تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۴۷۱۳۵

ایران برنده بزرگ عراق


مهران کرمی
با برگزاری موفقیت‌آمیز انتخابات پارلمانی عراق و روشن شدن نسبی نتایج آن، مرحله‌ای از بازی بزرگ میان ایران و ایالات متحده به سود ایران پایان یافت. در این انتخابات ائتلاف یکپارچه عراق که استخوان‌بندی آن را سیاستمداران و احزاب مورد حمایت ایران تشکیل می‌دهند، توانست پیروزی‌اش در انتخابات ژانویه گذشته را تکرار کند، تا بار دیگر دولت ایالات متحده ناگزیر یک بار دیگر به دشمن خود برای دریافت تضمین‌هایی درباره آینده عراق رو آورد. نتیجه انتخابات عراق یک بار دیگر ثابت کرد که برگ برنده تحولات سیاسی در این منطقه در دستان ایران قرار دارد و طبیعتاً چنانچه تدبیر و خرد دیپلماتیک حکمفرما باشد، این طرف برنده خواهد بود که چارچوب و بستر تحولات یا احتمالاً مذاکراتی را که آمریکایی‌ها خواهان آنند، تعیین می‌کند.
در انتخابات عراق اگرچه احزاب شیعی طرفدار ایران و احزاب کرد نزدیک به ایران هر دو پیروزی گذشته خود را استمرار دادند ولی طرفداران آمریکا از جمله ائتلاف احزاب غربگرا به رهبری ایاد علاوی نه تنها نتوانست کرسی جدیدی در پارلمان به دست آورد بلکه تا نیمی ‌از پایگاه مردمی خود را از دست داد. متقابلاً گروه‌های وابسته به اقلیت اهل سنت که مخالفت شدیدتری با حضور نظامی ‌و سیاسی ایالات متحده از خود نشان می‌دهند و بخشی از مقاومت‌ها و شورش‌های ضدآمریکایی را سامان می‌دادند، توانستند خلاء ناشی از شکست غربگرایان را پر کنند.
اگرچه ایالات متحده از شرکت فعالانه اقلیت اهل سنت در انتخابات ابراز خوشنودی کرد، اما برآیند حضور و مشارکت همه گروه‌های سیاسی از سنی، کرد و شیعی در انتخابات فضایی را شکل می‌دهد که نفوذ سیاسی آمریکا را در عراق از پیش هم کمتر می‌کند. بنابر شرایط جدید، موقعیت هر یک از طرفین بازی بزرگ در عراق بدین صورت است.
الف ـ ایران: جمهوری اسلامی ‌مطمئن است که در چهار سال آینده دولتی در عراق مصدر کار است که می‌تواند بهترین روابط دوستانه را میان دو کشور ایجاد کند. دولت برخاسته از پارلمان عراق دولتی خواهد بود ائتلافی که همچنان کرد‌ها و شیعیان استخوان‌بندی آن را تشکیل می‌دهند. برای ایران فرصتی مطلوب خواهد بود که بسیاری از مشکلات مزمن تاریخی خود را با حکومت‌های پیشین عراق با دولت جدید سامان بخشد و چشم‌انداز صلح کامل میان دو ملت و کشور را ترسیم کند.
البته این امر مشروط به آن است که اکثریت شیعیان بتوانند رضایت اقلیت اهل سنت را با سهیم کردن آنها در حکومت، قرار دادن آنها در متن حکومت و نه به حاشیه راندن آنها به دست آورند و به آنها و کشورهای عربی حامی‌شان این تضمین را بدهند که روابط دوستانه ایران و عراق نه تنها تهدیدی را متوجه این اقلیت و کشورهای عربی نمی‌کند بلکه می‌تواند به مثابه پلی برای دوستی میان دو حوزه عربی و فارسی فرهنگ اسلامی ‌باشد.
از سوی دیگر دست برتر ایران در معادلات عراق می‌تواند به یاری دست دیگر آن در سیاست خارجی که در پرونده هسته‌ای و مذاکره با اروپایی‌ها به نمایندگی از مجموعه سیاسی ـ تمدنی غرب درگیر است بشتابد تا با تجمیع امکانات و نیروهای خود منافع ملی خود را در این مذاکرات ارتقا بخشد. بدیهی است جمهوری اسلامی ‌بدون استفاده از وضعیت مطلوب خود در عراق نمی‌تواند نتیجه دلخواه را از سر میز مذاکره با سه کشور اروپایی بگیرد و ایران باید بتواند بین این دو ارتباطی محکم برقرار کند.
ب ـ ایالات متحده: به همان اندازه که گذشت زمان در معادلات عراق به سود ایران تمام می‌شود همچون ساعت شنی به زیان آمریکا عمل می‌کند. مشکل آمریکا نه در داخل عراق که در خاک خود نهفته است چرا که مقایسه میزان تلفات آمریکایی‌ها و مقاومت‌ها در برابر سیاست‌های آمریکا در ماه‌های اخیر نسبت به گذشته نشان از بهبود وضعیت آمریکا در عراق دارد اما افکار عمومی ‌در آمریکا و افزایش فشارهای حزب دموکرات دولت جورج بوش را شدیداً در تنگنا برای اعلام زمان خروج از عراق قرار داده است. ایالات متحده اگرچه می‌تواند به خود ببالد که در عراق پیروزی نظامی ‌کسب کرده، اما نمی‌تواند ادعا کند که برتری نظامی‌‌اش را به پیروزی سیاسی تبدیل کند.
طبیعتاً چه از این رویکرد که دولتی هوادار جمهوری اسلامی ‌در عراق روی کار می‌آید و چه از این منظر که دیر یا زود تحت فشار افکار عمومی ‌ناگزیر به ارائه زمان‌بندی خروج از عراق خواهد شد، ایالات متحده از نظر سیاسی ناکام تحولات عراق به شمار می‌رود. هر چند مقامات آمریکایی شرایط فعلی عراق را بهترین زمان برای نشستن با ایران بر سر میز مذاکره می‌دانند، اما واقع امر حکایت از این می‌کند که زمان کنونی برای ایران در بهترین حالت قرار دارد تا بتواند در قبال ارائه کمک به آمریکایی‌ها برای خروج بی‌دردسر از عراق، بیشترین امتیاز را بگیرد.
ایران باید بتواند از نقطه قوت خود در تحولات سیاسی عراق برای پوشیدن آسیب‌پذیری‌های خود در مسائل دیگر و از جمله پرونده هسته‌ای استفاده کند و چنانچه موفق به این کار نشود، پیروزی سیاسی در منطقه به تنهایی کارگر نخواهد بود. به عبارت دیگر نقطه قوت دیپلماسی ایران در جایگاه منطقه‌ای کشور است و نقطه ضعف آن در پیوندهای جهانی و به طور خاص نداشتن ارتباط مستحکم با جامعه جهانی و جمهوری اسلامی ‌باید بتواند از موقعیت برتر منطقه‌ای خود برای ارتقای موقعیت جهانی‌اش بهره بگیرد و به متن سیاست بین‌الملل برگردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات