دکتر جهانگیر کرمی/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران

مقدمه:

این روزها بسیاری از تحلیل‌گران، از جنگ سرد جدید روسیه و آمریکا سخن می‌گویند و اوج چنین تحلیل‌هایی در کنفرانس امنیتی مونیخ و سخنان پوتین و اخیرا نصب پرچم فلزی روسیه در ژرفای قطب شمال بود.

پوتین با تأکید بر نظام بین‌الملل چند قطبی، آمریکا را متهم به تلاش برای یک‌جانبه‌گرایی و در نتیجه افزایش رقابت تسلیحاتی و تنش کرد و حتی پس از آن واژه‌هایی چون «گرگ‌درنده» و «رایش سوم» استفاده کرد. این اظهارات را شاید نتوان به جنگ سرد جدید تعبیر کرد اما مبتنی بر یک نگرانی مهم در نگاه پوتین است که بر بنیادهای سیاست روسی بی‌تاثیر نیست. روس‌ها بنابر عادات مألوف، در این 2 دهه، هراز‌‌گاهی سیاست‌های بنیادی خود را بازنگری می‌کنند.

در این میان، سند «دکترین نظامی» از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. در‌واقع در روسیه، چند سند استراتژیک حاکم بر سیاست‌های کلی است که عبارتند‌از سند مفهوم امنیت ملی، سند مفهوم سیاست خارجی و سند دکترین نظامی.

"> اعمال نفوذ
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۷  ، 
کد خبر : ۴۷۰۸۹
نگاه مسکو به مسائل امنیتی و بین‌المللی

اعمال نفوذ

دکتر جهانگیر کرمی/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران

مقدمه:

این روزها بسیاری از تحلیل‌گران، از جنگ سرد جدید روسیه و آمریکا سخن می‌گویند و اوج چنین تحلیل‌هایی در کنفرانس امنیتی مونیخ و سخنان پوتین و اخیرا نصب پرچم فلزی روسیه در ژرفای قطب شمال بود.

پوتین با تأکید بر نظام بین‌الملل چند قطبی، آمریکا را متهم به تلاش برای یک‌جانبه‌گرایی و در نتیجه افزایش رقابت تسلیحاتی و تنش کرد و حتی پس از آن واژه‌هایی چون «گرگ‌درنده» و «رایش سوم» استفاده کرد. این اظهارات را شاید نتوان به جنگ سرد جدید تعبیر کرد اما مبتنی بر یک نگرانی مهم در نگاه پوتین است که بر بنیادهای سیاست روسی بی‌تاثیر نیست. روس‌ها بنابر عادات مألوف، در این 2 دهه، هراز‌‌گاهی سیاست‌های بنیادی خود را بازنگری می‌کنند.

در این میان، سند «دکترین نظامی» از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. در‌واقع در روسیه، چند سند استراتژیک حاکم بر سیاست‌های کلی است که عبارتند‌از سند مفهوم امنیت ملی، سند مفهوم سیاست خارجی و سند دکترین نظامی.


دکترین نظامی جدید روسیه

معمولا کشورها در هر دوره‌ای برای آمادگی، بازدارندگی و مقابله با مشکلات و تهدیدهای امنیتی، اقدام به تنظیم اسنادی با عنوان‌های «سند امنیت ملی» یا« سند دکترین نظامی» می‌کنند.

کار این اسناد آن است که ضمن روشن شدن دشمنان احتمالی آینده و نوع جنگ‌هایی که ممکن است در آن درگیر شوند، ابزارها و روش‌ها و استراتژی‌های لازم را برای جلوگیری از وقوع جنگ و پیروزی در جنگ‌های احتمالی پیشنهاد می‌کنند؛ به بیان روشن‌تر، هر دکترینی در بردارنده 3مؤلفه تهدید جنگ آینده، قدرت نظامی مورد نیاز و استراتژی و تاکتیک مناسب خواهد بود.

معمولا تدوین دکترین‌های نظامی از جنگ‌جهانی دوم به بعد مرسوم شد و کشورهایی چون آمریکا، اسنادی تنظیم شد. ولی روس‌ها سابقه دیرینه‌ای در تنظیم این‌گونه سندها دارند و پیشینه آن هم به 100 سال پیش و دوره ترازها برمی‌گردد که متأثر از اندیشه، ساختار و میراث نظامی روس در قرن هجدهم و نوزدهم بود. روس‌ها در تازه‌ترین بازنگری خود در مورد سند دکترین نظامیاشان - که اواخر سال 1385 اعلام شد و هم‌اکنون برای آخرین باز‌نگری‌ها روی آن کار می‌شود - به نکات مهمی اشاره کرده‌اند که به‌نظر می‌رسد پیامدهای جهانی، منطقه‌ای و نیز آثارش برای ایران مهم خواهد بود. شاید این بررسی بتواند به ما کمک کند تا بسیاری از پرخاشگری‌های مقامات روسی نسبت به سیاست‌های غیر منطقی آمریکا  را بهتر درک کنیم.

تهدیدات امنیتی جدید

براساس مفاد این سند، در نگاه روس‌ها، در دنیای امروز دیگر نظام تک‌قطبی معنایی ندارد و در حال حاضر نظام بین‌المللی چند‌قطبی است. این موضوعی است که البته در اسناد پیش از سال2000 نیز مطرح بوده‌است. علت این تاکید آن است که از یک سو، روسیه توانسته است پس از دوران فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دوباره خود را بازسازی کند و در حال حاضر از یک وضعیت متناسب اقتصادی - سیاسی برخوردارباشد و از سوی دیگر به دلیل تحولات اساسی‌ای که در مسائل ژئوپلیتیک، اقتصادی و سیاسی نظام بین‌الملل رخ داده، ماهیت تهدیدها نیز دچار تغییر اساسی شده‌است.

در مقدمه سند اولیه گفته شده که فرصت‌های جدیدی برای بازیگری رویه و مقابله با تهدیدها به‌وجود آمده‌است که ضرورت دارد این کشورها در سند دکترین نظامی خود ـ که برای آخرین بار در سال 2000 میلادی تنظیم شده‌است - بازنگری کند و مبنای کار دفاعی - امنیتی روسیه در دوران جدید قرار گیرد. نخستین تهدیدی که در این سند جدید قرار گیرد. نخستین تهدیدی که در این سند جدید مورد توجه قرار گرفته، به بحث تقویت نیروهای بین‌المللی و ناتو در اطراف مرزهای روسیه مربوط می‌شود. ناتو نه‌تنها پس از فروپاشی پیمان «ورشو» منحل نشد که با پذیرش اعضایی از کشورهای شرق اروپا، تا مرزهای روسیه (جمهوری‌های بالتیک) آمده‌است.

دومین تهدیدی که در پیش‌نویس سند مورد بحث قرار گرفته، این است که هرگونه گسترش تسلیحات هسته‌ای و گسترش تسلیحات کشتار‌جمعی یا استفاده از آنها، یک تهدید نظامی بزرگ علیه روسیه است.

سومین تهدید نیز به بحث مناقشات نظامی بحرانهای قومی، مذهبی و سیاسی در محیط مجاور روسیه برمی‌گردد و سرانجام چهارمین تهدید، شامل تهدید تروریسم و تجربه‌طلبی است.

نکته جالب این است که روس‌ها، هم ناتو را به‌خاطر استقرار در کنار مرزهای خود به‌عنوان یک تهدید معرفی کرده‌اند و هم اینکه در بحث مقابله با تروریسم آن را به‌عنوان متحد خود در‌نظر‌ گرفته‌اند.

بنابراین بازی «حساب صفر» دوستی و دشمنی سنتی، جای خود را به منطق«حساب جمع» رقابت و همکاری داده‌است.

در این سند به این مسئله اشاره می‌شود که علت اصلی بسیاری از مناقشات بین‌المللی در حال حاضر، عوامل زیست‌محیطی و تصاحب منابع انرژی است. این در‌واقع اشاره‌ای به تلاش قدرت‌های بزرگ و به‌ویژه ایلات متحده آمریکا  برای کنترل منابع انرژی در مناطق مجاور روسیه است.

بنابراین، 4تهدید مشخص در دکترین نظامی روسیه به‌عنوان تهدیدهای اصلی امنیت ملی روسیه در نظر گرفته شده‌است. علاوه‌بر تهدیدات مذکور، در دکترین نظامی جدید از «احتمال پدیدارشدن دشمنانی در شرق و غرب» نیز سخن به میان آمده‌است. منظور از جنوب در ادبیات استراتژیک روسیه، اشاره به کشورهای مسلمان خاورمیانه (ایران، ترکیه، افغانستان، پاکستان و مسلمانان آسیای مرکزی) است و در شرق نیز عمدتا تا ژاپن - به‌عنوان هم‌پیمان غرب - چین و مسائل جمعیتی آن و مسئله هسته‌ای کره‌شمالی مطرح است.

جایگاه سلاح هسته‌ای

در دوره اتحاد جماهیر شوروی، به‌دلیل حضور 500 هزار نیروی نظامی شوروی در اروپای شرقی و در پشت مرزهای اروپای غربی و همچنین تجهیزات زرهی، توپخانه و موشک‌های فراوان، شوروی توانسته ‌بود اروپای غربی را به اصطلاح گروگان بگیرد. به‌همین دلیل هم شوروی همواره با دکترین نظامی خود تاکید می‌کرد که «اولین کشوری نخواهد بود که از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کند». تصور آنان این بود که اگر زمانی بین جهان غرب و روسیه یا «ناتو» و «ورشو» جنگی در بگیرد، برنده آن جنگ - مادامی که از سلاح هسته‌ای استفاده نشده‌باشد - شوروی است زیرا ظرف یکی دو روز به راحتی می‌تواند سراسر اروپای غربی را تصرف کند و اروپای غربی نیز نمی‌توانست در مقابل شوروی مقاومت کند؛ پس، از نگاه آمریکا  و اروپای غربی، سلاح هسته‌ای ابزاری بود که می‌توانست در مقابل این تهدید، بازدارندگی لازم را ایجاد کند.

ولی با آغاز تحولات داخلی شوروی در دوره گورباچف و سپس فروپاشی این کشور در سال 1991، این وضعیت به هم می‌خورد و این ابزارها و برگ‌های برنده از آنها گرفته‌می‌شد. بنابراین، روس‌ها در اسناد نظامی خود از سال 1991 به بعد، براین امر تاکید می‌کنند که «اگر پایگاه‌های استراتژیک، موشکی و هسته‌ای آنان در معرض آسیب قرار می‌گیرد، از سلاح هسته‌ای استفاده خواهند کرد»؛ یعنی پا‌به‌پای ضعیف شدن قدرت نظامی روسیه و از دست دادن ابزارهای نظامی در جهان خارج اروپا،‌ استفاده از سلاح هسته‌ای تجویز می‌‌شود.

اما از سال 2000 روس‌ها پا را فراتر گذاشته و در سند دکترین نظامی جدید خود تأکید کرده‌اند که «اگر امنیت ملی آنان به خطر افتد، در به کار‌گیری سلاح هسته‌ای دریغ نخواهد کرد»؛ یعنی دیگر صرفا بحث پایگاه‌های هسته‌ای و نظامی نیست بلکه هر تهدیدی علیه امنیت ملی روسیه با پاسخ هسته‌ای (ضربه نخست) - در پاسخ به هر ضربه متعارفی رو‌به‌رو می‌شود و آنان از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنند. در تحولی تازه‌تر، در سند دکترین نظامی تازه روسیه، بر این امر تاکید می‌شود که «در وضعیت فوق‌العاده نامتعادل نیروها، سلاح هسته‌ای مهم‌ترین و قابل اطمینان‌‌‌‌ترین ابزار استراتژیک برای جلوگیری از تجاوز خارجی تامین امنیت ملی روسیه است»؛ به‌خصوص اینکه ناتو در حال پیشروی به سمت مرزهای روسیه است و این خطری جدی برای روس‌ها محسوب می‌شود. در دکترین نظامی جدید تاکید شده‌است که «روسیه نه‌تنها باید قدرت‌های هسته‌ای خود را حفظ کند بلکه می‌باید آن را افزایش دهد از احتمال ظهور تهدیدات جدید در جنوب شرق نیز سخن به میان آمده‌است». از این رو، مشاهده می‌کنیم که آستانه به‌کارگیری سلاح هسته‌ای در روسیه روز به روز کاهش یافته و دایره تهدیدات امنیتی آن افزایش یافته‌است.

نقش روسیه در منازعات جهانی

به‌طور کلی برخی از مفاهیم موجود در دکترین نظامی جدید روسیه، متأثر از تحولاتی است که بر اثر اقدامات امنیتی و نظامی غرب به‌ویژه ایالات متحده آمریکا در سال‌های اخیر صورت گرفته و به‌ویژه به دنبال تحولاتی که از سال 2000 و پس از حادثه 11سپتامبر به‌وجود آمده‌است، ضمن اینکه این مسئله نیز در سند جدید نظامی روسیه مطرح شده‌است که روسیه به‌هیچ عنوان خواستار وارد شدن به رقابت‌های جدی و اساسی نیست. در واقع به گفته پوتین، روسیه در فضای موجود که فضای برخورد فرهنگ‌ها و تمدن‌هاست وارد هیچ «اتحاد مقدسی» نخواهد شد.

علاوه‌بر این در این سند نیز به این موضوع اشاره شده‌است که «با توجه به منازعات و مناقشات بین‌المللی که در حال وقوع است و تحلیل روندهای موجود بین‌المللی، روسیه مجبور به ایفای «نقش داور در زمین فوتبال ژئوپلیتیک جهان» خواهد بود.»

روسیه و مسائل خاورمیانه

همچنان که گفته شد، در سند جدید دکترین نظامی روسیه، بر این مسئله تاکید می‌شود که علت اصلی بسیاری از مناقشات بین‌المللی در حال حاضر، عوامل زیست‌محیطی و انرژی است اما از نگاه روس‌ها آنچه که اکنون در خاورمیانه در جریان است، حکایت از استقرار جدی‌تر آمریکا  در منطقه دارد تا بتواند منابع انرژی این منطقه را همچنان کنترل کند.

روس‌ها نسبت به تقویت حضور آمریکا در خلیج‌فارس به‌منظور کنترل بیشتر منطقه و انرژی آن، ابزار نگرانی کرده‌اند؛ زیرا این امر می‌تواند حتی‌ رابطه اروپا و همسایگان‌اش تحت‌تاثیر قرار دهد. بنابراین ما شاهد این هستیم که روس‌ها طی یک‌سال اخیر، به رایزنی با کشورهایی مثل الجزایر، قطر و ایران روی آورده‌اند تا بتواند به نوعی در مقابل سیاست‌های انرژی اتحادیه اروپا، هماهنگی‌‌هایی را ایجاد کنند.

بنابراین، روس‌ها افزایش نیروی نظامی آمریکا در خلیج‌فارس و استقرار 2 ناو هواپیما‌بر آنها در این منطقه را نگران‌کننده می‌بینند. به همین منظور پیام‌هایی ارسال می‌کنند که ایران نباید بگذارد که موضع پرونده هسته‌ای‌اش در شورای امنیت سازمان ملل متحد پیچیده‌‌‌‌تر شود.

برخی تحلیل‌گران معتقد بودند که در سفر آقای پوتین به عربستان، قطر و اردن، او کوشیده‌است تا مانع از همگرایی بیشتر این کشورها و آمریکا در فضای امنیتی جدید شود. با توجه به این مسائل و فشارهای غرب به ایران بشر پرونده هسته‌ای، در حقیقت، هم فرصتی را برای رایزنی روس‌ها با کشورهای منطقه فراهم آورده و هم چالشی را از سوی غرب و آمریکا در منطقه برای آنان به‌وجود‌ آورده‌است.

در واقع روس‌ها کوشیده‌اند تا سیاست خاورمیانه‌ای جدی‌تری را در منطقه دنبال کنند. ضمن اینکه آنان نگران همکاری جدید کشورهای خاورمیانه با آمریکا  هستند. همچنین مقام‌های عرب نیز در ماه‌های اخیر نشان داده‌اند که فعل‌ و‌ انفعالات دیپلماتیک دارد بین آمریکا و کشورهای عرب و روسیه صورت می‌گیرد بنابراین روسیه در اینجا می‌خواهد به کشورهای عربی نزدیک شود تا آنان بیش از این به سمت آمریکا نروند؛ ضمن اینکه شرایط جدید و معادلاتی که دارد در ماه‌های اخیر شکل می‌گیرد، برای آینده روس‌ها و حضور آنان در منطقه بسیار تعیین‌کننده‌ است.

نتیجه‌گیری

می‌توان گفت که روس‌ها طبق دکترین نظامی تازه نسبت به تحولات جهان و منطقه مجاور حساسیت نشان داده و تهدیدات امنیتی را مشخص و نقش خود را باز تعریف کرده‌اند. با توجه به این تهدیدات، در مناطق مجاور آنان و به‌ویژه مسئله ناتو که به عنوان یک تهدید مطرح است و همچنین منافع آنها در پرونده هسته‌ای ایران - که توانسته چالش‌ها و فرصت‌هایی را برای حضورشان در نظام بین‌المللی و تصمیم‌گیری در شورای امنیت سازمان ملل متحد فراهم کند - می‌خواهند در معادلات جدید منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس به‌نوعی اعمال‌ نفوذ کنند تا بتوانند نقش خودشان را در منطقه و نظام بین‌الملل به خوبی ایفا کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات