اختلافنظر میان هیأتهای نمایندگی مصر و آمریکا در اجلاس «به سوی آینده» در پایتخت بحرین مانع از صدور بیانیه پایانی اجلاس گردید. نارضایتی مقامات آمریکایی از موضع مصر به رسانهها کشیده شد و متقابلاً مقامات مصری از موضع خود دفاع کردند. اختلاف طرفین از وقتی آغاز شد که مقامات آمریکایی تشکیل یک صندوق ویژه برای اعطای کمک ۵۰ میلیون دلاری به سازمانهای غیردولتی ( O.G.N) در خاور میانه و شمال آمریکا را در دستور کار قرار دادند. مصر خواستار آن شد تا اعطای کمک، فقط سازمانهای غیردولتی دارای مجوز را در برگیرد. استدلال مصریها در این رابطه جالب توجه است. آنها میگویند که در صورت عدم نظارت دولتهای منطقه ممکن است که این کمکها به دست گروههای افراطگرا و تروریست برسد. آمریکاییها نیز این استدلال را سخیف برشمرده و گفتهاند هم اینک بخشی از کمکهای ۴۳۰ میلیون دلاری آمریکا به مصر به گروههایی پرداخت میشود که مجوز فعالیت از دولت دریافت نکردهاند. از مجموع کمکهای ۲ میلیارد و ۳۵۰ میلیون دلاری آمریکا به مصر در هر سال، حدود ۸۵۰ میلیون دلار به کمکهای غیرنظامی اختصاص دارد که در چارچوب پروژههای تصویب شده توسط آمریکا هزینه میشود. حدود نیمی از این کمکها به سازمانها و گروههای غیردولتی پرداخت میشود.
روشن است که مصر در مخالفت با این امر دلیل حقیقی خود را بیان نداشته است. حقیقت آن است که موفقیت مصر در ایستادگی در برابر آمریکا از همراهی عموم کشورهای عربی با آن ناشی میشود که به سیاستهای آمریکا در منطقه به دیده شک مینگرند. فضای عمومی جهان عرب بر این باور است که آمریکا به هیچوجه درصدد فراگیر شدن دمکراسی در منطقه نبوده بلکه صرفا در تلاش است تا ترتیبات جدیدی را در آن حاکم گرداند. براساس این ترتیبات جدید دمکراسی شکلی به منطقه میآید، بیآنکه حاکمیت و اراده حقیقی ملتها مد نظر باشد. در عین حال برای اخذ امتیازات بیشتر از حکومتها از ابزار گروهها و سازمانهای غیردولتی استفاده میشود.
به همین دلیل مصر و در پی آن اکثر کشورهای عربی با این پیشنهاد مخالفت کردند و در نهایت حتی از صدور بیانیه پایانی جلوگیری شد.
نکته دیگر حائز اهمیت در روند برنامههای دو اجلاس «به سوی آینده» مسئله تشکیل صندوق کمک اقتصادی به منطقه است که از مصوبات اجلاس نخست بود که در دسامبر ۲۰۰۴ در رباط تشکیل شد. در آن هنگام کشورهای عربی شرکتکننده در اجلاس که با دیده شک به سمتگیری سیاسی آمریکا در اجلاس مینگریستند، در تلاش بودند تا رفتهرفته فضای اقتصادی را بر برنامههای آن حاکم کنند.
قرار بود که صندوق مورد نظر با موجودی ۱۰۰میلیون دلار تأسیس شود که هدف آن اعطای وام به فعالیتهای محدود اقتصادی و همچنین تأمین هزینه پروژههای مبارزه با بیسوادی تعیین شده بود.
بگذریم که چگونه ممکن است یک صندوق با اعتبار ۱۰۰ میلیون دلار مشکل دهها میلیون بیکار در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را حل کند؛ اما اعطای همین مقدار ناچیز نیز تا این لحظه عملی نگردیده و سرنوشت آن به اعطای ۵۰ میلیون دلار به گروهها و سازمانهای غیردولتی گره زده شده است.
نکته آخر اینکه انتخاب رباط و منامه به عنوان اولین کشورهای منطقه که گردهمایی به سوی آینده در آنها منعقد شد نمیتواند با نگرش آمریکا به منطقه بیارتباط باشد. در طرح خاورمیانه بزرگ که از سوی آمریکا ارائه شد، از این دو کشور به همراه تونس، اردن و کویت به عنوان کشورهایی که میتوانند در روند دمکراسیسازی در منطقه الگو قرار گیرند یاد شده است. گرچه این کشورها نیز از اهمیت ویژهای در جهان عرب و منطقه برخوردارند لیکن کشورهای مهمتر عربی نظیر مصر و عربستان سعودی با حساسیت خاصی به این امر مینگرند و آن را تلاشی برای کاستن از نقش تاریخی خود در منطقه به شمار میآورند. اما به طور کلی باید گفت سران منطقه به دلایل کاملاً روشن نمیتوانند همچون جریانهای سیاسی غیررسمی نقطه نظرات خود را درباره تحولات جاری و برنامههایی که توسط آمریکا به اجرا در میآید ابراز دارند، لذا میکوشند تا در هر فرصت ممکن نارضایتی و نگرانی خود نسبت به نتایج این سیاستها را اعلام دارند. لذا سیاستی که بدون توجه به ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی منطقه درصدد است تا نگرش خود را بر آن تحمیل کند. امری که هرگز محقق نخواهد شد ولی شاید بیثباتی فراگیر در منطقه از نتایج آن باشد.