*اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خطبههای نماز جمعه تهران و تأکید ایشان بر مشاهده علایمی مبنیبر اینکه «میخواهند با اقدامات نسنجیده شرایط آرام و مناسب کنونی برای مذاکرات (واقعی) را بر هم بزنند» از نگاه شما چگونه قابل تفسیر است؟
**به نظر من، هم در اظهارات و گفتههای مقامات کشورهای اروپایی و آمریکا با مواضع جمهوری اسلامی ایران تناقض وجود دارد و هم بعضاً در میان موضعگیریهای مسؤولان داخلی، و این تناقض قابل فهم نیست.
قطعاً نمیتوانیم چندین صدای متناقض و متضاد را بشنویم و از آن به تحلیلی درست دست یابیم. متاسفانه این تناقض را بعضاً را در داخل و در میان دستاندرکاران موضوع پرونده هستهای چه در شورای عالی امنیت ملی یا وزارت خارجه مشاهده میکنیم و گهگاه سخنان یا موضعگیریهایی را میشنویم که با سیاستها و مواضع رئیسجمهوری مغایرت دارد یا متفاوت است.
طبیعی است اگر بنا باشد کاری انجام شود، باتوجه به اینکه خودمان تلاش کردهایم مسأله را به عنوان یک موضوع ملی و حیثیتی ثبت کنیم، باید صادقانه با جامعه برخورد کنیم، تا آنها روند یا رخدادها در عرصه پرونده هستهای کشور را از زبان کسانی مثل جرج بوش یا مقامات و سران و دیپلماتهای اروپایی که عوامل اصلی رسیدن پرونده هستهای ایران به این مرحله بودهاند، نشوند!
به نظر میرسد؛ مسؤولان وزارت خارجه و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، باید با صراحت بیشتری اظهارنظر کنند تا یک صدای واحد از مجموعه خارج شود، در غیر این صورت وضع موجود این ذهنیت را در افکار عمومی به وجود میآورد که ما دچار تناقض در تصمیمگیری و رفتار هستیم.
عقل و منطق حکم میکند که باید از بوجود آمدن چنین فضایی بپرهیزیم، زیرا موضوع به حدی اساسی و مهم است که چنین شبهاتی میتواند به باور عمومی مردم نسبت به این پرونده لطمه بزند.
*این یک قاعده در پروپاگاندای سیاسی است که ایجاد جنگ روانی در خارج در چینش اهداف خود و اثرگذاری بر افکارعمومی داخلی کشور مقابل را در اهم برنامههای خود قرار دهد، بر این اساس بدیهی است اظهاراتی نظیر آنچه جرج بوش درباره وعده ایران به اتحادیه اروپا برای پذیرش تعلیق بیان کرد، میتواند بخشی از این جنگ روانی باشد. چرا که اگر مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا به سرانجام و نقطه مطلوب برسد – که میسر تحولات اینگونه نشان میدهد– از جهات متعددی به واسطه شرایط حاکم بر فضای بینالملل، معادله قدرت به نفع آمریکاییها نیست. بنابراین نمیتوان بر این گونه اظاهرات و خبرها صحه گذاشت. در این شرایط اگر مذاکرات انجام گیرد چگونه باید این مسیر را در راستای منافع کشور هدایت کرد؟
**این طبیعی است که اروپاییها و آمریکا دست پیش بگیرند، ولی ما در شرایط موجود باید از هرگونه عقبنشینی در مواضع مدون شده نظام خودداری کنیم، زیرا در غیر این صورت با اولین گام به عقب، آنها ما را تا آخرین خانهای که در گذشته قرار داشتهایم به عقب خواهند راند.
توجه داشته باشید که در مقطعی نه چندان دور این سؤال مطرح شد که ما چه دادهایم و چه گرفتهایم! امروز هم در وضعی هستیم که با یک اشتباه ممکن است دوباره چنین پرسشی در افکارعمومی مطرح شود.
معتقدم ما به لحاظ ذهنی و عملیاتی نباید خودمان را برای هیچگونه «پسروی» آماده کنیم. اگر هم مذاکره فعال و سودمندی صورت گیرد نوعی «پیشروی» است. ولی اگر منزوی و منفعل برخورد کنیم و اجازه دهیم آنها با طراحی عملیات روانی افکارعمومی جهانی را علیه ما تحریک کنند با جامعه ما را تحت تأثیر قدرت رسانهای خود قرار دهند و پوشش خبری رسانههای ما هم نتواند چتری بر روی اذهان و افکار عمومی داخلی بکشد، هم با یک تنش ذهنی داخلی مواجه خواهیم شد هم آنها خواهند توانست ما را به عقبنشینی مستمر وادار کرده و از آن بهره بگیرند.
امروز بدون شک مردم مهمترین عامل اساسیترین ابزار دفاع از روند موجود هستند و هر گونه تردید در این مسیر میتواند آثار زیانباری برای ما داشته باشد.
*خاویر سولانا، دیپلمات ارشد اتحادیه اروپا قرار است هفته آینده برای مذاکرات بیشتر با علی لاریجانی به تهران بیاید، در حالی که نسبت به انجام مذاکرات در آینده نزدیک بسیار نیز خوشبین است، با توجه به شرایط موجود آیا گمان میکنید تحول جدیدی در این عرصه در آینده رخ خواهد داد؟
**این امر حتمی و روند طبیعی کار است، از آن زمان که سولانا بسته پیشنهادهای اروپا را تحویل مقامهای ایران داد، این نکته آشکار بود که مقاومت و جدیت ما توانسته کار را به این مرحله برساند.
از زمان ارایه پکیج سه کشور اروپایی به تهران فارغ از اینکه در آن چیزی بود یا نه که هنوز محل بحث است؛ روند مذاکرات و ارتباطات ما شکل فعالتری به خود گرفته است.
هیچکس نه مخالف مذاکره است و نه مخالف ایجاد بسترهای نامناسب بر سر راه تعاملات مسالمتآمیز، جهان امروز هم حوصله تنش دیگری را ندارد و از وضع موجود آزرده خاطر است.
اما نباید فراموش کرد در کنار آماده بودن شرایط برای مذاکره، پیش شرطهایی که اروپا مطرح میکند و شروطی که ما تعیین میکنیم؛ و به تعبیری خروجی و محصولی که ما از دادن هر گونه امتیاز میگیریم، مهم است.
ما معتقدیم شرایط برای مذاکره مطلوب و مناسب است، اما مطلوبترین شرایط زمانی خواهد بود که برآیند اوضاع و تعاملات بتواند منافع ما را به شکل مناسب حفظ کند و بتوانیم از آن بهرهبرداری کنیم.