سعدالله زارعی
طی ماههای گذشته تکاپوی همیشگی آمریکا علیه ایران شدت و شتاب فراوانی گرفته است. آنان از یک سو اینگونه وانمود می کنند که یک اجماع در جهان علیه ایران شکل داده و جمهوری اسلامی را به انزوا کشانده اند. از سوی دیگر با سفر به منطقه خاورمیانه سعی کرده اند به دولت های مهم این منطقه بقبولانند ایران یک خطر بزرگ است که باید علیه آن متحد شد. در همان حال کنگره آمریکا از تصویب 75 میلیون دلار دیگر برای «ارتقاء دمکراسی»! در ایران خبر می دهد و با صراحت می گوید که قصد دارد از طریق تشدید و تقویت امواج رادیویی و تلویزیونی فارسی زبان علیه دولت ایران وارد عمل شود و از سوی دیگر از طریق کمک مالی به مخالفان حکومت ایران، جمهوری اسلامی را از میان بردارد. به این خبرها! خبر دیگری ضمیمه می شود که در آن «نو محافظه کارانی» نظیر ریچارد پرل و ولفو ویتز از جنگ قریب الوقوع علیه ایران خبر می دهند. واقعاً در کاخ سفید چه خبر است؟ این همه شتاب و اضطراب برای چیست؟
با نگاهی به رخدادهایی که طی یکی- دو سال گذشته پیرامون ایران - و هر آنچه به ایران مربوط می شود- اتفاق افتاده است، می توانیم موضوع را دریابیم. ایران در یک روند کاملاً منطقی و بدون برخورد خشن، میدان هایی را که به دلیل اهمال کاری بعضی از خودی ها- در جبهه مقابل اصولگرایان- نیروهای همگرا با آمریکا در آن رسوخ کرده بودند، تا حدی پاکسازی کردند و چشم انداز پاکسازی کامل را هم به تصویر کشیدند. در واقع وقتی احمدی نژاد به پیروزی رسید آمریکا دریافت که طی 15-10 سال گذشته - با نگاه به حضور بعضی از نیروهای همگرا با آمریکا در پاره ای از مناصب کشور- چه خوشخیالی بابت «آینده ایران» داشته است. از این رو بود که وقتی تیر سوم تیرماه به پهلوی آمریکا نشست، فریاد «نو محافظه کاران» به فلک رسید.
در طول این مدت نیروهای همگرا با آمریکا که در بعضی از لایه های سیاسی کشور- احزاب، روزنامه ها و پاره ای از مناصب- نفوذ کرده بودند چشم اندازی از یک «ایران وابسته» ترسیم می کردند که در آن از جمهوری اسلامی جز یک نام باقی نمی ماند. آمریکا برای آنان میلیاردها دلار هزینه کرد- حالا بگذریم که بعضی بدون جیره و مواجب به خدمت خالصانه مشغول بودند!- و شیپورهایشان را برای نواختن آنچه آمریکا می پسندید آماده کرده بودند. اگر بعضی از اقدامات این نیروهای کاملاً متصل به آمریکا را در ذهن مرور کنیم- نظیر نامه کذایی 127 نفر، بیانیه های تحصن و نامشروع اعلام کردن انتخابات و در نتیجه ارکان جمهوری اسلامی- درمی یابیم که در این اواخر که آنان احساس کرده بودند مجال کمی باقی مانده است، چه خبر بود. حالا آمریکا سخن از تصویب بودجه 75 میلیون دلاری به میان می آورد و برای آنکه به کسی برنخورد! می گوید این صرف برنامه های رادیو تلویزیونی می شود و درصدی هم به مخالفان می رسد.
در واقع آمریکا در این فضای بن بست تلاش می کند تا بگوید دارد کاری می کند و نیروهای مرتبط با آمریکا که شدیداً مأیوس شده اند را سرحال آورد و فعلاً از مرگ آنان جلوگیری کند. یکی از همین نیروها که آمریکابه آنان دل بسته بود هفته گذشته با حضور در یکی از دانشگاههای کشور، با صراحت به حق هسته ای ایران تاخت و گفت: «کی گفته که انرژی هسته ای حق مسلم ماست و ما در چه جایگاهی هستیم که خود را صاحب این حق می دانیم» اینها نشان می دهد که نیروهای مورد اشاره، خود را در مرز خودکشی احساس می کنند.
آمریکایی ها هنوز از کابوس نتیجه انتخابات سوم تیرماه ایران در نیامده بودند که اسلامگرایان ابتدا در افغانستان به 75 درصد کرسی ها و کرسی ریاست مجلس این کشور دست یافتند. در گیجی این انتخابات بودند که در 24 آذرماه با پتک سنگین نتایج انتخاباتی عراق مواجه شدند؛ وقتی مشخص شد که حداقل 128 کرسی را هواداران ایران در مجلس عراق به دست آورده اند، دیک چنی با عتاب از زلمای خلیل زاد سفیر آمریکا پرسیده بود: پس تو درعراق چه می کنی؟ خلیل زاد چه دارد که بگوید. همه می دانند که در میان سفرای آمریکا در منطقه «خلیل زاد» برجسته ترین است اما واقعیت نفوذ اسلامگرایان چیزی نیست که خلیل زاد بتواند با تکیه بر کارکشتگی از پس آن برآید. وقتی آیت ا... سیدعلی سیستانی مرجع برجسته شیعیان عراق، سفیر آمریکا را تهدید کرد و از او خواست در امور داخلی عراق دخالت نکند، آریائی ها دریافتند که بعد از شکست پل بریمر و تامی فرانکس (حاکمان نظامی آمریکا در عراق) حالا نوبت شکست مأموریت خلیل زاد (حاکم سیاسی آمریکا در عراق) است آمریکا به سرعت دارد عراق را از دست می دهد و ناچار است که طی یکسال آینده نیروهایش را در عراق بشدت کاهش دهد.
عراق و افغانستان تنها مشکل آمریکا نیستند. آمریکا در پیروزی حماس هم به یک شوک شدید مبتلا شد حالا فلسطین دیگر یک کشور شیعه و یا هم مرز ایران نبود، فلسطین را کشورهای عربی (عمدتاً) دوست آمریکا احاطه کرده اند ولی دست انقلاب اسلامی ایران آنقدر بلند است که به فلسطین هم می رسد و می تواند بساط آمریکا را در این نقطه مرکزی بهم بزند.
اما این فقط نهضت های به نتیجه رسیده طرفدار ایران نیستند که آمریکا را بشدت عصبانی کرده اند بلکه به موازات آن آمریکا در همراه کردن دولت های منطقه نیز دچار بحران است. جالب اینجاست که درست یکی- دو روز پس از آن که رایس، وزیرامورخارجه آمریکا مصر را ترک کرد، حسنی مبارک در سفری به کویت که با سفر دکتر احمدی نژاد به کویت همراه شد در جمع خبرنگاران گفت به دیک چنی با قاطعیت گفته ام که فکر تهدید ایران را از سر بیرون کند. وزیرخارجه عربستان نیز پس از دیدار رایس از ریاض به رغم توصیه های مؤکد رایس درباره ایران و حماس، اعلام کرد ما اجازه نمی دهیم بحران دیگری دامنگیر منطقه شود و در همان حال گفت که عربستان کمک هایش به فلسطینی ها را ادامه می دهد. همزمان با این خبرها احمدی نژاد در مالزی حضور پیدا کرد و در یک سفر سه روزه به توافقات بسیار گسترده و بی سابقه ای با این کشور مهم آسیای جنوب شرقی که رئیس سازمان کنفرانس اسلامی نیز هست، دست یافت. این پس از آن بود که توافقات گسترده اقتصادی ایران با چین و روسیه نمایی از تحریم های بحران زده آمریکا علیه ایران را به تصویر می کشید. آمریکا در این ماجرا چه می تواند بکند؟
ایران کشور قدرتمند است تحلیل گرانی نظیر «گری سیک» (در مصاحبه دیروز با رادیو آمریکا) کشور ما را قله خاورمیانه می دانند کارشناسان سیاسی- امنیتی ترکیه با تهیه گزارشی که دیروز در روزنامه صباح ترکیه منتشر شد با اشاره به تجهیزات نظامی ایران به مقامات آمریکایی یادآور شده اند: «ایران می تواند هر تهاجم نظامی را با قدرت فراوان پاسخ گوید و زنجیره ای از فلاکت را به نیروهای آمریکایی و اسرائیلی تحمیل کند.»
این موضوع آمریکا را بشدت سردرگم کرده است آنان از یک سو نمی توانند از ایران چیزی بخواهند چون ایران سالهاست که گوش شنوایی برای شنیدن حرف های آمریکا ندارد، نزدیک به دو دهه است که دیگر نمی تواند همسایه ای را به اقدام تعیین کننده علیه ایران تحریک کند و ایران اینک همسایه تحریک پذیری علیه خود ندارد. تحریم های اقتصادی علیه ایران نیز اگرچه آسیب هایی به اقتصاد و روابط خارجی ایران وارد کرده است ولی برای ایرانیان به یک مسئله بی خاصیت تبدیل شده است. آمریکا در میانه این میدان کارتی برای بازی ندارد شاید از همین روست که مدت هاست مراکز استراتژیک آمریکا به مقامات کاخ سفید پیشنهاد کرده اند که راهی را برای بازگشایی سفارت در تهران بیابند و از طریق «گفتگو» مقدمات اجرای طرح های خود را فراهم نمایند.
همین پنج روز پیش روزنامه آمریکایی «لس آنجلس تایمز» نیز برای چندمین بار به خانم رایس یادآور شد که کمک به مخالفان ایران و در انتظار تحول نشستن بیهوده است و پیشنهاد کرد «کاخ سفید بجای چنین اقداماتی دیداری مستقیم با ایران انجام دهد تا از این راه، مقدمات روند طبیعی اصلاحات سیاسی از درون ایران فراهم شود» این روزنامه یادآوری می کند: «حکومت فعلی ایران از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است و رئیس جمهور ایران، احمدی نژاد با وجهه ای کاملاً مردمی اداره امور اجرایی ایران را به دست دارد.» در واقع آمریکا در شرایطی در مورد آینده ایران حرف می زند که سیاست های گذشته اش را درباره ایران شکست خورده ارزیابی می کند و می داند که راه کارهای موثری برای اعمال فشار علیه ایران در اختیار ندارد.