زیر ذرهبین
رویکرد کشورهای اروپایی و آمریکا در مراجعه به شورای امنیت برای اعمال فشار به جمهوریاسلامی ایران نتیجه عکس دادهاست. بهعبارت دیگر تصویب قطعنامه شورای امنیت سرعت فعالیتهای هستهای را افزایش داده، شفافیت آن را کاهش داده و هیچ کمکی به حل مشکل بیاعتمادی طرفین نسبت به یکدیگر نکرده و بلکه حتی وضعیت را وخیمتر کردهاست و بالاخره در جهت تضعیف معاهده عدم اشاعه عمل کردهاست. با این وجود میتوان رویکرد دیگری را نیز در نظر گرفت. جمهوریاسلامی ایران نسبت به صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود اطمینان دارد و آمادگی دارد این اطمینان را برای دیگران نیز ایجاد کند.
">زیر ذرهبین
رویکرد کشورهای اروپایی و آمریکا در مراجعه به شورای امنیت برای اعمال فشار به جمهوریاسلامی ایران نتیجه عکس دادهاست. بهعبارت دیگر تصویب قطعنامه شورای امنیت سرعت فعالیتهای هستهای را افزایش داده، شفافیت آن را کاهش داده و هیچ کمکی به حل مشکل بیاعتمادی طرفین نسبت به یکدیگر نکرده و بلکه حتی وضعیت را وخیمتر کردهاست و بالاخره در جهت تضعیف معاهده عدم اشاعه عمل کردهاست. با این وجود میتوان رویکرد دیگری را نیز در نظر گرفت. جمهوریاسلامی ایران نسبت به صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود اطمینان دارد و آمادگی دارد این اطمینان را برای دیگران نیز ایجاد کند.
دکترسیدعباس عراقچی
تا حدود یک ماه دیگر مهلت قطعنامه 1747 شورای امنیت به پایان رسیده و علیالقاعده مباحث جدید برای صدور قطعنامه بعدی آغاز خواهد شد. شورای امنیت با هدف ایجاد توقف در برنامه هستهای کشورمان تاکنون 3 قطعنامه صادر کردهاست؛ (2006) 1696، (2006) 1737 و (2007) 1747. سوأل این است که قطعنامههای مورد اشاره تا چه حد در اهداف خود موفق بوده و چه دستاوردی برای شورای امنیت ـ یا بهتر است گفته شود برای آمریکا و 3 کشور اروپایی ـ به ارمغان آوردهاند. نکات زیر به یافتن پاسخ این سوأل کمک میکند.
1- استمرار: اولین تلاش ایران برای دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای دقیقا 50 سال پیش با امضای موافقتنامه همکاری بین ایران و ایالاتمتحده آمریکا در 5 مارس 1957 آغاز شد. موافقتنامه مزبور با امضای موافقتنامههای تکمیلی بین 2 کشور طی سالهای بعد دنبال شد که ساخت و راهاندازی راکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی تهران از جمله ثمرات این همکاری است.
موافقتنامههای مشابهی نیز با برخی از دیگر کشورهای غربی از جمله کانادا، آلمان و فرانسه به انعقاد درآمدند (موافقتنامه با فرانسه اتفاقا مربوط به غنیسازی و کمک آن کشور به خودکفایی ایران در امر غنیسازی اورانیوم شد). امضای قرارداد با آلمان برای ساخت اولین نیروگاه هستهای ایران در بوشهر و سرمایهگذاری در شرکت اورودیف فرانسه نیز 2 اقدام جدی دیگر در راستای تلاشهای دولت ایران برای برخورداری صلحآمیز از انرژی هستهای بودهاست. در همین راستا امضای معاهده منع اشاعه سلاحهای هستهای (NPT) در سال 1968 و تصویب آن از سوی مجلس در سال 1970 گام بسیار مهمی بود که ایران برای تضمین صلحآمیز بودن حرکت خود در مسیر دستیابی به فناوری هستهای اتخاذ کرد. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، تمامی کشورهای مورد اشاره اجرای موافقتنامههای خود را متوقف کردند. دولت آلمان نیز از ساخت نیروگاه بوشهر صرفنظر کرد که در نتیجه ادامه کار به روسیه واگذار شد. دولت جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب به ناچار ادامه تلاش برای دسترسی به انرژی صلحآمیز هستهای را به تنهای دنبال کرد و عقبنشینیهای مستمر کشورهای غربی و تطویل کار ساخت نیروگاه بوشهر، راه دیگری جز تلاش برای نیل به خودکفایی و استقلال در فناوری پیچیده هستهای برای ایران باقی نگذاشت. بنابراین تلاش ایران جهت دستیابی به فناوری هستهای برای مقاصد صلحآمیز نه امری جدید است و نه مرتبط با هیچ دولت خاصی در ایران، این سیاستی بوده است که دقیقا براساس محاسبات دربرگیرنده منافع کلی و اقتصادی کشور و با درنظر داشتن نیازهای آتی توسعه ایران به منابع پایدار انرژی، از 50 سال پیش ـ با کمک کشورهای غربی و بهویژه آمریکا ـ انتخاب شده و به صورت مستمر ادامه داشتهاست. در طول نیمقرن گذشته سرمایهگذاریهای گسترده مالی، انسانی و علمی در برنامه هستهای کشور صورت گرفته و هزینههای سیاسی و اقتصادی بسیاری مصروف آن شدهاست. این تلاش استمرار خواهد داشت و نه بازگشت به عقب در آن خواهد بود و نه توقف. با این توصیفات، طبیعی است که ورود شورای امنیت و تحمیل فشارهای سیاسی و تحریمهای اقتصادی بر ایران ـ و حتی استفاده از حربه تهدیدات نظامی ـ هرگز نخواهد توانست تلاش 50ساله ملت ایران را، آنهم زمانی که به مراحل پایانی خود نزدیک میشود، متوقف یا معکوس کند. در عمل نیز همگان شاهد بودهاند که هر چه دخالت شورای امنیت بیشتر شده و قطعنامههای بیشتری صادرشده، ایران نیز به روند پیشرفت برنامه خود سرعت بیشتری بخشیدهاست. از این منظر تنها ثمره قطعنامهها افزایش سرعت برنامه هستهای ایران بودهاست.
2- شفافیت: یکی از بزرگترین جفاها به برنامه هستهای کشورمان ادعای نادرست مخفی بودن این برنامه طی 2 سال گذشته بوده که مرتبا از سوی رسانهها و مقامات غربی تکرار شده و متأسفانه بسیاری را نیز به اشتباه انداختهاست. جمهوریاسلامی ایران همواره طبق معاهده عدم اشاعه و موافقتنامههای پادمان به تعهدات خود عمل کرده و آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در جریان برنامههای خود قرار دادهاست.
بر فرض که بر اثر برخی بیتجربگیها یا از جزئیات قوانین مربوطه ایراداتی بهنحوه اجرای برخی مقررات آژانس وجود داشته (که امری طبیعی است و در هر کشوری ممکن است رخ دهد) ولی به اعتراف آژانس در تمامی موارد اینچنین، اقدامات اصلاحی لازم از سوی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفتهاست. بههمین جهت هیچگاه مدیرکل آژانس در گزارشهای خود به شورای حکام، «عدم پایبندی» از سوی کشورمان را گزارش نکرده، بلکه برعکس در تمام گزارشهای خود از 2003 تاکنون تأیید کردهاست که «تا این تاریخ، نشانهای حاکی از اینکه مواد و فعالیتهای هستهای ایران...ارتباطی به یک برنامه هستهای تسلیحاتی نداشتهباشد، بهدست نیامده است.» به اعتقاد تقریبا تمامی صاحبنظران، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت از سوی شورای حکام آژانس که به بهانه عدم پایبندی ایران صورت گرفت، تنها یک تصمیم سیاسی بود که با فشار کشورهای اروپایی و آمریکا به شورای حکام تحمیل شد. بدون اینکه حتی یک گزارش از سوی مدیرکل یا بازرسان آژانس که دلالت بر عدم پایبندی ایران کند وجود داشتهباشد. این درحالی است که قویترین و گستردهترین بازرسی که تاکنون در سایر کشورهای عضو بیسابقه بودهاست،از سوی آژانس در مورد ایران صورت گرفتهاست که همگان از وسعت آن مطلعاند و آمارهای آن بارها ذکر شدهاست هماکنون نیز نظارت کامل آژانس بر تأسیسات هستهای جمهوریاسلامی ایران در چهارچوب تعهدات بینالمللی کشور برقرار است بازرسیهای مرتب و طبق برنامه در کنار بازرسیهای سرزده و پیشبینی نشده، استقرار دوربینهای نظارتی در تأسیسات هستهای و دسترسی به حسابرسیهای مواد طبق روال قانونی ادامه دارد. با اینحال دخالت شورای امنیت طی قریب به یک سال گذشته باعث کاهش و حتی قطع همکاریهای داوطلبانه کشورمان با آژانس شدهاست. توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی که دسترسیهای گستردهای را برای بازرسان آژانس ایجاد میکرد، کاهش تعداد بازرسان و اخیرا تعلیق اجرای کد اصلاح شده 1/3 ترتیبات فرعی موافقتنامه پادمان از سوی کشورمان از جمله نتایج قطعنامه پادمان شورای امنیت بودهاست. علت نیز روشن است؛ درحالی که شورای امنیت مسیر فشار، تهدید و تحریم را در پیش میگیرد نمیتوان انتظار داشت که ایران مسیر همکاری را ادامه داد یا زمانی که حقوق قانونی کشورمان نقض شده و نادیده گرفته میشود نمیتوان توقع داشت که ایران همچنان پابندی خود به تعهدات قانونیاش را ادامه دهد. بنابراین میتوان احتمال داد که با صدور قطعنامههای احتمالی آینده، محدودیت بیشتری را در همکاریهای ایران با آژانس شاهد باشیم.
3ـ اعتماد: مشکل اعتماد یا فیالواقع عدم اعتماد 2 طرف نسبت به یکدیگر اصلیترین مشکل موجود است. باید پذیرفت که به هر دلیل نه ایران و نه طرفهای مقابل به نیات و اهداف یکدیگر اعتماد ندارند. البته ایران برای بیاعتمادی خود دلایل متعدد و متقنی دارد. تاریخ معاصر ایران در طول 2 سده اخیر مملو از وقایعی است که هر کدام به تنهایی هیچ محلی برای اعتماد ایران به اهداف و سیاستهای کشورهای غربی باقی نمیگذارد. و حافظه تاریخ مردم ایران از غرب جز استعمارگری، اعمال نفوذ، چپاول و غارت ثروتها و منابع طبیعی خود چیزی به یاد ندارد. مردم ایران همانند بسیاری دیگر از ملل جهان سوم ریشه عقبماندگیها یا بهعبارت بهتر عقب نگاهداشتهشدگیهای خود را در غرب و سیاستهای آن میبینند. در این میان، برخورد غرب با برنامه هستهای صلحآمیز ایران یکی از مثالهای روشن و عینی عدم اعتماد است. توقف اجرای موافقتنامهها و قراردادهای همکاری هستهایی به دنبال وقوع انقلاب اسلامی، اولین ضربه به اعتماد ایران بود. تحریمهای مختلف کشورهای غرب در انتقال فناوریهای جدید به ایران و ممانعت از صدور بسیاری از کالاها به بهانه کاربرد دوگانه، مکمل این بیاعتمادی بود. و بالاخره مذاکرات اخیر با 3 کشور اروپایی که نتیجه آن اولیه بسته پیشنهادی 3 کشور به ایران (اوت2005) بود تیر خلاص به اعتماد ایران بهشمار میرود. پس از قریب به 3 سال مذاکره که با حسن نیت کامل ایران در تعلیق تمامی فعالیتهای هستهای خود، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و همکاری کامل با آژانس بعضا حتی فراتر از پروتکل الحاقی همراه بود، 3 کشور اروپایی در بسته پیشنهادی خود خواهان تعهد ایران به توقف غنیسازی ـ و حتی برچیدن تأسیسات مربوطه - و در مقابل دلخوش کردن به قبول قرارهای اقتصادی مبهم و دو پهلوی اروپاییها شدند (بگذریم از برخی پیشنهادات سخیف و اهانتآمیز همچون کمک به ایران بری دسترسی بهتر به اینترنت!). وقایع یکساله اخیر نیز مزید بر علت شدهاست. روی آوردن کشورهای غرب به شورای امنیت و همزمان مذاکرات بیحاصل با آقای سولانا که هر بار تنها محملی برای صدور قطعنامه بعدی شد، در کنار بیاعتنایی به ایدهها و پیشنهادات سازندهای که بهمنظور اعتمادسازی از سوی ایران مطرح شده و هیچکدام مورد استقبال قرار نگرفتند، ایران را در اعتماد خود نسبت به اینکه اساسا نیت طرف مقابل محروم کردن ایران از حقوق لاینفک خود و جلوگیری از پیشرفت علمی و اقتصادی ایران میباشد راسختر کردهاست. حاصل 3 قطعنامه شورای امنیت در خصوص برنامه هستهای ایران، گسترش بی اعتمادی و تردید جدی ایران نسبت به نیات طرف مقابل شدهاست.
4- عدم اشاعه: یکی از توجیهاتی که برای جلوگیری از برنامه هستهای ایران به کار میرود حفظ نظام عدم اشاعه است؛ حال آنکه قطعنامههای شورای امنیت که با هدف الزامی کردن تعلیق غنیسازی توسط ایران صادر شدهاند، فینفسه در تعارض با معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای بوده و ناقض اصول اولیه آن مبنی بر حقوق کشورهای عضو هستند. تردیدی نیست که تضمین حقوق اعضا در هر معاهده بینالمللی ـ به همان اندازه ضروری است که حصول اطمینان از احترام به تعهدات آنها. اعتبار معاهدات بینالمللی ـ از حمله پیمان عدم اشاعه ـ تنها از طریق برقراری توازن بین حقوق و تکالیف ممکن است. دوام پیمان عدم اشاعه یا دگر معاهدات بینالمللی تنها زمانی تأمین میشود که کشورهای عضو این معاهدات بتوانند از منافع قانونی ناشی از عضویت در این معاهدات بهرهمند شوند. روند جاری متأسفانه در جهت عکس حرکت میکند و این باعث نگرانی بسیاری از کشورهای درحال توسعه که هنوز در جهت نیل به فناوری هستهای حرکت نکردهاند شدهاست. برخوردهای دوگانه اعضای دائم شورای امنیت، تضییع صریح حقوق یکی از اعضای متعهد به معاهده عدم اشاعه و مجازات آن کشور صرفا به دلیل نگرانی از آنچه ممکن است در آینده قصد انجام آن را داشتهباشد (بدون اینکه هیچ نشانهای دال بر نیات آن کشور وجود داشتهباشد) و عدم برخورد مناسب با رژیم صهیونیستی که صراحتا به برخورداری از سلاحهای هستهای اعتراف میکند (و حتی برعکس پاداش هم میگیرد)، مسلما دیگر اعضا را به این نتیجه خواهد رساند که نمیتوان به مسیرهای چندجانبه و سازوکارهای بینالمللی اعتماد داشت و میبایست راههای دیگری را برای احقاق حقوق خود انتخاب کرد.
در یک جمعبندی به روشنی میتوان مشاهده کرد که رویکرد کشورهای اروپایی و آمریکا در مراجعه به شورای امنیت برای اعمال فشار بر جمهوریاسلامی ایران نتیجه عکس دادهاست، بهطوری که سرعت این فعالیتها را افزایش بخشیده، شفافیت آن را کاهش داده و هیچ کمکی به حل مشکل بیاعتمادی طرفین نسبت به یکدیگر نکرده بلکه حتی وضعیت را وخیمتر کرده و بالاخره در جهت تضعیف معاهده عدم اشاعه عمل کردهاست. ادامه این رویکرد به کجا میانجامد؟ طبیعتا به زنجیرهای از عمل و عکسالعملهای متقابل طرفین و محدود و محدودتر شدن گزینههای موجود که حاصل آن تنها تشدید بحران و رد نهایت یک بازی باخت ـ باخت است.
اما باید گفت که رویکرد دیگری نیز وجود دارد؛ همانگونه که تقابل به تقابل میانجامد، عکس آن نیز صادق است. جمهوریاسلامی ایران نسبت به صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود اطمینان دارد و آمادگی دارد این اطمینان را برای دیگران نیز ایجاد کند. ما درک میکنیم که برخی کشورها ممکن است نسبت به برنامه ایران سؤال، ابهام یا حتی نگرانی داشتهباشند و حق میدهیم که این نگرانیها در چهارچوب حقوق و تعهداتی که کشورهای عضو معاهده عدم اشاعه دارند مورد بررسی قرار گرفته و رفع شوند و نگرانی کشورهای غربی چیست؟ پرسش دقیقتر این است که نگرانی کشورهای غربی و هر کشور دیگری، چه میتواند باشد؟ و اصولاً آنها حق دارند نگران چه باشند؟ پاسخ بسیار ساده است: عدم انحراف. تمامی کشورها محق هستند که دغدغه انحراف برنامه هستهای دیگر کشورها به سمت مقاصد غیرصلحآمیز را داشتهباشند و اصولاً شکلگیری معاهده عدم اشاعه ناشی از همین نگرانیها در سطح جهانی بودهاست. جمهوریاسلامی ایران خود نیز این نگرانی را به طور جدی نسبت به برنامههای برخی کشورها دارند و همواره اهمیت زیادی برای حفظ، اجرای کامل، تقویت و جهانشمولی معاهده عدم اشاعه قائل بودهاست.
جمهوریاسلامی ایران نه در پی تقابل است و نه چیزی فراتر از حقوق غیرقابل انکار خود را انتظار دارد؛ به نگرانیهای احتمالی احترام میگذارد و آماده رفع آنها در شرایط عادلانه و عاقلانه و مبتنی بر حسننیت است ایران حتی به سهم خو با ارائه طرحها و پیشنهادهای مختلف سعی کرده سازوکارهای مطلوب برای کسب اطمینان نسبت به عدم انحراف در برنامه هستهای خود ایجاد کند. یکی از این سازوکارها، بهعنوان مثال، ایده تشکیل کنسرسیوم تولید سوخت هستهای در ایران با مشارکت بخشهای خصوصی و دولتی کشورهای علاقمند است که ایده آن اولینبار از سوی ریاست محترم جمهوری در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1384 مطرح شد. قطعا بهترین شیوه کسب اطمینان از صلحآمیز بودن هر برنامهای، مشارکت در آن برنامه و حضور در مراحل اجرایی آن است. ایدههای دیگر نیز برای تضمین عدم انحراف وجود داشتهاند که در مناسبتهای مختلف ـ بهویژه در مذاکرات با آقای سولانا ـ از سوی ایران پیشنهاد شدهاند، اما متأسفانه هر بار طرفهای غربی با اصرار بلاوجه بر پیششرطهای غیرمنطقی خود راه را برای آغاز مذاکرات سازنده به منظور بررسی این پیشنهادات بستهاند. با این حال جمهوریاسلامی ایران همواره آمادگی داشتهاست – ودارد - تا بدون پیششرط وارد هرگونه مذاکرهای شود که موضوع اصلی آن «عدم انحراف» بوده و هدف نهایی این نیل به یک «راهحل جامعالاطراف» که نگرانیها و خواستههای هر دو طرف مذاکرات را پوشش دهد، باشد. نباید با خارج کردن مذاکرات از موضوع اصلی (عدم انحراف) آن را در پیچوخم پیششرطها و سیاسیکاریها گرفتار و فلج کرد و باعث از دست رفتن فرصتها شد.
خلاصه آنکه اگر برخی کشورها در شورای امنیت تصور میکنند که ادامه صدور قطعنامهها موجب تزلزل در اراده ملت بزرگ ایران خواهد شد، بدون تردید شورای امنیت را به بیراهه میبرند. هیچ راهحلی برای این موضوع مگر بیک راهحل مذاکره شده، مبتنی بر حسننیت و احترام مقابل، وجود ندارد جمهوریاسلامی ایران ـ چنانچه در تجربه اخیر در موضوع ملوانان انگلیسی نیز به اثبات رساند ـ اولا در پاسداری از حقوق و منافع خو با هیچکس شوخی ندارد و لحظهای تردید به خود راه نمیدهد و دوم اینکه همانگونه که تقابل را با تقابل پاسخ میدهد و فشار و ارعاب موجب تغیر سیاستهای آن نخواهد شد، احترام را نیز با احترام متقابل پاسخ خواهد داد؛ و نهایتا آنکه از توانایی و ظرفیت لازم برای مدیریت بحرانها برخوردار بوده و قادر است در زمان مناسب و با اقتدار کامل بهترین راهحل را در یک بازی برد ـ برد ارائه کند.