تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۴۷۲۲۹

سهام عدالت در عرصه اندیشه و سیاست


محمدتقی فاضل میبدی / عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم
بر تابلوی در ورودی کتابخانه‎ای چنین نوشته بود: «انسان و انسانیت اولی در کوچه‎ها سرگردان است و دومی در لای کتاب‎ها» اگر نیک بنگریم غالب مفاهیم که از معنا تهی گشته‎اند چنین‌اند. یکی از معانی سرگردان در این روزگار معنای عدالت است که گاهی معنا و مصداق خود را با ظلم داد و ستد می‎کند. معنای دلربای عدالت برای هر فارسی زبانی روشن است و هر انسانی بر حسب طبع و فطرت خود معنای این واژه را به آغوش می‎کشد و به خاطر معنای زیبای این کلمه می‎توان افراد زیادی را در دام چنین واژه‎ای صید کرد. بزرگان و مسئولان کشور و آنان که عدالت را تکیه‎گاه ادبیات خود می‎دانند، لابد به معنای آن آشنایی دارند. در یک جمله کوتاه، عدالت یعنی استیفای حقوق آدمیان و یا به تعبیر دیگر هر ذی ‎حقی را به حقش رساندن. اگر بخواهیم معنای دقیق‎تر عدالت را بدانیم، عدالت یعنی توزیع درست آگاهی، ثروت و قدرت. اگر این 3 معنا در جامعه تحقق یافت، عدالت تحقق یافته است. انسانی که فاقد آگاهی، قدرت و ثروت است، از حقوقش محروم است. به عبارت دیگر آگاهی، آزادی (قدرت) و امکانات مالی جزو حقوق اولیه آدمیان است.
چرا در جامعه ما عدالت در عرصه آگاهی نادیده انگاشته می‎شود؟ همان‎طور که عدالت در عرصه اقتصادی توان زیستن فیزیکی می دهد، عدالت در آگاهی توان زیستن در عرصه اندیشه می‎دهد. عدالت در بخش آگاهی یعنی همگان توان آن را دشته باشند تا به حقایق دست یابند. اگر ابزار دانش و آگاهی در اختیار بخشی از جامعه بود و گروهی را بازار اطلاع‎رسانی مردم دانستند در این جامعه چرخ عدالت به گل نشسته است. جامعه عادلانه جامعه‎ای است که صدای مخالف و منتقد به گوش همگان برسد و این میسر نخواهد شد جز از راه نشر مجلات و روزنامه‎های مستقل و تقویت احزاب ناقد حکومت. ما جامعه علوی را از این جهت جامعه عادلانه می‎دانیم که امام مسلمین(ع) از مخالفان خود می‎خواست تا صدای خود را بلند کنند. عدالت در عرصه آگاهی از مهم‎ترین بخش‎های عدالت است که باید تحقق یابد.
چگونه مردم جامعه‎ای که در آن آگاهی و ابزار اطلاع‎رسانی به نحو عادلانه توزیع نگشته است می‎توانند در عرصه‎های عمومی تصمیم بگیرند؟ تصمیمات درست هنگامی اتخاذ می‎شود که مردم صداهای مختلف را از راه ابزار اطلاع‎رسانی عمومی بشنوند. ملتی که همواره یک صدا به گوشش می‎رسد و در تمامی مسائل مقلد است و به دنبال تابوهای خود حرکت می‎کند، نمی‎تواند کشوری رشد یافته داشته باشد. دولتی کردن رسانه‎های عمومی همانند دولتی کردن رسانه‎های عمومی همانند دولتی کردن اقتصاد کشور است. تجربه نشان داده که هر چه اقتصاد یک کشور بیشتر دولتی باشد، رشد اقتصادی در آن جامعه کمتر است؛ همچنین است رسانه‎های عمومی. اگر سکوهای سخن و آگاهی در کنترل دولت و قدرت متمرکز باشد، طبیعتاً ابرهای تقلید آسمان تحقیق را خواهد پوشانید، اگر در راه توزیع سهام عدالت گام برمی‎داریم، باید توزیع این سهام در عرصه آگاهی سریع‎تر صورت گیرد.
توزیع قدرت و ثروت، آن‎گاه به نحو عادلانه صورت می‎گیرد که راه عدالت نخست برای متفکران و اندیشمندان باز باشد. نمی‎توان از سویی از عدالت اقتصادی سخن گفت و از سوی دیگر عرصه اندیشه را تنگ و محدود کرد.
تک‎صدایی در جامعه دینی بیشترین گرد خسران را به آسمان دین می‎نشاند. اگر برنامه‎های مذهبی صدا و سیما را بررسی کرد و آن را در بوته نقد گذارد، مشخص خواهد شد که تا چه میزان به اسلام و ملت جفا شده است. مگر قرآن نمی‎گوید چه ظلمی بالاتر از اینکه به خدا و رسولش دروغ بسته شود؟ اگر سهام عدالت در عرصه اطلاع‎رسانی توزیع می‎شد ممکن بود پاره‎ای از این خرافات پاسخ گفته شود و مردم صدای دیگری از اسلام بشنوند.
تنها وجود چند رسانه محدود آن هم با حزم و احتیاط نمی‎تواند صدایی را به گوش جامعه برساند. متاسفانه در جامعه ما خواندن کتاب و روزنامه جز فرهنگ ملی نگشته است و عمدتا صدا و سیما است که فرهنگ مردم را شکل می‎دهد و فرهنگی که از رسانه دولتی شکل گیرد فرهنگ تک‎صدایی خواهد بود. بزرگان دین به ما آموخته‎اند تا آرای مختلف روی هم نریزد حقیقت متولد نمی‎شود – اضربوا بعض الرأی علی بعض حتی یتوله منه السواف – بنابراین دولت منادی عدالت باید سنگ پایه عدالت را به روی نخستین حقوق مردم یعنی حق آگاهی و آزادی قرار دهد تا سهام عدالت در جامعه محقق شود.
براساس آموزه‎های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و براساس قانون اساسی این کشور مبنای حفظ نظام و قانونیت رهبری و ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی رأی مردم است. در اینجا باید کاوید که شورای محترم نگهبان در برابر کاندیداهای مردم، در مجلس، ریاست جمهوری و خبرگان رهبری تا چه میزان سهام عدالت را توزیع کرده است؟ در انتخابات خبرگان رهبری این سوال مطرح است که چرا از اصلاح‎طلبان تعداد قابل توجهی شرکت نکرده‎اند؟ با توجه به اینکه طلاب تحصیلکرده که برخی از آنان مدرسین نامدار در مقطع خارج می‌باشند و انگیزه و سوابق سیاسی نیز دارند، در میان آنان زیاد است. جز این است که این افراد هراس دارند که با آنان برخورد عادلانه صورت نگیرد؟ چرا باید هراس از شرکت کردن در بین تعدادی از نخبگان حوزه و دانشگاه در همه انتخابات وجود داشته باشد؟ این مانند این است که اقتصاد کشور به سمت خصوصی‎سازی پیش رود ولی عده‎ای از صاحبان سرمایه هراس از سرمایه‌گذاری داشته باشند.
جا دارد که دولت محترم و شورای نگهبان از خود بپرسند با این همه شعار عدالت تا چه میزان نخبگان فکری و سیاسی کشور آغاز شود. با حضور آنان در سرنوشت جامعه است که سهام عدالت در میان توده‎های مردم معنا پیدا می‎کند. اندیشه، سیاست و اقتصاد در هم تنیده است. نمی‎توان در گوشه‎ای سهام عدالت توزیع کرد و از گوشه‎های دیگر چشم پوشید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات