تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۶  ، 
کد خبر : ۴۷۰۷۷

فرصت کوزوو برای استقلال


ترجمه: نادعلی بای

ضعف سیاسی کنونی صربستان با مواضع فرانسه در حمایت از آمریکا، که در نتیجه پیروزی سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری به وجود آمده است، فرصت را برای ملی‌گرایان کوزوو برای دستیابی به استقلال فراهم می‌کند. در 12 ژوئن 2007، بلگراد اعلام کرد که صربستان هر تصمیم یکجانبه در مورد کوزوو را وتو می‌کند و خواهان احترام محدود به حقوق بین‌الملل می‌باشد. سارکوزی و صدراعظم آلمان آنگلامرکل در حالیکه روابط خوبی با مسکو دارند، موضع محکمتری نسبت به کرملین اتخاذ و علائمی به واشینگتن ارسال کرده‌اند که می‌تواند بعنوان چراغ سبزی برای استقلال کوزوو از صربستان تفسیر شود. در حالیکه تایید می‌شود که در طول نشست سران 8 در هایلینگدام نیکولاس سارکوزی پیشنهاد کرد که مساله کوزوو می‌تواند دوباره در شش ماه آتی مورد مذاکره قرار گیرد، فرانسه و آلمان با پیشنهاد استقلال کوزوو مخالفت نخواهند کرد و حتی تلاش خواهند داشت تا از صربستان (با پیشنهاد پذیرش سریع عضویتش در اتحادیه اروپایی) و از روسیه (با مذاکره در مورد دادن امتیازاتی که در حال حاضر انجام آن سخت است) دلجویی کنند.

پس از جنگ سال 1999 علیه اسلوبودان میلوسویچ رئیس‌جمهور سابق یوگسلاوی، تصمیم‌گیرندگان اروپایی در مورد تاثیرات و پیامدهای تکثیر و افزایش دولت در منطقه بالکان دلسرد و سرخورده شدند و احتمالا از این رو با راه‌حل فدرال برای منازعه صربستان ـ کوزوو مخالفت نکردند. به هر جهت آنها همچنین از این می‌ترسند که یک بن‌بست طولانی در این مساله ممکن است فوران منازعات و برخوردهای جدید بین صربها و آلبانیایی‌تبارها را برافروزد. جورج دبلیو بوش رئیس‌جمهور ایالات متحده در جریان سفر اخیرش به اروپا (که دیداری نیز از آلبانی داشت) اعلام کرد که هم‌اکنون زمان استقلال کوزوو فرا رسیده است. واشنگتن تمایل کوزوو به کسب حمایت ملی را مورد تایید و حمایت قرار می‌دهد. این موضوع پایان منطقی فرایندی بود که در سال 1999 با عملیات نظامی ناتو علیه بلگراد و علاوه بر این تضعیف مسکو در آخرین خاکریز و حیاط خلوتش در بالکان غربی یعنی ارتدوکس صربی، آغاز شد. در بافت ژئوپولیتیک کنونی رقابت ایالات متحده ـ روسیه برای نفوذ در اروپای شرقی، ماورای قفقاز و آسیای مرکزی، در حالیکه به منطقه بالکان غربی دسترسی به یک اتحادیه اروپایی طرفدار روابط فراآتلانتیک را می‌دهد که یک هدف سیاسی مهم برای واشینگتن می‌باشد.

ایالات متحده هم‌اکنون در حال کار کردن در زمینه تبدیل به یک محور دریای آدریاتیک ـ دریای سیاه ـ دریای خزر می‌باشد که می‌تواند پیامدهای اقتصادی و ژئواستراتژیک مهمی بواسطه تسهیل دسترسی کشورهای اروپای غربی و مرکزی به منابع دریای خزر داشته باشد. در حالی که به ناتو اجازه می‌دهد که کنترل نظامی ـ استراتژیک‌اش را در اروپای جنوب شرقی افزایش دهد. همانگونه که محور فرانسه ـ آلمان به آشتی و دوستی دوباره خود با لندن و واشینگتن ادامه می‌دهد، جاه‌طلبی‌های استقلال کوزوو از سوی اتحادیه اروپایی حمایت بیشتری می‌شوند. به هر جهت نقشه راه استقلال پریشتینا Pristina (پایتخت کوزوو) همچنان باید تعریف شده و سه مساله بزرگ در دستور کار آمریکا و اروپا در منطقه بالکان غربی باقی بماند: اول از همه، ظهور بلوک سوسیال ـ ناسیونالیست صربستان در بلگراد که ممکن است قویتر شود و از این رو حکومت بر سر قدرت طرفدار غرب را بیشتر تضعیف کرده و آسیب‌پذیر کند. در نتیجه اتحادیه اروپا به اجرای یک استراتژی سیاسی جامع و فراگیر به منظور هماهنگ کردن فرآیند از دست دادن سرزمین صربستان نیاز دارد. همچنین اگر بلگراد از جانب غرب احساس کند که مورد خیانت واقع شده است، می‌تواند منازعه قومی ـ نژادی در بوسنی را (که صربهای بیشماری در آنجا زندگی می‌کنند) دوباره برانگیزد. دوم اینکه، کمکهای مسکو به نیروهای گریز از مرکز در مولداوی (منطقه ماورای دنیستر که به زبان روسی صحبت می‌کنند) و گرجستان (آبخازیا و اوستیای جنوبی) احتمالا بعدها افزایش خواهد یافت. بعید است که مسکو از قطعنامه سازمان ملل متحد در مورد استقلال کوزوو حمایت بکند مگر اینکه اروپا ـ آمریکا امتیازاتی در مسائل حساس جایی که مسکو درگیر آنها می‌باشد (همچون اوکراین، گرجستان و بحران هسته‌ای ایران) به آن بدهند. ممکن است نتیجه هزینه‌ای که برای استقلال کوزوو پرداخت می‌شود برای غرب قابل توجه باشد. بعلاوه وضعیت حقوقی کنونی کوزوو به عنوان واحد مستقل دوژوره (شناسایی قطعی، قانونی، کامل و دایمی) و روند تدریجی شناسایی کامل آن بعنوان یک دولت می‌تواند سازش دیپلماتیک بین آذربایجان و ارمنستان را در مورد وضعیت حقوقی ناگورنو ـ قره‌باغ (یک سرزمین محصور قومی ـ نژادی ارمنی در غرب آذربایجان) بی‌ثبات بکند.

وضعیت شناسایی دو فاکتور (شناسایی عملی و موقت ناگورنو ـ قره‌باغ بعنوان یک دولت مستقل بستگی به حمایت ارمنستان و دست‌کم کمکهای ضمنی و پنهانی روسیه دارد. رهبری ناگورنو ـ قره‌باغ ممکن است به کوزوو بعنوان یک الگوی الهام‌بخش نگاه کرده و دوباره برای شناسایی کامل آن تلاش کنند. این امر ممکن است واکنش قاطع و تنبیه‌کننده از جانب آذربایجان را به دنبال داشته باشد که هم‌اکنون از موقعیت نظامی و سیاسی قوی‌تری به خاطر درآمدها و صادرات قابل توجه نفت خام برخوردار است. سوم اینکه همچنین امکان موفقیت اقتصادی کوزوو و نیاز به ارزیابی خواهد داشت. مونته نگرو که در سال 2006 از صربستان جدا شد از مزایای دسترسی به دریای آدریاتیک در زمینه‌های گردشگری بهره‌مند است و تفریح‌گاه‌های ساحلی این کشور بازار روبه‌ رشدی را برای مشتریان و سرمایه‌گذاران بین‌المللی فراهم و ارائه می‌کند. بهر جهت جغرافیای کوزوو قابل مقایسه با جغرافیای مونته نگرو نیست. علاوه بر این جذابیت کوزوو برای بازرگانی اروپا باید افزایش یابد و پیشرفت بکند. اگر قدرتهای غربی از تعریف یک چارچوب سیاسی ـ اقتصادی موفقیت‌آمیز برای استقلال احتمالی کوزوو ناتوان باشند، روح آلبانی بزرگ (متحد کردن و یکی‌سازی همه آلبانیایی تبارهای منطقه بالکان) احتمالا پدیدار خواهد شد که ممکن است پیامدهای بی‌ثبات‌کننده‌ای برای جمهوری مقدونیه یوگسلاوی سابق و همچنین برای یونان دربرداشته باشد. حرف آخر اینست که اروپا کوزوو و منطقه بالکان غربی را بصورت جدی در دست بگیرد. روسیه هم‌اکنون از سال 1999 قویتر است و تلاش خواهد کرد تا از مسئله کوزوو به عنوان برگ برنده چانه‌زنی در مسائل حساس استفاده بکند. قدرتهای اروپایی تلاش دارند تا ایالات متحده را در این منطقه همچنان درگیر نگه دارند و همزمان به دنبال سیاست آشتی و سازش با مسکو نیز هستند. به علاوه پیگیری سیاست جدایی‌طلبی در مولداوی و گرجستان در سالهای آتی در دستور کار باقی خواهد ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات