سعدالله زارعی
فردا رئیس جمهور و هیات دولت چهارمین سفر استانی خود را با حضور در مرکز استان چهارمحال و بختیاری و شهرستانهای آن آغاز می کنند. براساس تقویمی که برای سفرهای استانی هیات دولت نهم تنظیم شده است، تقریبا در طول چهارسال دوره ریاست جمهوری، استانهای محروم سه بار هیات دولت را در جمع خود خواهند دید و از این رهگذر می توانند بدون واسطه خواسته های خود را با «منتخب خویش» در میان بگذارند. اما این سفرها چند ویژگی دارد و به لحاظ برخورداربودن از ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی از نقد ناظران هم بی نصیب نمانده است. اما ویژگی ها:
1- حضور «مسئول اول اجرایی کشور» و مسئولان درجه اول در هر بخش از استانها ـ بویژه استانهای محروم ـ یک وظیفه است که دولت نهم بیش از دولت های محترم قبل به آن اهتمام دارد و از این رو باید در سطح ملی به آن ارج گذاشته شود وقتی مسئول ارشد، «حصار اداری» که غفلت افزا است را می شکند و خود در «حلقه توده ها» که بیش از همه به حمایت دولت از آنان وابسته اند، حضور می یابد، خدمات دولت به جای تمرکز در «نقاط خاص» به سطوح زیرین جامعه سرازیر میشود.
2- وقتی رئیسجمهور به ایلام محروم رفت حداقل 100هزار نفر و وقتی به سیستان و بلوچستان رفت 200هزار نفر از شهروندان محروم که ـ به هر دلیل موجه یا ناموجه ـ از طریق مسئولان استان راهی برای حل مشکلات نجسته بودند، مشکلات خود را بدون تشریفات وقت گیر اداری به رئیس جمهور ارائه کردند. رئیس جمهور و هیات دولت از طریق این نامه ها درمی یابد که کدام دسته از مشکلات بر دوش مردم یک استان ـ علیرغم وجود ادارات مختلف ـ باقی مانده است و ناشی از چیست؟ درواقع این دردهای نگاشته شده بر شکوائیه ها یا درخواست ها فقط بیان کننده مشکلات مردم نیست بلکه مشکلات و کاستی های دستگاه های دولت را نیز به خوبی مشخص میکند.
3- سفرهای استانی هیات دولت معیاری برای ارزیابی میزان دقت وزیران و معاونان آنان در برنامه ها و دستورالعمل هایی که برای استان ها و به عنوان حل مشکل مردم ارسال می کنند نیز هست. درواقع در این سفرهای استانی حصارهای بعضا بلند وزارتخانه ها می شکنند و وزیر در مواجهه مستقیم با مسئولان استانی و مردم محروم باید پاسخگوی تصمیمات یا عدم تصمیمگیری خود باشد.
4- اینکه هرازگاهی یک استان محروم «صاحب دولت» می شود و مردم آن عمیقا درمی یابند که انسان هایی از جنس خودشان به اداره امور مشغولند و جرات می کنند برای حل مشکلات خود وارد میدان شوند.
به عبارت دیگر اهمیت دادن به مسایل توده های مردم در استان ها، ارزش گذاشتن بر عواطف و نیازها و شخصیت آنان است که در اعتلای فرهنگی هر استان دخالت موثر دارد.
5- بسیاری از مشکلات مردم اگرچه در مقیاس با مسایل کلانی که یک کشور با آن مواجه است، «خرد و ریز» محسوب میشدند ولی برای توده های مردم، همین مشکلات کوچک معمولا در اولویت اول می نشینند. اگر این مشکلات کوچک ـ در مقیاس با مسایل کلان کشور ـ از جلوی پای شهروندان و روستاوندان یک استان برداشته نشود آنان هیچگاه نمی توانند در مقیاس ملی به مسایل کشور بیندیشند. اگر حضور کابینه در یک استان هیچ ثمری جز حل مشکل عاجل 200هزار خانواده نداشته باشد، رئیس جمهور و وزیران از سفر سه روزه خود نتیجه مناسبی گرفتهاند.
در عین حال این سفرها از نقد ناظران هم نصیب برده است. تامل دولت در این نقدها کمک فراوانی به تکمیل و اصلاح اهداف و برنامه های سفر می کند. اما نقدها:
1- گفته میشود: «دولت مگر برنامه کلان ندارد و مگر مامور اجرای برنامه پنجساله چهارم اقتصادی کشور نیست و مگر برنامه او در هرسال توسط مجلس تصویب و ابلاغ نمی شود پس چگونه است که دولت در سفر استانی میلیاردها ریال وعده مالی می دهد» باید گفت: مگر در سال های گذشته ما برنامه های پنجساله و یکساله نداشته ایم و مگر تکلیف هر استان در برنامه های یاد شده مشخص نبوده است پس چرا چشم انداز ترسیمی در این برنامهها ـ غالباً ـ تحقق نیافته است؟
دولت اگر بتواند ظرفیت کشوری و منطقه ای را برای اجرای برنامه های استانی بسیج نماید و در عین حال با تکیه بر منابع جدید ارزی و ریالی تعهدات جدیدی را ـ خارج از برنامه ـ برای حل مشکل مردم یک استان بپذیرد، اقدامی خارج از برنامه و چارچوب کشور نخواهد بود.
2- گفته میشود: «این وعده ها یک سری شعارهای سیاسی است و دولت اصولاً توانایی اجرای این همه وعده را ندارد.» در حالی که: اگر دولت بر یک مبنای سیاسی، انبوهی وعده بدهد ولی اجرا نکند ضمن آنکه به انتظارات از خویش دامن زده در عین حال خود را در معرض انتقادات فراوان که به زودی به سوی دولت سرازیر می شود، قرار داده است. هیچ دولتی از چنین روشی استقبال نمیکند.
با نگاهی به اقدامات استانی دولت و منطقی تر شدن مواجهه دولت با انتظارات استانی ـ که باید بر این تأکید بیشتری هم داشت ـ این مشکل حل می شود. در عین حال همه مسئولان دولت های گذشته ـ به درستی ـ بر توانمند بودن ایران و امکان حل مشکلات کشور در یک برنامه زمان بندی شده تأکید داشته اند اگر دولت دکتر احمدی نژاد از مرحله سخن تجاوز کند، می تواند امکانات بالقوه را با کمک مردم و مسئولان استانی به فعلیت درآورد. البته این به دقت ویـژه در توانایی های منطقه ای بستگی تام دارد.
جالب این است که بعضی از نیروهای سیاسی ـ از جمله برخی از نمایندگان مجلس از دو طیف ـ به دولت می گویند: «وعده نده نمی توانی» در واقع آنان جای خود را با دولت عوض کرده اند یعنی دولت باید بگوید می تواند یا نمی تواند. این نیروهای سیاسی باید هنرشان را در اجرای وعده های دولت بسیج کنند و از رئیس جمهور بخواهند با جدیت به وعده های خود عمل کند.
3- گفته می شود: «وعده های استانی نیازمند ظرفیت فراگیر در هیئت دولت است و این اصولاً امکان پذیر نیست ستاد دولت هرچه هم قوی و پرتعداد باشد توان و فرصت اجرایی کردن این حجم از وعده ها را ندارد.» دولت خود در صدد پاسخ برآمده و می گوید برای اجرای این مصوبات چند مرحله فعالیت در نظر گرفته شده است: الف- رئیس جمهور ستاد ویژه ای برای شناسایی مشکلات واقعی استان ها دارد که چند هفته پیش از سفر رئیس جمهور و کابینه به استان سفر می کنند و گزارشات خود را ارائه می دهند بخشی از فعالیت های این هیئت از طریق مراجعه به مردم و بخشی از طریق مراجعه به دستگاهها تامین می شود.
ب: هر وزارتخانه یک معاونت امور استان ها دارد که کار اصلی پیگیری استانی را عهده دار می باشد در همان حال کمیته ویژه ای در ریاست جمهوری برای این کار تشکیل شده است و امور ویژه هر استان نیز در خود استان تحت ریاست و اشراف استاندار فعالیت می کند اما این نکته غالباً از دید منتقدان پنهان مانده است که اقداماتی که دولت در هر استان وعده اجرای آن را می دهد عمدتاً همان چیزی است که در برنامه کلان هم بصورت مفهومی یا حتی با ذکر جزئیات آمده است نگاهی به سرفصل وعده هایی که رئیس جمهور در یک سفر در زمینه امور زیربنایی یا مسایل جاری استان می دهد بیانگر آن است که میان برنامه های تدوین شده تا گامهایی که برای اجرا در استان برداشته می شود، ارتباط روشنی وجود دارد.
در عین حال نباید این نکته را ناگفته گذاشت که انجام یک سفر توسط رئیس جمهور محترم و هیئت دولت حتماً باید همراه با الزامات و تمهید مقدماتی باشد که شایسته سفری در این سطح است. اگر دولت این مقدمات را درست در نظر نگیرد به زودی یا سفرها با فاصله و تأخیر زیاد برگزار می شود و یا در حد «پرواز در سطح» باقی می ماند و کم اثر می شود. آن همت والایی که امروز در سفر است باید تا آخر بماند و این به نتیجه بخش بودن گام ها بستگی تام دارد.