علی شیرازی
اخیرا آقای سیدمحمد خاتمی ـ رئیسجمهور سابق ایران ـ در دیدار با اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب گفته است: «بنده شهادت میدهم که سازمان مجاهدین انقلاب به عنوان یک تشکیلات علاقهمند به اسلام و انقلاب و علاقهمند به سربلندی ایران، رشد و اعتلای جامعه همواره در صحنه بوده و صحنه هم برای سازمان هموار نبوده، یعنی از آغاز مشکلات، فشارها و مسائل خاصی داشته که البته در شرایط مختلف فرق میکرده است.»
حتما آقای خاتمی از یاد نبردهاند همین آقایان که تعدادشان به قول برخی از اصلاحطلبان، در یک فولکس جای میگرفتند، در دوران امام(ره) در مقابل امام ایستادند و به حرفهای امام در خصوص سازمان خویش توجهی نکردند!
حتما آقای خاتمی از یاد نبردهاند که برخی از سران همین تشکیلات در دوران اصلاحات، در غائلهآفرینی خرمآباد نقش داشتند!
حتما آقای خاتمی اهانتهای آقای آغاجری ـ عضو برجسته این سازمان ـ در همدان علیه اسلام، مرجعیت، ارزشها و مردم را فراموش نکردهاند!
حتما به یاد دارند که سازمان مجاهدین انقلاب طی بیانهای از حرفهای مضحک آغاجری دفاع کرد. وی مردم را میمون خوانده بود و امروز این تشکیلات علاقهمند به رشد و اعتلای جامعه معرفی میشود.
در آن روز جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام کرد: «سازمان موسوم به مجاهدین انقلاب اسلامی، در جهت بدبین کردن نسل جوان به اسلام و روحانیت، و تفکیک دادن دین از سیاست ـ که هدف دشمنان جهانی اسلام نیز هست ـ تلاش میکند.»
جامعه مدرسین در اطلاعیه خود افزود: «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چنین سازمانی را فاقد مشروعیت دینی میداند، و متدینین را از همکاری با آنها برحذر میدارد.»
حتما آقای خاتمی خوب میدانند که جامعه مدرسین در گذشته نیز در برابر جریانهای باطل ایستاده است و بر همان اساس امام راحل(ره) در آخرین روزهای حیات، در منشور روحانیت آوردند: «جدا شدن از جامعه مدرسین، افتاده در دام اسلام آمریکایی است.»
حتما ایشان فراموش نکرده که در همان روزها آقای قدرتالله علیخانی ـ که از یاران همراه ایشان بود ـ گفت: «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم حق اظهارنظر دارند و در گذشته هم به واقع در شرایط حساسی که پیش میآمد به وظایف خود عمل کرده و مردم را نسبت به وظایف دینی خود آشنا کردند... مواضع جامعه مدرسین از نظر دینی برای مردم بر نظرات خیلیها مقدم است و وقتی زمان آن برسد، مردم نشان میدهند که نظرات جامعه مدرسین را بر نظرات دیگران ترجیح خواهند داد.»
هنوز مردم این ماجراها را فراموش نکردهاند.
آقای خاتمی در همان سخنرانی، در خصوص نشریه عصر ما ـ ارگان سازمان مجاهدین انقلاب ـ گفته است: «همان نشریهای که پانزده روز یک بار یا ماهی یک مرتبه منتشر میشد، در بیدارگری، مفهومسازی و جهتدهی جامعه مؤثر بود.»
حتما آقای خاتمی به یاد دارند که در هشت سال شبههافکنی در مطبوعات، در دوران اصلاحات، 2350 فقره شبهه مطبوعاتی داشتهایم که انقلاب اسلامی، روحانیت، ولایت فقیه، و اندیشههای امام را زیر سؤال بردهاند، اباحهگری و ابتذال را ترویج کردهاند. عصمت انبیاء و ائمه(ع) را مورد تردید قرار دادهاند. به ضروریات دین تاختهاند!!
نشریه عصر ما نیز یکی از نشریاتی است که نام آن در مجموع نامهای نشریات شبههافکن به روشنی مشهود است.
راستی دفاع از این هتاکان علیه دین و مردم به چه منظور است؟ تا آن جا که آقای خاتمی میگوید: «اگر بخواهیم تشکیلاتی داشته باشیم که باید داشته باشیم، مطمئنا جایی مثل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی جایگاه ویژه خود را دارد.»
سازمان مجاهدین چون نامش در جامعه مطرح نیست، با این دیدار خواسته از قدرت آقای خاتمی بهره برد و دوباره به مطبوعات راه یابد. طرح این حرفها در امتداد این هدف، آقای خاتمی را زیر سؤال میبرد. شما با اینان همراه میشوید که آنها با استفاده از شما، دوباره به دین و ارزشها و انقلاب اسلامی و امام(ره) بتازند؟!
زیباست که آقای خاتمی در آن جمع میگوید: «من حتی از نظر وضعیت کنونی ترکیب نیروها برای آینده انقلاب اسلامی و رهبری احساس خطر میکنم. یعنی در مجلس خبرگان ممکن است مسیر به سمتی برودکه کسانی که دقیقا با انقلاب سازگاری نداشتند ابتکار عمل را در دست بگیرند.»
ظاهر کلام این است که باید طیف اصلاحطلبان و سازمان مجاهدین انقلاب وارد بشوند تا انقلاب اسلامی را حفظ کنند. همانها که در مجلس ششم و وزارت کشور دوران اصلاحات، به ارزشها وقعی ننهادند و دین مردم را به بازی گرفتند!
آقای خاتمی چوب را به دست دزد میدهد تا دزد را بگیرد! انقلاب را میخواهد به دست مخالفان آن و مخالفان رهبری بدهد تا از اسلام و رهبری دفاع کنند!
آقای خاتمی در همان سخنرانی گفته است: «اشتباه بزرگ استراتژیک اصلاحطلبان تقریبا بریده شدن از جامعه و مسائل روزمره جامعه بوده است.»
آیا این بریده شدههای از جامعه که مردم را میمون میدانستند، میتوانند افرادی را به مجلس خبرگان بفرستند که حامی مواضع اسلام، رهبری و مردم باشند؟
مردم نامههای گستاخانه این آقایان به رهبری نظام را فراموش نکردهاند. مردم اهانتهای این گروه به ولایت فقیه را از یاد نبردهاند. چطور به این زودی آنان را تطهیر میکنید؟
حتما آقای خاتمی به یاد دارد که در 16 آذر 83 در دانشگاه تهران گفت: «از میان اردوگاه اصلاحطلبان، صدای نفوذیها شنیده میشود» این حرف اذعان به اشتباه خاتمی بود. او فهمید؛ اما دیر. در فردایی نه چندان دور، خاتمی برای پشیمانی از این حرفها در کجا سخن خواهد گفت؟
ریاست دنیا ارزشی ندارد که به خاطر آن دست دوستی با این سازمان نامشروع بدهید. دیر یا زود دنیا پایان میپذیرد. این حکم قطعی است. آب را گل آلود نکنید. مردم فهیم ایران در آب گلآلود هم اجازه نمیدهند کسی ماهی بگیرد. مردم هرگز به منادیان اسلام منهای روحانیت و به حامیان آنان برای ورود به مجلس خبرگان رأی نمیدهند. آنها نیز هرگز نمیتوانند با ورود به مجلس خبرگان، رهبری را تضعیف و یا قدرت از دست داده خویش را بازیابند. مردودان در امتحان دیروز، هرگز وارد دانشگاه نمیشوند. بهتر است به جای این حرفها، در فرصتی که برای اندیشیدن دارید، بر اشتباهات دیروز مرور کنید و ار تکرار آن بپرهیزید. این برای اصلاحطلبان و برای آینده کشور بهتر است.