پرویز اسماعیلی
طی روزهای آینده، کنفرانس سالانه امنیتی در مونیخ با حضور بیش از 300 نفر از دولتمردان، سیاستمداران، مقامات نظامی و امنیتی، دیپلماتها و کارشناسان بینالمللی برگزار میشود. در عین حال گرچه موضوعاتی مثل بحران خاورمیانه، عراق، پاکستان، افغانستان، تروریسم، آینده سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا، آینده ناتو، امنیت انرژی و نیز خلع سلاحهای کشتار جمعی از مهمترین مباحث این کنفرانس خواهد بود، اما دلایل و اظهار نظر کارشناسان برجسته و رسانهها، ایران را به کانون اصلی این کنفرانس تبدیل کرده است.
با توجه به اینکه طی سالهای گذشته، معمولا جمهوری اسلامی ایران در سطوح کارشناسی در این کنفرانس شرکت میکرد و همچنین با توجه به ظرافتهای خاصی که دکتر علی لاریجانی برای انجام دیدارها یا مسافرتهای دیپلماتیک در نظر میگیرد، به نظر میرسد که کنفرانس امنیتی مونیخ با حضور دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران در این مقطع زمانی ویژه، قابل تامل باشد. علاوه بر لاریجانی، حضور چهرههایی مثل پوتین، مرکل و سولانا و همتایان اروپایی، آمریکایی و آسیایی آنها برجستگی کنفرانس امنیتی مونیخ را افزون کرده است.
طی روزهای اخیر، علیرغم اینکه مقامات کنگره و سنای آمریکا با ارسال نامههایی رسمی به مقصد تهران، درخواستهایی برای انعطاف ایران و آغاز گفتوگو ارائه نمودهاند، پیامها و اظهارنظرهای مستقیم و غیر مستقیمی از اروپا هم دریافت میشود که بر باز بودن فضای مذاکره با ایران تاکید میکنند! از سوی دیگر ناکامی دولتمردان آمریکایی در تحریم جمهوری اسلامی ایران، که با پشتوانه قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل برای منزوی کردن ایران طراحی شده بود و انعقاد قراردادهایی به ارزش دهها میلیارد دلار در بخش انرژی ایران توسط شرکتهای متعدد بینالمللی و از جمله اروپایی، همچنین اعلام استقلال و تاثیر نپذیرفتن روابط تجاری برخی از کشورها با ایران از رویکردهای دولت آمریکا را میتوان به عنوان نشانهای از اجماع بینالمللی بر بیهوده بودن رویکردهای خصمانه علیه کشورمان ارزیابی کرد.
به این نکته، باید ایده قابل توجه تاسیس اوجک (سازمان کشورهای تولید کننده گاز با ساختاری مانند اوپک) را که از سوی رهبر معظم انقلاب طرح و مورد توجه بسیار قرار گرفت و نیز اعلام موافقت اولیه هند و پاکستان برای انعقاد قرارداد 145 میلیارد دلاری انتقال گاز با ایران را اضافه کرد.
بی تردید در چنین فضا و شرایطی آن کسی که با اقتدار و روحیه بهتر وارد کنفرانس مونیخ میشود، دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران است و نمایندگان کشورهای رای دهنده به قطعنامه 1737 شورای امنیت و بهویژه نمایندگان گروه 1+5 با موضعی منفعلانه و ضعیفتر به صحنه میآیند.
تحلیلی بر شرایط موجود و موضعگیریهایی که در خصوص حضور لاریجانی در مونیخ منتشر شده، نشان میدهد که ایران به طور اتوماتیک به عنوان یک عنصر مهم در ترتیبات امنیت بینالملل شناخته شده است. بهویژه اینکه «دیپلماسی تکمیلی» ایران میتواند در حوزههای مختلف مانند انرژی، توازن ژئواستراتژیک منطقهای، نفوذ روز افزون و کاریزماتیک در میان ملتهای منطقه و حتی برخی ملل جهان، قدرت ایجاد ائتلافهای جدید بینالمللی، جهش در حوزههای مختلف علمی، ارتقای خیرهکننده توان دفاعی و اقتدار امنیتی و... شرایط تازهای را برای دیپلماسی هستهای ایران بیافریند. رفت و آمدهای دیپلماتیک به مقصد تهران در روزهای اخیر نیز گواهی بر این مساله است که نقش مهم ایران در نظام سیاسی و امنیتی منطقه از جمله در افغانستان، عراق، لبنان، فلسطین و کریدورمهم انرژی جهان یعنی تنگه هرمز نادیده گرفتنی نیست. دکتر لاریجانی طی مذاکرات سازنده و موفق با سولانا نشان داد که از ابتکار عمل و بهره گیری بجا از مهارتهای مذاکره و مولفههای دیپلماسی تکمیلی برای مدیریت پرونده هستهای برخوردار است. چنانچه عقب نشینی و فقدان اختیارات لازم از سوی خاویر سولانا موجب شد که در نیمه امسال توافقات کارساز اروپا با ایران تحت فشار آمریکا همچنان روی کاغذ باقی بماند. جمع شدن سولانا و طرفهای مختلف موثر در موضوع هستهای ایران و به ویژه حضور علی لاریجانی این فرصت را مجددا به 1+5 بخشیده است تا تهدید بی حاصل را با مذاکره ثمربخش جابهجا کنند.