تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۴۷۵۴۰

بحران عمیق در امپراتوری آمریکا


پروفسور حمید مولانا
امپراتوری آمریکا در سالی که گذشت بیش از هر موقع دیگر در گرداب یک بحران عمیق سیاسی فرورفته است. دولت جرج دبلیو بوش به علت بی کفایتی در سیاست های خارجی و داخلی خود در حال عقب نشینی است و بحران بی اعتمادی، فساد و رسوایی که در سه دهه اخیر از زمان رسوایی و اترگیت در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون در نظام ایالات متحده ریشه دوانده است، عمیق تر از گذشته دامن کاخ سفید را گرفته است.
ابعاد نظامی و تبلیغاتی، ویژگی های این امپراتوری مدرن عصر ما را تشکیل می دهد و آن را از نظام های سلطه گرایانه گذشته متمایز می سازد. یکی از مشکلات کنونی کاخ سفید این است که سلاح تبلیغاتی آمریکا که قریب به یک قرن به عنوان روش «روابط عمومی» در تمامی شئون سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی این کشور رسوخ کرده، ظرفیت کاربردی خود را از دست داده است. تبلیغات و پروپاگاندا لازمه همه نظام ها و به ویژه امپراتوری هاست، ولی تبلیغات و روش های روابط عمومی نمی تواند هیچگاه جایگزین سیاستگذاری های مدبرانه شود.
اشغال عراق و شکست آمریکا در آن کشور، مصیبت وارده از طوفان بزرگ «کاترینا» و عدم آمادگی دولت در حفاظت و حمایت از شهروندان نیواورلئان، هر دو به خوبی نشان داد که علی رغم فن آوری های نظامی و کشوری، این امپراتوری توانایی خود را به طرز قابل توجهی از دست داده است و تبلیغات وپروپاگاندای امروز نظام آمریکا برعکس گذشته نمی تواند تناقضات حاصله از سیاستگذاری های داخلی و خارجی را پنهان نگاه دارد.
کنترل افکار عمومی و بی تفاوت نگه داشتن توده های مردم یکی از روش های اصلی دموکراسی مدرن در غرب بوده است و این روند معمولا توسط نخبگان از سه طریق عملی می شود. روش اول ادعا می کند که مشکلی وجود ندارد و اینگونه تخیلات فقط در ذهن عده معدودی است. روش دوم مشکل موجود در جامعه را پسندیده و یک امر مطلوب و مثبت جلوه می دهد. روش سوم اصرار دارد که اینگونه مشکلات طبیعی بوده و راه حلی برای آنها وجود ندارد و باید تحمل کرد و صبور بود.
مجله کثیرالانتشار «تایم» آمریکا چندی قبل (شماره هفتم نوامبر2005، صفحه47) در تحلیلی که از سیاست جنگ آمریکا در عراق و تصمیمات کاخ سفید منتشر کرد نوشت: «تصمیم کاخ سفید (درباره حمله به عراق و اشغال آن کشور) جنگ را در درجه اول یک مسئله روابط عمومی تلقی کرد و مسئله نظامی را در ردیف دوم قرار داد.» این مجله سپس اضافه می کند: «عجله برای جنگ (با عراق) و به دنبال آن عجله برای صلح (ازطرف آمریکا) بر روی احتیاجات روابط عمومی (انگاره سازی) دیکته شده بود.»
به عقیده مفسر مجله «تایم» «وجود گروه عراق کاخ سفید (موسوم به دبلیو.اچ.آی.جی) یک چیز شرم آور و وقیحانه است. این گروه و کار آن ربطی با وضعیت نظامی و سیاسی (جنگ در عراق) نداشت. این گروه آفریده شده بود که بازار جنگ را ترویج و مخالفان رئیس جمهور را لکه دار کند. در قلب این گروه «روو» (رئیس دفتر جرج بوش، رئیس جمهور) و «لیبی» (رئیس دفتر دیک چینی معاون ریاست جمهوری) بودند. تصمیم آنها در درخواست قطعنامه جنگ از کنگره آمریکا در سپتامبر 2002، دو ماه قبل از آغاز انتخابات نمایندگان کنگره، به طور واضح یک تله بازاریابی بود.»
در آغاز تصمیم به جنگ در عراق وقتی که مشاور امنیت ملی بوش ارشد (رئیس جمهور سابق و پدر بوش کنونی) برنت اسکوکرافت با نشر مقاله ای در مجله نیویورکر مخالفت خود را با نقشه جنگ اعلام کرد، کاخ سفید نقشه کشیده بود که چگونه به او حمله کند نقشه ای که به گفته یکی از اعضای حزب جمهوری خواه (حزبی که طرفدار ریاست جمهوری بوش است)، «سیاست شخصیت کشی بود.» جالب است که ماه گذشته «لیبی» رئیس دفتر دیک چینی معاون ریاست جمهوری آمریکا به جرم دروغگویی از طرف دادستان واشنگتن و هیئت منصفه (ژوری) ویژه برای محاکمه به دادگاه کشیده شد.
روزنامه «یو.اس.ای.تودی» که در سطح ملی منتشر می شود هفته گذشته (23 دسامبر 2005، صفحه10) گزارش داد که مطابق نظرسنجی بنگاه گالوپ و «سی.ان.ان» 72 درصد شهروندان آمریکا با روش های انگاره سازی و پروپاگاندای وزارت دفاع آمریکا که تحت «برنامه روابط عمومی» جنگ انجام می شود مخالفت دارند. از جمله این روش ها، طبق مدارکی که از طرف روزنامه «لوس آنجلس تایمز» برای اولین بار منتشر شد، کنتراتچی های وزارت دفاع آمریکا با پرداخت 6 میلیون دلار به روزنامه نگاران مقالات، و مطالب موردنظر خود را در مطبوعات عراق منتشر و چاپ می کردند و این جزئی از بودجه 300 میلیون دلاری است که این وزارتخانه تحت عنوان روابط عمومی، پروپاگاند و جنگ روانی در داخل عراق اختصاص داده است.
استخدام مزدوران مطبوعاتی یکی از روش های قدیمی آمریکا و انگلیس در کشورهای جهان سوم و به ویژه خاورمیانه بوده است. ولی پرورش و حمایت از اینگونه مطبوعات و روزنامه نگاری به سیاست خارجی آمریکا منحصر نبوده است. چند ماه قبل مطبوعات آمریکا افشا کردند که عده ای از مفسران و روزنامه نگاران این کشور در مقابل قراردادها و هزینه های هنگفتی که از دولت آمریکا و وزارتخانه های گوناگون دریافت کرده اند از سیاست های بوش در رسانه ها حمایت می کردند.
اخیراً ویلیام گریدر یکی از نویسندگان مجله «نیشن» در این مورد نوشت: «به عنوان بهترین دموکراسی دنیا، ما با گیوتین سروکار نداریم. ولی روش هایی با خونریزی کمتر وجود دارد که به طور تحقیرانه به مردم اطمینان می دهد که نظم و ترتیب همچنان برقرار است و جمهوریت پاکیزگی خود را حفظ کرده است.» خلاصه مقاله ویلیام گریدر تحت عنوان «همه رسانه های شاه این بود که «شاه جرج به طرف سقوط است و مطبوعات خود را همراه خواهد برد.» (مجله نیشن، 21 نوامبر2005، صفحه30).
این بحران بی اعتمادی به ریاست جمهوری و نظام آمریکا موقعی تشدید می یابد که تعداد سربازان کشته شده و تلفات آمریکا در جنگ عراق پس از جنگ ویتنام به بزرگترین رقم خود تقریباً 3000 کشته و 15 هزار زخمی) رسیده است که 26 درصد آنها را نژادهای اقلیت آمریکا تشکیل می دهند. مطابق گزارش مطبوعات، اغلب کشته شدگان در جنگ عراق از طبقات پایین و فقیر آمریکا هستند. (مجله نیشن، 19 دسامبر2005، صفحه23). جنگ عراق در شرایطی ادامه دارد که بدهی دولت آمریکا به 8 تریلیون دلار رسیده است و بودجه وزارت دفاع آن کشور از 450 میلیارد دلار در سال تجاوز می‌کند.
در عین حال درآمد پنج شرکت عظیم انرژی و نفت آمریکا، اگزان موبیل، شورون، کونوکو فیلیپس، بی پی، و رویال داچ شل در سه ماه گذشته از 33 میلیارد دلار فراتر رفته و حقوق مدیران این شرکت ها بیش از 200 درصد افزایش پیدا کرده و به طور متوسط سالیانه به حدود 26 میلیون دلار رسیده است (مجله پروگرسیو، ژانویه 2006، صفحه12). اینگونه طمع، تجمل و تناقضات تا چه حد می تواند ادامه پیدا کند؟ سه ماه پس از طوفان «کاترینا» هنوز بیش از 2000 کودک آمریکایی مفقود بوده و به خانواده های خود نپیوسته اند. صدها هزار شهروند سیاهپوست آمریکایی که 70 درصد جمعیت کل شهر نیواورلئان را تشکیل می دادند بی خانمان هستند.
تصویر فریبنده و ساده لوحانه ای که نظام آمریکا و دولت بوش در پنج سال گذشته به مردم آمریکا و به طور کلی به جهان ارائه داده است اکنون مانند یک رشته حباب در ملاء عام ظاهر شده است. جنگ عراق و مقابله با مصیبت طوفان «کاترینا» در رأس این بی لیاقتی ها قرار دارند ولی لیست تخلفات و تناقضاتی که در آغاز سال جدید مسیحی به بحران سیاسی کاخ سفید انجامیده و دولت بوش را در حال عقب نشینی قرار داده است در حقیقت طولانی است، از جمله:
1-افشای مدارک موجود مبنی بر جاسوسی دولت آمریکا بر شهروندان آمریکا که به دستور یادداشت مخفیانه ای از طرف بوش در چهارسال گذشته عملی شده و هنوز نیز ادامه دارد.
2- افشای تخلفات غیر قانونی «تام دلی» رهبر حزب جمهوری خواهان در کنگره آمریکا و طرفدار سرسخت بوش که اکنون منتظر محاکمه در دادگاه است.
3- مخالفت هر دو مجلس نمایندگان و سنای آمریکا با لایحه معروف به «وطن پرستی» که آزادی های مدنی را محدود کرده و شنود مکالمات تلفنی و اینترنتی و تفتیش حساب های بانکی و حتی کتاب های مورد مطالعه در کتابخانه ها را قانوناً در اختیار دولت فدرال قرار می دهد. این لایحه که چهار سال قبل توسط کنگره تصویب شد اکنون مورد پرسش قرار گرفته است.
4- افشای ربودن شهروندان سایر کشورها توسط مقامات امنیتی و جاسوسی آمریکا و احداث زندان های ویژه توسط دولت آمریکا در برخی از کشورهای اروپایی و جهان سوم به بهانه مبارزه با تروریسم و موارد شکنجه زندانیان.
5- مخالفت کنگره با نامزدهای جدید انتخاباتی دولت بوش برای دیوانعالی کشور.
6- عدم موفقیت دولت بوش در خصوصی کردن بیمه های تأمین اجتماعی ایالات متحده.
7- بالاتر از همه افول قدرت سیاسی آمریکا و تظاهرات جهانی علیه سیاست های دولت بوش در چند سال اخیر.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات