تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۰  ، 
کد خبر : ۴۷۰۶۲

درسهای قیام بزرگ (بخش سوم)


دکتر محسن اسماعیلی
همه تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات ارادی انسانها مبتنی بر نوع برداشت و نگاهی است که آنان به جهان هستی دارند. جهان‌بینی آدمی ‌است که کنش‌ها و واکنش‌های او را در عرصه‌های مختلف زندگی شکل می‌دهد.
ناگفته پیداست که رفتار آن کس که همه چیز را در زندگی دنیوی و لذت‌های مادی خلاصه می‌بیند با رفتار کسی یکسان نیست که اصولا حیات را در سرایی دیگر جستجو می‌کند و لذت واقعی را در ترک لذت‌های نفس می‌داند.
طبیعی است که چنین کسی در برابر طمع‌ورزی‌ها و جاه‌طلبی‌ها سر فرود نمی‌آورد و خود را بزرگ‌تر از آن می‌داند که برای رسیدن به نان و نام، انسانیت خود را فدا کند. وارستگی و آزادگی حسین ابن علی علیه‌السلام ناشی از عمق چنین دیدگاهی است.
آن حضرت اصولا فلسفه خلقت و ارزش انسان را همین می‌داند که در سایه بندگی خدا زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است. شیخ صدوق رضوان‌الله تعالی علیه از آن بزرگوار نقل می‌کند که فرمود: ای مردم! پروردگار بزرگ، بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند و آنگاه که او را بشناسند، پرستش کنند و با پرستش خدا از بندگی غیر او بی‌نیاز شوند (علل‌الشرایع، ص ۹). همین نگاه است که همه هستی، منهای خدا، را هیچ و غیرقابل اعتنا می‌بیند و می‌گوید همه آنچه خورشید در شرق و غرب عالم بر آن می‌تابد، دریاها و خشکی‌ها، دشت‌ها و کوهها، از نظر آن کس که خدا را می‌شناسد و به او دل داده است، تنها مانند یک سایه است.
آیا آزاد مردی هست که آن را به اهلش واگذارد؟ (مجموعه آثار شهید مطهری، ج،۱۷ ص ۴۶) امام حسین علیه‌السلام حتی مبنای توجیه حسنات اخلاقی را نیز همین می‌داند که با عزت و سربلندی انسان همسو است، در حالی که خصلت‌های ناپسند موجب فرومایگی و سقوط شأن اوست. از جمله اینکه راستگویی عزت است و دروغگویی عجز و ناتوانی و کسی که انفاق و بخشش کند بزرگواری کرده است و آن کسی که بخل ورزد، پستی نموده است از آن طرف نیز دراز کردن دست تمنا به سوی دیگران، از آن رو که نوعی خواری می‌آورد، مورد پسند حضرت نیست و توصیه می‌کند که آبرویت را از ذلت در خواست نگهدار و اصولا انسان را هشدار می‌دهد که از هر چه موجب عذر خواهی می‌شود بپرهیز زیرا مومن نه بد می‌کند و نه پوزش می‌طلبد (فرهنگ سخنان امام حسین(ع) ص ۸۱، ۸۲ و ۲۴۸).
بلندی طبع مومن و عزت نفس او مانع از آن می‌شود تا کاری کند که سر افکندگی را در پی داشته باشد. آن حضرت در یک کلام زندگی و مرگ را نیز به عزت و ذلت تفسیر کرده و ارزش‌گذاری می‌کند و به همین دلیل معتقد است: مرگ با عزت برتر از زندگی ذلیلانه است (همان، ص ۵۵۴) و لذا در اوج حماسه عاشورا چنین می‌سرود: الموت اولی من رکوب العار والعار اولی من دخول النار. مرگ مردانه بهتر از زندگی با خواری است و این بهتر از ورود در آتش خشم خدا. او عزت را در اقامه حق و اجتناب از باطل می‌دید و از این رو مرگ در این راه را سعادت جاودانه می‌دانست.
حضرت در پاسخ آنانکه از علت قیام خونبار او می‌پرسیدند، با شگفتی می‌پرسید: مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل دست بر نمی‌دارند؟ در چنین وضعیتی آرزوی مرگ برای مومن سزاوار است و از این رو من شهادت را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز بدبختی نمی‌دانم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات