*حزب کارگزاران سازندگی ایران در شرایط خارجی شکل گرفت. در بحثهای تاریخی که درباره آغاز روند تشکیل حزب مطرح میشود بیش از همه جنبههای سیاسی آن روزها مورد توجه قرار میگیرد و همواره از هویت توسعهای حزب که اتفاقا شاکله فکری حزب را نیز تشکیل میدهد، غفلت میشود. کارگزاران سازندگی هنگام تاسیس چه دیدگاهی درباره مسئله توسعه داشت؟
**پیش از اینکه به این پرسش پاسخ بدهیم مایلم مقدمهای درباره شرایط عمومی کشور توضیح دهم. همانگونه که میدانید قبل از انقلاب اسلامی، ایران با همه امکاناتی که از نظر طبیعی، کشاورزی، نیروی انسانی و انرژی داشت به طور کامل تبدیل به یک کشور مصرفکننده شده بود.
«هویدا» در سالهای آخر نخستوزیریاش در مصاحبهای اذعان کرد که «ما فقط مصرف یک ماه تا چهل روز گندم مردم را تولید میکنیم و مابقی آن را از خارج وارد میکنیم.» کشوری که در آن همه امکانات در حوزه کشاورزی داشته و یکی از کشورهای صادر کننده گندم بوده است، در زمان شاه تبدیل به کشوری میشود که مصرف یک ماه تا چهل روز گندم مردم خود را بیشتر نمیتواند تولید کند.
در حوزه صنعت ما فقط صنعت مونتاژ را داشتیم و در آن عرصه هم خودرویی نظیر پیکان که نیم قرن از عمرش گذشته بود مونتاژ میشود. در سایر وسایل مصرفی نیز همین بود.
در حوزه صنایع غذایی و لبنیات ایران قبل از انقلاب هیچ صنعتی وجود نداشت، کشور که خود دارای بهترین امکانات برای دامپروری و کشت علوفه است، تبدیل به مصرفکننده شده بود. بنابراین قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به رغم همه استعدادهایی که ایران داشت، یک کشور مصرفکننده صرف بود. وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، حضرت امام(ره) با توجه به شناختی که از کشور و منابع طبیعی آن داشتند، در همان سالهای اول انقلاب برا این مسئله تاکید کردند که «اگر کشوری مثل ایران میخواهد مستقل باشد، زمانی میتواند به این هدف برسد که متکی به منافع داخلیاش باشد». بنابراین شعار استقلال را که مردم در تظاهرات خود مطرح کردند، امام(ره) اینگونه ترسیم کردند که برای حفظ استقلال یا حتی برای رسیدن به استقلال چه ضرورتهایی وجود دارد. در واقع سخن امام(ره) این بود که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی امکانپذیر نیست.
* وضعیت منافع زیرزمینی و غیر زیرزمینی ایران نسبت به دیگر کشورهای منطقه و جهان چگونه بود. آیا به حدی بود که بتواند این افق ترسیم شده توسط امام(ره) را عینیت بخشد؟
** بله، ایران یکی از کشورهایی است که به لحاظ ذخایر زیر زمینی اعم از نفت و گاز، انرژی و مواد معدنی بسیار غنی است. تقریبا همه معادن در ایران وجود دارد که میتواند مواد خام هر صنعتی را تامین کند. به لحاظ انرژی هم همچنان که میدانید ایران منابع عظیم انرژی دارد. همچنین از جهت ژئوپولتیکی جمهوری اسلامی در منطقهای واقع است که بازار وسیعی برای مصرف تولیدات دارد. به لحاظ نیروی انسانی نیز ایران یکی از کشورهایی است که میتواند در زمینههای مختلف علمی، فنی و سطوح مختلف متکی به نیروی خود باشد. بنابراین همه شرایط لازم برای تبدیل شدن به یک کشور تولیدی دارد و کشوری که تولیدکننده باشد میتواند خودکفا و مستقل باشد.
* دولت سازندگی نیز با تکیه بر این محور روی کار آمد؟
** دقیقاً دولت سازندگی با توجه به آرمانهای امام(ره) و با توجه به استراتژیای که حضرت اما(ره) برای حفظ استقلال کشور ترسیم کرده بوند، برنامهریزی کرد. آرمان دولت سازندگی این بود که کشور را تبدیل کند به یک کشور صنعتی و علمی. کشوری که کانون کشاورزی در منطقه و در یک کلام کشوری مولد و نه مصرفکننده صرف باشد.
دولت سازندگی مبتنی بر همان استراتژی امام(ره) و منابعی که در کشور وجود داشت، کار خود را آغاز کرد.
*مشکلاتی که دولت سازندگی در آن دوران داشت کدام بود؟
**همانگونه که میدانید زمانی که دولت سازندگی آغاز به کار کرد، کشور تازه از فضای جنگی خارج شده بود. ما با کمبودهای فراوانی روبهرو بودیم، مثلا ذخایر گندمی که ما سیلوها داشتیم به اندازه سه روز تا یک هفته بود. قیمت نفت زیر 15 دلار بود و به ندرت به 20 دلار میرسید. خزانه کشور خالی بود و مهمتر از همه تحریمها که سبب میشد کشورهای توسعه یافته حاضر نباشند، در ایران سرمایهگذاری کنند. در این فضا بود که سازندگی آغاز شد. آقای هاشمی در دولت اول مبنا بر این گذاشت که زیرساختهای کشور را در حوزه صنایعی مانند برق، گاز و نفت بازسازی کند یا توسعه و گسترش دهند.
*این سیاست دولت اول آقای هاشمی بود، در دولت دوم ایشان برنامه سازندگی را به چه سمت و سویی هدایت کرد؟
**آقای هاشمی در دوره دوم سازندگی استراتژی خود را بر ایجاد حلقههای مفقوده صنعت در کشور استوار کرد تا حرکتی باشد به سمت همان خواست اصلی دولت سازندگی یعنی کشورهای مولد و خودکفا.
* برنامهای که تحت عنوان «ایران 1400» در سال 1357 به مجلس ارائه شد نیز با همین چشمانداز ارائه شده بود؟
**دقیقا! این برنامه در سال 1357 که به مجلس ارائه شده، مقولهای بود تا سال 1400 که اهداف آن در برنامههای 5 ساله محقق شود. اهداف پیشبینی شده در آن برنامه برای تحقق «استقلالی» بود که حضرت امام(ره) در سالهای اولیه پیروزی انقلاب آن را مورد تاکید قرار داده بودند.
*با این مقدمات میرسیم به مقطع اعلام موجودیت حزب کارگزاران. در همین سالها بود که حزب با صدور بیانیهای در عرصه سیاسی کشور متولد شد و همین دلیل بود که تاکید کردیم هویت توسعهای حزب مورد غفلت قرار میگیرد. خوب است در این باره هم توضیحاتی از شما بشنویم؟
**همانگونه که میدانید هسته اولیه گروه کارگزاران سازندگی متشکل از مدیران آقای هاشمی بودند. بنابراین آن مدیران با همین رویکرد و با همین نگاه به کشور و اهداف استراتژیک، هم از دیدگاه امام(ره) و هم از دیدگاه دولت سازندگی حزب کارگزاران را تشکیل دادند. گروه اولیه در آن زمان در بیانیه خود عنوان کردند که ما برای «تداوم سازندگی» اقدام به تاسیس حزب کردهایم و شعاری که حزب برای خود انتخاب کرد، «عزت اسلامی، تداوم سازندگی برای ایرانی آباد» بود که دقیقا منطبق با همین فرمایش حضرت امام(ره) بود؛ یعنی ما میخواهیم آبادانی و رفاه را برای مردم بیاوریم.
طبعا وقتی یک تشکل سیاسی تاسیس میشود باید نگاهی به دیگر مقولات داشته باشد و نمیتواند دامنه فعالیت خود را محدود به حوزه اقتصاد کند. باید در حوزههای سیاست، اجتماع و فرهنگ برنامه داشته باشد و در مرامنامه و اساسنامه هویت خود را تعریف کند.
حالا هویت کارگزاران با توجه به توضیحاتی که دادم هویتی بر مبنای سازندگی و توسعه همهجانبه بود و نه فقط اقتصادی! چون توسعه اقتصادی بدون توجه به دیگر منابع توسعه همواره نقش دارد.
مثلا توسعه منابع انسانی در کنار همین توسعه اقتصادی اهمیت و ضرورت دارد، برای همین توسعه انسانی است که ساختن دانشگاهها ضروری میشود. ساختن پژوهشگاهها اهمیت مییابد؛ در همین راستا است که دانشمندان ما در برابر ادعای غرب مبنی بر تعطیلی فعالیتهای صلحآمیز هستهای، همواره مطرح میکنند که علم هستهای در ذهن دانشمندان ماست و این علم بومی شده است. بنابراین ما در همه مواردی که قبل از انقلاب مصرفکننده صرف بودیم، تولیدکننده شدهایم پس استراتژی کارگزاران یا وقتی که شعار «تداوم سازندگی» را برای فعالیت خود برگزید، این شد که ما در این حوزه باید فعالیت کنیم. البته معنایش این ینست که حزب کارگزاران با عنوان سازندگی از دیگر حوزهها غافل است. سازندگی از نظر ما زیربنایی برای فعالیت در همه حوزههاست. بنابراین با این نگاه، اول گروه سازندگی و بعد حزب کارگزاران سازندگی متولد شد.
*برخی مطرح میکنند دولت سازندگی و سرمایهگذاری برای توسعه کشور تمام شده است. نظر شما در اینباره چیست؟
** به رغم همه تلاشهایی که صورت گرفته ما هنوز به نقطه مطلوب نرسیدهایم. چون همگام با گامهایی که ما برداشتیم برای توسعه کشور در دنیا نیز حرکتهای عظیم صورت گرفته است. دنیا در همان نقطه باقی نمانده است.
بنابراین ضرورت سازندگی و توسعه از بین رفته است. به نظرم به دلیل گسترش دامنه علم ضرورت استمرار استراتژی سازندگی همچنان به قوت خود باقی است و اصولا توسعه تعطیلپذیر ندارد.
علاوه بر این از بعد ایدئولوژیک نیز ما ادعا داریم که امالقرای جهان اسلام هستیم و باید به آن نقطه توسعهای برسیم که جهان اسلام نگاهش به ما باشد. برای چندمین بار تاکید میکنیم با توجه به پیچیدگیهای جهان ضرورت سازندگی بیش از گذشته احساس میشود. بنابراین هر دولت با هر گرایشی که بر سر کار بیاید اگر به این نکته توجه نکند، زمینههای تسلیم در برابر رقیبان فراهم است.
*پس، از نظر شما مسائل سیاسی حاکم بر مناسبات جهانی نیز ضرورت سازندگی را بیشتر کرده است؟
**به نکته خوبی اشاره کردید چون پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تنها ایدئولوژیای که در برابر غرب ایستاده، ایدئولوژی اسلام است که اکنون نمایندگی آن را در ایران به عهده دارد و به هر حال اگر ما بخواهیم به استقلال سیاسی که حضرت امام(ره) ترسیم کردند برسیم، ناگزیریم به ادامه توسعه و سازندگی کشور؛ یعنی ضرورت سازندگی از ابعاد مختلف بر همگان آشکار است و هر دولتی که بر سر کار بیاید اگر نگاهش به استقلال سیاسی کشور است باید پیش فرضی اصلی آن یعنی استقلال اقتصادی که در دل توسعه همهجانبه کشور است را جدی بگیرد.
*آقای هاشمی! یکی از مشخصههایی که حزب کارگزاران را از دیگر احزاب موجود کشور متمایز میکند تجربههای ذی قیمتی است که در دوران مسوولیت در دولت و سایر ارکان حکومت اندوخته است. چگونه میخواهید از این تجربهها بهره بگیرید؟
**اندیشه و عمل کارگزاران همواره معطوف به توسعه ایران و رفاه ایرانیان بوده است. به همین علت برای ما هم مهم نیست که لوکوموتیوران قطار سازندگی کیست، بلکه مهم این است که از ریل سازندگی خارج نشویم و انحراف پیدا نکنیم. براساس تفکر «کارگزارانی» ما خواهان توسعه و عمران کشور هستیم و برای رسیدن به استقلال سیاسی بر مبنای فرمایش حضرت امام(ره) ما باید خودکفا باشیم. میبینیم هنوز در کشور ساری و جاری است.
*بین اهداف ایران 1400 و چشمانداز 20 ساله چه تناسبی وجود دارد؟
**بسیاری از اهدافی که در سند چشمانداز آمده است همان اهداف طرح ایران 1400 است. کسانی که روزی در این کشور شعار دادند به جای «سازندگی» باید بگوییم «سراب سازندگی» به نتیجه نرسیدهاند که باید برنامه بلندمدتی برای سازندگی داشته باشیم که در قالب سند چشمانداز پیاده شده است. همانهایی که دیروز در رقابتهای انتخاباتی میگفتند اگر پل ساختن ارزش است پس مالزی از ما بیشتر پل ساخته است، امروز خودشان را سرباز و فرمانده چشمانداز میدانند و معتقدند باید این را پیش برد. خب، ما این را یک پیروزی برای «گفتمان کارگزاران» میدانیم. بنابراین اگر آن روزها «گفتمان کارگزاران» در یک جمع محدود بود، امروز یک گفتمان غالب شده و نه تنها پذیرفتهاند که برای تحقق سازندگی نیز برنامه مینویسند، بلکه این برای گفتمان کارگزاران یک پیروزی است.
*به چه میزان نسبت به انحراف از مسیر سازندگی دغدغه دارید؟
** به هر حال در دنیای احتمالات هر مسئلهای ممکن است اتفاق بیفتد.
*شما زمینههایی از انحراف را تاکنون مشاهده کردهاید؟
** در همین بودجه سال 85 که این نخستین بودجهای بود که براساس برنامه چهارم و سال اول چشمانداز توسعه تنظیم شد نسبت به اهداف برنامه چهارم و سند چشمانداز انحرافات فراوانی مشاهده شد. اینجاست که ما باید نگران باشیم و نقد منصفانه کنیم و تلاش کنیم از این انحراف جلوگیری کنیم، البته حرکات کلی در همان چارچوب است، ما این انحرافات نیز اتفاق افتاده است.
* این انحراف از برنامه چهارم و سند چشمانداز را ناشی از چه میدانید؟
** مدیریت یک علم است، مدیریت دیگر تجربه نیست. این نیست کسی براساس آزمون و خطا مدیریت را به طور خودرو فرا بگیرد. علم مدیریت بسیار دقیق است. کتابهای زیاد دربارهاش نوشته شده است و مکانیسمهای خاص خود را دارد. همچنین اقتصاد نیز یک علم است. امروزه علم اقتصاد، دقتی به مراتب، بیش از علم ریاضیات دارد، چون در اقتصاد یک خطا منجر به پاره شدن یک زنجیره کامل میشود.
بنابراین مدیرانی کسانی که امروزه در مصدر اجرائیات کشور قرار گرفتهاند، انسانهای خوب، خوشنیت و خوش باطنی هستند، اما عالم در کار خودشان نیستند و علم مدیریت را ندارند. علم اقتصاد را ندارند. کسی که میخواهد اقتصاد کشور را هدایت کند اگر مجهز به سلاح علم مربوطه باشد با چهار کلمه، بورس را از 14 هزار سهامدار نمیکشید به زیر ده هزار. اگر آن مدیر علم مدیریت داشت، تصمیمی نمیگرفت که به اعتراف خودشان ثمره تصمیم آنان بعد از دو ماه 200 هزار بیکار در پی داشته باشد، افت تولید و اختلال در کارخانهها ایجاد کند و پس از یک ماه ناچار شوند تصمیم خود را عوض کنند. پس معلوم است که این مدیر نه علم مدیریت را میشناسد و نه با علم اقتصاد آشناست.
* البته ما این خطاها را به حسب سوءنیت نمیگذاریم حتما حسننیت دارند، اما بیان ما از این بایت است که در کاری که به عهده دارند عالم نیستند.
**از آثار سوء دیگر سخنان نسنجیده، فرار سرمایه است به طوری که اعلام شده است از سال گذشته تاکنون 200 میلیارد دلار فرار سرمایه داشتهایم. سرمایه پای خود را جای محکم میگذارد. اگر بیثباتی را احساس کند فرار میکند. این بیثباتی و این احساس کند فرار میکند. امنیت در کجا به وجود میآید. چگونه به وجود میآید؟
ناشی از گفتار سیاسیون و گفتار و کردار مدیران به وجود میآید. بنابراین کسانی که امروزه بر مصدر امور هستند، در حوزه کاری خود با علم مدیریت، علم اقتصاد و علم جامعهشناسی آشنا نیستند، حرفی را بیان میکنند ولی جغرافیای تاثیر حرف خود را نمیداند که در چه جاهایی چه پیامدهایی دارد. مدیر باید به تناسب حوزه مسوولیت خود سخن بگوید. به عنوان حسنختام در اینباره خاطرهای از امام راحل برایتان نقل میکنم. زمانی که مسوولیت صداوسیما را به عهده داشتم روزی خدمت حضرت امام خمینی شرفیاب شدم و از ایشان درخواست نمودم که در روزهای اعیاد که امام دیدار دارند اجازه فرمانید دیدارها به طور مستقیم از تلویزیون پخش شود.
ایشان در پاسخ فرمودند «کلمه صحبت نامناسب من ممکن است جهان را به هم بریزد. چگونه شما چنین پیشنهادی را مطرح میکنید؟! ایشان اضافه نمودند«به دلیل حساسیتها صحبت رئیسجمهوری آمریکا قبل از پخش از چندمین فیلتر عبور میکند». ملاحظه نمایید هر قدر حوزه مسوولیت وسیعتر باشد حساسیت سخنان مسوول بیشتر و تاثیرات گوناگونی بر جای میگذارد و متاسفانه در شرایط فعلی بعضی سخنان متناسب با حوزه مسوولیت برخی از مسوولان نیست و لهذا تاثیرات مخربی بر حوزههای مختلف اعم از سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی گذشته است که اصلاح آن به آسانی میسر نیست و خسارت زیادی به بار آورده است. از آن جمله است وضعیت بورس فرار سرمایه و خروج نخبگان از کشور که امروز آمار و ارقام متفاوتی در رسانهها منتشر میشود.