تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۴۷۰۵۹

انقلاب، اندیشه و افق‌های پیش‌رو


سیدباقر میرعبداللهی
انقلاب اسلامی ‌اینک به پایان دهه سوم عمر خویش نزدیک می‌شود. در این سه دهه، سربازان در گاهواره امام، به قد و قامت خود انقلاب رشد کرده‌اند و بالیده‌اند. میراث بیست و چند ساله امام نیز، بیش و کم، جایگاه خود را در زمان و جهان بازیافته است. حالا دیگر پیشوای فقید انقلاب نه فقط «رهبر مذهبی ملت ایران»، بلکه یکی از «کاریزماهای دوران معاصر» و انقلاب او نیز نه فقط «اعتراض خونین مردم مستضعف»، بلکه «جمهوری» به شیوه «اسلامی» است. آنچه انقلاب اسلامی ‌به عنوان «وضعیت‌های جدید در قلمرو اندیشه» پیش‌روی ما و دیگران نهاده است، چه در سامانه تئوری‌پردازی و یا عمل، به همان جوهره‌ای باز می‌گردد که در ترکیب جمهوریت و اسلامیت جلوه‌گر است. آن نظام حقیقی و حقوقی که انقلاب اسلامی ‌پیشنهاد می‌کند، هم به عنوان شیوه‌ای از شیوه‌های حکومت داری (جمهوری) و هم به عنوان ارائه بینشی مبتنی بر وحی (اسلامی )، در نظر معتقدان به آن، آن قدر عام هست که بتواند تئوری و عمل را در حوزه‌های اندیشگی سامان دهد.
تاثیر انقلاب اسلامی ‌در علوم عقلی، که در گونه سنتی آن در میراث ارجمند فلسفه و عرفان اسلامی ‌جلوه کرده است، به دلایل مختلف انکارناپذیر است: اولاً این خود اسلام جانبدارانه و البته به شیوه پذیرفته خود عقل و عقلانیت را در تمام ساحت‌های ممکن ارج می‌نهد. اندیشمندان مسلمان شیعی نیز، چه در عرصه رسمی‌ شریعت (فقه و حدیث) و چه در عرصه‌های پیرامونی (فلسفه، کلام و عرفان)، بر عامل عقل به مثابه روش و منش عنایتی در خور داشته‌اند. دیگر این که بسیاری از سردمداران انقلاب اسلامی، از جمله رهبر فقید آن و شاگردان و هواخواهان او و نیز بسیاری از معاصران دیگر، همه اهل فلسفه بوده‌اند و علاوه بر سرگرم و دلگرم بودن به آن، به شیوه فلسفی می‌زیسته‌اند و می‌اندیشیده‌اند. امروزه می‌دانیم که اصل بنیادین انقلاب، تئوری ولایت فقیه، در فرم امامت شیعی شرح و بیان می‌شود و امامت نیز مساله‌ای کلامی، و در نتیجه عقلی، است. امام خمینی اگر چه فقیه بود، اما دریافته بود که بنیاد تئوریک انقلابش با سازه‌ها و سامانه‌های عقلی ـ کلامی‌ و فلسفی نیز پی‌ریزی و برخوردار از کفایت توضیحی می‌شود. نمونه دیگر تاثیر انقلاب اسلامی ‌در این حوزه از اندیشه، اقبال و توجهی است که نسل پسین به فراگیری این سنت عقلانی در مراکز آموزش عالی از خودشان داده‌اند، و خوب پیداست که این وضعیت نومحصول تاثیر و تاثر میان فضای کنونی و هویت انقلاب اسلامی ‌است. توجه به میراث فلسفی مسلمانان، به نوبه خود، همچنین توانسته است به فضای نقد دامن بزند و به مخاطبان و تماشاگران این سنت بگوید که یک مفهوم عقلانی را به گونه‌ای بسیار متنوع می‌توان فهم کرد. و به خوبی پیداست که چنین ایده‌ای اگر از منطقه فنی خود پا فراتر بگذارد و در ذهن و زبان مجریان و اهل حکومت بنشیند، تا چه مایه می‌‌تواند برکت‌زا و باعث پیشرفت باشد.
اما تاثیر آموزه‌های انقلاب در آنچه آن را «اندیشه اقتصادی» می‌نامیم، اگر چه نه به وضوح قلمروهای دیگر، اما پیداست. اقتصاد، به حکم آن که با عینی‌ترین جلوه‌های زیست مردم سروکار دارد، منطقی بود که دستمایه خردورزی‌های اندیشمندان پس از انقلاب قرار بگیرد، اگر چه باید اذعان کرد که تلاش این عالمان هنوز به آن جا راه برده است که «مکتب اقتصاد اسلام» را فرانمایاند، اما بی‌تردید این نتیجه را داشته است که راهکارهای ارائه چنین مکتبی را درکتاب و سنت نشان دهد و براصل وجود آن تاکید و اصرار کند، اگر چه تدوین منظم و دستگاهمند آن تلاش‌های بیشتری را می‌طلبد.
معتقدان به انقلاب اسلامی، اگر چه همچنان بر آرمان‌ها پای می‌فشرند، اما به روزآمدی، کارآمدی، فرا رفتن از حد محدود کلیشه‌ها و قرار گرفتن در فضاهای نو و تجربه‌های تازه نیز توجه و اعتقاد دارند. در نظر معتقدان به انقلاب اسلامی ‌به مثابه اندیشه، آن چه آن را از ماندن می‌رهاند، در واقع، پیش چشم داشتن هماره همان چیزی است که «اندیشه» منادی آن است: پویایی و نگریستن به افق‌های پیش‌رو.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات