هادى محمدىفر
چاد کشورى است که در منطقه دریاچههاى بزرگ واقع شده است. این منطقه یک منطقه استراتژیک در معادلات جهانى و منطقهاى محسوب مىشود. به باور نگارنده اگر فیلیپین سکوى پرتاب آمریکا در اقیانوس اطلس محسوب مىشود، تسلط بر منطقه دریاچههاى بزرگ نیز سکوى پرتاب آمریکا یا هر قدرتى که داعیه رهبرى بر جهان را داشته باشد محسوب مىشود. کشورى که بر این منطقه تسلط یابد در واقع به لحاظ اقتصادى بر کل منابع نفتى و زیرزمینى قاره آفریقا که عمدتا کشف نشده باقى ماندهاند مسلط خواهد شد و به لحاظ ژئوپولتیک نیز از اهمیت ویژهاى براى قدرتهاى بزرگ خواهد داشت. تسلط بر منطقه دریاچههاى بزرگ یعنى تسلط بر قسمتهایى از لیبی، سودان، چاد و نواحى شاخ آفریقا. قدرتهاى سنتى نیز در گذشته به اهمیت و نقش این منطقه در قاره آفریقا پى برده و براى این مناطق دائما در حال منازعه بودهاند. انگلستان و فرانسه دو قدرت سنتى استعمارى در جهان به منظور حفظ قدرت خود سالهاى طولانى براى تثبیت موقعیت خود در این منطقه کوشش نمودند.
اکنون نیز این منطقه همواره با حفظ جایگاه ژئوپلتیک خود به یکى از کانونهاى بحران در قاره آفریقا تبدیل شده است. از آنجایى که دو قدرت سنتى تا حدى موقعیت خود را از دست دادهاند یک بازیگر اصلى دیگر به بازیگران فعال منطقه دریاچههاى بزرگ اضافه شده است. این بازیگر اصلى ایالات متحده آمریکا مىباشد.
ایالات متحده آمریکا پس از بررسىهاى زیاد و تحقیقات گسترده در حوضههاى نفتى خاورمیانه به این نتیجه رسید که منابع نفتى خاورمیانه و کشورهاى عربى اولا دوام چندانى ندارند و پایانپذیر هستند ثانیا منازعه اعراب و اسرائیل یک منازعهاى نیست که در طول چندین سال پایان یابد. در گام بعدى ایالات متحده با انجام تحقیقات زیاد به این نتیجه رسید که در قاره آفریقا منابع نفتى و زیرزمینى زیادى وجود دارد. که مىتواند براى آینده حیات سیاسى ایالات متحده حائز اهمیت باشد و در این راستا ایالات متحده دست به اقدامات جدیدى زد که از آن جمله مىتوان به پیمان کشورهاى مدیترانهاى و انعقاد پیمانهاى نظامى دوجانبه با برخى از کشورهاى آفریقاى غربى و مرکزى اشاره کرد.
فرانسه نیز از دیگر قدرتهاى سنتى در قاره آفریقا و بویژه منطقه دریاچههاى بزرگ محسوب مىشود. این کشور هنوز نفوذ فرهنگى و سیاسى ویژهاى در قاره آفریقا دارد و همانگونه که مىدانیم زبان فرانسوى زبان بیشتر کشورهاى آفریقایى محسوب مىشود. چاد از جمله این کشورها است. که سالیان سال تحت نفوذ فرانسه و داراى زبان رسمى فرانسوى است.
با به قدرت رسیدن نیکولا سارکوزى در انتخابات ریاست جمهورى فرانسه، روابط ویژهاى میان فرانسه و آمریکا پیش آمد که یادآور حمل مجسمه آزادى در سال 1884 از سوى فرانسه به آمریکا بود. تمایل محافظهکارانه سارکوزى و نزدیکى وى به جرج بوش و نئومحافظهکاران کاخ سفید باعث شد که رابطه نزدیک بین دو کشور به وجود آید و سارکوزى جنبش عدالت و برابرى و نیز ارتش آزادىبخش سودان که در دارخور فعالیت دارند از حمایت ادریس دبى برخوردار است. بنابراین یک رقابت منطقهاى بین سودان و چاد در منطقه دریاچههاى بزرگ حکمفرما است و دخالتهاى خارجى تحت عنوان "دخالتهاى بشر دوستانه" و "حفظ صلح و امنیت بینالمللی" به این رقابت منطقهاى دامن مىزند. فرانسه و ایالات متحده در تصویب قطعنامههاى سازمان ملل متحد علیه سودان نقش مهمى ایفا نمودهاند.
شورشیان چاد که در سال 2005 یک بار دیگر به نزدیکى انجامنا، پایتخت چاد نزدیک شده بودند با وساطت فرانسه مجبور به عقبنشینى شدند. در پى این اقدام بود که دبى به منظور تامین ثبات دست به یک سرى اقدامات دموکراتیک نمایشى زد و با به دست گرفتن دلارهاى نفتى ناشى از فروش آن تا حدى ثبات را برقرار نمود. اما تحولات جدید در حالى آغاز شد که فروش کودکان چاد در مرز شرقى این کشور با سودان که توسط یک باند تبهکار فرانسوى انجام پذیرفت به یکى از مولفههاى تنش میان فرانسه و چاد تبدیل شد. این کودکان در معرض بدترین شرایط زندگى اجتماعى قرار داشتند و در حالى کوکان دیگر نقاط جهان در فکر رفاه و آسایش بودند کودکان آواره در مرز چاد و سودان در فکر دور کردن پشههاى آلوده از خود بودند. باند تبهکاران با عنوان فعالیتهاى بشردوستانه اقدام به قاچاق این کودکان نمود و متعاقب آن دولت ادریس دبى فرانسه را به کارشکنى در روابط دو کشور و خواستار محاکمه قاچاقچیان کودک شد. از این مرحله به بعد بود که فرانسه در صدد امتیازگیرى از دولت ادریس دبى برآمد.
ایالات متحده آمریکا که خواستار بىثباتى در چاد و سودان است. خواهان تداوم بىثباتى در این منطقه است تا به منظور حفظ قدرت خود و به عبارتى تثبیت ساختار قدرت آنارشیست حاکم بر نظام بینالملل منافع درازمدت خود در آفریقا را تاوین نماید. تداوم بىثباتى و عدم وجود یک دولت مقتدر که بتواند تا حدى کشور را از وابستگى نجات دهد. مورد قبول آمریکا نخواهد بود. افزایش درآمدهاى نفتى کشور چاد به ادریس دبى رئیسجمهور این کشور امکان مىدهد تا از مداخله دیگر کشورها در این منطقه جلوگیرى نماید. منازعه چاد با بیگانگان در راستاى همین همدستى و همکارى سارکوزى و بوش براى بىثباتى چاد قابل ارزیابى است. اگر سارکوزى و بوش بتوانند ادریس دبى را به امتیازات بیشتر متقاعد نمایند تداوم حیات رژیم دبى امرى محرز و در غیر این صورت بوش و سارکوزى شورشیان چاد را تقویت خواهند نمود و از سقوط دولت پشتیبانى خواهند نمود. تا از این طریق به منافع خود دست یابند. آنچه که در کشور ضعیف و کمتوسعه چاد اتفاق مىافتد معلول دخالتهاى استعمار فرانو است که فرانسه و آمریکا سعى دارند طرحهاى مشترک خود را براى سالیان سال در این منطقه به تحقق برسانند.