مقدمه:
رویکردها و گرایش هاى فکرى و سیاسى نیکولا سارکوزى به همراه تبار یهودى وی، بسیارى از محافل سیاسى عربى به طور عام و فلسطینى به طور خاص ـ صرف نظر از فرانسویان عرب تبارـ را از به قدرت رسیدن وى در فرانسه بیمناک کرده است. رئیسجمهورى جدید فرانسه که از مدت ها پیش حمایت و پشتیبانى خود را از اسرائیل علنى کرده، پیش از اینکه مذهب کاتولیک را اختیار کند، بر اساس آموزه هاى دینى یهود و این نگرش که موفقیت و پیروزى از آن یهود است، پرورش یافت و به ویژه آنکه مادرش آندره دختر پزشکى یهودى از سالونیکا یونان مصائب جنگ جهانى دوم را از سر گذراند. این امر با رأى یهودیان فرانسه به آقای سارکوزى و پیام تبریک و ابراز شادمانى اولمرت نخست وزیر اسرائیل نتانیاهو، رهبر حزب لیکود، به مناسبت پیروزى سارکوزى در انتخابات علنى تر شد.
">مقدمه:
رویکردها و گرایش هاى فکرى و سیاسى نیکولا سارکوزى به همراه تبار یهودى وی، بسیارى از محافل سیاسى عربى به طور عام و فلسطینى به طور خاص ـ صرف نظر از فرانسویان عرب تبارـ را از به قدرت رسیدن وى در فرانسه بیمناک کرده است. رئیسجمهورى جدید فرانسه که از مدت ها پیش حمایت و پشتیبانى خود را از اسرائیل علنى کرده، پیش از اینکه مذهب کاتولیک را اختیار کند، بر اساس آموزه هاى دینى یهود و این نگرش که موفقیت و پیروزى از آن یهود است، پرورش یافت و به ویژه آنکه مادرش آندره دختر پزشکى یهودى از سالونیکا یونان مصائب جنگ جهانى دوم را از سر گذراند. این امر با رأى یهودیان فرانسه به آقای سارکوزى و پیام تبریک و ابراز شادمانى اولمرت نخست وزیر اسرائیل نتانیاهو، رهبر حزب لیکود، به مناسبت پیروزى سارکوزى در انتخابات علنى تر شد.
علاوه بر تأکید رئیسجمهورى جدید فرانسه در یکى از سخنرانى هاى انتخاباتى خود مبنى بر اینکه هیچ چیزى را که امنیت اسرائیل را به خطر اندازد، تحمل نخواهد کرد ـ که البته این دیدگاه را نمى توان به این مفهوم دانست که اسرائیل با به قدرت رسیدن سارکوزى، دوست تازه اى براى خود یافته است ـ وى هرگز در اتخاذ همان مواضع و دفاع از دیدگاه ها و گرایش هاى اسرائیلى در مسائل مختلف منطقه اى خاورمیانه و نه فقط صحنه فلسطینى/ اسرائیلى اهمال نخواهد کرد.
دو صحنه و دو رویکرد
اگرچه تجربه ثابت کرده است دیدگاه هایى که در جریان انتخابات از سوى نامزدان مطرح مى شود، لزوماً با پیروزى آنان به مرحله اجرا درنمى آید - زیرا شرایط و مصالح متغیر و پیامدهاى این مواضع در سطح بین الملل نقش اصلى را در شکل گیرى سیاست هاى خارجى ایفا مى کند ـ اما آنچه در این میان قابل تأمل مى نماید این نکته است که مواضع و دیدگاه هاى سارکوزى درباره خاورمیانه، به خصوص پرونده فلسطینى/ اسرائیلى فقط در خلال تبلیغات انتخاباتى وى مطرح نشده است، بلکه رئیسجمهورى جدید فرانسه در طول حضورش در مناصب وزارتى و مدیریتى نیز همواره بر آنها تأکید کرده است.
البته این موضوع به آن اندازه که جزئى از مبانى اعتقادى و رویکردهاى سیاسى وى بوده که در خلال تبلیغات انتخاباتى اش نیز ادامه یافته، نیازى انتخاباتى نبوده است. از سوى دیگر این امر به آن اندازه که به نوعى «گرایش» و دیدگاه وى را نشان مى دهد ـ و چندان با آنچه رهبران متکبر اسرائیل به ویژه راستگراها و راستگراهاى افراطى در پیش گرفته اند، متفاوت نیست ـ فقط براى جلب آراى رأى دهندگان یهود و حامیان اسرائیلى تلقى نمى شود.
گواه این امر انتشار تمبرى در اسرائیل با تصویر سارکوزى، چندى پیش از انتخاب وى به عنوان رئیسجمهورى فرانسه است که نشان دهنده تمایل شدید رژیم اسرائیل در برقرارى ارتباط با وى است. این تمایل نه فقط به اعتبار حمایت سارکوزى از مواضع آنان بلکه از آن روست که رهبران اسرائیل وى را به حکومتى عبرى منسوب مى دانند. بر این موضوع نزدیکان و دوستان سارکوزى که اغلب اسرائیلى اند و نه فقط یهود، نیز صحه گذاشته اند.
از جمله این افراد مى توان به پى یر لولوش (نماینده مجلس ملى فرانسه، رئیس جمعیت دوستى با اسرائیل، عضو انجمن امور خارجى و مسئول مجموعه مطالعات تسلیحاتى در مجلس ملى فرانسه) اشاره کرد که نقش مهمى را در تعامل میان وزارت دفاع فرانسه و اسرائیل ایفا کرد. بارناو کلارسیفلد نیز رابطه بسیار نزدیکى با سارکوزى دارد. وى علاوه بر تابعیت فرانسوى، تابعیت اسرائیلى نیز دارد و یک سال تمام هم در ارتش مرزبانان اسرائیل خدمت کرده و از برجسته ترین رهبران «سازمان دفاع از یهودیت» به شمار مى رود.
این سازمان به رغم ممنوعیت فعالیتش در ایالات متحده، هم اکنون تنها نیروى دریایى آزاد در آب هاى فرانسه است. چراکه سارکوزى در زمان تصدى وزارت کشور فرانسه نقش مهمى را در ایجاد زمینه فعالیت این سازمان تروریستى ایفا کرد. بنابراین سیاست فرانسه که در طول 30 سال گذشته خود را محور و مبناى موازنه و ثبات میان دو سو و کرانه اقیانوس اطلس به مثابه همتایى براى ایالات متحده مطرح کرده و حامى هویت اروپایى ـ که دونالد رامسفلد وزیر دفاع سابق امریکا از آن به عنوان «اروپاى کهن» تعبیر کرده ـ بوده است، هرگز از همان قدرت و توان دوره ریاست جمهورى ژاک شیراک برخوردار نخواهد بود. در این میان وقوع دو رخداد مى تواند میزان و ابعاد اختلاف قابل انتظار میان دو سیاست، دو روش و بلکه دو گرایش و رویکرد را آشکار کند. رخداد اول به تاریخ 22 اکتبر 1996 بر مى گردد؛ زمانى که ژاک شیراک رئیسجمهور فرانسه با اعتراض شدید به فرمانده پلیس اسرائیل در بیت المقدس اشغالى و اقدامات و ترفندهاى آنان براى عدم بازدید وى از مناطق فلسطینى، به انگلیسى خطاب به این فرمانده مى گوید؛«هدفت چیست؟... مى خواهى که به هواپیمایم برگردم؟... مى خواهى به فرانسه برگردم؟» اما رخداد دوم به سال 2003 مربوط مى شود؛ زمانى که سارکوزى، در مقام وزیر کشور فرانسه از اسرائیل دیدن کرده و با افتخار این مساله را متذکر مى شود که فرانسه شاهد بیشترین محاکمه هاى روشنفکران و سیاسیون به اتهام دشمنى با سامى هاست.
اعراب و منافع فرانسه
به اعتقاد برخى، مصالح و منافع استراتژیک کشور دموکراتیک و بزرگى چون فرانسه و جایگاه آن در جهان را نهادها و موسسات تعیین مى کنند. افزون بر آن، همواره ضوابط، قواعد و عوامل عینى مربوط به تاریخ این کشور در تعیین و جهت گیرى سیاست هاى رهبران جهان تاثیرگذار بوده است. به رغم اعتبار و ارزش این دیدگاه نمى توان منکر این حقیقت شد که سیاست خارجى فرانسه به طور قطع از رویکرد «کاخ الیزه» متاثر خواهد بود، به ویژه اینکه بازتاب مواضع ساکن جدید آن که داراى شخصیت و بلندپروازى هاى خاص خود است، در خیابان هاى پاریس و حتى تمام پایتخت هاى منطقه بر سر زبان ها است.
بر خلاف سیاست خارجى فرانسه که به طور مشخص از سوى رئیسجمهورى تعیین مى شود و حتى وزیر خارجه تحت هر شرایطى تابع سیاست هاى اوست، سیاست داخلى فرانسه تابع رویکرها و اقدامات وزیران و نظارت مجلس ملى است و سیاست هاى رئیسجمهورى بیشتر اوقات لزوماً تحت نظارت مجلس ملى نیست، از این رو سارکوزى مجال بیشترى براى تعیین سیاست هاى جدید در قبال اسرائیل، بدون مخالفت جدى از سوى مجلس ملى یا حکومت مى یابد.
از سوى دیگر حتى اگر مجلس ملى فرانسه نیز با سیاست هاى سارکوزى مخالفت کند، این احتمال وجود دارد که با برگزارى انتخابات نمایندگان مجلس فرانسه در ژوئن سال جارى، سارکوزى و حزبش حائز اکثریت لازم شده و علاوه بر همسویى مجلس با وى، این مساله نیز تضمین شود که نخست وزیر فرانسه نیز از حزب سارکوزى باشد. بنابراین مى توان گفت در دوره ژاک شیراک سیاستى حاکم بوده است که از آن مى توان به عنوان «سیاست عربى محور» فرانسه براى تفسیر مواضع ریاست جمهورى فرانسه در برابر مسائل عربى و به طور مشخص فلسطین و عراق نام برد. البته این سیاست در سال هاى اخیر شاهد نوعى عقب نشینى و تغییر بوده که خود معلول نزدیک شدن رسمى اعراب به واشنگتن بوده و موجب شده است تا این سیاست عربى محور فرانسه کمرنگ شود.
اما در حال حاضر «سیاست اسرائیلى محور» فرانسه شاهد متغیرهایى است که جهان عرب را تحت الشعاع خود قرار داده است. اگر در این شرایط منافع و مصالح کلان فرانسه در تعیین سیاست ها و رویکردها عاملى تأثیرگذار و جدى باشد، این کشور منافع خود را در جهان عرب به این سادگى ها قربانى نخواهد کرد.
در عین حال این مساله، به خود اعراب و چگونگى تدبیر آنان در تعامل و رویارویى با متغیرهاى احتمالى و پیش بینى پیامدها و تاثیرات این متغیرها بر منافع و مسائل آنان بستگى خواهد داشت. به عبارت دیگر اگر این منافع و مصالح در جهان عرب از نگاه فرانسویان تامین نشود، این فرصت را به آقای سارکوزى خواهد داد تا سیاست اسرائیلى محور فرانسه را جدى تر دنبال کند.