مقدمه:
مهمترین نوآوری عملیات فاو که اکنون در دانشگاههای علوم نظامی برجسته دنیا تدریس میشود این بود که ایران با عبور بیش از 2500 غواص از اروند خط اول دشمن را بدون تیراندازی شکست. گفتوگوی خواندنی خبرگزاری مهر با سردار دکتر حسین علایی در مورد ویژگیهای عملیات غرورآفرین والفجر 8 در پی میآید.
">مقدمه:
مهمترین نوآوری عملیات فاو که اکنون در دانشگاههای علوم نظامی برجسته دنیا تدریس میشود این بود که ایران با عبور بیش از 2500 غواص از اروند خط اول دشمن را بدون تیراندازی شکست. گفتوگوی خواندنی خبرگزاری مهر با سردار دکتر حسین علایی در مورد ویژگیهای عملیات غرورآفرین والفجر 8 در پی میآید.
* ضرورت اجرای عملیات والفجر 8 در آن زمان چه بود؟
** در سال 1364 ما در شرایطی قرار داشتیم که برای ادامه جنگ باید اقدام مهمی را جهت کمک برای رفتن ایران به سمت خاتمه جنگ انجام میدادیم و مسئولان تصور میکردند که با انجام عملیاتهای نظامی مؤثر علیه رژیم صدام میتوان شرایطی را فراهم کرد که ارتش بعثی عراق در حدی تحت فشار قرار گیرد و با تصرف منطقهای از عراق٬ صدام را وادار کنند در برابر خواستههای ایران تسلیم شود و ما بتوانیم جنگ را در شرایط برتر به پایان ببریم. هر چند تا آن مرحله ما سرزمین ایران را از دست دشمن آزاد کرده بودیم اما برای ختم جنگ هیچ چارچوبی تعیین نشده بود٬ یعنی نه صدام اعلام کرده بود که قرارداد 1975 را که در آغاز جنگ پاره کرده بود قبول دارد و نه مذاکرهای صورت گرفته بود تا به چارچوبی برای خاتمه جنگ برسند و نه سازمانهای بینالمللی مثل شورای امنیت و یا دیگر کشورها پیشنهادی را ارائه کرده بودند تا چارچوبی باشد برای اینکه ایران حداقلهایی از خواستههایش را تأمین یافته ببیند و بتواند جنگ را خاتمه دهد. مهمترین خواسته این بود که «چه کسی جنگ را آغاز کرد؟» الان برای همه روشن است که عراق جنگ را آغاز کرد چون سازمان ملل به طور رسمی اعلام کرد٬ اما در آن زمان برای اینکه بر ایران فشار آورند هیچکس نمیگفت که جنگ را صدام آغاز کرده حتی در درون ایران هم به گونهای شرایط را فراهم کرده بودند که این ابهام ایجاد شود که نکند اقدامات ایران باعث جنگ شده است. نکته بعدی این بود که کسی که جنگ را آغاز کرده مسئولیت حقوقی در قبال خسارات دارد و سوم اینکه شرایطی فراهم شود که ایران مطمئن شود که دیگر جنگی از سوی رژیم بعثی عراق آغاز نخواهد شد.
* آیا از طریق مذاکرات سیاسی نمیشد به چارچوبی برای پایان جنگ دست پیدا کرد؟
** این کار از راه سیاسی امکانپذیر نبود و یا حداقل ما اطلاعی نداریم که از راه سیاسی چه اقدامی شده است. آنچه که ما مطلع هستیم این است که مسئولان سیاسی احساس میکردند که اگر در موضع توانایی نظامی و برتری نظامی نسبت به رژیم بعثی عراق قرار نداشته باشند امکان توافق سیاسی هم وجود ندارد. راهحل پایان جنگ هم اینطور بود که یا رژیم صدام سقوط کند یا صدام خواستههای ایران را بپذیرد و یا مذاکره و مصالحهای صورت گیرد و یا یک گروه واسطهای بتوانند طرفین را به تفاهم برسانند که هیچکدام از این اتفاقات در آن زمان رخ نداد. از سوی دیگر٬ رژیم عراق که در جبهههای جنگ شکست خورده بود جنگ را به دریا و تا حدی به شهرها کشانده بود. بنابراین برای اینکه ایران بتواند فشارهای نظامی رژیم بعثی را در دریا و خارج از جبهههای جنگ زمینی پاسخ دهد و هم اینکه اقدام مؤثری برای کمک به پایان جنگ بکند تنها باید عملیات میکرد.
* اهمیت منطقه فاو و اهداف این عملیات چه بود؟
** در مقدمه باید بگویم که ارتش عراق میدانست که ما میخواهیم عملیات کنیم و همه جای جبههها را روی ما برای عملیات بسته بود یعنی پدافند محکمی با عملیات مهندسی٬ حصارهای دفاعی متعددی از موانع طبیعی٬ میدانهای مین٬ کانال٬ سیم خاردار و... ایجاد کرده بود و چون ایران قدرت زرهی٬ مکانیزه و هوایی نداشت و عمده توانش روی نیروهای پیاده رزمنده داوطلب بسیجی بود که حاضر بودند همه کاری بکنند تمام توان این قوا صرف شکستن خط میشد٬ پس ما باید دنبال منطقهای میگشتیم تا میتوانستیم در آن عملیات بکنیم.
شرط ما در آن زمان این بود که منطقهای را از نظر نظامی انتخاب کنیم که نیروهای ارتش عراق در آن سرزمین خوب نتوانند بجنگد و ارتش عراق به سرعت نتواند از زرهی٬ توپخانه و هواپیماییاش استفاده کند و از طرفی ما با توجه به توانمندیهایمان بتوانیم در آنجا بجنگیم و به سرعت هدف را تصرف کنیم و نکته بعدی این سرزمین باید ارزش سیاسی، نظامی٬ اقتصادی و حقوقی مهمی هم داشته باشد که با این اوصاف تنها جایی که با این شرایط توانستیم پیدا کنیم منطقه فاو بود.
با انجام عملیات در فاو ما در برتری نظامی و برتری سیاسی ـ روانی نسبت به ارتش عراق قرار میگرفتیم که میتوانستیم آن را عامل فشار برای ختم جنگ به حساب بیاوریم. نکته بعدی این است که فاو تنها جایی بود که امکان عملیات برای ما وجود داشت چرا که ارتش صدام به صورت منطقی تصور میکرد اجرای عملیات در اینجا غیرممکن است٬ به خاطر اینکه رودخانه عظیمی به نام اروندرود جلویش است که عبور از این رودخانه صرف نظر از عبور نفرات٬ عبور چند لشکر از این مکان و پشتیبانی و تدارکات با مشکل مواجه میشد٬ اما ما با بررسیهایمان متوجه این تصور عراق شدیم و با توجه به روش غافلگیری مطمئن شدیم که اگر در اینجا عملیاتی انجام دهیم موفق میشویم. علاوه بر اینها قبل از تصرف فاو، عراق از طریق پایگاه موشکی که در این منطقه داشت مسیر عبور کشتیهای ایران به سمت بندر امام خمینی(ره) را با موشک بمباران میکرد و کشتیها را میزد که تا آن زمان بیش از 90 فروند موشک به کشتیهای ایرانی زده بودند و به دهها فروند کشتی ایران آسیب رسانده بودند که با تصرف این منطقه پایگاههای موشکی را نیز گرفتیم. یا پیش از فتح فاو٬ عراق دو اسکله نفتی البکر و الامه را تبدیل به اسکله نظامی کرده بود که با تصرف فاو پشت اسکلهها را بستیم و دیگر به راحتی نمیتوانستند کار بکنند.
* نتایج این عملیات چه بود؟
** منطقه فاو انتهای عراق به سمت دریاست و به صورت مثلثی است که دو طرف آن دریا و آب است و یک طرفش خشکی است. نیروهای ایران از یک سمت آن را قطع کرده و آن منطقه را تصرف کردند که نتایج حقوقی٬ نظامی٬ سیاسی٬ اجتماعی و بینالمللی برای ما داشت٬ از جمله نتیجه نظامی این عملیات این بود که دشمن را در جبههای که خود انتخاب کرده بودیم درگیر کرده و بسیاری از توان دشمن در آنجا منهدم شد که اگر این عملیات انجام نمیشد ممکن بود دشمن با آن توانش در جایی دیگر به ما حمله کند ارزش حقوقی آن هم تصرف کامل اروندرود بود (صدام وقتی میخواست جنگ را آغاز کند قرارداد 1975 را پاره کرد و گفت که خط مرزی تالوت را در اروندرود قبول ندارم و با تصرف کامل اروندرود توسط ایران فلسفه جنگیدن او با ما که اختلافات مرزی بود اصلا زیر سوال میرفت چرا که صدام میگفت آمدم که مرزم را زیاد کنم کل منطقه را از دست دادم).
ارزش اقتصادی آن هم این بود که ارتباط کشور عراق با دریا به طور کامل قطع شد و نداشتن ارتباط با دریا برای یک کشور به معنی محاصره در خشکی است و خیلی خسارت وارد میکند. از نظر بینالمللی٬ با تصرف این منطقه مهم٬ کشورهای حامی صدام از جمله آمریکا٬ شوروی و دیگر قدرتهای اروپایی که تمایل داشتند صدام پیروز شود و کشورهای عربی که پول در اختیار صدام میگذاشتند احساس میکردند به رژیم صدام مأموریت داده بودند که انقلاب اسلامی را تحت فشار قرار دهد حالا قدرتی که انقلاب اسلامی بر اساس جنگیدن به دست آورده توانایی دارد جنگ را به سمت سرزمین دشمن هدایت کرده و فضای جنگ را به نقطهای که آنها حساسند یعنی خلیج فارس بکشاند و این شوکی بود برای آنها که نمیتوانند مثل گذشته تصور کنند که ارتش عراق پیروز خواهد شد این جنگ ممکن است برندهای داشته باشد که آن برنده آغازگر جنگ نبوده بلکه ایران باشد.
به همین دلیل پس از عملیات فاو آمریکا شعار «نه برنده و نه بازنده» را در سیاستهای خود مطرح کرد. چون با شکست صدام احتمال این را میدادند که با توانی که ایران پیدا کرده ممکن است شرایط به گونهای پیش رود که رژیم صدام در عراق سقوط کند (وقتی ارتش صدام ضربه بخورد ممکن بود قیامهایی که بعدا صورت گرفت انجام میشد و این رژیم سقوط میکرد). پس از این عملیات یک زمینه فکری برای خیلیها ایجاد شد که باید به سمت ختم جنگ رفت و اینکه جنگ فرسایشی علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه پیدا کند معلوم نیست که ایران نتواند این جنگ فرسایشی را تبدیل به جنگ فعال ضد حاکمیت و هستی نظام صدام جلو ببرد.
* چرا خیلی از فرماندهان عالیرتبه مخالفت شدیدی با اجرای این عملیات به صورت گسترده داشتند؟
** آنها معتقد بودند که این عملیات به دلیل اینکه عقبه مناسب ندارد و ما وقتی از اروند عبور کنیم و حتی منطقه را گرفتیم پشت سرمان رودخانه عظیمی به نام «اروند» است و پشت ما جزیرهای است به نام «آبادان» و آن طرفش رودخانهای به نام «بهمن شیر» است و ما از نظر عقبه در محاصره طبیعی زمین هستیم و حل مشکلات عملیات با توجه به سوابقی که در نظر داریم معمولا به سادگی امکانپذیر نیست و ما نمیتوانیم به اندازه کافی قایق، هلیکوپتر و آتشتوپخانه و... فراهم کنیم پس با انجام آن یک فاجعه بزرگ رخ میدهد و با تصرف این منطقه ممکن است دشمن تمام عقبههای ما را با هواپیما ببندد و پلها و امکانات را بزند و نیروهای ما در محاصره اسیر شوند.
حرف آنها منطقی بود چون وقتی عملیات انجام شد صدام گفت: «ایرانیها در کیسهای گیر کردهاند که من در این کیسه را میبندم و همه را میگیرم» صدام معتقد بود که در منطقه فاو پشت سر ایرانیها یا دریا یا رودخانه است و آن طرف در جزیره آبادان تنها مسیر عبور پیاده درست از نقطه شهر آبادان که نزدیک اروند و به جبهه دشمن قرار دارد میتواند با آتشتوپخانه و هواپیما آنجا را ببندد و تمام این نیروها در منطقه محاصره میشوند. مساله دیگر که مخالفت فرماندهان ایران را در این منطقه به دنبال داشت استفاده دشمن از سلاحهای شیمیایی بود که میگفتند ما قادر نیستیم که نیروهای تازهنفس جایگزین کنیم و اتفاقا رژیم صدام در این عملیات بزرگترین حملات شیمیایی دوران جنگ را در منطقه و عقبهها انجام داد و ما نیز آسیب جدی دیدیم.
* چگونه این تصمیم با این شدت مخالفت اجرایی شد؟
** در آن زمان ما از نظر منطقی دو راه بیشتر نداشتیم یا اعلام بکنیم که جنگ به بنبست رسیده و دیگر نمیشود جنگید یا اینکه اگر قرار است بجنگیم یک منطقهای با این مشخصات وقتی رویش مطالعه شد و بررسی شد که امکان عملیات است باید مشکلاتش را حل کرد. فرمانده سپاه و برخی از موافقین عملیات معتقد بودند اینها مشکلات عملیات است و ما باید آن را حل کنیم و اینها به عنوان مانع اجرای عملیات تلقی نمیشوند و آن دوستان دیگر که از فرماندهان خوشنام و برجسته جنگ بودند میگفتند ما قادر به حل مشکلات بنابر تجربیات نیستیم. به همین خاطر شما میبینید برخی از فرماندهان فعلی و فرماندهان برجستهای که به شهادت رسیدند در مرحله اول عملیات حضور نداشتند٬ یا قرارگاه نجف که یکی از قرارگاههای خوب بود در این مرحله حضور نداشت.
* طراحی عملیات براساس چه سازوکاری صورت گرفت؟
** کار طرحریزی عملیاتها به این صورت بود که ما قرارگاههای مختلفی داشتیم و یک قرارگاه مرکزی به نام خاتم الانبیاء(ص) به طور جداگانه در ارتش و سپاه وجود داشت. همه قرارگاهها روی عملیاتها مطالعه میکردند و براساس اطلاعات بخشهای اطلاعات عملیاتها تجزیه و تحلیل میشد و نتایج بحثها در قرارگاه مرکزی سپاه و ارتش مورد بررسی قرار میگرفت و جلسات متعددی بین فرماندهان مختلف ردههای متفاوت برگزار میشد و براساس شرایط و ویژگیهای جبهه و توانایی خودمان و تواناییهای دشمن نتیجه گرفته میشد. برای عملیات فاو اواخر بهار 1364 حدود 7 ماه قبل از عملیات جلسهای در تهران با حضور همه فرماندهان در ستاد مرکزی تشکیل شد و بحث شد که ما با این شرایط کجاها میتوانیم عملیات کنیم و حدود 10 نقطه در سراسر جبهه از شمال غرب تا دهانه فاو در خلیج فارس که حدود 1200 کیلومتر است بررسی شد که کجاها امکان عملیات است و طی بررسیها به این نتیجه رسیدند که عملیات در مناطق شمال غرب ارزش نظامی٬ سیاسی٬ و... که بتواند در این شرایط فشاری بر رژیم صدام وارد کند٬ ندارد. پس منطقه عملیات در جنوب آمد و از آن 1200 کیلومتر 800 کیلومتر آن کنار گذاشته شد٬ در آن 400 کیلومتر هم قبلا عملیات انجام داده بودیم و برایمان آشنا بود و نقاطی که قابل عملیات بود یکی هور بود (ادامه عملیات خیبر و بدر) یکی منطقه شلمچه (همان منطقهای که در سال 65 عملیات کربلای 5 انجام شد) یکی هم منطقه فاو و عبور از اروند بود. در این بررسیها فرماندهان هم نظر میشدند ولی تصمیم نهایی را فرمانده کل سپاه میگرفت. برای عملیات فاو فرمانده کل سپاه به این نتیجه رسید که تنها جایی که میتوانیم عملیات کنیم اینجاست و شروع کرد به تمرکز قوا در این منطقه.
* تا چه زمان فاو در کنترل ایران بود؟
** عملیات والفجر 8 در 20 بهمن 64 با موفقیت پس از 75 روز درگیری شبانهروزی با تصرف کامل فاو انجام شد و ایران اوایل سال 67 این منطقه را از دست داد. به این دلیل که در شرایط آخر جنگ تعادل قوا به هم خورد یعنی تمام نیروی تهاجمی ما که سپاه باشد درگیر دفاع شده بود و توان نظامی ما به اندازه سیر صعودی توان دشمن رشد پیدا نکرد. بنابراین نیروهای ما در سرزمینهایی که گرفته بودیم پراکنده شده بودند و باید اینها دفاع میکردند. وقتی توازن قوا به هم خورد نیروهای صدام توانستند از فرصتی که ما قوای خود را به منطقه شمال غرب برای اجرای عملیات والفجر 10 برده بودیم استفاده کرده و در اینجا که توان پدافندی ضعیف شده بود به فاو حمله کنند.
* مهمترین نوآوری و ابتکار در عملیات والفجر 8 چه بود؟
** مهمترین نوآوری در عملیات فاو خود طرحریزی مانور عملیات است که چگونه بتوانید خط دشمن را بشکنید و منطقه دشمن را تصرف کنید. این یک نوآوری است که اکنون در دانشگاههای علوم نظامی برجسته دنیا تدریس میشود. برای شکستن خط عبور از اروند پیشبینی شده بود ولی عبور از اروند شیوههای مختلف دارد (با ناوچه٬ قایق٬ آتشتوپخانه)، اما ایران با شیوه بدون آتش با عبور غواصان و در سکوت خط را شکست که این تاکتیک بسیار مؤثری بود چرا که بیش از 2500 غواص شب اول از اروند عبور کردند و خط اول دشمن را به گونهای شکستند که برخی از این غواصان بدون تیراندازی٬ خط را گرفتند. اینکه در چه زمان غواص را عبور دهید و در شرایطی که آب در بالاترین سطح و ساکن باشد و بین فاصله جزر و مد این کار باید انجام شود که موانع عمده خط زیر آب برود و غواصان با کمک آب بتوانند از موانع عبور کنند و به سنگرهای دشمن برسند و در چه ساعتی باید انجام شود که دشمن در شرایط ناهوشیار باشد این کار بزرگی است٬ عبور این 2500 نفر عدد بالایی است که دشمن متوجه نشود و اگر متوجه شد و تیراندازی کرد چگونه باید عبور کنند که اینها جزو تاکتیکهای ویژهای است که انجام شد به همین خاطر است که شکستن خط فاو تاکتیکی بسیار زیبا و آموختنی است.
* یکی از مشکلاتی که فرماندهان مخالف این عملیات اشاره کردند بحث پشتیبانی بود٬ در این خصوص چه کردید؟
** برای پشتیبانی در مرحله اول از قایقهای کوچک استفاده شد و برای هر لشکری یگان دریایی تشکیل شد که دارای بیش از 100 فروند قایق بودند. علاوه بر آن سه نوع پل پیشبینی شده بود. دو پل شناور و یک پل ثابت. پلهای شناور که در هفتههای اول عملیات توسط نیروهای ویژه زده شد٬ پلی بود که شبها زده میشد و روز قبل از طلوع آفتاب جمعآوری میشد. پل ثابت سه ماه پس از عملیات بر رود زده شد (شما توجه داشته باشید این پل در دریا با ساحل نامناسب و در حال جنگ ظرف این مدت کوتاه چقدر سخت میتواند باشد) و همزمان با عملیات پیشبینی شده بود که از طریق بندر ماهشهر با یدککش برخی از امکانات را از اروندرود عبور بدهند و به فاو برسانند. رژیم بعث عراق هر روز بمباران میکرد و از توان هوایی خود خیلی استفاده کرد و به همین دلیل بیشترین هواپیمای دشمن در همین عملیات ساقط شد.
* ارزیابی شما از نوع دیپلماسی ایران در دوران دفاع مقدس چیست؟
** دیپلماسی ایران قبل از جنگ فعال نبود. به نظر میرسد که این دیپلماسی فعال نبود تا بتوانند این علائمی که از آغاز جنگ حکایت میکند را به صورت تهاجمی در سطح دنیا و در مراجع بینالمللی مطرح کنند که ما چنین مسالهای را به یاد نداریم. پس از آغاز جنگ ایران خیلی تلاش کرد اما آیا این بهترین دیپلماسی بود که انجام شد که برخی بر آن ابهام دارند. فعالیت درخوری در این زمینه را اطلاع ندارم که انجام شده یا نه. اطلاعاتی از فعالیت قوی دستگاه دیپلماسی ایران در این دوران ندارم و یا اطلاعاتی منتشر نکردند که ما متوجه شویم که چقدر اینها تلاش کردهاند. غیر از دستگاه دیپلماسی شرایط جهانی نیز اهمیت دارد٬ شرایط جهانی به طوری است که آمریکا و دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل با ما مخالف هستند و اجرایی کردن قطعنامه 598 تمایل اعضای دائم شورای امنیت را نیاز دارد.
* نظر شما درباره دستاوردهای دفاع مقدس چیست؟
** ما در جنگ پیروز شدیم. شاید در برخی از عملیاتها ناموفق بودیم اما در کل پیروز شدیم٬ به این دلیل که اولا صدام به هیچیک از اهدافی که اعلام کرد نرسید. حداقل هدفش این بود که قرارداد 1975 ملغی شود که بعدا خودش نامه نوشت و اعلام کرد که این قرارداد را قبول دارد و حداکثر هدفش این بود که رژیم جمهوری اسلامی ایران تغییر کند و حکومتی همسوی آمریکا و نظام صدام در ایران به کار آید که چنین اتفاقی نیز نیفتاد. صدام حتی یک میلیمتر از خاک ایران را نتوانست در اختیار خود قرار دهد و ایران با تلاش نظامی و فداکاری ملت نه با کار دیپلماسیی صدام را از سرزمین خود بیرون کرد پس ایران پیروز شد و صدام و حامیان آن شکست خوردند. اما ما دستاوردهای بزرگ دیگری هم در دوران جنگ داشتیم که مهمترین آن این است که ما به یک توان بازدارنده رسیدیم. یعنی اینکه قدرتهای دنیا که با ایران مساله دارند و هر موقع ممکن است بگویند٬ گزینه نظامی روی میز ماست به این نتیجه رسیدند که نمیتوان با ایران به سادگی جنگ کرد و اگر آمریکاییها ظرف این چند سال حرف از تهدید نظامی زدند و اقدامی نکردند به خاطر جنگ 8 ساله است و احساس میکنند ایرانیها قادرند از هیچ توان بسازند. نکته بعدی این است که ما توانستیم در حوزه صنعت نظامی خیلی پیشرفت کنیم. در آغاز جنگ نمیتوانستیم راکت آرپیجی7 که 300 متر برد دارد بسازیم و عراق با موشک فراک با برد 70 کیلومتر دزفول و شهرهای ایران را میزد.
در کشورهای خاورمیانه تنها کشوری که عمده نیازمندیهای نظامی خود را از درون صنعت نظامی و توانمندی خود تأمین میکند ایران است. بقیه کشورها تمام وابسته به خارج هستند٬ البته ایران نسبت به کشورهای دیگر وابستگی کمتری دارد و برنامه ساخت بسیاری از سلاحهایی که میتواند از خارج بگیرد را در داخل طراحی میکند. دانش نظامی ما در حوزه تاکتیک و طرحریزی هم در حوزه استراتژیک نظامی و صنعت نظامی افزایش پیدا کرده که علاوه بر این عمدهترین دستاورد جنگ 8 ساله دستاوردهای معنوی است که ما از زمان جنگ تاکنون با توان معنوی دوران دفاع مقدس کشور را اداره کردهایم.
* نظرتان در مورد سخنان اخیر آقای طالبانی درباره قرارداد 1975 الجزایر چیست؟
** این حرف سیاسی است و مسئولان باید آن را جدی تلقی کنند و بعید نیست آقای طالبانی این حرف را به تحریک آمریکا زده باشد.