محسن امینزاده / معاون وزارت امور خارجه دولت اصلاحات
مقدمه:
اخیراً بعضی از مسئولان دولت و حامیانشان برای دفاع از سیاست خارجی دولت کنونی به نقد سیاست خارجی دولت اصلاحات پرداخته و حرفهای عجیب و غریبی مطرح میکنند و بدیهیات مربوط به سیاست خارجی، امنیت ملی و منافع ملی را هم به زیر سوال میبرند. نگرانکنندهترین احتمال آن است که تصور شود واقعاً گویندگان و نویسندگان این مطالب باور دارند که سیاست خارجی کنونی برای کشور مصونیت و امنیت و فرصت ایجاد کرده و احتمالاً سیاست خارجی گذشته باعث افزایش تهدید و کاهش عزت کشور بودهاست. طی چند مقاله تلاش شده که نقش سیاست خارجی دولت اصلاحات و سیاست خارجی دولت کنونی در تحدید و تشدید تهدیدات علیه امنیت ملی و منافع ملی ایران بررسی شود.
">محسن امینزاده / معاون وزارت امور خارجه دولت اصلاحات
مقدمه:
اخیراً بعضی از مسئولان دولت و حامیانشان برای دفاع از سیاست خارجی دولت کنونی به نقد سیاست خارجی دولت اصلاحات پرداخته و حرفهای عجیب و غریبی مطرح میکنند و بدیهیات مربوط به سیاست خارجی، امنیت ملی و منافع ملی را هم به زیر سوال میبرند. نگرانکنندهترین احتمال آن است که تصور شود واقعاً گویندگان و نویسندگان این مطالب باور دارند که سیاست خارجی کنونی برای کشور مصونیت و امنیت و فرصت ایجاد کرده و احتمالاً سیاست خارجی گذشته باعث افزایش تهدید و کاهش عزت کشور بودهاست. طی چند مقاله تلاش شده که نقش سیاست خارجی دولت اصلاحات و سیاست خارجی دولت کنونی در تحدید و تشدید تهدیدات علیه امنیت ملی و منافع ملی ایران بررسی شود.
در آخرین مقاله بحث تحریمهای علیه جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی گرفت. در این مقاله بیان شد که هر نوع تحریمی برای توسعه و اقتصاد کشور خسارتبار است و تحریمهای علیه ایران پس از انقلاب اسلامی در ابعادی که بیان شد مشکلات و خسارت داشتهاست. در این مقاله تشریح شد که پس از انقلاب اسلامی در سه مرحله شاخص، ایران در معرض تحریم قرار گرفتهاست. مرحله اول مربوط به تحریمهای پس از انقلاب اسلامی است که بیشتر به تحریم فروش تسلیحات و همکاری در صنایع نظامی و پیشرفته ایران مربوط بودهاست و همچنان ادامه دارد. هرچند دوران جنگ تحمیلی محدودیتهای زیادی برای همکاریهای اقتصادی بینالمللی و توسعه ایران بههمراه داشت اما مرحله دوم تحریمهای تصویبشده علیه ایران، پس از فروپاشی اتحاد شوروی در دوره ریاست جمهوری کلینتون در آمریکا تصویب و اعمال شد.
این تحریمها تحت نام ایلسا (ILSA) که بیش از همه صنایع نفتی ایران و البته لیبی را هدف قرار دادهبود شرایط بسیار سختی را در سالهای 75و 76 بر ایران تحمیل کرد اما خوشبختانه دوره تاثیر این تحریمها کوتاه بود و با روی کار آمدن آقای خاتمی شرایط کاملاً تغییر کرد. در این مقاله توضیح دادهشد که بهرغم همه تلاشهای آمریکاییها دولت خاتمی موفق شد با کمک کشورهای دیگر تحریم اقتصادی آمریکا را خنثی کند.
اولین قرارداد علیه این تحریم با توتال فرانسه، پتروناس مالزی و گازپروم روسیه، برای اجرای دو فاز استخراج گاز منطقه پارسجنوبی امضا شد و با این قرارداد توسعه بزرگترین مجتمع صنعتی ایران در عسلویه آغاز شد و ظرف مدت هفت سال بیابانهای خالی منطقه ناشناخته عسلویه با بیش از 30میلیارد دلار اعتبارات خارجی و همکاری بهترین شرکتهای جهان به یکی از بزرگترین مناطق صنعتی ساحلی خلیجفارس بدل شد و توسعه صنایع پتروشیمی ایران با اعتبارات و سرمایهگذاریهای خارجی آرزوی دیرینه توسعه این صنعت را تا حد چشمگیری واقعیت بخشید.
با روی کار آمدن دولت بوش و شرایط پس از یازده سپتامبر نهتنها فشار به توسعه ایران افزایش نیافت بلکه بهبود چهره بینالمللی ایران در فضای پس از یازده سپتامبر، باعث شد که کشورهای بیشتری به کار اقتصادی با ایران روی بیاورند. در حدی که رهبران محتاط ژاپنی هم با جلب موافقت ضمنی آمریکاییها وارد سرمایهگذاری در پروژه عظیم توسعه منطقه نفتی آزادگان شدند.
آنان همزمان اولین وام نقدی غیرمشروط بعد از انقلاب را به مبلغ 3 میلیارد دلار به ایران پرداخت کردند و طی سالهای بعد آن را تا 7 میلیارد دلار افزایش دادند. (متاسفانه ژاپنیها نهایتاً سال گذشته بهخاطر شرایط جدید ایران.
آزادگان را با همه آرزوهایشان رها کردند و رفتند.) در این دوره برای اولین و آخرین دوره پس از انقلاب اسلامی، وزارت نفت ایران نهتنها به دنبال یافتن سرمایهگذار برای پروژههای نفتی نمیرفت بلکه شرکتهای متقاضی مجبور بودند برای شروع گفتوگو با وزارت نفت در ارائه بهترین و بیشترین امتیازهای اولیه رقابت کنند. حتی شرکتهای آمریکایی هم تلاش میکردند که حداقل موافقت ضمنی دولت آمریکا برای کار با ایران را در آینده به دست آورند و براساس آن توافقی ضمنی را با ایران امضا کنند. بانکهای اروپایی و آسیایی و شرکتهای بیمه بزرگ بینالمللی کلیه موانع کار با ایران را به کناری نهاده و عملاً برای اعطای اعتبار به ایران وارد رقابت شدند. چنین رقابتی هزینه سرمایه را برای ایران به حداقل ممکن رساند. با کاهش ریسک کار اقتصادی در ایران، ایران از گروه بسیار پرریسک 6 در دستهبندی هفت گانه کشورهای صنعتی، به گروه متوسط و مناسب 4 ارتقا پیدا کرده و زمزمه ارتقای رتبه ایران به گروه مطلوب 3 نیز مطرح شد. مشکلات ایران برای تامین سرمایه از بازارهای جهانی به کلی حل شد و دارندگان سرمایه خود برای ارائه پیشنهادهای بهتری مراجعه میکردند.
شرکتهای دولتی بزرگ توانستند بدون ضمانت بانک مرکزی و دولت، متکی به اعتبار خود وام بگیرند که نشانه اقتدار اقتصاد کشور بود. تولیدات ایران در زمینه صنایع مختلف بسیار گسترش یافت. صنایع اتومبیلسازی و سایر صنایع بزرگ ایران به رکوردهای جدیدی از تولید و صادرات دست یافتند. تولید انرژی برق در ایران با سرعتی شگرف توسعه یافت و به بیش از 35 هزار مگاوات رسید و ایران به مهمترین سازنده نیروگاه و پالایشگاه در منطقه بدل شد. ایران با به دست آوردن نیازهای صنعت هستهیی از بازارهای جهانی بدون اینکه حساسیتی ایجاد شود و تحریمی در کار باشد به یک کشور دارای توان هستهیی صلحآمیز بدل شد. آمریکا تنها برای جلوگیری از همکاری چین با ایران در سال 1376 هزینه بسیار گزافی پرداخت کرد اما با وجود اصرار دائمی بر مشکوک بودن اقدامات هستهیی ایران، هرگز قادر نشد تحریم علیه ایران را حتی در زمینه هستهیی به پیش برد و تا زمانی که سیاست خارجی دولت کنونی به کمکش شتافت، نتوانست کشورهای دیگر را برای تحریم ایران قانع کند. ایران توانست پروژه اصفهان را بدون کمک چین بسازد و پروژههای بزرگ دیگری را نیز با تلاش متخصصان داخلی تا مرحله تکمیل چرخه سوخت به اجرا گذارد. تا پایان کار دولت آقای خاتمی هیچ تحریم جدیدی بهخاطر توسعه هستهیی حتی از سوی آمریکا به ایران تحمیل نشد و دولت در مطلوبترین شرایط روابط اقتصادی خارجی پس از انقلاب اسلامی تحویل رئیسجمهور جدید شد.
در این مقاله تلاش میشود وضعیت ایران در دوره کنونی تشریح شود.
دوره سوم : سیاست خارجی ماجراجو
سومین دوره شاخص تحریمهای اقتصادی علیه ایران متعلق به دوره کنونی است. تقریباً همه ویژگیهای بدی که در شرایط پیش از شروع به کار دولت خاتمی بر اقتصاد کشور حاکم شدهبود دوباره بر اقتصاد کشور حاکم شدهاست اما بحرانیبودن وضع کنونی تنها به این خاطر نیست و تحریمها در این دوره تفاوتهای بسیار مهمی با تحریمهای دورههای گذشته ایران از جمله تحریمهای دوره کلینتون دارد.
هرچند تحریمهای مصوب دولت آمریکا در دوره کلینتون نیز اگر تداوم مییافت خطرناک بود اما ویژگیهای متفاوت تحریمهای کنونی این وضع را خطرناکتر از هر زمان دیگر کردهاست.
این ویژگیها و شرایط تحمیلشده در اثر این تحریم را میتوان به شرح ذیل برشمرد:
1- برای اولینبار در تاریخ سازمان ملل، ایران در معرض تحریم شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار گرفتهاست.
2- برخلاف تصمیماتی که آمریکاییها به کشورهای جهان تحمیل میکردند و بابت تحمیل آن بر کشورهای دیگر با دشواریهای بسیاری مواجه میشدند و عملاً ناموفق بودند، تحریمهای این دوره برای همه اعضای سازمان ملل متحد لازمالاجرا است.
3- محدودیتها برای اولینبار به حوزه مبادلات بانکی تعمیم یافتهاست. چنین امکانی در گذشته برای آمریکا یا هر کشور دیگر فراهم نبوده که به صورت عملی کلیه فعالیتهای بانکی یک کشور را تحت کنترل درآورد.
4- احتمال دادهمیشود که آمریکا کنترلهای خود را در مورد ارتباطات بانکی ایران باز هم توسعه دهد.
5- تحریمهای کنونی شورای امنیت برای اولینبار به تولیدات صنایع دفاعی ایران تعمیم داده شدهاست. این تحریم به این بهانه اعمال شده که ایران سلاح تروریستهای کشورهای دیگر را تامین میکند.
6- تحریمهایی که گفته میشود در قطعنامه بعدی درج خواهد شد عملاً پیش از صدور قطعنامه جدید کموبیش بر وضعیت اقتصاد ایران تاثیر گذاشتهاست. گفتهشده که ممکن است در قطعنامه جدید علیه ایران تردد هواپیماها و کشتیهای ایرانی محدود شود.
7- باردیگر پس از ده سال ایران از گروه چهارم دستهبندی هفتگانه کشورهای صنعتی در دو مرحله به گروه ششم تنزل کرده و انتظار میرود که در گروه هفت قرار گیرد.
8- تقریباً همه کمپانیهای مهم، حتی آنان که به صورت سنتی بازار ایران را بهترین بازار خود تلقی میکردند، اکنون برای ادامه کار با مشکل مواجهند. بهعنوان مثال گفته میشود که زندهترین منطقه صنعتی پنج سال قبل خلیجفارس یعنی عسلویه، با رفتن خارجیها و توقف پروژهها بسیار خلوت و تقریباً تعطیل شدهاست و شرکتهای پیمانکاری ایرانی نیز غالباً بهخاطر نبود شریک خارجی دارای تکنولوژی برای کار مشترک، عملاً بیکار شدهاند.
9- چرخهای توسعه کشور در دوره پس از جنگ به حرکت در آمد و در دوره اصلاحات بهسرعت مناسبی رسید. توقف این چرخها در دوره اخیر خسارات بسیار بیشتری نسبت به گذشته به کشور تحمیل و عملاً سرمایهگذاریهای زیربنایی زیادی را بیفایده میکند.
بهعنوان مثال زمزمههایی در مورد خروج کمپانیهای اروپایی از پروژههای تولید خودرو در ایران مطرح است. گفته میشود که این خروج تدریجاً شروع شده و در نتیجه باعث کاهش دسترسی به قطعات خارجی خودروهای تولید ایران و در نتیجه کاهش تولید خودرو در ایران شدهاست.
10- سالها بود که احساس رضایت رو به تزایدی درباره کاهش مشکلات ایرانیان در خارج از کشور و ارتقای منزلت ایرانیان در دنیا بهوجود آمدهبود. اما اخیراً حساسیت نسبت به اقامت و حضور و فعالیت ایرانیان در کشورهای دیگر و حساسیت برای دادن روادید و اجازه سفر به ایرانیان در این دوره ویژگی کاملاً متفاوتی پیدا کردهاست.
11- محدودیت و ممنوعیت دسترسی دانشجویان و استادان ایرانی به علوم و دانش پیشرفته، محدودیت دسترسی متخصصان ایرانی به منابع علمی پیشرفته، محدودیت اساتید برای حضور در مجامع علمی بینالمللی و فرصتهای مطالعاتی و محدودیت دانشگاههای ایران برای ارتباطات بین دانشگاهی از جمله پدیدههای جدیدی است که در دو سه سال اخیر یا ایجاد شده یا تشدید شدهاست. بعضی اقدامات اولیه در ایجاد محدودیتهای دسترسی به منابع علمی از طریق اینترنت برای ایرانیان جنبه دیگری از این محدودیتهاست.
هرچند روند صدور قطعنامه جدید علیه ایران کند است اما آمریکا در زمینه اعمال تحریمهای جدید علیه ایران، فعال شدهاست. عدهیی اقدام آمریکا برای پیشی گرفتن از شورای امنیت در تشدید تحریمها علیه ایران را نشانه احتمال تاخیر بیشتر در تصویب تحریمهای جدید علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل میدانند و عدهیی تصمیمات اخیر کنگره آمریکا علیه ایران را موفقیت دولت بوش در افزایش اجماع میان جناحهای حاکم در آمریکا در مورد ضرورت تشدید برخوردها و فشار بیشتر به ایران تلقی میکنند. اما در عینحال بهنظر نمیرسد که ماجرا بههمین جا ختم شود.
در واشنگتن و در اروپا تمایل به تشدید تحریمها دیده میشود و مدعی هستند که برای جلوگیری از تصمیم احتمالی بوش علیه ایران باید تحریمهای موثرتری اعمال کرد و ایران را وادار به عقب نشینی کرد. در شورای امنیت اعضای دائم که در دهه گذشته اقدامات ماجراجویانه آمریکا خارج از فرآیند شورای امنیت را تجربه کردهاند بیش از همیشه مصمم هستند که از تکروی آمریکا جلوگیری کرده و لذا در تصمیمات جمعی به دنبال راهحلهای میانه هستند. شاید در پایان این مقاله بتوان پرسید که سیاست خارجی کنونی به کجا میرود و آیا ضرورت احتیاط در رفتار خارجی دیده نمیشود.