تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۴  ، 
کد خبر : ۴۷۵۱۶

ابعاد چندگانه دکتر مصدق

محمد بسته‌نگار، 29 اردیبهشت 1383، احمدآباد مقدمه: ... تِلکَ الایام نُداوِلُها بَینَ الناسِ وَ لِیَعلَمَ الله الذینَ آمنوا وَ یَتَخِذ مِنکُم شُهداءَ (آل عمران: 140) روزگار چنین است اَن را میان مردمان [براى عبرت] می‌گردانیم تا خداوند افراد با ایمان را [در مقام اَزمایش] مشخص گرداند و افرادی ازشما را الگو و نمونه قرار دهد. با تحقیق و بررسى در اندیشه دکترمصدق و بویژه عملکرد او ـ چه در دوران نمایندگى و چه در هنگام نخست‌وزیرى ـ با شخصیتی روبه‌رو مى شویم که از هرجهت جامع‌الاطراف و چندبعدی است. وی به‌هنگام بحث در مسائل اجتماعی و سیاسی و یا هنگام عمل و اجرای اندیشه‌های خود برخلاف برخی از متفکران یا سیاستمداران و زمامداران به‌گونه‌ای یک‌بعدی و تک‌ساحتی به مسائل نمی‌نگریست. دکتر مصدق هیچ‌گاه به‌خاطر مصلحت و یا علل دیگر یکی از این ابعاد را فدای دیگری نمی‌نمود. او به‌خاطر آزادی، استقلال را فدا نمی‌کرد و به‌خاطر استقلال نیز آزادی‌های اساسی جامعه را از بین نمی‌برد. به‌خاطر توجه به حقوق محرومان جامعه و حل مسائل معیشتی آنها از آزادی‌های فردی غفلت نمی‌ورزید و به بهانه وجود آزادی‌های فردی، تأمین حقوق اقتصادی جامعه و توجه به رفاه حال مردم را به آینده موکول نمی‌کرد. نه به‌خاطر ایرانیت، اسلام را کنار می‌گذاشت و نه برعکس آن عمل می‌نمود. به‌طورکلی موضوعاتی که دکتر مصدق به‌طور همه‌جانبه به آنها می‌نگریست را می‌توان در چند اصل بیان نمود: 1- آزادی در کنار استقلال 2- اجرای اصول مشروطیت در سیاست داخلی و اتخاذ سیاست موازنه منفی در سیاست خارجی 3- تکیه بر دو اصل ایرانیت و اسلامیت در بحث هویت ملی 4- مبارزات ضداستعماری در کنار مبارزات ضداستبدادی 5- نگرش به دموکراسی هم از بعد سیاسی و هم از بعد عدالت اجتماعی به‌گونه‌ای توأمان. مناسب است در اینجا به‌طور مختصر دیدگاه‌های دکتر مصدق را پیرامون اصول یادشده ذکر نماییم:

1- آزادی و استقلال
دیدگاه دکتر مصدق در رابطه با آزادی و استقلال و پافشاری توأمان بر آنها از نامه‌های متعدد ایشان ازجمله خطاب به کارگران و سازمان‌های دانشجویی مشخص می شود. وی در نامه‌ای به کارگران ایران در خرداد 1343 چنین می‌نویسد:
فرارسیدن 29 خرداد روز خلع‌ید از شرکت سابق نفت را که کارگران رنج‌دیده معادن نفت در آن نقش بسزایی داشته‌اند و افتخار جاوید برای همه کارگران ایران به‌وجود آورده‌اند، به‌عموم هموطنان عزیز بخصوص کارگرانی که در راه آزادی و استقلال ایران و تجدید پیروزی‌های نهضت ملی کوشش می‌کنند تبریک عرض می‌کنم ...(1)
همچنین در پاسخ به نامه سازمان دانشجویان جبهه ملی به تاریخ 26 اردیبهشت ماه 1343 می‌نویسد:
فداکاری‌های شما در راه وطن عزیز موجب افتخار هموطنان است. امید و چشمداشت عموم به فداکاری‌ها و ازخودگذشتگی‌هایی است که در راه آزادی و استقلال ایران، وطن عزیز نموده‌اید. از حق نباید گذشت که در این راه از همه چیز صرف‌نظر کرده‌اید...(2)
دکتر مصدق در کتاب خاطرات و تألمات خود علت اصلی ملی‌شدن نفت را به‌دست آوردن آزادی و استقلال که تجلی حاکمیت ملت ایران می‌باشد می‌داند؛ مبارزه‌ای که ملت ایران نمود... ازنظر تحصیل پول نبود بلکه برای به‌دست آوردن آزادی و استقلال تام بود ... یک ملت آزاد [باید] بتواند هرطور که صلاح کار خود را بداند عمل کند، چه بسیار از دول که درآمدی از نفت ندارند ولی از آزادی و استقلال و یک زندگی شرافتمندانه برخوردارند.(3)
2- اجرای اصول مشروطیت در سیاست داخلی و اتخاذ سیاست موازنه منفی در سیاست خارجی
در عمل تلاش دکتر مصدق بر این بود که سیاست داخلی براساس اصول مشروطیت و آزادی و سیاست خارجی برمبنای سیاست موازنه منفی که نفی‌کننده وابستگی به قدرت‌های استعماری و حافظ استقلال کشور است، پایه‌ریزی و اداره شود. بدین‌جهت در دوره چهاردهم مجلس، پس از شهریور 1320، در ارتباط با پیروزی در انتخابات شورای ملی چنین اعلام می‌کند:
من مأموریت موکلان خود را قبول نکردم و به این مجلس پا نگذاشتم مگر برای یک مبارزه مقدس و آن نیل به یک مقصود عالی است. در سیاست داخلی برقراری اصول مشروطیت و آزادی و در سیاست خارجی تعقیب از سیاست موازنه منفی این هدف من بوده و هست و تا بتوانم برای رسیدن به آن مجاهدت خواهم کرد. من که برای انجام وظیفه تا کشته شدن حاضر شده‌ام از تهمت و ناسزا و توهین باکی ندارم...(4)
3- تکیه بر دو اصل: ایرانیت و اسلامیت در بحث هویت ملی
دکتر مصدق در بحث هویت ملی شدیداً سعی می‌نمود با طرح مسئله ایرانیت، به دام ناسیونالیسم افراطی یا شوونیسم گرفتار نشده و ابعاد دیگر قضیه از جمله مذهب را از قلم نیندازد و از همین‌رو اسلامیت و ایرانیت همواره به‌گونه‌ای توأمان موردتوجه وی بود.
در مجلس ششم، هنگام مخالفت با وزارت وثوق‌الدوله، عاقد قرارداد 1919، که به موجب تقسیم ایران در جهت منافع دو دولت بزرگ آن‌روز می‌شد می‌گوید: هر ایرانی که دیانتمند است و هرکس که شرافتمند است تا بتواند باید روی دو اصل از وطن خود دفاع کند و خود را تسلیم هیچ توده‌ای ننمانید که یکی از آن دو اصل اسلامیت است و دیگری وطن‌پرستی...(5)
وی در مجلس چهاردهم نیز نظیر چنین سخنانی را بار دیگر تکرار می‌کند که:
من ایرانی و مسلمانم و برعلیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می‌نمایم.(6)
4- مبارزات ضداستعماری در کنار مبارزات ضداستبدادی
همچنان که گفته شد دکتر مصدق در کنار مبارزه علیه استعمار و استیلای خارجی به مبارزه علیه استبداد داخلی پرداخته چرا که لازمه آزادی و استقلال در جهت استقرار حاکمیت ملت می‌باشد.
مهم‌ترین شاخصۀ مبارزات ضداستبدادی دکترمصدق، مخالفت با سلطنت رضاخانی، مخالفت با قرارداد 1919 و سلسله لوایحی بود که منجر به تثبیت حکومت دیکتاتوری گردید. پس از شهریور 1320 نیز با اقدامات سلطه‌طلبانه محمدرضاشاه که سعی داشت حاکمیت و سلطه خود را به پشتوانۀ دولت‌های خارجی در ایران تحکیم نماید، مخالفت می‌کرد.
وی در مورد به سلطنت رسیدن رضاخان چنین می‌گوید: خوب آقای رئیس‌الوزراء سلطان می‌شوند و مقام سلطنت را اشغال می‌کنند آیا امروز در قرن بیستم هیچ‌کس می‌تواند بگوید که یک مملکتی که مشروطه است، پادشاهش هم مسئول است... هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌تواند بزند و اگر سیر قهقرایی بکنیم و بگوییم پادشاه است... رئیس‌الوزراء حاکم همه‌چیز است این ارتجاع صرف و استبداد صرف است. بنده اگر سرم را ببرند و تکه‌تکه‌ام بکنند... زیر بار این حرف‌ها نمی‌روم... اگر این‌طور باشد که ارتجاع صرف است، استبداد صرف است، پس چرا خون شهدای راه آزادی را بی‌خود ریختند؟! چرا مردم را به کشتن دادید. می‌خواستید از روز اول بیایید بگوییم ما دروغ گفتیم و مشروطه نمی‌خواستیم، آزادی نمی‌خواستیم. یک ملتی است جاهل و باید با چماق آدم بشود.(7)
در نتیجه چنین اقداماتی مصدق زندانی و تبعید شد، اما با سقوط دیکتاتوری در شهریور 1320 و رهایی از زندان و بازگشت به پایتخت، نه تنها آرام ننشست، بلکه با پشتیبانی قاطبه مردم ایران به بعد دیگر مبارزه خود که وجهه‌ای ضداستعماری داشت، پرداخت که مبارزه علیه استعمار انگلستان بود و سرانجام این مبارزات منجر به ملی شدن صنعت نفت گردید.
وی مقصود از مبارزه علیه استعمار را از جمله در جواب به پیام وزیر خارجه انگلستان چنین بیان می‌کند: مقصود از ملی کردن صنعت نفت کاملاً روشن است. ملت ایران می‌خواهد از حق حاکمیت ملی خود استفاده و بهره‌برداری از منابع نفت را خود به عهده داشته باشد.(8)
همچنین در یک مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران داخلی و خارجی در خرداد 1330 منظور از مبارزات ملت ایران علیه استعمار خارجی را این‌گونه تشریح می‌نماید:
شما آقایان محترم باید به ملل آزاد جهان اعلام کنید که آخرین سعی ملت ایران برای نجات خود و شرق همین اقدام ملی، یعنی مبارزه با مداخلات بیگانگان که بزرگترین آن شرکت سابق نفت است، می‌باشد و ملت ایران برای تسلط بر اوضاع سیاسی و اقتصادی خود ناچار است تا آخرین نفس برای اجرای قانون ملی‌شدن صنعت نفت یعنی قطع ایادی بیگانگان از ثروت ملی و رسیدن به استقلال سیاسی مبارزه کند.(9)
دکتر مصدق همگام با مبارزه علیه استعمار خارجی تلاش علیه استبداد داخلی و کوتاه‌تر کردن مداخلات شاه و دربار و ایادی داخلی آنها از امور را نیز از دیده دور نداشته بود. به همین جهت پس از تشکیل مجلس هفدهم و به هنگام معرفی وزرای خود حاضر نشد که اختیار انتخاب برخی از وزرا بخصوص وزارت جنگ را همانند گذشته به شخص شاه واگذار نماید.
دکتر مصدق به همان دید جامع و چندبعدی خود در کنار مبارزه با استعمار انگلستان و ملی کردن صنعت نفت به ملی‌کردن شیلات شمال که در آن زمان امتیاز آن در دست دولت شوروی بود پرداخت. مصدق پس از اتمام مدت قرارداد شیلات حاضر به تمدید قرارداد نشد و شیلات را رسماً ملی اعلام کرد.
وی در مبارزات ضداستعماری خود به این مسئله توجه داشت در شرایطی که از مبارزه علیه استعمار انگلیس سربلند و پیروز بیرون آمده به دام استعمار آمریکا نیفتد؛ همین موضوع بیانگر بینش چندبعدی دکتر مصدق است. در همین راستا در مجلس شانزدهم و در پاسخ جمال امامی که می‌گفت با آمریکا بسازیم می‌گوید: اما این‌که فرمودید، وقتی‌که آمریکایی‌ها با ما همراهی بکنند باید از مرام ملی و استقلال خودمان صرف‌نظر کنیم بنده هیچ‌وقت زیر بار این مطلب نمی‌روم.
من آدمی هستم که با این حال کسالت و با تمام ناتوانی خودم تا نفس دارم برای آزادی و استقلال این مملکت مبارزه می‌کنم و من از این‌کار صرف‌نظر نمی‌کنم. آن ملتی که نوکر و بنده یک کمپانی بشود آن را یک ملت جلورفته نمی‌گویند. ملت عقب‌رفته می‌گویند و بنده ننگ دارم که بگویند به ملت عقب‌افتاده می‌خواهند کمک و همراهی کنند، این برای ایران ننگ است.(10)
مصدق در خاطرات خود در این مورد نیز چنین می‌نویسد: پرواضح است که دولت آمریکا مدافع آزادی و استقلال ایران نبود و می‌خواست به عنوان جلوگیری از کمونیسم، خود از منافع نفت استفاده کند. همچنان که کرد و آزادی یک ملتی را با چهل درصد از سهام کنسرسیوم معاوضه نمود.(11)
5- دموکراسی و عدالت اجتماعی
ویژگی مهم دکتر مصدق در مقوله دموکراسی و حاکمیت ملت نسبت به متفکران و سیاستمداران گذشته این بود که وی توانست این اندیشه را در عمل پیاده کرده و به کار بندد. مصدق دموکراسی را نظام مردم‌سالاری می‌دانست که در آن حاکمیت از آن مردم است. از نظر او مردم باید در شرایطی باشند که بتوانند حرف خود را مطرح و آن را وارد مرحله عمل سازند. این است که می‌گوید: یکی از مزایای دموکراسی آن است که مردم بتوانند به‌طور آرام اظهار عقیده کنند... ایرانی باید جامعه خودش را خودش اداره کند.(12)
دکتر مصدق در دادگاه لاهه هنگام دفاع از حقوق ملت ایران چنین می‌گوید: تصمیم ملی‌شدن صنعت نفت، نتیجة اراده سیاسی یک ملت مستقل و آزاد است.(13)
و در آخرین دفاع خود در مورد حاکمیت ملت و ارادة مردم نیز این‌گونه سخن می‌گوید: آری من در تمام عمر یک هدف بیشتر نداشته‌ام و آن این بوده و هست که ملت ایران بتواند مستقل و سرافراز زندگی کند و جز اراده اکثریت هیچ‌کس بر او حکومت نکند.(14)
اما دموکراسی که دکترمصدق از آن سخن می‌گفت دموکراسی در تمام ابعاد آن است؛ چه دموکراسی در بعد سیاسی و چه دموکراسی در بعد اقتصادی و عدالت اجتماعی، زیرا یکی بدون دیگری معنا ندارد. به بهانه دفاع از آزادی فردی نمی‌توان به عدة خاصی اجازه داد که به استثمار خلق و طبقات محروم جامعه بپردازند و حقوق آنها را پایمال نمایند. از این‌رو در مجلس شانزدهم در تاریخ 27/1/1330 در آستانه نخست‌وزیری خود می‌گوید: ما می‌گوییم که ایران جز از طریق دموکراسی و غیر از عدالت اجتماعی با رویة دیگری اصلاح و اداره نمی‌شود.(15)
همچنین دکتر مصدق در گزارشی که در مهرماه 1331 از طریق رادیو تهران به‌سمع مردم رساند به‌طور صریح و شفاف گفت که منظور از ملی شدن صنعت نفت در راستای حاکمیت مردم و دموکراسی دوچیز است:
1- آزادی و استقلال
2- عدالت اجتماعی
ملت ایران پس از تحمل رنج‌ها و شداید بی‌پایان به‌اتفاق کلمه در حدود صلاحیتی که هر ملت نسبت به حق حاکمیت خود دارد صنعت نفت را که در داخلة کشور ملی کرد و از این‌کار دو نظر داشته است:
1- نظر اول این‌که ریشه نفوذ اجانب و ایادی آنها را از مملکت براندازد و بدین‌وسیله سرنوشت خود را در دست گرفته و استقلال سیاسی مملکت را تامین کند و با سایر ملل آزادیخواه دوش‌به‌دوش در حفظ صلح جهانی همکاری و اشتراک مساعی نماید.
2- نظر دیگر ملت ایران از این اقدام بهبود اوضاع اقتصادی خود بود... مردم ایران با ملی‌کردن صنایع نفت خواستند حداکثر منافعی را که یک شرکت خارجی در طی سنین متمادی از منابع آنها می‌برد به خود اختصاص دهند و با جبران بی‌عدالتی‌های گذشته و ترمیم خسارات خود در ترفیه حال مردمی که نوددرصد آنها را از کلیه مزایای زندگانی اجتماعی بشری محرومند کوشش نمایند.(16)
آزادیخواهی دکتر مصدق در عمل
دفاع دکترمصدق از آزادی و دموکراسی محدود و منتهی به عالم نظر و فکر نبود. بلکه او در عالم عمل نیز به پیاده کردن نظرات خود پایبند و معتقد بود. به‌همین دلیل پس از زمامداری اولین اقدام او تأمین آزادی‌های فردی بود تا آنجایی که اگر کسی او را مورد انتقاد قرار می‌داد و یا حتی فحاشی می‌نمود و حرمت او را نگاه نمی‌داشت، امنیت و‌ آزادی او را مورد خدشه قرار نمی‌داد. دو روز بعد از نخست‌وزیری در تاریخ 11 اردیبهشت 1330 طی نامه‌ای به شهربانی کل کشور می‌گوید:
شهربانی کل کشور، در جراید ایران آنچه راجع به شخص اینجانب نگاشته می شود هرچه نوشته باشند و هرکه نوشته باشد به‌هیچ‌وجه نباید مورد اعتراض و تعرض قرار گیرد.(17)
دکتر مصدق برای دفاع از آزادی و تحقق حاکمیت ملت بویژه در امر انتخابات به‌طور صریح در این‌باره می‌گوید:
قانون‌ها، مجلس‌ها و دولت‌ها همه برای خاطر مردم به‌وجود آمده‌اند نه مردم به‌خاطر آنها. وقتی مردم یکی از آنها را نخواستند می‌توانند نظر خود را درباره آنها ابراز کنند. در کشورهای دموکراسی و مشروطه هیچ قانونی بالاتر از اراده ملت نیست.(18)
بنابراین:
تنها اراده قاطبه افراد ملت، که دولت و مجلس به وجود آنها قائم است، می‌تواند قضاوت قطعی در این باب بنماید و آن کسانی که ادعا می‌کنند ملت حق ندارد و نمی‌تواند دراین‌باره اظهار عقیده کند سخت در اشتباهند. زیرا تنها ملت است که می‌تواند راجع به سرنوشت خود و سرنوشت مملکت اظهار عقیده کند.(19)
دکتر مصدق در یکی از آخرین سخنرانی‌های خود در هنگام نخست‌وزیری، این هوشیاری را می‌دهد که مبادا دیکتاتوری این‌بار در قالب دیگر و به شکل دموکراسی بروز کند:
در حکومت مشروطه تنها یک قدرت اصیل و لایزال موجود است و آن نیروی ملت است که اگر به‌معنای واقعی بروز و ظهور نکند، مشروطیت و دموکراسی مفهوم حقیقی خود را از دست می‌دهد و زمینه برای حکومت‌های فردی فراهم می‌شود هرچند به‌ظاهر مجلسی وجود داشته و عده‌ای به نام نمایندگی در آن جمع شوند.(20)
بعد عدالت‌خواهی دکتر مصدق در عمل
دکترمصدق پس از قیام ملی سی‌تیر 1331 و نخست‌وزیری مجدد با استفاده از اختیاراتی که از مجلس گرفته بود بلافاصله اصلاحات اجتماعی خود را در جهت تأمین حقوق ملت ایران شروع کرد. این اصلاحات هم شامل حال کشاورزان و روستاییان و هم شامل حال طبقات محروم شهری نظیر کارگران، معلمان، کارمندان و ... می‌شد. ازجمله این اصلاحات تصویب دولایحه‌ای اساسی در کوتاه کردن دست مالکان و فئودال‌ها و بهره‌کشی آنان از کشاورزان و روستاییان بود.
لایحه اول شامل ازدیاد سهم کشاورزان بود. طبق این لایحه مالکان از تاریخ 14/7/1331 موظف شدند:
20درصد از سهم مالکانه را به دولت بدهند که نیمی از آن به کشاورزان مسترد می‌شد و نیمی دیگر صرف عمران و آبادی روستاها می‌گردید. امور عمرانی شامل موارد زیر می‌شد: تهیه آب آشامیدنی، دفع آفات، آموزش، کمک به روستاییان ازکارافتاده، اعطای قرض‌الحسنه، احداث و تعمیر مساجد و حمام‌های عمومی و خانه‌های ارزان‌قیمت و مدارس عالی و کارخانه‌های برق، تشویق صنایع محلی.(21)
لایحه دوم لایحه الغای عوارض مالکانه در روستاها و بیگاری رعایا بود. هدف از تصویب این لایحه جلوگیری از سوءاستفاده مالکان از زارعان از طریق اخذ عوارض مختلف و استثمار و بهره‌کشی آنان بود. بدین‌ترتیب، به‌موجب این لایحه، عوارض مالکانه در روستاها و بیگاری یعنی انجام عملیات رایگان و کارهای مجانی برای مالکان ملغا گردید.
حمایت دکترمصدق از طبقات محروم نیز به این شرح بود:
افزایش حقوق دبیران و آموزگاران، افزایش حقوق کارمندان دون‌پایه، مبارزه با استثمار کارگران توسط کارفرمایان ازجمله جلوگیری از ارجاع کارهای سخت به بانوان باردار و اطفال.(22)
از اقدامات بسیار مترقی و به‌جای دکتر مصدق که در آن دوران انجام گرفت، تصویب قانون بیمه‌های اجتماعی درجهت تأمین حقوق کارگران، کارمندان، مشاغل آزاد و خانواده‌های آنان در سال‌های مختلف زندگی‌شان بود. ازجمله مواردی که در قانون بیمه‌های اجتماعی پیش‌بینی شده بود و ثمرات آن را هنوز بعد از گذشت بیش از نیم‌قرن به‌خوبی حس می‌کنیم عبارتند از: 1- پیشگیری و کمک‌های اولیه، 2- حوادث و بیماری و ازکارافتادگی ناشی از غیرکار، 3- حوادث و بیماری‌های ناشی از کار، 4- کمک ازدواج، 5- حاملگی و وضع‌حمل، 6- کمک عائله‌مندی، 7- بازنشستگی، 8- کمک کفن‌ودفن، 9- کمک به بازماندگان کارگر متوفی، 10- حقوق ایام بیکاری.(23)
دکترمصدق درکنار این‌گونه اصلاحات و اصلاحات دیگری نظیر ساختن خانه‌های ارزان‌قیمت برای افراد کم‌درآمد و مبارزه با بهره‌کشی انسان‌ها، دست به اقدامات دیگری در جهت تقویت نظام دموکراسی به صورت کامل و شورایی کردن کشور زد که عبارتند از انتخابی شدن شهردار، تشکیل شورای ده و شهرستان، تشکیل نهادهای شورایی در ادارات دولتی و ...
بدین‌ترتیب دیگر یک وزیر یا رئیس یک نهاد دولتی امکان تصمیم‌گیری فردی و مستبدانه را در مورد مجموعه تحت‌نظر خود نداشت و تصمیم‌گیری مطابق قانون به شوراها واگذار می‌شد. اما این اقدامات اصلاحی و تلاش دکترمصدق درجهت نهادینه کردن دموکراسی چه در بعد سیاسی و چه در بعد اقتصادی با مخالفت‌های جدی و تهاجمی مالکان، فئودال‌ها و ... همچنین وابستگان به دربار سلطنتی روبه‌رو گردید. به‌طوری‌که برخی از نمایندگان مجلس نیز تحت‌تأثیر قرار گرفته و بدین‌ترتیب حکومت دکترمصدق را در فشار و منگنه قرار دادند تا از این‌گونه کارها منصرف شود. در این ایام است که سیل اتهامات از هرطرف به‌سوی دکتر مصدق سرازیر شد. از اتهام بی‌دینی و ضدمذهبی بودن وی گرفته تا اتهام دیکتاتوری و سلطه‌طلبی.
مرحوم دکترمصدق در نطق‌های خود در مورد این کارشکنی‌ها و مخالفت‌ها چنین می‌گوید:
... در مقابل این همه کارشکنی و بهانه‌جویی، در برابر سیل مشکلات و معضلاتی که بیشتر از یک‌قرن‌ونیم است که به وطن ما هجوم آورده و در ایامی که حتی ملت‌های قوی و بزرگ نیز بر سر استقلال و موجودیت خود می‌لرزند، غیر از اجرای فرمان ملت چه هدف دیگری ممکن است مشوق این دولت در طی طریق نجات مملکت باشد...(24)
... آقایان محترم می‌دانند که اصلاحات عمیق و ریشه‌دار همین که از مرحله حرف خارج و به عمل نزدیک شد چون به ضرر مستقیم افرادی تمام می‌شود، مخالفان سرسخت پیدا خواهد کرد که جز با یک دولت متکی به قدرت کامل قانون و مستظهر به عواطف ملت و پشتیبانی مجلس شورای ملی ادامه راه را برای او غیرممکن و محال باید دانست.(25)
یکی از نمایندگان مخالف دکترمصدق بعدها در مجلس هیجدهم علت مخالفت خود را با دکترمصدق چنین بیان می‌کند:
مصدق‌السلطنه این قانون [یعنی لایحه ازدیاد سهم کشاورزان و لایحه الغای عوارض مالکانه در روستاها و بیگاری رعایا] را بی‌جهت به تصویب رسانده، مرغ مال مالک است، جوجه هم مال مرغ است، تخم‌مرغ هم مال مرغ است. چرا این همه مرغ، جوجه، گاو، گوسفند، شیر، پنیر و روغن را رعایای دهات تصاحب کنند و به مالک چیزی نرسانند.(26)
دفاع و عملکرد دکترمصدق از موازین آزادی‌خواهانه و مردمی، در راه استقلال سیاسی و اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی جهت استقرار حاکمیت مردم باوجود همه مانع‌تراشی‌ها و کارشکنی‌ها هنوز به گوش می‌رسد و ما را بدان فرامی‌خواند. در پایان بار دیگر با ذکر این جمله دکتر مصدق، به سخنان خود خاتمه می‌دهیم:
"ایران جز از طریق دموکراسی و غیر از عدالت‌اجتماعی، با رویة دیگری اصلاح و اداره نمی‌شود."(27)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات