دکتر کاظم ودیعی
در عراق آیتالله سیستانى پیروز شد نه پرزیدنت بوش. موجبات انتخابات را تنها آمریکاییان فراهم نساختند. موضعگیرى دقیق و روشن آیتالله سیستانى به آمریکا فهمانید که تشیع قطعا و حتما در بنیادگرایى خلاصه نمىشود اگر فتوا و تدابیر این آیتالله بزرگ نبود این انتخابات صورت نمىگرفت و شان تشیع و حق و حقوق قانونى شیعیان عراق که در عراق مصادره شده بود احیا نمىشد. اینک این شبهه که در خاورمیانه مىتوان با لغو و نهى و هتک حرمت دین و تنها به مدد واژه فرنگى لائیسیته آزادى و دموکراسى را پایه نهاد برطرف شده است.
شگرد آیتالله سیستانى آنجاست که بىواهمه از تروریستها که بعضا نهضت مقاومت عراق را آلودهاند و نیز بىواهمه از شیعیان لائیک عراقى که شبکه وسیع رابطه بین تهران و واشنگتن را سالها در خفا و در علن تنیده است. و بالاخره بىواهمه از قدرت نسبتا خوفناک حزب شیعه الدعوه و نیز بىاعتنا به قدرت حزبالهىهاى عراقى اعلان کرد که آزادى زنان و ترقیات فکرى جهان امروز و رفتن به سوى دموکراسى مباینتى با اسلام و تشیع نمىتواند داشته باشد.
این رشادت بود که اسباب زحمت تا پاى ترور ناموفق او شد. ولى این زحمت بدان رحمت سیاسى که مبشر آن شد مىارزید. آیتالله سیستانى و همتاى او آیتالله شهرستانى چنان که از نامشان پیداست ایرانىالاصلاند در تبار خود و با حرکت قرین توفیق خود در سن و سالى که دارند هدیهاى به شیعیان دادند و راهى براى خروج از بنیادگرایى در سراسر جهان اسلام گشودند.
ممکن است پیروزى آنها به همین جا ختم شود زیرا عراق در مخمصه اشغال است و عوامل بیگانه در زد و بندهاى حکومتى رایشان نافذ است و ورود به این قبیل زد و بندها در شان آیتالله سیستانى که تدبیرى پدرانه در قبال همه مردم عراق کرده است نبود و نیست و مسلما به هیچ احتمال ساحت او آلودگى را نمىپذیرد. پس ممکن است توقف کند.
یعنى هم خود را بیشتر متوجه آبیارى تخمى که کشته و بذرى که افشانده در جهان شیعیان نماید. از جمله خدمتى که چنین رهبر روشنفکر مىتواند بکند مسلما تقریب و تفاهم بیشتر بین شیعیان و سنیان است. تا آن انگ که بر شیعیان وسیله سنیان حکومتگر زده شده یعنى رافضىگرى و حتى کفر و تارک دین برطرف شود، و راه براى پاک کردن دنیاى اسلام از خشونتها و اتهامات باز شود. چه این نفاق است که در گذشته راه بر استعمار گشود این نفاق بود که راه را بر افتراق گشود.
آیتالله سیستانى با تدبیر در این فرصت که یافت از احزاب تمام شیعیان عراق (دعوه، کنگره، حزبالله و بنیادگرایان مقتداصدر) جبههاى در مشارکت ساخت و راهى به قلب سنیان عراقى که تاکنون قدرت را در دست داشتند گشود. یعنى ثابت کرد که سنى و شیعه در یک وطن شریکاند. این جبهه کار خود را درست انجام داده. البته این گروهها که به اختصار از آنها نام بردیم و دید سیاسى یگانهاى ندارند و با حفظ و حرمت کار آیتالله سیستانى نباید انتظار داشت که تا ابد در مجلس و حکومت با هم باشند. مسلما این انتخابات نشان داد که اکثریت عراقیان با اشغال و سیره گذشته یعنى دیکتاتورى و تروریسم مخالفند و متوجه استراتژى تازهاىاند تا عراق به معنى واقع مستقل شود.
آیتالله سیستانى بدون تردید تمام قدرت خود را در کار وضع قانونى اساسى که معرف طرز فکر او باشد به کار خواهد برد. همین جا است که احمد چلبى مرد مورد علاقه آمریکاییان که نقش بسیار مرموزى به بهانه لائیسیته بین آمریکاییان و عراقیان بازى مىکند آرام نخواهد نشست.
آیتالله سیستانى طرفدار یک حکومت اسلامى نیست ولى تحمل عدم رعایت حرمت دین را هم ندارد. به همین دلیل بود که در مذاکرات قبلى مربوط به ایجاد همبستگى هرگاه مىدید که طرفداران لائیسیته درصدد تحمیل نظر خود هستند رسما تهدید مىکرد به ترک مذاکره (منبع خبر روزنامه شرقالاوسط ـ لندن). یعنى که هم او بر حفظ خط اعتدال سیاسى بود و چنین خطى البته با خط مقتداصدر مخالفت داشت. و نیز با خط فکرى حکیم و احمد چلبى. ولکن فکر او پیش رفت و اینک روشی شده است در مذاکرات.
افراد لیست مربوط به آیتالله سیستانى در رأس نتایج انتخاباتاند. اما این بدان معنى نیست که آیتالله سیستانى بتواند حکومت آینده را در عراق تشکیل دهد. پس ائتلاف لازم است و لازمه این ائتلاف مذاکره و لازمه مذاکره، رعایت خط اعتدال است.
دو حزب کرد (حزب دموکرات کرد ـ اتحادیه میهنی کرد) که دو برادر متخاصم هماند و گروه سیاسى وابسته به نخستوزیر موقت فعلى نیز آرا بسیاری دارند.
نفوذ آیتالله سیستانى بهنگام تعیین نخستوزیر جدید مسلم و محقق است. و نیز به هنگام انتخاب رییس مجلس عراق و معاونان او. طبعا همه گروهها مداخله خواهند کرد و تعیین نامزد خواهند کرد مسلما نخستوزیر موقت فعلى کردها را به ائتلاف با خود دعوت مىکند.
در این حال است که اگر در ائتلاف آنها آیتالله در اقلیت بماند ظاهرا شکست مىخورد. و این چیزیست که حزب کنگره هم طالب آنست و نیز احمد چلبى گوشهچشمى به ایران دارد و مایل نیست آیتالله سیستانى محبوبیتش به ایران کشانده شود. پس شکست او در مجلس یا در دولت عراق مهم نیست بلکه پیروزى فکرى و سیاسى او در جهان شیعه بسیار مهم است. آیتالله سیستانى به دنبال جنبش عظیمى است که حرمت شیعیان را به شیعیان بدنام شده برگرداند پس قلمرو فکرى او جهان شیعه است نه تنها حوزه شیعیان در عراق.
ولی به لحاظ مسایل اقتصادى مبتلا به آمریکا و عراق آمریکاییان امید بسیارى بر عادل عبدالمهدى اقتصاددان معروف عراق که روش معتدل دارد و فعلا هم وزیر دارایى است دارند. این مرد طرفدار اصلاحات در جهت لیبرالیسم است. عراق فعلاًدرآمدى از بابت نفت دارد به حدود سالى ۱۷میلیارد دلار. لازم است متخصصی، کارشناسى پاکدامن و خوشنام بر اداره آن گماشته شود چون این پول مىتواند منبع شر و فسادى شود. بعید نیست که آیتالله سیستانى در این باب حداکثر نفوذ خود را به کار اندازد تا راه بر فساد و حیف و میل به بندد. در این صورت سعى خواهد کرد تا اتحاد فعلى گروهها و احزاب را ضامن شود.
به همین دلیل است که سخنگوى آیتالله سیستانى مىگوید "هر خانواده که مسالهاى در آن پیدا شود پدر خانواده دخالت مىکند. این است نقشى که آیتالله سیستانى در نظر دارد.»
عراق هنوز در اشغال است و آبستن حوادث بسیار از خوب و بد. تنها عامل مثبت، فعال بودن روحانیت مترقى است. آمریکاییان بهاى گزافى پرداختهاند بابت عدم آشنایى به بافت و ساختار جامعه عراق. اینک عراق به آنها آموزشى همهجانبه داده و مىدهد. افراطیون تا خروج کامل ارتش آمریکا به هر وسیله خواهند کرد ولی این اعتدالیوناند که بار اصلى مقاومت را در همه صحنهها به دوش مىکشند. در تهران استقبال عراقیان مهاجر از انتخابات همراه بود با حس میهنى و نظم و علاقه و مردم تهران شاهد آن بودند و مسلماً به آنها نویدها داد. به شرط آن که پرزیدنت بوش در سخن اندازه نگه دارد و به قول مجله اشپیگل هر چه فکر کند بر زبان نیاورد.
بر ما دیگر باید روشن شده باشد که نه آمریکا قادر به جنگ دیگرى است در خاورمیانه و نه خاورمیانه، به قول صدراعظم آلمان شرودر ظرفیت تحمل جنگ دیگرى را دارد. این منطقه طی ۲۷سال یک انقلاب سهمگین و سه جنگ مهیب داشته است. آثار آنها هنوز که هنوز است ترمیم نشده است، در حالی که در این فاصله برنامههاى عمرانى نادر و فقر، افزون شده است.