گروه سیاسی ـ آیتالله بیات با دفاع از رای مردم و نقش و جایگاه آن در افکار و اندیشههای حضرت امام خمینی(ره) از نسبت دادن برخی اظهارنظرها به ایشان ابراز نگرانی میکند.
وی با تاکید بر اینکه ولایت و حاکمیت سیاسی با آرا مردم رابطه دارد، یادآور شد: در اندیشه سیاسی پیامبر(ص)، آرا جماعت و بیعت مردم اعتبار دارد لذا مادامی که مردم با او بیعت نکرده بودند، به تشکیل حکومت اقدام نکرد. با اینکه نبوت و رسالت پیامبر(ص) یک امر ماورایی و فوق بشری است اما همین پیامبر(ص) اگر بخواهد برای مسلمین حاکم، فرماندار، قاضی، استاندار و فرمانده نصب کند، فرمان جنگ و صلح داده یا با قبیلهای صلح و با جماعتی جنگ و قطع رابطه کند، باید بیعت مردم را داشته باشد.
وی افزود: حکومت یعنی اعمال اقتدار درباره مردم، حکومت یعنی اداره کردن کارهای جامعه و مردم، حکومت یعنی کار خواستن از مردم و کار دادن به مردم، حکومت یعنی سامان دادن به وضع سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی مردم، طبیعی است که اگر مردم من را نپذیرند، من نمیتوانم کاری کنم.
آیتالله بیات تاکید کرد: مردم به وجود آورنده حاکمیت سیاسی و تحققبخش رهبری و حکومت سیاسی هستند. مردم در دین اسلام حجت هستند لذا مادامی که مردم قبول نکنند، فرد حاکم سیاسی نمیشود. امروز هم هر مجتهد صالحی ولیامر نیست. مجتهدین مثل مردم عادی هستند اما تقوی و عدالت دارند، همه امور ولی فقیه بشری است.
آیتالله بیات ادامه داد: آراء مردم، تقوی و علم کسی را بالا نمیبرد. رای مردم انسان را متقی، عالم، متخصص و قوی نمیکند اما تفاوت نظام امامت با نظام خلافت همین رای مردم است. امامت در حوزه امام معصوم قرار دارد حق حکومت با اوست اما اگر دیگران این حق را به او ندادند، میتوانند خلاف امر او عمل کنند اما در نظام خلافت این شرط وجود ندارد. در عصر غیبت فرد باتقوا، امین، باکفایت، عالم و عادل صلاحیت رهبری سیاسی را دارد اما این فرد سالم باید رای مردم را نیز با خود داشته باشد.
آیتالله بیات افزود: اینکه امام مصلحتاندیشی کرده و جمهوری را مطرح کرد، درست نیست. کسانی که با امام(ره) زندگی کردهاند، با افکار و ادبیات امام(ره) آشنا هستند و از دوران 15 خرداد با امام بوده و با مفاهیم ایشان آشنایی دارند، این مطلب را رد میکنند.
اینکه مطلبی را امروز به امام نسبت بدهیم و بخواهیم به برخی کلمات امام توجه و از برخی دیگر غفلت کنیم، ظلم به امام و خیانت در نقل نظریات امام است. اما توانست بین دین و سیاست آشتی برقرار کند. امام کاری کرد که متدینین در امر سیاست دخالت کنند و ما نباید کاری کنیم که تئوری تفکیک دین از سیاست احیا شود. پیروان تفکر خلافت با شعار حذف کتابالله آمدند و بین سنت و کتاب تفکیک قائل شدند که این مساله موجب شد به جای اسلام علوی، اسلام اموی و عباسی حاکم شود.