تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۴۷۲۴۲

تیپ‌شناسی، ضرورت فراموش شده

مقدمه: پس از گذشت 27 سال از وقوع انقلاب اسلامی، هنوز هم یکی از داغ‌ترین بحث‌های محافل فرهنگی و شخصیت‌های اجرایی، مباحث مربوط به حجاب و برنامه‌های فرهنگ‌ساز برای پوشش بانوان است. در این چند سال، بسیاری طرح‌ها و نظریه‌ها با آزمون‌ و خطا پیگیری شده‌اند‌، اما هیچ کدام از آنان پاسخ درستی به متصدیان خود نداده‌اند. برخورد فیزیکی، یکی از راه‌هایی بوده است که تاکنون بارها و در مقاطع گوناگون با شدت و ضعف دنبال شده است، اما صحنه‌های امروز کوچه و خیابان، نتیجه‌ای خلاف خواسته طراحان آن را نشان می‌دهد. این نوشتار درصدد نیست تا با کنایه زدن به "‌امر به معروف" و "نهی از منکر" که در برخی اوقات و با شرایط خاص، شامل برخورد فیزیکی هم می‌شود- این اصل را زیر سوال ببرد، بلکه بر آن است تا به واکاوی علتهای بدحجابی و شخصیت‌‌شناسی قشر شل حجاب جامعه، به راهکاری عملی برای این حل موضوع دست یازد. اشتباه بزرگی است که در دسته‌بندی و برنامه‌ریزی برای معضل بدحجابی و مضرات برهنگی، تمام زنان و دختران را به یک چشم نگریسته، آنان را با یک چوب برانیم. روشن است همانطور که طیف اجتماعی و تعلقات خانوادگی زنان و دختران در بهره‌گیری آنان از امکانات اجتماعی و وسایل زندگی، نقش موثر ایفا می‌کند، خاستگاه اجتماعی آنان نیز در نوع نگرش و طریقه برخورد و کنار آمدن با مسائل و مشکلات، نکته‌ای کلیدی است که باید به آن توجه داشت. قشر بدحجاب را در یک طبقه‌بندی کلی و اجمالی، می‌توان متعلق به چند قشر خاص سوای از هم دانست:

1- در وهله اول گروهی بیش از موارد دیگر، جلب توجه کرده و دارای سابقه بیشتری در زمینه سستی در نمادها و شعائر مذهبی است، قشری هستند که به علت موقعیت خانوادگی و محیط خصوصی خود، از به قشر غیر متدین به حساب آمده و به خاطر اقتضائات محیطی که دامنگیر آنان شده، نسبت به مسائل و مقیدات مذهبی و اجتماعی لاقید به حساب می‌آید که یکی از بروزات این لاقیدی بدحجابی است.
2- قشر دوم بدحجابان، آنهایی هستند که به علت فقر اقتصادی و کمبود معیشت، مجبور به تن ‌فروشی و عشوه‌گری می‌شوند که تفاوت‌ محیط‌ها و طرز فکرهای این گروه اول روشن و هویداست.
3- قشر سوم که در جامعه امروز ایران، می‌توان آن را فراگیرترین قشر متاثر از نسیم‌های مخالف فرهنگی دانست، افرادی هستند که به خاطر تقلید از روند جامعه و به دور از اندیشه مستحکمی، به پیروی از افراد پیرامون خویش و یا الگوهای مطرح شده در رسانه‌های غربی و ماهواره‌ای می‌پردازند و به بدحجابی یا شل حجابی دچار می‌شوند.
4- دسته چهارم که وجود آنان تأسف آورتر از دسته‌های ذکر شده می‌باشد، عده‌ای از دختران و زنان پرورش‌یافته در خانواده‌های مذهبی هستند که به علت بحران هویت و یا شکاف نسل‌ها که گاه ناشی از تربیت نادرست و به دور از مبنا و اندیشه خانواده‌ها و گاه سختگیری‌های بی‌مورد است، در زمره بدحجابان درآمده‌اند تا به نوعی بانگ عقاید و احساسات سرخورده خود را برآورده و آن را منعکس کنند.
5- قشر پنجمی را نیز می‌توان در میان این دسته‌ها نام برد که با اندکی تأمل، شاید بتوان آن را جزئی از گروه سوم دانست و آن جوانان و دخترانی هستند که به علت عدم توجه و ارزش قائل شدن برای آنان، دچار نوعی بحران روحی و فکری شده‌اند و به طریقی درصدد تخلیه انزجار درونی خود از وضع موجود هستند و ممکن است هر عملی که برخلاف هنجارهای موجود اجتماعی به حساب آید و تعجب و خشم اجتماعی را به همراه داشته باشد، از آنان سر زند تا به نوعی اعتراض و سرخوردگی آنان را التیام بخشد، با تأمل و ژرف‌اندیشی در احولات و اوضاع افراد و دسته‌های مذکور، این نتیجه به دست می‌آید که هر برنامه اصلاحی که بدون در نظر گرفتن تمایزات اخلاقی و خصوصیات محیطی این زنان برای آنان تدارک دیده شده و به اجرا گذاشته شود، محکوم به شکست بوده و نتیجه عکس به بار خواهد آورد. راه‌ حل‌های بسیاری در طی سالیان متمادی برای حل مسئله بدحجابی بیان شده و گروهی از آنان جزء راه‌حل‌های کاربردی اصولی نیز بوده است، اما به خاطر غفلت مسئولان و جدی‌ نگرفتن مسئله هر ساله بحث به برخورد فیزیکی، آن هم به طور مقطعی محدود شد و اندکی بعد هم به فراموشی سپرده شده است. راهکاری که این نوشتار در صدد بیان آن است را می‌توان راه‌ حلی زیربنایی، فرهنگی و فیزیکی مسئله دانست که در آن با بهره‌گیری از تکنولوژی‌های پیشرفته صنعتIT و تجربیات تجهانی در امور اجتماعی برای تمام افراد جامعه و از جمله زنان، برنامه شناسایی و هویت‌شناسی تعریف کرد تا با بهره‌گیری از آن بتوان به روحیات فردی، وضعیت خانوادگی و محیط اجتماعی شخص بدحجاب بی‌پرده و با در نظر داشتن پیشینه شخصی، با او برخوردی متناسب شده و با راه‌هایی مانند تذکر لسانی، تعهد کتبی، اطلاع‌رسانی به خانواده، محیط تحصیل و یا محل کار و یا جریمه نقدی با آنان برخورد و تنها در موارد بسیار حاد که بسیار اندک (مانند برخورد با روسپیان) است، با برخورد فیزیکی می‌توان این معضل را رفع و رجوع کرد. در این گستره آماری احتمال خطای ماموران و ضابطان به شدت پایین آمده و با توجه به نسبت اندک زنان فاسد و دخترکان پاک مقلد، عده عظیمی در آتش تخلفات جمع قلیلی نخواهند سوخت. ناگفته پیداست که لازمه این برنامه در مرحله نخست‌، بهره‌گیری از مأموران آموزش دیده و افراد مجرب و زبده‌ای است که بیم آن می‌رود که از رهگذر برخورد و رویارویی با بدحجابان، خود نیز گرفتار فساد شوند و آتش بی‌تجربگی و عدم تخصص آنان در برخورد با بدحجابان مانند گذشته نتیجه عکس به بار آورده معضل مضاعف شود، اینها البته به غیر از وظایف گسترده مسئولان و مراکز و نهادهای فرهنگی کشور است که به نظر می‌رسد به رغم داشتن بودجه‌های کلان و وعده‌ها و شعارهای پرطمطراق، چندان به اهداف مورد نظر نرسیده‌اند یا اینکه به علت سهل‌انگاری نخواسته‌اند برسند که پرداختن به آن نیازمند فرصتی جداگانه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات