رضا جنیدی

مقدمه:

قدرت منهای نقد و نظارت و انباشت قدرت بدون کنترل اجتماعی فسادآور است و این مسأله در متون دینی نیز ریشه دارد.

نظارت دایمی بر دولتمردان یک تکلیف شرعی و مصداق بارز امر به معروف و نهی از منکر است.

در دنیای امروز بدون مشارکت سازنده مردم، هیچ حکومت و نظامی پایدار نخواهد ماند. دولتمردان در حالی که آزادی بیان را به عنوان لازمه نهادینه ساختن دموکراسی پذیرفته‌اند، باید با آغوش باز از نقدهای سازنده رسانه‌ها استقبال کنند. پذیرش انتقاد و انعطاف‌پذیری در برابر خواستهای مردم، بقای حکومتها را تضمین کرده و همانقدر که اعتماد مردم نسبت به دولت افزایش می‌یابد، پایه‌های دولت نیز مستحکمتر می‌شود.

اما واقعیت این است که باید مرز میان نقد و تخریب را از یکدیگر جدا کرد. این مقاله پس از تمییز میان نقد و تخریب، درصدد است نقش و جایگاه رسانه را در تحقق اهداف و منافع ملی مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

"> بایسته‌ها و شایسته‌های رسانه
تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۴۶۹۳۸

بایسته‌ها و شایسته‌های رسانه

رضا جنیدی

مقدمه:

قدرت منهای نقد و نظارت و انباشت قدرت بدون کنترل اجتماعی فسادآور است و این مسأله در متون دینی نیز ریشه دارد.

نظارت دایمی بر دولتمردان یک تکلیف شرعی و مصداق بارز امر به معروف و نهی از منکر است.

در دنیای امروز بدون مشارکت سازنده مردم، هیچ حکومت و نظامی پایدار نخواهد ماند. دولتمردان در حالی که آزادی بیان را به عنوان لازمه نهادینه ساختن دموکراسی پذیرفته‌اند، باید با آغوش باز از نقدهای سازنده رسانه‌ها استقبال کنند. پذیرش انتقاد و انعطاف‌پذیری در برابر خواستهای مردم، بقای حکومتها را تضمین کرده و همانقدر که اعتماد مردم نسبت به دولت افزایش می‌یابد، پایه‌های دولت نیز مستحکمتر می‌شود.

اما واقعیت این است که باید مرز میان نقد و تخریب را از یکدیگر جدا کرد. این مقاله پس از تمییز میان نقد و تخریب، درصدد است نقش و جایگاه رسانه را در تحقق اهداف و منافع ملی مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.


مرزهای میان نقد و تخریب

نقد، نگاهی موشکافانه به هر موضوعی است که توسط فردی که در آن موضوع، اطلاعات نسبتاً کاملی دارد، انجام می‌شود که به آن شخص منتقد می‌گویند.

نقد بر خلاف معنی عام آن، به معنای ایراد گرفتن به اشکالات و بزرگنمایی آنها نیست، بلکه اشاره به محاسن و معایب یک چیز در کنار هم با در نظر گرفتن نکته‌سنجیهای لازم است، وظیفه یک منتقد اشاره به هر دوی این موارد، یعنی هم برتریها و هم کاستیهاست.

پرداختن صرف به محاسن یعنی تملق و ستایش و توجه به معایب به تنهایی به معنای ایرادگیری و تمسخر است.

منتقد با ورود به حوزه نقد به شخصی تبدیل می‌شود که امانت بسیار بزرگی را در اختیار دارد و ممکن است با کوچکترین کم‌توجهی، ارزش موضوع مورد نقد را از خاک بر افلاک برساند و یا از آسمان بر زمین نهد.

توجه به آنچه بیان شد، تفاوتهای میان نقد و تخریب را این‌گونه می‌توان بیان کرد.

- نیت نقد مبتنی بر بهبود وضعیت موجود است، اما تخریب در صدد دستیابی به اهداف شخصی یا حزبی است.

- نقد بر آگاهی و شناخت عمیق استوار است، این در حالی است که تخریب ناآگاهانه و از روی شناخت سطحی است. به بیان دیگر، نقد الزاماً باید با بصیرت همراه باشد.

- نقد سازنده، منصفانه و جامع‌نگر است، اما سیاستهای تخریبی صرفاً به کاستیها (قسمت خالی لیوان) می‌پردازد.

- نقد به ارایه راهکار عملی منتهی می‌شود، اما تخریب راهکار سازنده‌ای را ارایه نمی‌دهد.

کارکرد رسانه‌ها

کارکرد رسانه‌ها در تصمیم‌گیریهای روزمره زندگی برای مردم هم سودمند و هم زیان‌آور است، زیرا رسانه‌های گروهی همچون تیغ دو دم هستند که می‌توانند پیوستگی و همگنی به وجود آورند، قادر به وسعت بخشیدن و ژرف ساختن شکافهای اجتماعی هستند و هم می‌توانند بشارت‌دهنده توسعه باشند و هم بذر ایدئولوژی ضدتوسعه را در فضای جامعه بپراکنند.

رسانه‌ها می‌توانند حس امنیت کاذبی را القا کنند، ذهنها را از مسایل عینی دور سازند؛ ضمن اینکه می‌توانند به ایجاد شور و شوق، حیات و بالندگی در یکایک اعضای جامعه منجر شوند.

دیدگاهها در خصوص کارکرد رسانه متفاوت است. برخی از این دیدگاهها، مبتنی بر نگرش مثبت است و ابراز می‌دارند که کارکرد رسانه‌ها در تحقق جامعه مدنی به قدری اهمیت دارد که رکن چهارم دموکراسی لقب گرفته است، زیرا رسانه‌ها می‌توانند استیفای حقوقی جامعه باشند و همچنین راهی برای شناخت حقوق اساسی مردمند؛ کارکرد رسانه‌ها همچون کارکرد نور زدودن تاریکیها و شفاف‌سازی وضعیتهاست.

هواداران این دیدگاه معتقدند؛ رسانه‌ها گفتمان را حیاتی‌ترین حوزه می‌دانند و متقاعد ساختن یک فرد را برای پیوستن به خودی، بسیار ارزان‌تر از کشتن او می‌دانند و کلمات را کم هزینه‌تر از گلوله می‌پندارند.

رسانه و جنگ نرم

در عصر کنونی به دلیل پیچیدگی اجتماعی و اهمیت یافتن نقش رسانه‌های جمعی در ایجاد روابط افقی و عمودی در جوامع، کاربرد این وسایل در زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی بیش از پیش مشهود است.

رابرت کوهین و جوزف نای معتقدند که انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی به‌عنوان پدیده‌ای ملموس، فراگیر و تأثیرگذار، تأثیر بسزایی بر منابع قدرت می‌گذارند، چنان که در قرن 21، احتمالاً فناوریهای اطلاعاتی - ارتباطی مهمترین منبع قدرت شناخته خواهند شد.

قدرت نرم افزاری به‌گونه ای محسوس در اقناع مردم از طریق برنامه‌های تلویزیونی اثرگذار است و تردیدی نیست که سازوکارهای فناوریهای ارتباطی ـ اطلاعاتی، همچون ماهواره و پرتو امواج‌نامریی شبکه‌های الکترونیکی جهانی، تار و پودهای قدرت تمدنهای آینده را تشکیل خواهند داد. بنابراین در عصر انقلاب اطلاعاتی ـ ارتباطی، دسترسی به قدرت فناوری اطلاعاتی، اصلی‌ترین ابزار برخورداری از قدرت نرم و آرام یا قدرت معنوی در مقابل قدرت سخت و خشن و یا قدرت مادی می‌باشد.

در سالهای اخیر دارا بودن نظام اطلاع‌رسانی قوی و مستقل جزو مؤلفه‌های امنیت محسوب می‌شود.

در دنیای کنونی بیشتر شبکه‌های اطلاعاتی ـ ارتباطی سرمایه و مراکز آنها در سراسر جهان آمریکایی است؛ به طوری که 70 درصد تمام برنامه‌های تلویزیونی تولید شده در جهان، 90 درصد اخبار دیداری، 82 درصد تجهیزات الکترونیکی و اطلاعاتی و 90 درصد اطلاعات ذخیره شده در رایانه‌ها آمریکایی است.

در دنیای امروز، خبرگزاریهای بزرگ غرب، روزانه میلیونها واژه و پیام را به جهان شلیک می‌کنند و این خبرگزاریها با انگاره‌سازیهای متراکم، بی‌نظمی و نابسامانی در جهان سوم را ابدی جلوه می‌دهند.

غرب در این گزارشها طرفدار منطق جلوه می‌کند و در کشورهای جهان سوم فشار و نقض حقوق‌بشر به صورت منظم آشکار است.

در این شرایط، در پیش گرفتن هرگونه سیاست رسانه‌ای که منجر به شکاف بین مردم و دولت شود و نوعی حس بدبینی، ناامنی و بحران را تداعی کند، به نفع مصالح ملی کشور نخواهد بود. با این وجود، این بدان معنا نیست که دولت نباید مورد نقد قرار گیرد.

بی‌تردید تعهد ژورنالیستی، رسانه‌های جمعی را وا می‌دارد که چشم و گوش مردم باشند، اما پررنگ ساختن مغرضانه کاستیهای دولت و به تصویر نکشیدن دستاوردها و پیشرفتها، مردم را نسبت به بهبود روند جاری مأیوس می‌کند و آنها را نسبت به آینده بدبین خواهد ساخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات