کیومرث یزدانپناه
نبض اقتصاد دنیا در آسیا میتپد. بیشترین رشد اقتصادی دنیا در اختیار این قاره کهن و متمدن است. مرکز اصلی انرژی جهان برای مدتهای طولانی در لایههای ذیقیمت زمینی و دریایی این قاره قرار دارد. بالاترین ارقام جمعیتی مختص حوزههای جغرافیایی آسیا است. این قاره همچنان مهد تمدن و گاهواره تولد و ظهور سه دین بزرگ الهی است. جالب است بدانید که بیشترین بحرانهای جهانی و منطقهای نیز به آسیا اختصاص دارد. گرایشات متعدد سیاسی ـ مذهبی و نژادی، گسترش دامنه نفوذ و حضور قدرتهای جهانی در مناطق خاص این قاره، فواصل زیاد جغرافیایی و نقشه متجانس این قاره سبب شده تا هیچ گاه قاره آسیا احساس خوشی از سرنوشت امنیتی خود نداشته باشد. چه در حوزه بسیار توسعه یافته آن در شرق قاره، چه در حوزه برخوردار از عظیمترین سفره نفتی و گازی آن در مناطق خلیج فارس و دریای عمان، چه در حوزه موسوم به آسیای میانه و بخش آسیایی خاورمیانه که از آن با عنوان کمربند شکننده یاد میشود و چه در حوزه اتمی آن در جنوب آسیا، تماماً درگیر مسایل فراوان امنیتی در قرون مختلف از جمله قرن نوزده و بیستم میلادی بودهاند. هماکنون نیز بیشترین مشغله ذهنی آسیاییها را مسایل امنیتی تشکیل میدهد. در یک نگاه کلی به گذشته و در نظر گرفتن شرایط امنیتی حال حاضر قاره پهناور آسیا میتوان ادعا کرد که چالشهای امنیتی بزرگترین پاشنهآشیل آسیا در قرن بیست و یکم میلادی به حساب میآیند. آسیا در طرح امنیتی جهانی یک نقطه استراتژیک محسوب میشود. لذا در این مقطع برای درک این مفهوم باید به نکات زیر توجه کرد:
الف ـ آسیا بیشترین سواحل و گلوگاههای استراتژیک و ارزشمند که نقش بیبدیلی در ارتباطات جهانی دارند را در اختیار دارد. امنیت عمده این سواحل هم اکنون از کنترل آسیا خارج است و امنیت بیشتر سواحل تحت شعاع حضور نیروهای فرامنطقهای از جمله آمریکا است. مطمئناً امنیت این سواحل و تأثیری که در کنترل منطقه بزرگ فلات قاره دارد نه تنها به طور مستقیم بر امنیت دیگر مناطق خشکی آسیا تأثیر گذارند بلکه در طول دو قرن اخیر منشأ و مبدا ورودی بسیاری از بحرانها و جنگها به درون قاره آسیا بودهاند.
ب ـ برخلاف دیگر قارههای جهان، قاره آسیا همواره با تقسیمبندیهای متعددی که مبنای بیشتر آنها براساس جایگاه ژئوپولیتیک - نظامی اقتصادی و منابع و ذخایر زیرزمینی بوده، روبهرو بوده است. یعنی قاره آسیا تنها قارهای است که بیشترین استعداد منطقهپذیری را به لحاظ موقعیت جغرافیایی دارد. در درون این قاره هماکنون چندین اتحادیه منطقهای با اهداف مختلف شکل گرفته و از جهت ساختار جغرافیای سیاسی آسیا را بسیار نامتجانس و ناهماهنگ کرده است.
ج ـ بیشترین رشد نهضتهای آزادیخواهانه و انقلابهای ناسیونالیستی، ایدئولوژیکی یک قرن اخیر در حوزه آسیا اتفاق افتاده است و هماکنون مناطق خاص آن به محور تحولات و رخدادهای امنیتی جهان تبدیل شدهاند.
د ـ تضاد بین شیوههای اقتصادی و عدم انسجام توسعه در این قاره از دیگر مشکلات اساسی آسیا در قرن ۲۱ است.
ماهیت اصلی تحولات در آسیا نشان میدهد این قاره با همه داشتههای ارزشمند خود در بعد استقرار و تأمین امنیت درون قارهای به کمک پتانسیلها و استعدادهای داخلی قاره با مشکلات عمیق و بنیادی مواجه است. تنها کافی است به سیر تحولات امنیتی قاره کهن از سال ۲۰۰۰ تاکنون نظری اجمالی بیندازیم، آنگاه متوجه میشویم که آسیا در کدام رتبه از سکوی امنیت جهانی قرار دارد. چنین استنباط میشود که چالش اصلی درونی است. زیرا به دلیل اشکال پیچیده روابط امنیتی و سیاسی در میان کشورهای آسیا هنوز هیچ عامل مشترک امنیتی برای ساماندهی اوضاع امنیتی این قاره که پر از حوادث و آسیبهای امنیتی است، شناسایی و اعمال نشده است. دلایل دیگری نیز وجود دارد. موشکافی دقیق این عوامل به زمان زیادی نیاز دارد و اگر قرار باشد بدان پرداخته شود به طور قطع در دهها مقاله نیز نمیشود آن را به طور کامل ارایه کرد.
چرا آسیا به این سرنوشت دچار است؟ پاسخ سئوال تا اندازهای هویدا است. تجزیه و تحلیل چالشهای متغیر در سیاستهای امنیتی آسیا و بحث درباره موضوعیت داشتن سیاست امنیتی واحد در این قاره اول از هر چیز به نحوه تعامل کشورهای قاره برمیگردد. در عصر پویایی جهانی و منطقهای هنوز سازمانی در آسیا شکل نگرفته تا چالشها و تهدیدات امنیتی قاره را در یک واحد مشترک مورد سنجش، ارزیابی و تعریف قرار داده و به همه واحدهای جغرافیای مستقر در نقشه آسیا ابلاغ کند. مشکل دوم به قدرتهای آسیا برمیگردد. این قدرتها که میتوانند نقش فرماندهی محور امنیتی آسیا را بازی کنند، هیچ الگوی قابل قبولی برای مبارزه با چالشهای مخرب امنیتی و نیز فرصتهای همکاری برخاسته از درون آسیا ارایه نکردهاند. در حالی که در اروپا، انگلیس و بعد از آن فرانسه و آلمان نقش محوری را در ارایه الگوهای امنیتی قاره پیر بر گردن دارند. در قاره آمریکا این ایالات متحده است که نقش هسته امنیتی را برعهده گرفته اما آسیا و آفریقا نتوانستهاند حتی برای استقرار امنیت متعادل در قرن بیست و یکم تدبیری اندیشمندانه ارایه دهند. مسأله مهمتر دیگر حضور و دخالت گسترده نیروهای خارجی در آسیا است. این مسأله که به بحرانی امنیتی برای آسیا تبدیل شده، بعد از وقوع برخی رویدادهای مهم جهانی، مخصوصاً حوادث یازدهم سپتامبر تشدید شده است. در واقع قدرتهای خارجی به ویژه آمریکا و انگلیس در جهت تثبیت و تقویت استراتژی سلطهطلبانه خود بر آسیا از فرصت بدست آمده بیشترین سوءاستفادههای امنیتی را بردهاند. این دو کشور نه تنها با حمله گسترده نظامی به افغانستان و عراق تئوری بازی بزرگ در آسیا را عملاً دنبال میکنند بلکه با مطرح کردن گسترش ناتو به شرق و ایجاد پایگاههای نظامی این سازمان نظامی امنیتی در خاک آسیا، مسایل کلان امنیتی آسیا را دستاویز خود قرار دادهاند. تحلیلگران آسیایی بر این باورند، بزرگترین تهدید این قاره کهن در حال حاضر سیاستهای خصمانه و ضدآسیایی آمریکا است. اما این پایان کار نیست. آسیا با مسایل و چالشهای امنیتی درون قارهای بیشماری نیز مواجه است. این قاره را به لحاظ ساختار کنونی امنیتی و اهمیت مناطق جغرافیایی به چند دسته میتوان تقسیم کرد:
۱ـ منطقه مرکزی آسیا (البته مرکزی نه به لحاظ جایگاه نقشه، بلکه به لحاظ اهمیت جغرافیای سیاسی و مسایل ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک). این منطقه را باید شامل بخش آسیایی خاورمیانه، آسیای مرکزی، به ویژه سه حوزه خلیج فارس، دریای عمانـ دریای عربی و دریای خزر دانست. این منطقه به لحاظ اهمیت فوقالعاده خود در اواسط قرن بیستم لقب کمربند شکننده به خود گرفت. منطقهای که بسیاری از نظریهپردازان سیاسی ـ امنیتی ـ نظامی و اقتصادی معتقدند سرعت وقوع تحولات امنیتی در آن بسیار بالا و بحرانهای آن تقریباً غیرقابل پیش بینی است. اصولاً وجود زمینههای اختلاف، درگیری و جنگ (اعم از جنگهای درون حوزهای میان واحدهای سیاسی واقع در این منطقه و جنگهای فرامنطقهای که از سوی قدرتهای خارجی صورت میگیرد) هر گونه مقدمات استقرار امنیت مدت دار در این منطقه را سلب کرده است. دلیل همه این تحولات نیز در سه عامل نهفته است. اول: نفت و گاز منطقه ـ دوم: وجود گهواره سه دین معتبر و مقدس جهانی در خاورمیانه و سوم: وجود ریشههای تند و افراطی در درون برخی از واحدهای سیاسی این حوزه که همواره عامل و یا بهتر بگوییم بهانهای برای حضور بیگانگان در خاورمیانه بوده است.
۲ـ منطقه شرق و جنوب شرق آسیا: طی چند سال اخیر بخش قابل توجهی از سیاستهای بینالمللی متوجه این منطقه از آسیا بوده است. اما پیشینه امنیتی این منطقه نشان میدهد از زمان حضور استعمارگران اروپایی به ویژه پرتغال در سال ۱۵۱۱ میلادی در این منطقه، نوسانات متعدد امنیتی و پیدایش اختلافات درون منطقهای نیز شکل گرفته است. این منطقه به موازات تحولات جهانی تحت تأثیر متغیرهای متعدد امنیتی قرار داشته است. در چارچوب برنامههای بینالمللی و طرز تعامل قدرتهای منطقهای، هم حوزه جنوب آسیا، هم حوزه شرق آسیا و حوزه گسترده آسیاـ پاسفیک به شیوههای دستهبندی قدرتمندان جهانی یعنی آمریکا، روسیه، ژاپن و چین بستگی پیدا کرد و همین مسأله سرآغازی بود برای شکل گیری مناطق فرعی در جنوب آسیا. در کنار این مسأله، یکی از دیگر دلایل بر هم خوردن توازن امنیتی جنوب آسیا به تغییر نگرش آمریکا برمیگردد. ایالات متحده آمریکا در استراتژی امنیت ملی ایالات متحده در قرن بیست و یکم نگاه ویژهای به آبهای گرم و آزاد اقیانوس هند دارد. ضمن این که سه عامل دیگر نگاه امنیتی ـ سیاسی و نظامی آمریکا به حوزه جنوب و شرق آسیا را تشدید کرده است:
عامل اول: هستهای شدن هند و پاکستان و ظهور علائم مربوط به قدرتمند شدن هند در قرن ۲۱.
عامل دوم: بر هم خوردن توازن امنیتی در شبه جزیره کره به دلیل تحرکات نامعلوم و غیرشفاف هستهای پیونگ یانگ
عامل سوم: ظهور ابرقدرت جدیدی به نام چین در کنار دیگر نقاط اقتصادی شده منطقه که ممکن است بسیاری از معادلات امنیتی و به ویژه اقتصادی جهان را در قرن بیست و یکم بر هم بزند.
۳ـ علاوه بر همه دلایل موجود، امواج دیگری در آسیای شرق و جنوب شرق در حال شکلگیری هستند که به سرعت در مسیر گسترش رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی و توسعه سیاسی و فرهنگی در حرکتند. شکلگیری سه اتحادیه عریض و طویل اقتصادی با عناوین اپک، آ.سه.آن و سارک میتواند مقدمات شکلگیری قالبهای جدید امنیتی برای ساماندهی اوضاع درهم امنیتی آسیا را فراهم سازد. این موضوع همچنان از زوایای دیگری در خور توجه است. از نگاه بسیاری از مفسران آسیایی در این دوره که اتفاقاً هیچگونه برداشت شفافی از نظم نوین جهانی وجود ندارد و در آن همسانیهای ژئوپولیتیک مدام در حال تغییر هستند، وقایع اقتصادی و انسجام دادن به فعالیتهای اقتصادی میتواند نقش مثمرثمری در آینده امنیتی آسیا داشته باشد.
۴ـ حوزه استراتژیک آسیای مرکزی: زبیگنو برژینسکی که تفکر ژئوپولیتیک کلاسیک را به شکل مدرن مطرح کرد، توجه خود را بر روی آسیای مرکزی به عنوان منطقه کلیدی در تخته شطرنج جهانی جدید متمرکز کرده است. با این فرضیه میتوان گفت که منطقه آسیای مرکزی به عنوان چهارمین منطقه امنیتی آسیا، قاره کهن را به طرز شگرفی تحت تأثیر قرار داده است و بر ابهامات امنیتی آسیا افزوده است. ابهامات موجود امنیتی در آسیا که واقعاً ساختار یکپارچه ژئوپولیتیک آن را تحتشعاع قرار داده است، امروز به معضلی بزرگ در آسیا تبدیل شده است. زیرا امنیت منطقهای که امروزه از اهمیت زیادی برخوردار است، در تمام نقاط آسیا با مشکل روبهروست. البته تمام مباحثی که تاکنون مطرح شد، بیانگر عدم اطمینان و ثبات درباره آینده و احتمالاً شکل خطرات موجود در آینده برای آسیاییها خواهد بود. همین الان بیماریهای خاص که هر روز نیز بر وسعت آن افزوده میشود، از جمله بیماری لاعلاج ایدز با عنوان سونامیپنهان در آسیا از آن یاد میشود. این حس ناخوشایند، بخشی از حس ناامنی موجود در نگرانیهای سیاسی امروزی آسیا را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر مشکل عدم توافق ژئوپولیتیک به انضمام مناظرات وسیع درباره مفهوم امنیت قارهای در آسیا همچنان پابرجاست. به نظر میرسد کشورهایی همچون چین تلاش زیادی میکنند تا در چارچوب سیاستهای امنیتیـ نظامی مباحث امنیتی آسیا را سامان ببخشند. اما چالهها و حفرههای ناامنی در آسیای بزرگ به حدی است که کمتر اندیشمندی به تحقق این آرمان آسیایی خوشبین است. امروزه شاید بیشتر از دوران جنگ سرد تمایز میان دولتهای آسیایی برای تفکیک امنیت ملی خود از امنیت منطقهای وجود دارد. اطلاقپذیری بیشتر این عقاید باعث پیچیدهتر شدن بسیاری از معضلات مهم در آسیا شده است. حتی با توجه به درد کهن آسیا در زمینه خطرپذیری امنیتی هیچ اتحاد یا واکنش واحدی در درون این اتحادیه پهناور برای مقابله یا پیشگیری از این تهدیدات وجود ندارد. در حال حاضر آمریکا به تنهایی بیش از دویست هزار نیروی نظامی در آسیا دارد. استقرار پایگاههای نظامی آمریکا و آرایش نظامیان این کشور در سطح قاره نیز به گونهای است که تقریباً بر تمام نقاط حساس و با اهمیت آسیا تسلط دارند. پایگاه نظامی در ژاپن و کره جنوبی، پایگاه نظامی مناس در آسیای مرکزی، پایگاه بگرام در افغانستان و حضور گسترده و بیسابقه در عراق به انضمام ناوهای هواپیما بر مستقر در خلیج فارس و دریای خزر در کنار استقرار نیروهای واکنش سریع در جمهوری آذربایجان گویای ترتیبات گسترده امنیتی آمریکا در آسیا است. ضمن این که همه این نیروها در بیشتر اوقات در حالت دلتا (آمادهترین حالت تهاجمی) قرار دارند.
همه این مسایل تنها بخشی از مباحث و مشکلات امنیتی آسیا بود. امروزه آسیا در معرض تهدیدهای جدی زیست محیطی و آثار مخرب ناشی از تخریب اکوسیستم قرار دارد. آب نیز یکی از مشکلات اساسی در بخش وسیعی از آسیا در قرن ۲۱ است. فرهنگ و سنتهای دیرینه نیز با تهاجم گسترده فرهنگی مواجه شده و کالاها و ابزارهای صنعتی صفتها و نشانههای تمدنی آسیا را به شکل گستردهای مورد هدف قرار داده اند. در مجموع شاخصهای عمده امنیتی آسیا را میتوان در شش عامل دستهبندی کرد:
۱ـ میزان بالای جمعیت و نامتجانس بودن استقرار جمعیتی در این قاره.
۲ـ تفاوتهای کلی در فرصتهای اقتصادی.
۳ـ مهاجرتهای کنترل نشده.
۴ـ تنزل شدید محیطی و افت اکوسیستمی.
۵ـ تولید و قاچاق مواد مخدر.
۶ـ تروریسم بینالمللی. در این میان موضوع تروریسم بینالمللی که تاکنون هیچ تعریف مشخصی از آن ارایه نشده بیشترین هزینههای امنیتی را بر آسیا تحمیل کرده است.
به نظر میرسد در چهار الگوی رایج امنیتی در عصر حاضر، شیوه پردازش به امنیت در آسیا سمت و سوی افقی دارد. یعنی توسعه از امنیت نظامی به سمت امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی. یعنی مسئولیتهای سیاسی تأمین امنیت در آسیا با اهداف قارهای هنوز در مرحله ابتدایی و تئوریک خام قرار دارد و مسلماً پاسخگوی نیازهای امنیتی آسیا نیست. بنابر این تهدیدات و خطرات امنیتی به ویژه در فراسوی مرزهای آسیایی همچنان به قوت خود باقی است و هریک از واحدهای سیاسی آسیا به ویژه واحدهای برخوردار از موقعیت خاص جغرافیایی با تل انباری از تهدیدها در آینده مواجه خواهند بود. خطری که ممکن است صدمات جبرانناپذیری به آینده در حال رشد آسیا وارد کند. در پایان جالب است به این دیدگاه اشاره کنم و آن این که نسب شناسان تأکید دارند، امنیت یک حقیقت مربوط به طبیعت نیست، بلکه مربوط به تمدن است. این نامی نیست که به اشیاء داده شود، بلکه یکی از اصول ایجاد و ساختن است که امور را به طور مطمئن پیش میبرد. امنیت نه پیشبینی هستی شناسی موجودات است و نه یک هدف صرف تعیینکننده، بلکه در عوض سرآغاز چگونگی بسط و گسترش باب گفتوگو درباره خطر گرفتار شدن در شبکههای پیچیده از عوامل ناامنی و در نهایت ترویج نفاق و خشونت است. چیزی که آسیای قرن بیست و یکم باید از مجموعه حوادث ۵ سال اخیر از آن درس عبرت بگیرد و به سوی تأسیس اتحادیه امنیتی گام بردارد. اتحادیهای که بر پایه باورهای درونی قاره و داشتهها و ظرفیتهای آن شکل بگیرد و مانع از گسترش تفرقه و یا فروپاشی درونی در این قاره پهناور، پرجمعیت و برخوردار از مواهب فراوان خدادادی شود.