هفته گذشته بسیاری از رسانههای جهان با وسواس بسیار اخبار مربوط به چهل و چهارمین کنفرانس امنیتی در مونیخ را منتشر کردند. مهمترین خبرها مربوط به سخنرانی فرستادگان روسیه و ایالاتمتحده به این کنفرانس بود ولی در همین حال بسیاری از ناظران پیشبینی میکردند که فرستادگان دو قطب قدرتمند جهان در این کنفرانس همان گفتههای پیشین خود را تکرار میکنند و چیز جدیدی برای ارائه به یکدیگر ندارند. سال گذشته ولادیمیر پوتین با شرکت در این کنفرانس به شدت از تلاش آمریکا برای نظامی کردن منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی انتقاد و اعلام کرد که روسیه با طرح ایجاد سپر دفاع موشکی و استقلال کوزوو به شدت مخالف است. او تا آنجا پیش رفت که بسیاری میپنداشتند سخنان پوتین را باید به تهدید مستقیم ایالات متحده تعبیر کرد و جنگ سرد نوینی آغاز شده است.
سال گذشته ولادیمیر پوتین حق داشت موضع تندی در قبال آمریکا اتخاذ کند؛ زیرا از توان اقتصادی و نظامی روسیه به شدت کاسته شده بود. اما کنفرانس مونیخ که در روز 10 فوریه 2008 برگزار شد با کنفرانس پیشین از تفاوتهایی نامحسوس ولی پراهمیت برخوردار بود. در این روز سرگئی ایوانف معاون اول نخستوزیر روسیه ابتدا به موضوع استقلال کوزوو اشاره کرد و اینکه استقلال این استان میتواند جهان را به تنش عمیق بکشاند. او پس از اعتراف به اینکه روسیه از صربستان حمایت میکند اعلام کرد که این حمایت هیچ ربطی به مخالفت روسیه با استقلال کوزوو ندارد. استدلال ایوانف نیز چندان موجه بهنظر نمیرسید. او گفت: «کشورهای عضو اتحادیه اروپا بهتر است پیش از پذیرش استقلال کوزوو، استقلال قبرس شمالی را به رسمیت بپذیرند.» حقیقتی که مسکو آگاهانه آن را انکار میکند این است که موضوع استقلال قبرس شمالی به لحاظ جغرافیایی و استراتژیک با مسئله کوزوو تفاوت بسیار دارد. اکنون اکثر مردم کوزوو را آلبانیاییتبارها تشکیل میدهند و صربها از وحشت استقلال ناگهانی این استان در حال فرار به صربستان هستند. بعضی نیز معتقدند که روسها در صورت دریافت امتیازهای لازم از اروپا و آمریکا به استقلال ناگهانی کوزوو تن میدهند. در حال حاضر بهنظر میرسد که روسها هنوز چراغ سبز چنین اقدامی را به رهبران کوزوو نشان ندادهاند و همین موضوع بسیاری از دولتمردان صرب را به وحشت انداخته است. موضوع کوزوو از دید روسیه حساسیت زیادی دارد زیرا مسکو نگران گسترش موج تجزیهطلبی در کشورهای اروپای شرقی و بهخصوص منطقه بالکان است. شاید به همین دلیل بود که رئیس کمیته امور خارجه مجلس دومای روسیه یعنی «کنستانتین کاساچف» نیز در کنفرانس امنیتی مونیخ حضور یافت و از مداخله خودسرانه اروپا در مورد استقلال کوزوو انتقاد کرد.
او طی سخنرانی در کنفرانس اعلام کرد «اگر اروپا بخواهد نمایندگان خود را به کوزوو اعزام کند باید گفت چنین عملی کاملا غیرقانونی است، زیرا نه کوزوو و نه صربستان جزو اعضای اتحادیه اروپا نیستند. تازه اگر سازمان ملل متحد بخواهد نمایندگان خود را به کوزوو اعزام کند آنوقت روسیه این امکان را دارد که موضوع را به شورای امنیت بکشاند و در صورت لزوم از حق وتوی خود استفاده کند.» کاساچف همچون بسیاری از همکارانش در کرملین بر این باورند که موضوع استقلال کوزوو از هشت سال پیش و از زمانی که پای سربازان ناتو به این سرزمین باز شد، آغاز شده است. مسکو معتقد است که از همان ابتدا بروکسل و واشنگتن بذر استقلالطلبی را در کوزوو پاشیدهاند و اکنون قصد دارند از محصول اقدامهای تحریکآمیز خود بهرهبرداری کنند. کرملین بارها اعلام کرده که تعیین هرگونه تاریخ برای استقلال احتمالی کوزوو امکانپذیر است ولی این اقدام با واکنش قاطعانه مسکو همراه خواهد بود.
روسیهای متفاوت
ارائه دلیلهای بیمنطق توسط روسیه از دید کارشناسان امور بینالملل بیانگر آن است که روسیه لحن خود را در قبال غرب و بهویژه ایالات متحده آمریکا تغییر داده است. دیگر از تهدیدهای صریح پوتین خبری نیست و بهنظر میآید که مسکو به استراتژی جدیدی در قبال غرب دست یافته باشد. عامل اصلی تغییر استراتژیک موضع روسیه میتواند آن باشد که کرملین اکنون خود را در اوج قدرت میبیند. بهای نفت و گاز در بازار جهانی به شدت افزایش یافته و در همین حال روسیه بخش بزرگی از انرژی مصرفی در اروپا را فراهم میکند. در پی رکود اقتصادی در آمریکا و کاهش ارزش پول این کشور احتمال آن میرود که نفوذ روسیه بر منطقه آسیای مرکزی، اروپای شرقی و حتی تمام اتحادیه اروپا افزایش یابد. مسکو بارها اعلام کرده که ثروتمندتر شدن این کشور باعث نمیشود سایر کشورهای جهان روسیه را بهعنوان تهدیدی جهانی قلمداد کنند. این در حالی است که وضعیت اقتصادی روسیه از جمله مهمترین موضوعهای مورد بررسی توسط واشنگتن است.
مسکو پیش از این مدعی شده بود که وابستگی شدید اروپا به انرژی تولید شده در روسیه سبب نخواهد شد که کرملین از افزایش تقاضای سوخت بهعنوان ابزاری برای تسلط بر منطقه استفاده کند. این گفتهها اگرچه آرامشبخش هستند ولی از دید اروپاییان به هیچوجه واقعیت ندارند. در ماه ژانویه سال جاری میلادی شرکت «گازپروم» روسیه اقدام به عقد قراردادهای سوخت با کشورهای صربستان و بلغارستان کرد. پس از افشای جزئیات این قراردادها معلوم شد که شرکت گازپروم در قبال امضای چند قرارداد سوختی با این کشورها، بخش بزرگی از داراییهای بخشی انرژی صربستان و بلغارستان را در اختیار خود گرفته است. مسکو نیز توجیه مناسبی بر ایجاد این استثمار نوین دارد. سرگئی ایوانف در ادامه سخنرانی خود تلویحا اشاره کرد که مسکو قصد ندارد در مورد ارسال یا عدم ارسال انرژی به اروپا زرنگی کند، بلکه کرملین با قطع گاه و بیگاه جریان سوخت به اروپا میخواهد از وضعیت موجود در بازار انرژی بیشترین بهره اقتصادی را بگیرد. تاکید روسها بر کاهش تسلیحات هستهای و عمل به پیمانهای مربوط به محدود کردن سلاحهای کشتار جمعی چیز تازهای نیست. آنان سعی دارند از این طریق با طرح ایجاد سپر دفاع موشکی آمریکا مقابله و آمریکا را بهعنوان یک جنگگستر همهجانبه معرفی کنند. اما سخنان پایانی ایوانف نیز قابل تعمق هستند: «روسیه و آمریکا باید به این سطح از رابطه بینالمللی دست یابند که قادر به نمایش قدرت رهبری باشند.» تقریبا همه دیپلماتهایی که در کنفرانس شرکت کرده بودند در مصاحبه با مطبوعات اعلام کردند که به کاربردن واژه «رابطه بینالمللی» در این جمله ایوانف بیانگر آن است که مسکو به سطح مطلوبی از اعتماد بهنفس دست یافته و اختلاف چندانی میان خود و رقیب دیرین نمیبیند.