درگیریهای اخیر "نوار غزه" بین گروههای "حماس" و "فتح" بار دیگر مسئله فلسطین را وارد مرحلهای خطرناک کرد، به عبارت دیگر این سرزمین هنوز از زخم کهنه مبارزه با اسرائیل التیام نیافته است که عفونت دیگری سرباز کرد که مداوای آن هزینه و رنج بسیاری را به مردم فلسطین تحمیل خواهد کرد.
نباید از یاد برد که فلسطین همچنان درگیر جنگی نابرابر با رژیم صهیونیستی است و این رژیم غاصب هر روز به بهانههای مختلف مردم بیدفاع فلسطین را آماج حملههای خود قرار میدهد، در چنین شرایطی آغاز این بحران غیرمنتظره و درگیری بین گروههای فلسطینی، مردم فلسطین و ملتهای جهان اسلام را در اندوه ناشی از این برادرکشی قرار داد.
"ابومازن"(محمود عباس) رهبر فتح و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در حرکتی غیردموکراتیک با برکناری "اسماعیل هنیه" نخستوزیر قانونی و منتخب فلسطین "سلام فیاض" وزیر دارایی را مامور تشکیل "کابینه اضطراری" کرد.
فشار بر حماس
در همین حال آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای اروپایی اعلام کردند تحریمهای اعمال شده بر فلسطینیان را لغو و کمکهای مالی خود را به ابومازن و کابینه انتصابی وی ارائه خواهند کرد.
از زمان پیروزی جنبش حماس در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت هنیه، اتحادیه اروپا، آمریکا و رژیم صهیونیستی این دولت را در محاصره کامل اقتصادی و سیاسی قرار دادند و فشار مضاعفی را برملت فلسطین و دولت حماس وارد کردند.
"حنان عشراوی"، قانونگذار فلسطینی اعلام کرد، کابینه فیاض با چالشهای نگرانکنندهای روبهرو است که مهمترین آنها اجرای احکام و جلوگیری از گسترش بیقانونی از غزه به "کرانه باختری" رود اردن است.
محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به دنبال یک هفته درگیر شدید میان نیروهای طرفدار فتح و حماس در غزه و شکست توافقهای صورت گرفته میان رهبران دو گروه برای ایجاد آتشبس، دولت وحدت ملی را منحل و با اعلام وضعیت فوقالعاده "سلام فیاض" را به عنوان نخستوزیر منصوب و او را مسئول تشکیل "دولت نجات ملی" کرد.
محمود عباس دلیل انحلال دولت وحدت ملی را تلاش برای کودتای نظامی علیه تشکیلات خودگردان، نقض قانون اساسی فلسطین و قانون تشکیلات خودگردان از طرف کسانی که آنها را "شبه نظامیان غیرقانونی" خواند، اعلام کرد. وی وعده داد که در زمان مناسب انتخابات زود هنگام برگزار خواهد شد.
از سوی دیگر اسماعیل هنیه نخستوزیر دولت وحدت ملی با خودداری از به رسمیت شناختن برکناری خود و رد ادعای اتهام کودتا از سوی حماس، اعلام کرد: این اقدام کودتا علیه "مشروعیت"، "قانون" و "نقض قوانین فلسطین" و "همه توافقات ملی" است و محمود عباس باید از این تصمیم صرفنظر کند.
وی افزود: سلام فیاض باید با این ماموریت غیرقانونی مخالفت کند به ویژه آنکه وی عضو دولت فعلی فلسطین است.
گمانهزنیهای متعددی درباره بحران فلسطین مطرح است که هر یک عوامل داخلی یا خارجی را عامل تشدید درگیریهای فتح و حماس برمیشمارند.
واقعیت این است که این اختلاف بسیار عمیق است و ریشه در سالهای گذشته دارد. اکنون بحث تشکیل دو دولت مستقل فلسطینی یکی در غزه و دیگری در کرانه باختری مطرح است اما هنیه هرگونه جداسازی غزه را از سایر بخشها رد و تاکید کرده است غزه نه فقط به حماس بلکه به همه فلسطینیها تعلق دارد و جدا کردن نوار غزه در دستور کار وی قرار ندارد و هیچ وقت نیز قرار نخواهد داشت.
تجزیه فلسطین
پیش از این نیز "خالد مشعل" رئیس دفتر سیاسی حماس در دمشق در رد موضوع تجزیه فلسطین گفت: "فلسطین یکپارچه است و غزه و کرانه باختری جزء لاینفک جداییناپذیر فلسطین است و ملک حماس یا فتح نیست بلکه از آن همه ملت فلسطین است." وی خواستار گفت وگوی جدی و قاطع با فتح شد و گفت: "حماس در اندیشه سیطره بر تشکیلات خودگردان نیست و کودتا در قاموس و فرهنگ این جنبش جایگاهی ندارد، هدف اساسی آن مقاومت علیه اشغالگران صهیونیست است و به دنبال تکمیل پروژه آزادسازی فلسطین است."
دو جنبش فتح و حماس همواره از نظر ایدئولوژی به ویژه در مورد تشکیل دولت فلسطینی و نوع تعامل با اسرائیل با یکدیگر اختلاف داشتهاند.
جنبش حماس همواره در برابر این رژیم سلاح مقاومت را برای تحقق اهداف خود برگزیده و خطر سیری "اسلامگرایانه" داشته و از سوی دیگر جنبش فتح که دارای ایدئولوژی "ناسیونالیسم عربی" است، راهحل دیپلماتیک و مذاکره را برگزیده است.
جنبش فتح تا سال 1384 قدرت را در اختیار داشت اما در انتخابات پارلمانی آن سال جنبش حماس توانست با کسب 74کرسی از 132کرسی مجلس نمایندگان، قدرت را در اختیار بگیرد.
حضور جنبش حماس در پروسه قدرت از همان آغاز، گروه سیاسی رقیب را به دلیل تمایزات فکری و نظری با نگرانیهایی روبهرو ساخت. به سخن دیگر، حماس با پیروزی خود سلاح مقاومت را کنار نگذاشت بلکه با اطلاع از شرایط موجود فلسطین و پایگاه مردمی خود کوشید قدرتمندتر از گذشته در برابر رژیم صهیونیستی ظاهر شود و همچنان مبارزه با اسرائیل را تداوم بخشد. جنبش فتح از مشارکت در دولت حماس خودداری و شروع به سنگاندازی کرد.
این دو گروه به دلیل درگیریهای پراکنده در نوارغزه که ریشه در همان اختلافات ناشی از حضور حماس در قدرت دارد، با میانجیگری به آتشبس رضایت دادند ولی این آتشبس برای چندمین بار متوالی نقض شد و تلفات انسانی زیادی نیز بر جای گذاشت.
حماس براساس قاعده پیروزی در انتخابات، خواهان تسلط بر نیروهای امنیتی در نهاد خودگردان فلسطینی بود مسئلهای که از سوی ابومازن و دیگر فرماندهان فتح، به شدت مورد مخالفت واقع شد، حتی محمود عباس ناچار شد با صدور حکمی تمام دستگاههای امنیتی (حداقل چهار دستگاه جداگانه فعال در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن، را تحت نظارت ریاست نهاد خودگردان (یعنی تحت نظارت خود) قرار دهد.
این امر رنجش حماس را در پیداشت بعد از درگیریهای پراکنده، دو طرف به مصالحهای تن دادند که "ملک عبدالله" پادشاه عربستان آن را تدارک دیده بود.
براساس این مصالحه حماس به فتح اجازه مشارکت سیاسی را داد. اما با این حال همچنان جو بدگمانی و سوظن میان دو طرف حاکم بود و محمود عباس اجازه انحلال دستگاههای امنیتی و ادغام آن زیر نظر وزارت کشور را صادر نکرد.
حماس ناچار شد برای برقراری امنیت در چارچوب وظایف وزارت کشور نیروی جداگانهای با نام "نیروهای اجرایی" ایجاد کند که مسئولیت حفظ امنیت را به عهده گرفت. بارها بر سر انجام وظایف این نیرو با نیروهای امنیتی تابع محمود عباس درگیری پیشآمد.
این امر، سرانجام به یک تسویه حساب خونین میان دو طرف منجر شد که در نهایت نیروهای محمودعباس به سختی شکستخوردند و "محمد دحلان"، فرمانده ارشد فتح و مسئول دستگاههای اطلاعاتی و استخباراتی و همچنین گارد امنیتی محمود عباس که دشمنی شدیدی نسبت به حماس دارد، ناظر شکست نیروهای آموزش دیده خود شد. این نیروها به تازگی تحت نظارت نیروهای آمریکایی و مصری دورههای ویژهای را در قاهره گذراندهاند.
اکنون وضعیت به گونهای است که محمود عباس، کرانه باختری رود اردن را در اختیار دارد و حماس در نوار غزه مستقر است. علاوه برآن، عباس، کابینه هنیه را که اکثریت را در پارلمان دارد، عزل کرد و به نظر نمیرسد به بهانه بحرانی شدن اوضاع، به زودی دستور برگزاری انتخابات جدید را صادر کند.
در چنین شرایطی، اسماعیل هنیه در یک اقدام حسابشده، پایبندی خود را به "قرارداد مکه" ابزار کرد که نشاندهنده علاقهمندی حماس به ادامه مشارکت سیاسی با جنبش فتح است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا این درگیریها ریشه در درون فلسطین دارد یا عوامل خارجی نیز در این ماجرا دخیل هستند؟