تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۵  ، 
کد خبر : ۴۷۰۰۱

واکاوى اعتصاب‌هاى مطبوعاتى ۵۷


محمداسماعیل حیدرعلى (محمد حیدرى) عضو ارشد (سردبیر) شوراى سردبیرى روزنامه اطلاعات و دبیر سندیکاى نویسندگان و خبرنگاران (پس از انقلاب)
آگاهى از اندیشه جمعى و عملکرد جامعه مطبوعاتى ایران در واپسین ماه‌هاى زندگى رژیم پیشین نیازمند واکاوى ماجراهایى است که از کودتاى ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ تا آن زمان بر مطبوعات و مطبوعاتى‌ها گذشته بوده و چون چنین کارى در این نوشتار کوتاه شدنى نیست، ترکیب کلى روزنامه نگاران را در این ماه‌هاى واپسین نقطه شروع قرار مى‌دهم. اعضاى تحریریه مطبوعاتى آن زمان در یکى از این سه گروه جا داشتند:۱ـ گروهى که یا به آن رژیم باورمند بودند و یا به دلیل امکانات و منافعى که داشتند، از رژیم حمایت مى‌کردند.۲ـ گروهى که پیش از روزنامه‌نگار شدن فعال سیاسى بودند و پس از کودتاى سال ۳۲ (با فاصله چند سال محرومیت از حقوق اجتماعى یا در زندان بودند) به مطبوعات راه یافتند.۳ـ روزنامه نگاران حرفه‌اى و مستقل که نیروى جوان و پویاى جامعه روزنامه نگارى را تشکیل مى‌دادند. در این تقسیم‌بندى گروه اول را مى‌توان به مثابه راس یک هرم فرض کرد و گروه آخرى را قاعده آن. از گروه دوم کسانى جزء گروه اول بودند و عده بیشترى وابسته و دلبسته به گروه سوم. از چند سالى پیش از آغاز حرکت‌هاى انقلابى تنش‌ها و تضادهایى بین گروه اول و سوم آغاز شده بود که گاهى حتى به رودررویى آشکار نیز منجر مى‌شد. باید دانست در میان گروه اول عده‌اى تنها به دلیل منافعى که از رژیم و دولت آن عایدشان مى‌شد، مدافع شرایط حاکم بر کشور و مطبوعات بودند. همین گروه که بیشترین گرفتارى‌ها را براى روزنامه‌نگاران حرفه‌اى به وجود مى‌آوردند، با وزش اولین تندباد چمدان‌ها را بستند و راهى خارج (بیشتر آمریکا) شدند و ثابت کردند آن داستان معروف که «من نوکر شاهم، نه نوکر بادمجان» همیشه مصداق ندارد. البته عده‌اى از آنها تا مدتى پس از انقلاب هم در ایران ماندند بى آنکه مجال و امکان یکه‌تازى‌هاى گذشته را داشته باشند. با غیبت این گروه قاعده جامعه روزنامه‌نگارى مجال بیشترى براى طرح مطالبات صنفى خود که مهم‌ترین بخش آن حذف سانسور از مطبوعات بود، پیدا کردند. در چنین شرایطى جامعه روزنامه‌نگاران ایران پا به مرحله اى گذاشت که مصادف با آغاز مخالفت‌هاى آشکار با رژیم بود. هنوز نه تلویزیون ماهواره‌اى وجود داشت و نه اینترنت و تلفن همراه. از این رو نباید حیرت کرد که چرا هم رژیم و هم مخالفان آن مى‌کوشیدند در کنترل کردن و یا جلب موافقت و همدلى روزنامه‌نگاران از هم پیشى بگیرند. اولى مى‌کوشید با اعمال زور به هدف برسد و دومى ‌بر روى آرمان‌خواهى و آزادى‌طلبى بدنه اصلى جامعه روزنامه‌نگارى (همان گروه سوم) سرمایه‌گذارى مى‌کرد.در این رقابت طرف اول اشتباه خطرناکى کرد و در مهر ۱۳۵۷ نظامیانى را براى کنترل مطبوعات اثرگذار (اطلاعات، کیهان و آیندگان) به هیات تحریریه‌هاى این روزنامه‌ها فرستاد. این اشتباه جرقه‌اى بود که به انبار باروت اصابت کرد و سبب شد روزنامه‌نگاران دست به اعتصابى همگانى بزنند. اعتصاب‌کنندگان رهبرى اعتصاب را به سندیکاى خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات سپردند، اما سندیکا از ایفاى نقش مستقل سر باز زد و مقرر شد هیاتى مرکب از نمایندگان هیات تحریریه‌هاى آن سه روزنامه همراه با نمایندگانى از هیات مدیره سندیکا، با دولت طرف مذاکره شوند. محور اصلى این مذاکرات تقاضاى تضمین معتبرى براى عدم مداخله دولت و سازمان‌هاى امنیتى در امور مطبوعات و به رسمیت شناختن بى‌قید و شرط آزادى‌هاى پیش‌بینى شده براى مطبوعات در قانون اساسى (مشروطه) بود. دولت (شریف امامى) زود کوتاه آمد اما به دلایلى که اکنون برخى از آنها بر من معلوم است، مذاکراتى که مى‌توانست دو روزه تمام شود، نزدیک به یک هفته طول کشید و در پایان این دوره پس از صدور تعهدنامه رسمى ‌دولت در زمینه تضمین آزادى مطبوعات اعتصاب هم پایان یافت. بدین قرار مشخص است که تا این زمان انگیزه حاکم بر روح جمعى روزنامه‌نگاران ناشى از مسائل حرفه‌اى آنها بوده و هیچ انگیزه و برنامه سیاسى را نمى‌توان در این اعتصاب موثر دانست. اما با فراگیرى اعتراض‌ها و اعتصاب‌ها انگیزه‌هاى سیاسى نیز بر انگیزه‌هاى حرفه‌اى گروه روزافزونى از روزنامه‌نگاران مزید شد و در تحریریه‌ها کشمکش‌ها بر سر شیوه انعکاس رویدادها به فزونى نهاد. گروهى معتقد به بازتاب یافتن خبرها، تحلیل‌ها و بیانیه‌ها در چارچوب قانون اساسى و قانون مطبوعات با پرهیز از هیجان‌آفرینى بودند. اما گروهى دیگر مى‌کوشیدند فضاى حاکم بر تظاهرات خیابانى را در هیات تحریریه‌ها نیز حاکم گردانند. این گروه اکنون ترکیب خاصى داشت. بدین شرح که افرادى از نسل پیشین روزنامه‌نگاران یعنى همان‌هایى که تجربه کودتاى ۱۳۳۲ را از سرگذرانده بودند و کینه‌هایى به دل داشتند، اکثریت روزنامه‌نگاران یعنى جوان‌هاى پرشور و آرمان‌خواه را یکپارچه مى‌کردند تا در برابر رژیم متزلزل موضع سیاسى نیز بگیرند. کوشش اینان زمانى به ثمر نشست که پس از حوادث ۱۳ آبان ۱۳۵۷ دولت نظامى ‌ارتشبد ازهارى گروهى از روزنامه‌نگاران را بازداشت کرد و نیروهاى نظامى ‌و امنیتى را براى اشغال روزنامه‌هاى اطلاعات، کیهان و آیندگان فرستاد. آن روزنامه‌نگارانى که توانسته بودند بگریزند (از جمله خود من) و روزنامه‌نگارانى که نام‌هایشان در فهرست بازداشتى‌ها نبود، در سندیکاى نویسندگان و خبرنگاران گرد آمدند تا چاره‌اندیشى کنند. اما مگر جز اعتصاب چاره‌اى دیگر هم وجود داشت؟ این بار اعتصاب از همان لحظه‌هاى نخست ماهیتى کاملاً سیاسى داشت. روحیه حاکم بر جامعه انقلابى بر مطبوعاتى‌ها و سندیکاى آنها نیز حاکم شده بود و شرایطى فراهم آورد که هیاتى با اندیشه‌ها و سوابق سیاسى گوناگون اعتصابى را که ۶۳ روز به درازا کشید، راهبرى کند. براى درک اثرگذارى و اهمیت این اعتصاب تنها به این نکته اشاره مى‌کنم که امام خمینى(ره) فقط براى دو گروه از اعتصابیون حکم پایان دادن به اعتصاب و تشکر از همراهى آنها با ملت را صادر کردند. ۱ـ کارکنان صنعت نفت و ۲ـنویسندگان و خبرنگاران مطبوعات. آن اعتصاب ۶۳ روزه هنوز هم بین گروهى از روزنامه‌نگاران آن زمان مورد بحث و گفت‌وگو است. گروهى هنوز مى‌پرسند: با توجه به ذات حرفه ما که اطلاع‌رسانى است، آیا درست بود که ۶۳ روز جامعه را از وجود مطبوعاتى که مى‌توانستند حرفه‌اى‌تر از هر زمانى عمل کنند، محروم سازیم؟ و عده‌اى دیگر پاسخ مى‌دهند آیا با وجود برقرارى حکومت نظامى ‌فراگیر امکان روزنامه‌نگارى آزادانه وجود داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات