تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۴۷۵۴۲

فرجام 3 دستور کار تل‌آویو در عراق


عبدالله کشاورز
حدود سه سال پیش که آمریکا به عراق حمله کرد و این کشور را به اشغال کامل نظامی درآورد، صهیونیست ها از آن به «شرایط طلایی» تعبیر کردند و به شدت برای استفاده از آن وارد میدان شدند. آنان در تجربه جنگ اول آمریکا و عراق (سال 1370) توانسته بودند با تحمیل شرایط خود به یاسرعرفات و سران کشورهای عربی موفقیت های مهمی را به دست آورند در این مقطع شعله های انتفاضه دوم نیز در زیر ضربات تحقیرآمیز و تبلیغاتی آمریکا به خاموشی گرائید و در حقیقت شرایط منطقه ای به نفع رژیم صهیونیستی دگرگون شد.
در جریان اشغال کامل عراق توسط آمریکا و انگلیس صهیونیست ها چند دستور کار مهم را روی میز «اداره عراق» گذاشتند، نفوذ در سیستم سیاسی و اقتصادی عراق، انتقال بخش وسیعی از اعراب فلسطینی به عراق، فعال کردن بحران در حوزه خلیج فارس.
آنان با نفوذ در سیستم سیاسی و اقتصادی عراق قصد داشتند، تجارت دوگانه ای به منظور فعال کردن اقتصاد بحران زده رژیم صهیونیستی ـ ناشی از حرکت خارج از کنترل انتفاضه اول و دوم ـ به سامان برسانند. وجود 120 میلیارد بشکه ذخائر نفتی عراق و برخورداری از جایگاه دوم در منطقه خلیج فارس و اوپک، عراق را به «طعمه ای پرانرژی» تبدیل کرده بود، اسرائیلی ها گمان می کردند به راحتی امکان طلایی «در اختیار گرفتن عراق» برای آنان فراهم می شود. در این میان، اسرائیلی ها روی دو نیرو حساب باز کرده بودند؛ آمریکا و جمعیت غیر عرب عراق که طی چند دهه روابط فعالی با آنان داشتند.
دستور کار دیگر صهیونیست ها، انتقال بخش وسیعی از اعراب فلسطینی به عراق و سکنی دادن آنان در مرزهای غربی (همجوار با اردن) به این قصد که مسئله آوارگان و سرزمین فلسطینی فراموش شود اسرائیلی ها در همان روزهای اول اشغال عراق توسط آمریکا از کشور جدید سخن گفتند که شامل قطعه ای از اردن و قطعه ای از عراق می شد. از منظر آنان این طرح می توانست مشترکاً مشکل رژیم صهیونیستی و مردم فلسطین را حل کند.
دستور کار دیگر اسرائیلی ها فعال کردن بحران در خلیج فارس به قصد خاموش کردن بحران در درون سرزمین های اشغال شده فلسطین بود. تحلیل صهیونیست ها این بود که سوریه و ایران دو عامل مهم در تداوم برنامه ها و سیاست های ضداسرائیلی در درون فلسطین و بیرون آن هستند. بنابراین، اگر آنان در حوزه ای دورتر از سرزمین های فلسطین درگیر شوند از تأثیرگذاشتن بر سرزمین های اشغالی فلسطین و مردم آن باز می‌مانند. آنان این نقطه را عراق می دانستند چون معتقد بودند تمایزات قومی عراق یک نزاع دامنه دار را شکل می‌دهد.
عراق اینک در نقطه ای ایستاده که نه تنها در آن اهداف سه گانه صهیونیست ها تحقق نیافته بلکه زاینده وحشت های فراوان برای برنامه ریزان اسرائیلی شده است. اسرائیلی ها علی رغم تلاش فراوان به خصوص درمنطقه کردنشین عراق ـ با بهره گیری از شیوه همذات پنداری ناشی از محدودیت های مشترک منطقه‌ای ـ به هیچ نتیجه ای نرسیده‌اند.
دیدار هفته پیش رئیس ستاد وزارت دفاع اسرائیل با همتای ترکیه ای خود و سخنانی که میان این دو رد و بدل شد نشان داد که صهیونیست ها نه از رابطه با نظامیان لائیک ترکیه و نه از رابطه با حکومت خودمختار و غیرمذهبی کردستان عراق برای نفوذ در سیاست و اقتصاد منطقه و تأثیرگذاری بر آن توانسته اند بهره چندانی ببرند. رابطه رو به رشد ایران با ترکیه، جمهوری آذربایجان و کردهای عراق، دست و پای صهیونیست ها را کاملا در این منطقه بسته است.
انتقال فلسطینی ها به عراق هم محقق نشد و کشوری با ادغام استان سنی نشین انبار عراق با استان شرقی سنی نشین اردن به وجود نیامد و حتی آمریکایی ها ناچار شدند برای سرکوب اقدامات ضد آمریکایی شبه نظامیان سنی چندین نوبت استان انبار را بمباران کنند. در فاصله حمله آمریکا به عراق و تشکیل دولت عراقی (در اوایل سال جاری) رابطه تل آویو و پایتخت های عربی ـ برخلاف اتفاقی که در جریان حمله اول آمریکا به عراق در سال 1370 افتاد ـ نه تنها بهبود نیافت بلکه به وخامت نیز گرائید.
فعال کردن بحران در عراق به انهدام توانایی های ایران و سوریه نینجامید در طول سه سال گذشته، ایران سیاست حکیمانه ای توأم با تعقیب منافع ایران و عراق دنبال کرد به گونه ای که علی رغم درگیر نشدن، حداکثر بهره را از رخدادهای عراق برد. سیاست رسمی جمهوری اسلامی در این دوران از یک سو محکوم کردن درگیری ها و از سوی دیگر دفاع از حق رأی شهروندان عراقی برای حاکم شدن بر کشور خود بوده است. با این روش 60 درصد جمعیت شیعه و 20 درصد جمعیت کرد از صحنه درگیری ها دور شدند. از همین رو ظرفیت مبارزاتی سنی ها عمدتاً متوجه اشغالگران شد.
اضافه بر آن انتخابات اخیر عراق که با استقبال و تأکید ایران انجام شد، مشروعیت مقابله با سیستم سیاسی عراق ـ مجلس و دولت و پلیس برآمده از آراء مردم ـ را به شدت زیر سؤال برده است لذا قطعاً در دوره جدید از یک سو شاهد خروج اشغالگران و از سوی دیگر شاهد به حداقل رسیدن اقدامات خشن خواهیم بود این در حالی است که عراق بدون اشغالگران و بدون تروریست ها با منافع صهیونیست ها کاملا ناسازگار است.
در مجموع به موازاتی که آمریکایی ها از طوفان عراق خشتی نیندوختند، اسرائیلی ها نیز از این نمد کلاهی نیافتند. عصبانیت چند روز پیش یک مؤسسه صهیونیستی (ایپک) از سردرگمی سیاست بوش در عراق، ناشی از وضعیت نامطلوب صهیونیست‌ها در عراق است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات