پس از آن که دولت شریف امامی در سرکوبی انقلابیون و مخالفین رژیم ناتوان نشان داد جعفر شریفامامی در چهاردهم آبان ماه سال ۱۳۵۷ از نخستوزیری استعفا و جای خود را به دولت نظامی ارتشبد غلامرضا ازهاری سپرد. در همان روز اول تشکیل دولت نظامی، ازهاری وزیرانی را که توانسته بود انتخاب کند، با خود به مجلس برد و با تعظیم به نمایندگان مجلس و نطق سیاستمدارانه دست خود را روکرد. در دولت ازهاری هفت نفر نظامی و باقیمانده غیرنظامی بودند.
پس از استقرار دولت، فرصتهای سیاسی شاه پیوسته رو به نابودی گرایید. در آغاز آرامش کوتاهی در خیابانها پدیدار گشت و برای هر دو طرف امکاناتی فراهم شد تا به استحکام سنگرهای خود بپردازند. با ادامه کار دولت نظامی، شاه سپهبد ناصر مقدم را مامور پیگیری تلاشهای خود برای جلب رضایت گروههای سیاسی به شرکت در دولت ائتلافی کرده بود. مقدم بلافاصله از مهندس بازرگان که به تازگی به ایران بازگشته بود میخواهد با توجه به سخنان توبهآمیز شاه که به گناهان گذشته خود اعتراف کرده است، دولت ائتلافی تشکیل دهد که بازرگان در پاسخ؛ بیاعتمادی خود را نسبت به شاه اعلام میدارد. همچنین حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ به سئوالات خبرنگاران راجع به دولت ازهاری اعلام داشت «شاه راست میگوید. دولت نظامی موفق میشود!؟ کار شاه جز فریب و نیرنگ نیست و گمان کرده است به صرف اعتراف، ملت از او دست برخواهد داشت.»
حضرت امام(ره) همچنین طی سخنرانی برای ایرانیان مقیم نوفل لوشاتو میفرماید «مردم حکومت نظامی را دیده اند. دیگر چیز عجیبی نیست که حالا به چشم مردم عجیب بیاید و بترسند. کسی خیال نکند حکومت نظامی راه حل است، یا آمریکا خیال کند به این که کودتای نظامی بشود، رژیم را میبرد و نظامیان سر کار میآیند، مگر میشود؟!»
در این دوران، بسان همیشه کشورهای آمریکا و شوروی تمامی حوادث داخلی ایران را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و گزارشهای مختلفی در این خصوص تهیه و به سران کشورهای خود ارسال میکردند، به طوری که در یکی از گزارشهای سولیون ـ دیپلمات آمریکایی ـ آمده بود «آیتالله خمینی این چنین که میگویند یک گاندی است و در اثر همسازی مردم و ارتش میتواند نظام جمهوری اسلامی را پی ریزد که دارای نفوذ غربگرایانه و به مراتب نیرومندتر از رژیم فعلی خواهد بود» اما شوروی که از روی کارآمدن دولت نظامی در ایران سخت برآشفته بود در پیامی تند، آمریکا را از دخالت در اوضاع ایران منع کرد که کارتر در پاسخ اعلام داشت آمریکا قصد دخالت در امور ایران را ندارد.
درست در همین روزها که اختلافات آمریکا و شوروی در زمینه مداخلاتشان در امور کشور رو به افزایش یافته بود، بار دیگر درگیریهای تند خیابانی و ابراز مخالفت مردم با رژیم شروع شد. در روز بیست و ششم آبان که کماندوهای گارد شاهنشاهی و نیروهای ویژه آماده شده بودند تا قدرتنمایی نمایند، امام خمینی(ره) این روز را به عنوان روز ارتش اعلام کردند و مردم از صبح با سبد سبد گل به استقبال سربازان و نظامیان رفته و ارتش که پیش از این آمادگی خود را جهت پیوستن به قیامهای مردمی اعلام کرده بود، زیر باران گلها و آفرین مردمی تحت تاثیر فراوان قرار گرفتند.
با فرا رسیدن مام محرم (آذر ماه ۵۷) امام خمینی طی پیامی با عرض تسلیت فرارسیدن ماه محرم و آگاه ساختن مردم از اوضاع داخلی کشور، سربازان و ارتشیان را به ترک برادرکشی دعوت کرد. ایشان در فرازهایی از این پیام آورده است «شاه اگر به دست مردم نیفتد یک راه دارد و آن برکناری از یاغیگری و سلطنت غاصبانه است. اگر کسی از سیاسیون با بودن شاه خائن درصدد به دست گرفتن حکومت باشد، مطرود و مخالف اسلام است و بر ملت است که او را طرد کند، فرصتطلبان به جای خود بنشینند که پایگاهی ندارند.»
در شب اول محرم و ساعتی پس از آغاز زمان منع عبور و مرور، طبق یک طرح حساب شده از گوشه و کنار شهر فریاد «اللهاکبر»، «مرگ بر شاه» و «زنده باد خمینی» طنین انداز شد. نظامیان در مواجهه با این اقدام، شروع به تیراندازی هوایی نمودند، اما مردم پس از لحظاتی به خیابان آمده و شروع به تظاهرات ضد رژیم نمودند که تیراندازی زمینی شروع شد و هزاران گلوله شلیک گردید. همچنین به دستور ازهاری صدها تانک از مراکز نظامی بیرون آمد و در سطح شهر تهران تردد نمودند. در این درگیریها تعدادی از نیروهای انقلابی به شهادت رسیدند. البته عکسالعمل ازهاری در برابر اینگونه شعارهای ضد رژیم در نوع خود جالب توجه است. وی صبح روز بعد از تظاهرات شبانگاهی با ایراد سخنرانی در صحن مجلس ادعا کرد «که صداهای دیشب از نوارهایی بود که این سو و آن سو کار گذاشته بودند.»
در چنین شرایطی که اوضاع دقیقا برخلاف میل رژیم پیش میرفت، شاه با صدور دستور عدم ممانعت از تظاهرات مردم در روزهای تاسوعا و عاشورا، از قدرت نمایی در این دو روز خودداری کرد، لذا دولت ازهاری اعلام داشت «ارتش، خود را از مسیر تظاهرات و راهپیماییها کنار خواهد کشید و تنها درصورت آشوبگری مداخله خواهدکرد.» به دعوت آیتالله طالقانی و جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر و تایید حضرت امام خمینی، راهپیماییهای عظیم در دو روز تاسوعا و عاشورا در سراسر کشور برگزار شد به طوری که در روز تاسوعا حدود یک میلیون نفر از شهروندان تهرانی برای اجرای مراسم عزاداری که صرفا با هدف تظاهرات سیاسی بود ـ به سطح خیابانها آمده و با حمل تابلوهای بزرگی از امام خمینی و سایر مبارزین شعارهای ضدرژیم سر دادند.
فردای آن روز هم ـ عاشورا ـ میلیونها نفر از مردم سراسر ایران به خیابانها ریختند و شروع به تظاهرات نمودند. در این روز تظاهرات مردم اصفهان به درگیری کشیده شد.
در این راهپیمایی قطعنامه هفده ماده ای شامل مواردی از قبیل به رسمیت شناختن حضرت امام خمینی به عنوان رهبر مردم، الغای رژیم شاه و سلطنت، استقرار حکومت عدل اسلامی، آزادی زندانیان سیاسی و ادامه اعتصابات تا سرنگونی حکومت شاه به تصویب رسید.
با پایان یافتن راهپیمایی مردم در روز عاشورا، حضرت امام خمینی از پاریس اعلامیهای صادر کرد. در این اعلامیه از راهپیماییهای روز عاشورا و تاسوعا به نام «رفراندوم علیه شاه جنایت کار» یاد شده بود و از شاه خواسته شده بود که اراده ملت را بپذیرد و استعفا کند.
البته عصر روز عاشورا حادثه دیگری نیز به وقوع پیوست و آن گلوله بستن افسران و درجهداران وفادار به شاه در ناهارخوری افسران گارد شاهنشاهی در لویزان توسط سلامت بخش و امیدی عابد ـ درجهداران گارد ـ بود. این موضوع توانست تاثیر فراوانی بر روحیه نیروهای گارد در جهت عدم سرکوبی انقلابیون بگذارد.
در مجموع راهپیماییهای محرم کل مشروعیت سلطنت را موکداً زیر سئوال برد. درخواستهای انقلابیون از شبکه ارتباطی مساجد، سریعا به سراسر کشور گسترش مییافت و روز به روز رژیم شاه و دولت وقت متزلزلتر نشان میدادند. همچنین پیامها و اعلامیههای حضرت امام که از پاریس میرسید با مسئولیت شهید بهشتی که نمایندگانی در سراسر ایران داشت توزیع و اطلاعرسانی میشد.
شاه که در این دوران موقعیت رژیم را متزلزل و آسیبپذیرتر از گذشته دید، بلادرنگ برای تشکیل یک کابینه ائتلافی کوششهای خود را از سر گرفت که علیرغم رایزنی با افراد مختلف موفق به چنین کاری نشد و اوضاع داخلی کشور روز به روز وخیمتر میشد به طوری که همه ادارات دولتی در اعتصاب بودند، نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانها، بازیچه نوجوانان و جوانان بودند که با آنها جنگ و گریز داشتند. قیمت ارزاق بالا رفته بود و برنج و شکر نایاب شده بود. ذخیره نفت پایین رفته و صفهای طولانی در برابر شعب نفت تشکیل مییافت و کارگران صنعت نفت دیگر به سر کارهای خود بازنگشتند. فرار انفرادی سربازان و افسران از محل خدمت خود به طرز چشمگیری رو به افزایش بود. افراد نظامی از اجرای دستور تیراندازی به سوی مردم انقلابی خودداری میکردند. آمریکاییهای مقیم ایران به دلیل ناامنی در کشور به کشورشان باز میگشتند و تظاهرات و درگیریهای خیابانی روز به روز در حال افزایش بود.
در شهر مذهبی مشهد با روشنگریهای آیتالله سیدعبدالله شیرازی، آیتالله قمی و آیتالله خامنهای در هدایت مردم علیه رژیم پهلوی، تظاهرات باشکوهی برگزار و در یکی از راهپیماییها در حالی که حضرت آیتالله خامنهای در حال ایراد سخنرانی برای تظاهراتکنندگان بود، نیروهای نظامی رژیم به مردم حمله ور و تعداد کثیری از جمعیت مجروح و همچنین به شهادت رسیدند. بدینسان دولت ازهاری نتوانست در برابر امواج خروشان اعتراضات مردمی مقاومت نماید و در تاریخ 16/10/57 ازهاری استعفا داد و این امر موجبات نزدیکترشدن سرنگونی رژیم شاه و همچنین تثبیت شخصیت انقلابی و رهبری پیامبرگونه حضرت امام خمینی شد.