تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۴۷۰۰۹
نهضت آزادى و ملى ـ مذهبى‌ها

بازرگان توصیه مطهرى به امام بود

مقدمه: گروه سیاسى: ابوالفضل بازرگان عضو شوراى مرکزى نهضت آزادى ایران در آستانه سالروز انقلاب اسلامى ‌به بازکاوى اندیشه بازرگان بنیانگذار نهضت آزادى ایران در جریان دولت موقت در گفت‌وگو با سایت «روز» پرداخت.

* مرحوم مهندس بازرگان معتقد به سیاست گام به گام بود، به جاى انقلاب که با عدم استقبال جامعه مواجه شد. الان که بیست و هفت سال از آن روزها مى‌گذرد به نظر شما آیا آن سیاست درست بود؟
** سیاست گام به گام [یا به گفته مرحوم مهندس بازرگان و نهضت آزادى ایران، سیاست سنگر به سنگر] در راستاى دستیابى به اهداف انقلاب یعنى کسب قدرت و تغییر نظام از سلطنت به جمهورى ولى به صورت مسالمت‌آمیز و طبق نظم و برنامه بود. در آن صورت، امکان سازماندهى و تعیین راهبردها و راهکارهاى کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت براى انتقال آرام قدرت و اداره کشور فراهم مى‌شد.
انقلاب به دلیل پیروزى سریع نتوانست نهادهاى لازم را پیش از پیروزى ایجاد کند و لذا با آنکه با کمترین تلفات انسانى [در مقایسه با انقلاب‌هاى دیگر] به پیروزى رسید، عوارض و مشکلاتى را در پى داشت که هنوز هم حل نشده است. البته چون سیاست پیشنهادى تجربه نشد، قضاوت درباره میزان احتمال موفقیت آن و مقایسه دستاوردهاى احتمالى آن با پیامدها و دستاوردهاى واقعى انقلاب مقدور نیست.
* دولتى که توسط مهندس بازرگان تشکیل شد یک دولت جناحى بود و متشکل از افراد جبهه ملى و نهضت آزادى. آیا بهتر نبود در آن شرایط حساس از تمام گروه‌ها در دولت استفاده مى‌شد تا با دادن امتیاز به آنها مخالفت‌ها هم فروکش مى‌کرد؟
** چون در حکم انتصاب مهندس بازرگان به نخست‌وزیرى قید شده بود که هیات وزیران بدون تعلقات حزبى تعیین شود، آن مرحوم علاوه بر اعضاى جبهه ملى و نهضت آزادى افرادى از حزب ملت ایران، جاما، انجمن اسلامى ‌مهندسین [غیرسیاسى] و چندین نفر بدون وابستگى تشکیلاتى را معرفى کرد و تک تک آنها پس از تایید شوراى انقلاب از رهبر انقلاب حکم گرفتند.
بدین ترتیب، درصد قابل توجهى از وزیران به جبهه ملى و نهضت آزادى تعلق نداشتند. گزینش وزیران براساس اعتماد نسبت به دیانت و میهن‌دوستى آنان و داشتن تجربه مفید در کارهاى اجرایى بود. بنابراین، امکان انتخاب و معرفى افرادى که صرفاً داراى سابقه فعالیت سیاسى [حتى انقلابى] ولى فاقد خصوصیات و توانمندى‌هاى لازم براى ایفاى وظیفه سنگین اداره وزارتخانه در آن شرایط ملتهب و بحرانى بودند وجود نداشت.
* مهندس بازرگان اهل ریا و دورویى نبود و به همین خاطر در بحبوحه انقلابیگرى، تک و تنها مردم را به آرامش دعوت مى‌کرد و این صدا در مقابل غریو انقلابیون جوان گم مى‌شد و حتى علیه خود مهندس هم استفاده مى‌شد. آیا بهتر نبود ایشان در یک پدیده مانند انقلاب، با زبان خود مردم با آنها صحبت مى‌کرد شاید انقلاب معتدل‌تر مى‌شد؟
** به همان دلیل که مهندس بازرگان اهل ریا، دورویى، اثرپذیرى از هیجانات و سوار شدن بر موج نبود، حاضر نمى‌شد که به خاطر ایجاد اعتدال از زبانى جز زبان عادى خودش استفاده کند، ضمن آنکه اصولاً در آن فضا و شرایط ویژه، دعوت به اعتدال و به کار بردن هرگونه لحن به اصطلاح غیرانقلابى نمى‌توانست موثر واقع شود.
* آقاى غفارى در مصاحبه اى با شرق مى‌گوید «اینکه آقاى بازرگان مرتب صدایش درمى‌آمد که: من چاقویى هستم که دسته آن در دستان خودم و تیغه آن در دست دیگران است، درست مى‌گفت. واقعاً شرایط همین بود. آقاى بازرگان باید تلاش مى‌کرد که آرام‌آرام تیغه چاقو را هم به دست بگیرد» نظر شما در این‌باره چیست؟
** ترکیب افراد و نیروهاى اثرگذار و تصمیم‌گیرنده و نحوه توزیع قدرت به گونه‌اى بود که تلاش‌هاى مستمر مهندس بازرگان براى ایجاد وحدت مدیریت و تصمیم‌گیرى و به دست آوردن قدرت و امکانات لازم براى اجراى برنامه‌هاى مورد تعهد دولت بى‌نتیجه و تیغه چاقو همچنان در دست مراکز دیگر قدرت باقى ماند و حتى دولت به تدریج ضعیف‌تر شد.
* مرحوم مهندس بازرگان همان حرف‌هایى را در ۲۷ سال پیش مى‌زد که اکنون خیلى‌هاى دیگر تکرارش مى‌کنند بى‌آنکه معتقد به مرحوم بازرگان باشند و حتى آن زمان جز مخالفینش بودند. چگونه بود که مرحوم بازرگان در عصر انقلاب‌ها صحبت از دموکراسى و حقوق بشر مى‌کرد؟
** آن زنده یاد، در هر زمان، آنچه را که در خیر و صلاح ایران و اسلام مى‌دید و بیانش را برخود واجب مى‌پنداشت بدون آنکه انتظار تاثیر زودرس یا تحقق فورى آن را داشته باشد با صراحت به زبان مى‌آورد یا مى‌نگاشت. به گفته بعضى از یارانش، او چیزى را در خشت خام مى‌دید که دیگران، حتى فرهیختگان، در آینه نمى‌دیدند. از همین رو بسیارى از گفته‌هایش فرازمانى بود و تنها گذشت روزگار مى‌توانست درستى آنها را ثابت کند.
* نهضت آزادى در انقلاب نقش داشت اما نه آنچنان که دیگر گروه‌ها داشتند و شهید برایش دادند. به این جهت سپردن دولت موقت به این گروه براى بسیارى از گروه‌ها ناراحت‌کننده بود و از همان ابتدا به مخالفت برخاستند. دلیل این اقدام امام چه بود؟ چرا به همفکران خودشان دولت را نسپرد؟
** در دوره پیش از پیروزى انقلاب، نهضت آزادى ایران، مانند هر حزب یا سازمان علنى دیگر، به واسطه فشار و محدودیت شدید از سوى ساواک، امکان فعالیت موثر و توسعه سازمانى و حتى حفظ ساختار موجودش را نداشت. بنابراین تعداد اعضاى رسمى ‌نهضت آزادى بسیار کم بود و به لحاظ فیزیکى نمى‌توانست نقش چندانى در عملیات انقلابى داشته باشد. اما معدود مسئولان و فعالان آن به لحاظ برنامه‌ریزى و اداره اعتصابات، راهپیمایى‌ها و تبلیغات [به طور خلاصه، در مدیریت انقلاب] نقش چشمگیرى داشتند، ضمن آنکه درصد تعداد شهداى دوران انقلاب در برابر جمعیت کشور ناچیز بود و بسیارى از فعالان و رهبران گروه‌هاى دیگر نیز به فیض شهادت نائل نشدند.
از سوى دیگر، پاره‌اى از رهبران نهضت تهدید به قتل شده یا مورد سوءقصد قرار گرفتند. فارغ از این موارد، شخص مهندس بازرگان به واسطه دیانت و سابقه مبارزاتى مورد قبول و احترام روحانیان و روشنفکران بود و خیلى بیش و پیش از شهید مفتح به عنوان عامل ارتباط و وحدت حوزه و دانشگاه شناخته مى‌شد. از این رو، وی در آن شرایط ویژه بهترین و شاید تنها گزینه برای تشکیل دولت موقت انقلاب به شمار می‌رفت. به همین علت با آنکه شخصاً تمایلی به قبول مسئولیت در آن شرایط ملتهب و بدون نظم و اعتدال نداشت، بر اثر توصیه رهبر انقلاب به نخست‌وزیری منصوب شد. با توجه به روحیه امام خمینی و اعضای شورای انقلاب، این تصور که گزینش ایشان به خاطر جلب نظر غربی‌ها بوده است دور از منطق و عقلانیت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات