 46 هزار عراقی به پایتخت جنگ زده باز گشته‌اند. صدها مغازه بازگشایی شده است. رانندگان تاکسی‌ها می‌گویند خیابان‌ها بسیار امن‌تر شده است و همه اینها نشانه این است که القاعده از صحنه خارج شده است.

این کشور هنوز هم کشوری پر از خشونت است. دولتی واقعی در آن وجود ندارد، اقتصاد پا بر زمین می‌کشد؛ خدمات اساسی- برق، آب، جمع‌آوری زباله- وجود ندارد و بیشتر مناطق هنوز در دست میلیشیا و باندهای خیابانی‌ و عناصر جنایتکار محلی است. ولی برای این اولین بار از تجاوز مارس 2003 موقعیت خوبی به وجود آمده است برای دو جبهه عمده در عراق یعنی سنی‌ها و شیعیان که با یکدیگر مذاکراتی داشته باشند و قول و قرارهایی بگذارند. آمریکا پس از 5 سال شدت بخشیدن به جدایی‌های مذهبی کشتن عراقی‌های بی‌گناه و سعی در تبدیل عراق به یک مستعمره آمریکایی، اکنون هیچ اعتباری برایش باقی نمانده است. آنچه اعراب را متحد می‌کند، مخالفت با اشغال کشورشان است. یک اتحاد ملی دارد از زیر حضور 160 هزار نیروی آمریکایی شکل می‌گیرد. این ملی‌گرایی در حال گسترش به سیاستمداران مقاوم  پیشین و کنونی، افراد از هر مذهب، معتدل‌ها و همچنین سکولارهای شیعه و سنی است تا در شرایط مشکل کنونی در مورد یک چارچوب سیاسی برای یک دولت جدید عراقی به توافق برسند.

دو گام اساسی لازم است تا از ایجاد یک عراق ملی سودی حاصل شود. ابتدا یک اکثریت دارای پایگاه بین همه اعراب چه شیعه و چه سنی که خود را زیر یک قانون اساسی جدید وفق دهند و ترتیب انتخاباتی جدید را بدهند و دولت جدیدی را بر سر کار بیاورند. دوم این که همسایگان عراق- همه از جمله ایران و سوریه- ناسیونالیسم جدید عراق را تأیید کنند. با سابقه‌ای که از دولت بوش داریم می‌توان مطمئن بود که این دولت ناتوان است از این که از عهده چنین کارهایی برآید. این کاری است که سازمان ملل، اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی و ... باید انجام دهند و همه اینها بستگی دارد به این که ایالات متحده برنامه‌ای را برای بیرون بردن نیروهایش از عراق داشته باشد. ولی ایالات متحده ناتوان است از این که خود را با شرایط تازه وفق بدهد و به عبارت دیگر نمی‌داند چه بکند.

«مرکز پیشرفت‌های آمریکایی» که از محققان دولتی تشکیل شده است و با فراخوانی عقب‌نشینی سریع نیروهای آمریکایی از عراق خود را از سایر سازمان‌های این چنینی متمایز کرده است، به تلاش‌های آمریکا برای باقی ماندن در عراق، «انحراف ایدئولوژیک»‌ نام داده است. متأسفانه حتی اگر دعوت نومحافظه‌کاران برای گسترش متعصبانه جنگ به ایران و سوریه کنار گذاشته شود، باز هم برای محافظه‌کاران معتدل و دموکرات‌های معتدل مشخص است که این احتمال وجود دارد که ماندن نیروهای آمریکایی در عراق سال‌ها به طول بینجامد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات