یوسف محسنزاده
شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز ـ ولیعهد و وزیر دفاع عربستان ـ از ارائه طرحى از سوى ملک عبدالله ـ پادشاه این کشور ـ در جهت انحلال نیروى نظامى موسوم به «سپر جزیره» خبر داد که مورد تأیید سران کشورهاى عضو شوراى همکارى خلیج فارس در آخرین اجلاس این شورا در ابوظبى قرار گرفته است. بدین ترتیب این نیرو که در سال ۱۹۸۶ میلادى و در چارچوب تقویت و استحکام همکاریهاى نظامى میان شش کشور عرب حوزه خلیج فارس تشکیل شده بود، به پایان کار خود رسیده و واحدهاى شکل دهنده این نیرو، به کشورهاى متبوع بازگردانده خواهند شد.
شاید مهمترین تصمیمى که با اجماع سران شوراى همکارى در اجلاس اخیر روبرو شد، عبارت از انحلال این نیروى نظامى بود که بنا به گفته کارشناسان نظامى، بار سنگینى را بردوش دولت عربستان گذاشته بود و بعلاوه اینکه هیچگاه نتوانست به اهداف و ماموریتهایى که به خاطر آن شکل گرفت، جامه عمل بپوشاند. این نیروى نظامى از ابتداى پیدایش در «حفرالباطن» مستقر گردید و ۹۵ درصد هزینههاى آن از سوى دولت ریاض تأمین مىشد و افراد این نیرو، مطابق با تعهدات هر کدام از کشورهاى عضو، تأمین و در پایگاه «حفر الباطن» مستقر مىشدند.
با این حال، «سپر الجزیره» که نام آن، تداعى حمایت و دفاع از شبهجزیره عربستان (متشکل از شش کشور عرب عضو شوراى همکارى) مىکند، در انجام وظایف خود، کاملاً ناموفق بوده است.تجربه تلخ تجاوز نظامى ارتش عراق به کویت، اوج ناکامىاین نیروها محسوب مىشود. نیروهاى «سپر الجزیره» به دلیل تعلق خاطر به کشورهاى متبوع، به هیچ تحرک نظامى جهت ناکام گذاشتن حمله ارتش عراق به یکى از اعضاى شورا، دست نزد و بعلاوه اینکه، از انجام هرگونه تحرکى از این دست، به دلیل ناتوانى تشکیلاتى و ضعف تمرینها و فقدان نیروى کافى، باز ماند. بدیهى است اختلافات موجود میان خود کشورهاى عضو شوراى همکارى، بازتاب مستقیمى بر وضع نیروهاى «سپر الجزیره» بر جاى گذاشته است.
و لذا، زمینگیر شدن این نیروها در «حفرالباطن» مقامات عربستانى که هزینههاى گزافى براى نگهدارى این نیروها مصرف کرده بودند، سرانجام سران سایر کشورها را به انحلال این نیروهاى نظامى متقاعد کردند. حال آیا انحلال یکى از واحدهاى شوراى همکارى خلیج فارس مىتواند به منزله پیش درآمد انحلال خود این شورا منجر شود؟ این سوال، البته زود هنگام مطرح مىشود. با این حال از اهمیت آن، نمىتوان غفلت کرد.
شورایى که اهداف تاسیس آن در سال ۱۹۸۲ میلادى کاملاً مشخص بوده و اکنون بعد از گذشت بیش از دو دهه نتوانسته میان اعضاى آن، اعتماد و اطمینان لازم را برقرار سازد و بعلاوه با بحرانها و چالشهاى بزرگترى روبرو است، اکنون بیش از پیش به ناتوانىاش در پایبندى به اهداف اولیهاش، اطمینان حاصل کرده است. به همین دلیل، اجلاس سران این شورا، عملاً جنبه تشریفاتى داشته و هیچ تصمیم قابل اجرا در آن اتخاذ نمىشود.
اهمیت این شورا صرفاً در صدور بیانیههاى تکرارى نهفته است که بدلیل اینکه فاقد محتوا و تأثیرگذارى است، جنبه کلیشهاى پیدا کرده است به نظر مىرسد اکنون سران عرب باید به فکر پیدایش ائتلافهاى پر محتوا و قویترى بیفتند که در آن سایر کشورهاى منطقه لحاظ شده باشند.