تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۷  ، 
کد خبر : ۴۷۰۰۶
بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى:

سالروز انقلاب و شرایط امروز


گروه سیاسى: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى ‌به مناسبت سالگرد پیروزى انقلاب بیانیه‌اى منتشر کرده است. متن کامل این بیانیه به این شرح است: دهه فجر انقلاب اسلامى ‌ایران یادآور سلحشورى‌ها و پایمردى‌هاى رهایى‌بخش و ستم‌سوز شما مردم آزادى‌خواه در برابر حاکمیت شجره خبیثه استبداد و سلطه خارجى است. فرا رسیدن این ایام خاطره‌انگیز و غرورآفرین در تاریخ پرافتخار ایران عزیز را به شمار تبریک عرض مى‌کنیم و یاد معمار انقلاب اسلامى ‌و رهبر آزاده، حضرت امام خمینى(ره) را گرامى مى‌داریم. بازخوانى ماهیت انقلاب اسلامى ‌ایران و ارزیابى وضعیت موجود نسبت به آرمان‌هاى جاویدان آن، پس از گذشت یک ربع قرن براى همه ما به خصوص نسل جوانى که بدون خاطره‌اى روشن از انقلاب و چرایى و ضرورت آن در فضایى کاملاً متفاوت تنفس مى‌کند، به ویژه با توجه به دغدغه‌ها و نگرانى‌هاى امروز، یک ضرورت است. واقعیت این است که در حال حاضر دو نگاه متفاوت به انقلاب اسلامى، دو رویکرد نسبت به ماهیت و چرایى انقلاب اسلامى ‌و دو دیدگاه نسبت به آرمان‌هاى انقلاب و الزامات امروز و آینده را فراروى ما قرار داده است.
براساس نگاه اول، انقلاب اسلامى ‌ایران پدیده‌اى ماهیتاً استثنایى با آرمان‌هایى بیگانه با روند اصلى مبارزات ملت ایران در تاریخ یکصد ساله اخیر است که از سال ۱۳۴۱ آغاز شد. در این نگاه، انقلاب اسلامى ‌نقطه پایانى بود بر حرکتى که از انقلاب مشروطه آغاز شد و مسیرى جدید با چشم‌اندازى ویژه براى ملت ایران رقم زد. جالب اینکه در این طیف دو جریان طرفدار انقلاب و جریان‌هاى مخالف انقلاب اشتراک‌نظر دارند. با این تفاوت که جریان اول، مبارزات سیاسى ـ اجتماعى از نهضت مشروطه تا انقلاب اسلامى ‌را حرکتى انحرافى و غربگرا ارزیابى مى‌کند که نتیجه‌اى جز ناکامى ‌و دور شدن از هویت اصیل اسلامى ‌براى ملت ایران نداشته است و جریان دوم برعکس، انقلاب اسلامى ‌را حاصل رقابت قدرت‌هاى جهانى و یا پدیده‌اى انحرافى و واپسگرا در تاریخ مبارزات ملت ایران و در خوشبینانه‌ترین حالت، نتیجه یک فرصت‌طلبى تاریخى از سوى نیروهاى مذهبى تلقى مى‌کند. بیگانه بودن انقلاب اسلامى ‌با گذشته مبارزات پرشور ملت ایران، تنها نقطه اشتراک این دو جریان نیست بلکه در نگاهى عمیق‌تر، اجماع و اتفاق آنان در بى‌اعتقادى به بلوغ و آگاهى ملت بزرگ ایران است که چنین اشتراک نظرى را میان ایشان نسبت به انقلاب موجب شده است. براساس دیدگاه دوم، انقلاب اسلامى ‌ایران پدیده‌اى است که در امتداد مبارزات ضداستعمارى ـ ضداستبدادى تاریخ معاصر ایران و در ادامه نهضت مشروطه و نهضت ملى شدن نفت، با رویکردى از جنس امثال نائینى و مدرس به اسلام و با آرمان‌ها و مطالباتى از جنس مطالبات ملت ایران در مبارزات یکصدساله اخیر، روى داده است. به نظر ما مبارزات سیاسى اجتماعى در تاریخ معاصر ایران همواره بر محور دو چالش اصلى استبداد داخلى و استعمار خارجى رقم خورده است. در جنبش‌هاى ملى مردمى ‌ایران در این دوره به فراخور شرایط سیاسى و تاریخى و ظرفیت و توان جنبش، گاه مبارزه با یکى اصل و دیگرى تابعى از آن بوده است و گاه نفى هر دو عامل استبداد و استعمار به یکسان هدف قرار گرفته است. جنبش مشروطه با توجه به تجربه شکست‌ها و ناکامى‌ها در برابر قدرت نظامى ‌و صنعتى برتر استعمار غرب و آگاهى از عقب‌ماندگى و ضعف در مقایسه با جهان پیشرفته، در دوره بیدارى، براساس این اندیشه شکل گرفت که استبداد داخلى عامل اصلى تمامى ‌ناکامى‌ها و تحقیرها و عقب‌ماندگى‌ها است.
بنابراین نفى استبداد و تاسیس نظامى ‌را هدف قرار داد که در آن قدرت مقید و مشروط به قانون و اراده ملت باشد. نهضت ملى شدن نفت پس از تجربه تلخ شکست نهضت مشروطه و سر بر آوردن دیکتاتورى خشن و وابسته رضاخانى از دل آن و مشاهده نقش‌آفرینى استعمار خارجى در امور داخلى کشور و غارت منابع و ثروت‌هاى ملى، بر پایه این دیدگاه شکل گرفت که در دوران جدید، استبداد داخلى زاییده و محصول استعمار خارجى است. از این رو در نهضت ملى بر پایه مبارزه با استعمار خارجى به عنوان عامل اصلى دوام استبداد و تشدید عقب‌ماندگى و محرومیت شکل گرفت و قطع سلطه خارجى را هدف قرار داد. انقلاب اسلامى ‌ایران پس از شکست نهضت ملى و تجربه یکى از سیاه‌ترین دوره‌هاى اختناق سیاسى که استبداد داخلى با تداوم سلطه استعمار، بر ملت ایران تحمیل کرده بود، بر پایه این باور ملى شکل گرفت که دو عامل استبداد داخلى و استعمار خارجى در ایران به پدیده‌هایى تاریخى وابسته به یکدیگر تبدیل شده و نفى یکى بدون نفى دیگرى کارساز نخواهد بود. رهبرى منحصر به فرد و پرصلابت امام خمینى که انواع مشروعیت دینى، سیاسى و انقلابى را در خود جمع داشت، بر پایه نگرشى نوین و امروزین به اسلام در سطح جامعه که در اثر مجاهدت‌هاى فکرى متفکران بزرگى نظیر بازرگان، طالقانى، شریعتى و مطهرى شکل گرفته بود، استفاده از تمامى ‌ظرفیت‌هاى ملى و مردمى ‌را براى نفى همزمان استبداد و استعمار ممکن ساخت و در نهایت ملت بزرگ ایران با پایمردى و سلحشورى غرورآفرین خود توانست چرخه تشدیدکننده استبداد ـ استعمار را درهم شکسته و شعار استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى ‌را ملاک راهنما براى ساختن ایرانى آباد، آزاد و مستقل بر بسترى از معنویت و اخلاق در میهن اسلامى ‌طنین‌انداز کند. انقلاب اسلامى ‌همان گونه که در خلأ و مستقل از روند تاریخى مبارزات ملت ایران شکل نگرفت، منتزع از شرایط ویژه بین‌الملل نیز نبود. همان‌گونه که نهضت مشروطه در شرایط تضاد روس و انگلیس شکل گرفت و نهضت ملى نفت در شرایط تضاد آمریکا و انگلیس سر برآورد، انقلاب اسلامى ‌ایران نیز از شرایط خاص بین‌المللى بهره برد. تضاد آمریکا و انگلیس در منطقه عربى خاورمیانه و خلیج فارس و نیز شرایط دوران جنگ سرد حاکم بر جهان دوقطبى و استفاده هوشمندانه رهبرى انقلاب از این فرصت ویژه و نیز اتخاذ شیوه‌هاى نو و ابتکارى در مدیریت جنبش، حرکت انقلاب را در مسیر حل تضادهاى آزادى ـ استبداد و استقلال ـ استعمار، به نفع خواسته‌هاى دیرپاى ملت ایران آسان‌تر و پرشتاب‌تر مى‌کرد. با توجه به چنین تحلیلى از ماهیت انقلاب که البته بسط و تشریح آن مجال بیشترى مى‌طلبد، مى‌توان درک عمیق‌تر و واقعى‌ترى از اصلى‌ترین شعارها و آرمان‌هاى انقلاب به دست آورد و بى‌پایگى ادعاهاى آزادى ستیز را دریافت. آرى، ملت آگاه ایران برپایه چنین درکى از ماهیت انقلاب اسلامى ‌بود که استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى ‌را به عنوان تبلور خواسته‌هاى ملت و گویاترین توصیف از ماهیت ضداستبدادى و ضداستعمارى انقلاب در صدر شعارهاى خود قرار دادند. در این شعار، استقلال بیانگر اراده ملت در نفى استعمار، آزادى نشانه عزم ملت در نفى استبداد و جمهورى اسلامى ‌حاکى از خواست ملى در حاکمیت مردم در اداره امور کشور به جاى حاکمیت فردى بر سرنوشت جامعه بود. شعار اثباتى جمهورى اسلامى ‌به عنوان طرحى از نظام سیاسى مطلوب پس از نفى استبداد و استعمار، به روشنى از خودآگاهى ملى نسبت به همبستگى تاریخى استبداد و استعمار در تاریخ معاصر ایران خبر مى‌داد. با پیروزى انقلاب اسلامى، استقلال سیاسى کشور تأمین شد و تنها باید از طریق برپایى نظام جمهورى و مردم سالار به نهادینه شدن آن و تضمین آزادى به دست آمده مى‌پرداختیم اما اندیشه جمهوریت و بیش از آن آزادى تحت‌الشعاع حوادثى نظیر ترور، حرکت‌هاى واگرایانه و جنگ که کیان انقلاب را تهدید مى‌کرد، مغفول ماند. اما پس از استقرار امور، این غفلت که بنا نبود از حد یک استثنا فراتر رود، جزء ثابت‌هاى انقلاب اسلامى ‌تلقى شد.
جنبش دوم خرداد در واقع واکنشى ملى علیه این وضعیت به شمار مى‌آمد. امروز ناکامى‌ جنبش دوم خرداد از تحقق اهداف مردم‌سالارانه، بیش از پیش بر دامنه و حجم نگرانى‌ها افزوده است. اکنون اگر نسل جوان ما با مشاهده عقاید خرافى، تحریف شده و غلوآمیز دینى و تمسک به دافعه برانگیزترین و عوام زده‌ترین اشکال و شیوه‌ها در تبلیغ اندیشه دینى، با مشاهده مواضع غیرعقلانى نسبت به اصالت و ماهیت آرمان‌هاى انقلاب تردید و تصور کند آرمان انقلاب و خواست‌هاى مبارزان چیزى از جنس همین افکار و رویه‌ها بوده است، نمى‌توان بر او خرده گرفت. نسل امروز ما باید بداند که رژیم شاه براى این منفور نبود که اجازه ترویج عقاید خرافى و تفرقه افکن دینى را نمى‌داد بلکه برعکس، او خود با ادعاى نظرکردگى حضرت عباس و امام زمان(عج)، ترویج خرافات را ضامن بقاى نظام سلطنت مى‌دانست. تظاهرات و راهپیمایى‌هاى مردمى ‌روزهاى منتهى به انقلاب گواه صادقى بر این واقعیت است که او منفور در نزد اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان اعم از ملتزم به شعائر و غیرملتزم به ظواهر بود. آنچنان که اقداماتى نظیر بستن مشروب‌فروشى‌ها نیز گره از کار نگشود. هدف انقلاب اسلامى ‌برچیدن نظام وابسته و پایان دادن به مناسبات شاهانه در ایران بود. به صراحت و امیدوارانه باید گفت که وضعیت امروز ما به هیچ‌وجه با دوران حاکمیت شاه که کمترین صداى مخالفى تحمل نمى‌شد قابل مقایسه نیست اما اگر نتیجه این ارزیابى چندان امیدبخش نبود و از روندى پرشتاب در فاصله گرفتن از آرمان‌ها و شعارهاى اصیل انقلاب حکایت داشت آن هنگام باید از بازتولید وضع گذشته با ظاهر اسلامى ‌سخت احساس خطر کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات