برایان بنت
ترجمه: نیما ملکمحمدی
چرا نوریالمالکی، نخستوزیر عراق، هنوز بر سر کار است؟ بهنظر میرسد کابینه او هر روز متزلزلتر از روز پیش میشود. در ماه آوریل ابتدا جبهه نزدیک به مقتدا صدر، روحانی شیعه و ضدآمریکایی، وزرای خود را از کابینه مالکی بیرون کشید تا اعتراض خود را به بیتوجهی نخستوزیر به درخواست این گروه برای تعیین یک جدول زمانی مشخص برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق نشان دهد. (در حال حاضر هنوز پستهای وزارت کلیدی چون وزیر بهداشت، وزیر آموزش و پرورش و وزیر حملونقل در کابینه عراق خالی است.) سپس، دو هفته پیش چهار وزیر سنی جلسات کابینه مالکی را بایکوت کردند تا اعتراض خود به صدور حکم بازداشت یکی دیگر از وزرای سنی کابینه نشان دهند .
اکنون ماههاست که این شایعه در محافل سیاسی عراق به گوش میرسد که دولت مالکی در آستانه سقوط است. عدهای میگویند که همحزبیهای شیعهاش او را برکنار خواهند کرد. عدهای دیگر میگویند سازمان سیا با انجام یک کودتا دولت مالکی را سرنگون میکند. کاخسفید نیز هیچگاه سرخوردگی خود را از روند کند اصلاحات و تغییرات در دولت مالکی پنهان نکردهاست. همین پاییز گذشته بود که ایمیلی میان فعالان سیاسی و علاقهمندان مسائل عراق دست به دست میشد که در آن یک کابینه رویایی به نخستوزیری ایاد علاوی نخستوزیر سابق عراق و فهرست کاملی از اعضای کابینه در آن لیست شدهبود. اما کنون بیش از یک سال است که مالکی قدرت را در دست گرفتهاست و هنوز هم سر کار است. اما مالکی چگونه قدرت را در دولتی که منتقدانش «دولتی شکتخورده» مینامند حفظ کردهاست؟
بهنظر میرسد پاسخ این سوالات را باید در تیزهوشی سیاسی مالکی و ناتوانی گروههای منتقد در تعیین و انتخاب جانشینی برای او جستوجو کرد. مالکی برخلاف خلف خود ابراهیم الجعفری که بیشتر یک روشنفکر بود، سیاستمداری تیزهوش و زرنگ است. در ماه مه هنگامی که ترکها لحنی تهاجمی و تخاصمجویانه را نسبت به کردها و نواحی مرزی عراق به کار گرفتند، مالکی کاملا در کنار گروهها و احزاب کرد قرار گرفت. او همچنین با اتخاذ سیاستی دوگانه در مورد گروههای شبهنظامی شیعه ـ اینکه به نیروهای عراقی و ائتلافی اجازه بدهد در بعضی شهرها با آنها بجنگند و در دیگر شهرها آنها را به حال خود بگذارند ـ موفق شدهاست حمایت ائتلاف احزاب شیعه را همچنان حفظ کند. اگر مالکی از قدرت کنار رود، یکی از این گروهها ناچار است به واگذاری این پست به گروه دیگر تن دهد و درحالحاضر، این گروهها نمیتوانند بر سر هیچ فرد دیگری به توافق برسند. علاوهبر این، آمریکاییها هم نمیتوانند همینطور پشت سر مالکی را خالی کنند و به او بگویند از قدرت کنار رود. دولت بوش هنگامی که در مارس 2006 برای جانشینی مالکی به جای جعفری با احزاب و گروههای عراقی شروع به لابی و چانهزنی کرد، بخش اعظم اعتبار سیاسی خود را خرج کرد. جعفری هر چند نقش چندان موثر و کارایی نداشت، اما کسی بود که همه میتوانستند با او کارکنند. برای آمریکا سخت است که بار دیگر ترکیب قدرت سیاسی در عراق را به هم بریزد و باز هم خود را طرفدار استقلال عراق و برقراری دموکراسی در این کشور نشان دهد.
اما همه این حرفها به آن معنا نیست که نزدیکان مالکی این روزها روحیه متزلزل و شکنندهای نداشتهباشند. حتی نزدیکترین افراد به مالکی نیز از خود میپرسند که شاید بعضی از این شایعات درست باشد. در یکی از جلساتی که به تازگی در منطقه سبز عراق برگزار شد، یکی از مشاوران مالکی در حالی که آشکارا عصبی مینمود، شوخیکنان به رایان کروکر سفیر آمریکا گفت: «شنیدم ما تا 30 سپتامبر بیشتر سر کار نیستیم.» اما کروکر هم با شوخی معناداری پاسخ او را داد: «حالا چرا پانزدهم نه؟» پانزده سپتامبر همان روزی است که کروکر و ژنرال پترائوس باید درباره کارایی و پیامدهای استراتژی افزایش نیز به کنگره گزارش دهند. سپس دولت بوش باید تاکتیکهای جدید برای مقابله با مشکلات عراق پیدا کند. اما باز هم با توجه به مهارتهای مالکی ـ و شاید حتی بتوان گفت غیرقابل جایگزین بودنش ـ حتی این تحولات هم ممکن است موجب ترک صندلی نخستوزیری عراق از سوی مالکی نشود.