تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۳۹  ، 
کد خبر : ۴۷۶۳۳
تأملی در وضعیت افغانستان

گورستان شرقی ناتو

مقدمه: اینکه افغانستان به زودی به قبرستانی برای ناتو خواهد شد. احتمال بسیار واردی است زیرا این کشور پیش از این نیز قبرستان بسیاری از نیروهای خارجی تجاوزگر بود. افغانستان پیش از این قبرستان نیروهای اتحاد جماهیر شوروی بود و قبل از آن نیز سرزمین آرزوهای امپراتوری انگلیس، ‌امپراتوری که نتوانست هیچ یک از خواب‌های طلایی خود را در این سرزمین رویایی محقق سازد. به نظر می‌رسد که رهبران اروپایی باید به گونه‌ای کاملا منطقی و با توجیه‌های قانع‌کننده زمینه لازم برای خروج خود از افغانستان را مهیا سازند، در غیر این صورت اففانستان بار دیگر به گورستانی برای نیروی خارجی تبدیل خواهد شد.

به گزارش تریبیون میدیا سرویس (T.M.S) با ارائه تحلیلی درباره افغانستان تحت عنوان "افغانستان، گورستانی برای ناتو" می‌نویسد: «تاریخ افغانستان تاریخی بس شگفت است،‌ این کشور همیشه مورد توجه به ابرقدرت‌های خارجی بوده ‌است و به رغم آنکه بسیاری از این قدرت‌ها توانستند وارد خاک افغانستان شوند، اما دیری نگذشت که با تحمل بدترین و سنگین‌ترین شکست‌ها و هزینه‌ها این کشور را ترک کردند. از حملات گسترده اسکندر در قرن‌ سوم پیش‌ از میلاد و شکست تلخ و بزرگ وی در افغانستان بلوچستان تا شکست اتحاد جماهیر شوروی، انگلیس و بالاخره نیروهای ناتو. این روایت‌ها داستان، رمان یا افسانه نیست بلکه واقعیت‌های تاریخی هستند که در تاریخ به ثبت رسیده ‌است.»

در ادامه این تحلیل آمده‌ است: «ناتو که از حس مسئولیت‌پذیری و اخلاص نیروهای خود مطمئن بود به درخواست آمریکا برای حمایت از بازسازی افغانستان وارد این کشور شد و در دولت حامد کرزای که پس از شکست گروه طالبان و با حضور و حمایت آمریکا تشکیل شد فعالیت خود را در افغانستان آغاز کرد. امروز ناتو عملیات نظامی گسترده‌ای را با عناصر طالبان در افغانستان دنبال می‌کند. هزینه‌های سنگینی که نیروهای ناتو در افغانستان تا به امروز داده‌اند منجر به آن شده است که بسیاری از رهبران اروپایی به فکر ارزیابی مجدد خود برای بقای نیروهایشان در افغانستان بیفتند. امروز بعد سیاسی و امنیتی حضور نیروهای ناتو در افغانستان صرفا به بعد نظامی تبدیل شده ‌است و هزینه‌های سنگینی که در این زمینه به نیروهای ناتو در افغانستان وارد شده‌است به شهروندان غیرنظامی افغان نیز تعمیم پیدا کرده‌ است به گونه‌ای که امروز مردم غیرنظامی افغانستان بیش از عناصر طالبان مورد هدف قرار می‌گیرند و در بسیاری از حملات جنگنده‌های ناتو، غیرنظامیان افغان هدف قرار داده می‌شوند تا نیروهای طالبان.»

اشتباهات فاحش بوش

میدیا سرویس در تحلیل خود می‌آورد: «در واقع وضعیت فعلی نیروهای ناتو در افغانستان باز هم باز می‌گردد به اشتباهات فاحش سیاست‌های خارجی دولت بوش. این دولت بدون داشتن اطلاعات کافی از وضعیت موجود در افغانستان و بدون کسب آگاهی‌های لازم نسبت به ماهیت و هویت ملی افغانستان برنامه‌ریزی‌های قبل و بعد از جنگ افغانستان را پی‌ریزی کرد. تمامی عناصر گروه طالبان به طایفه پشتون‌ها،‌ بزرگترین طایفه افغان که تا مناطق مرزی پاکستان گسترش دارد، وابسته‌اند. از آنجایی که اروپایی‌ها چون آمریکایی‌ها چندان تمایل و اصراری بر ادامه تلفات سنگین جنگی آن هم در جنگی که نتایج پایانیش از همان ابتدا مشخص بود، ندارد تلاش می‌کنند که با حداکثر هزینه، امکانات و نیرو گروه طالبان در افغانستان را شکست دهند و فعالیت‌ عناصر این گروه را ریشه‌کن کنند اما این امر میسر نیست زیرا متوقف ساختن فعالیت طایفه‌ای بیش از 5/21 میلیون نفر جمعیت در افغانستان و 28میلیون نفر جمعیت در پاکستان و 40تا 45میلیون نفر جمعیت در کل جهان دارد امکان‌پذیر نیست. سرنوشت و آینده افغانستان باید در نهایت توسط افغان‌ها تعیین شود و رهبری این کشور در تمامی امور باید به دست افغان‌ها انجام گیرد، بنابراین ماموریت ناتو در افغانستان ماموریت شکست‌خورده‌ای است و رهبران اروپایی باید پیش از گسترش دایره این شکست اقدامات لازم برای خروج خود از افغانستان را مهیا سازند.»

بازوی آمریکا

در ادامه این تحلیل هم‌چنین آمده‌است: «بزرگترین اشتباه ناتو آن بود که از یک سازمان ائتلافی اروپایی دفاعی -‌ امنیتی به یک بازوی توانمند برای سیاست‌های خارجی آمریکا تبدیل شد و در همین حال بود که سیاست‌های خارجی آمریکا از 11سپتامبر دچار تغییرات شگرف شد، تغییراتی که به شکل فاجعه‌باری برای منافع ایالت متحده آمریکا و هم‌پیمانان آن زیان‌بار بود. اگر به سرنوشت پیمان ورشو هم که متشکل از تعدادی از کشورهای اروپای غربی بود بنگریم، در خواهیم یافت که یکی از دلایل شکست و عدم موفقیت این سازمان نقش محوری روسیه در آن بود. در واقع پیمان ورشو هم مانند شرایطی که اکنون ناتو دچار آن است تبدیل به بازوی نظامی یک کشور، یعنی شوروی شده ‌بود. درک این واقعیت گرچه برای اروپایی‌ها در طولانی مدت حاصل شده ‌است اما در حال حاضر بسیاری از رهبران اروپایی سیاست‌های خود را براساس این واقعیت دنبال می‌کنند. گوردن براون، نخست‌وزیر آینده انگلیس، دولت آلمان، هلند و فرانسه در تازه‌ترین موضع‌گیری‌های خود نسبت به قضیه فعالیت ناتو در افغانستان اشاره‌هایی مبنی بر تمایل خود جهت خروج نیروهای خود از افغانستان ارائه داده‌اند. نیکولارسارکوزی،‌ رئیس‌جمهور فرانسه که به نزدیک‌ترین فرد به دولت بوش معروف است اخیرا اعلام کرده ‌است ادامه مشارکت نیروهای فرانسوی در افغانستان امری حتمی نیست. فرمانده نظامی ناتو نیز اعلام کرده‌ است باید تغییرات جدی در تاکتیک‌های ناتو انجام گیرد.»

در پایان این تحلیل آمده ‌است: «با وجود تمامی این واقعیت‌های موجود به این نتیجه می‌رسیم که رهبران اروپایی باید به گونه‌ای کاملا منطقی و با توجیه‌های قانع‌کننده زمینه لازم برای خروج خود از افغانستان را مهیا سازند، در غیر این صورت افغانستان بار دیگر به گورستانی برای نیروهای خارجی تبدیل خواهد شد و این نیروها مطمئنا سربازان ناتو خواهند بود. موضوع دیگری که می‌تواند وضعیت ناتو و موقعیت اتحادیه اروپا را ترمیم کند آن است که ناتو و این اتحادیه به سرعت خود را از بازی جنگ تروریسم جهانی که به واسطه آمریکا رهبری می‌شود خارج سازند زیرا این جنگ بیش از آنکه برای رویارویی با تروریسم باشد و منجر به ریشه‌کنی تروریسم شود برای تحقق اهداف نومحافظه‌کاران آمریکایی با گرایش‌های تند صهیونیستی است و منجر به گسترش فعالیت‌های تروریستی در جهان شده‌است. امروز منافع تمامی هم‌پیمانان آمریکا چون آمریکا در خطر است بنابراین تن دادن به سیاست‌های آمریکا یا حتی همراهی با این سیاست‌ها به نفع هیچ یک از کشورهای اروپایی نیست.»

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات