* کشورهایی مثل روسیه و چین و برخی از کشورهای اروپایی به شدت با اعمال تحریمهای سنگین اقتصادی بخصوص تحریمهایی که آمریکا آنها را دنبال میکند، مخالفند. به نظر شما علت این مخالفت چیست؟
** اغلب کشورهای اروپایی، روسیه و چین با ایران تبادلات اقتصادی گستردهای دارند لذا آنها میخواهند در فشار بر ایران به منظور عقبنشینی از مواضع هستهایاش و حل مسئله هستهای به گونهای عمل کنند که آنها بازار ایران را از دست ندهند و بتوانند مبادلات اقتصادی خود را در حدی که امکانپذیر است ادامه دهند. اما کشور آمریکا از آنجا که هیچگونه مبادله اقتصادی مستقیم با ایران ندارد ممکن است با تشدید فشار اقتصادی بر ایران و ایجاد مشکل برای بانکهای ایران هیچگونه ضرری نبیند بلکه احساس میکند با اعمال تحریمهای اقتصادی بیشتر میتواند جنگ تبلیغاتی و فشار اقتصادی بیشتری را روی جمهوری اسلامی ایران بهوجود آورد و در نهایت فکر میکند با این فشارها میتواند ایران را وادار کند که در خصوص موضوع پرونده هستهای کوتاه بیاید. بنابراین آمریکاییها با تشدید فشارها نهتنها ضرری را متوجه خود نمیبینند بلکه این حرکت را در راستای افزایش توان بینالمللی خود تفسیر میکنند. این در حالی است که برخی از کشورهای اروپایی، روسیه و چین احساس میکنند با اقدامات یکجانبه آمریکا آنها در موضوع پرونده هستهای ایران از جایگاه دسته دومی برخوردار خواهند شد و در مقام تعاملگر با آمریکا قرار نمیگیرند و آمریکا در موضع برتر قرار میگیرند و از سوی دیگر فشارهای ناشی از تحریم برای آنها ضررهای زیادی را ایجاد خواهد کرد.
* یک تحلیلی که در خصوص پیامدهای تحریم علیه ایران وجود دارد این است که منطقه خاورمیانه با بحرانهای جدیدی روبرو خواهد شد. نظر شما در این خصوص چیست؟
** بستگی به نوع فشارها دارد. اگر این فشارها باعث شود که ایران برای رهایی از آنها به گونهای اقدام کند که خاورمیانه را تحت تاثیر خود قرار دهد طبیعتا ممکن است در حوزههای امنیتی خاورمیانه این تاثیر بگذارد و یا اینکه اگر آمریکاییها بخواهند کشورهای دیگر منطقه خاورمیانه را همراه و همسوی سیاستهای خود بکنند، ممکن است این کشورها و نوع عملکرد آنها واکنشهایی را در منطقه دربر داشته باشد. اما اگر به سبکی که تاکنون کار را دنبال کردهاند راه را ادامه دهند و بخواهند یک فشار اقتصادی را در همگامی با کشورهای صاحب قدرت بر ایران وارد کنند طبیعتا در کوتاهمدت اتفاق خاصی در خاورمیانه نخواهد افتاد. آنچه مهم است اینکه ایران بتواند این مسئله را بهعنوان سیاست آمریکا که بهصورت تدریجی فشارهای خود را بر ایران افزایش میدهد تلقی کند و برای مقابله با آن یک سیستم مدیریتی را طراحی کند ایران باید بتواند در مقابل این فشارها شرایط را به گونهای مدیریت کند که کمترین خسارت را ببیند و حتی برخی از این فشارها را به فرصتی تبدیل کند برای رفع نارساییهای اقتصادی در داخل کشور.
* ما در قطعنامههای گذشته شاهد بودیم نهایتا آنچه که در شورای امنیت تصویب شد شکلی ملایمتر و متعادلتر از پیشنویس قطعنامههای آمریکا علیه ایران است. آیا این احتمال وجود دارد که در شورای امنیت قطعنامهای مانند تحریمهای اخیر آمریکا علیه ایران به تصویب برسد؟
** روش آمریکاییها در مورد تدوین پیشنویس قطعنامه به این صورت است که آنها معمولا یک پیشنویس تند و تیزی را تهیه و با حداکثر خواستههای خود آن را آماده میکنند. زیرا آنها میدانند که در چانهزنی با کشورهای 1+5 این کشورها پیشنویس را تعدیل خواهند کرد و در یک نقطه دیگری با آمریکا به توافق میرسند. بنابراین این سیاست از سوی آمریکا و برخی کشورهای همسوی آمریکا و برخی کشورهای همسوی آمریکا دنبال خواهد شد. آنها سعی خواهند کرد که در قطعنامهها حداکثر خواستههای آمریکا را بگنجانند تا بتوانند فشار بیشتری را بر ایران اعمال کنند ولیکن منظورشان تصویب آن پیشنویس فضایی را ایجاد کنند تا بتوانند با سایر کشورها چانهزنی کنند و در واقع آنها را با یک چانهزنی به اجماع برسانند و بخشی از آن پیشنویس را در هر مرحله به تصویب برسانند. آنها با اعمال سیاست فشار تدریجی و گسترهکردن تعداد قطعنامه بنا دارند فشار زیادی را بر ایران وارد کنند.
بنابراین چنین سیاستی که افزایش قطعنامههای تحریم باشد و در هر مرحله تحریم تشدید شود و در مرحله چانهزنی با کشورهای 1+5 آمریکا دیپلماسی خود را نسبت به سایر کشورها در مرحله بالاتری قرار دهد جز سیاستهای اصولی آمریکا در پرونده هستهای ایران است.
* اکثر کشورهای جهان بر این اعتقادند که مشکل هستهای ایران باید از طریق گفتگو و دیپلماسی حل شود. آیا اعمال تحریم نقشی در موفقیت خواهد داشت؟
** آمریکا برای برخورد با پرونده هستهای ایران یک برنامه همهجانبه را طراحی کرده که در این برنامه همهجانبه مولفه اقدامهای سیاسی و استفاده از ابزار دیپلماسی به عنوان یکی از راهکارها همراه با استفاده ابزاری از آژانس بینالمللی انرژی اتمی محسوب میشود، برای اینکه آنها بتوانند تا آنجا که امکان دارد اطلاعات بیشتری را از شرایط فنی پیشرفت هستهای ایران فراهم و اطلاعات خود را تکمیل از طریق آژانس عمل میکنند تا ایران بازهم اطلاعات بیشتری را در اختیار آنان قرار دهد و از طریق شورای امنیت سازمان ملل سعی میکنند فشار اقتصادی و تحریم را علیه ایران اعمال و سیاست تضعیفسازی ایران را دنبال کنند. اما سیاست تضعیفسازی آمریکا دارای دو مولفه است. یکی تضعیفسازی سیاسی و دیگری تضعیفسازی اقتصادی. نکته دیگر اینکه آمریکاییها تلاش دارند ایران را به عنوان تهدید امنیت بینالملل به افکار عمومی جهان و سران کشورهای عضو سازمان ملل معرفی کنند و برای کشورهای خاورمیانه هم سعی کردند ایران را تهدیدی جدی معرفی کنند و آنها را با خود در تضعیف ایران همسو قرار دهند.
برنامههای خصمانه آمریکا علیه ایران علاوهبر دو مولفه فوق یک مولفه سومی دارد که سومی فنی است. هر کدام از این مولفهها ابزارهای خاص خود را دارند و تلاش میکنند با اینگونه فشارها ایران را به جایی برسانند که ایران احساس کند مسیر پیشرفت در غنیسازی اورانیوم تنگتر خواهد شد و به سمت بنبست حرکت میکند و ایران را به جایی برسانند که به دست خودش از این اقدام دست بردارد.
* در اینجا بحث هزینه و سود مطرح میشود. آیا هزینهای که قرار است ایران برای استقلال خود و کسب حق مسلم خود بپردازد تناسبی با هدف و آنچه که در این مسیر به دست میآورد دارد؟
** در حوزه انرژی برق واضح است که رفتن به سوی غنیسازی اورانیوم برای انرژی برق به تنهایی هزینههای بالایی دارد که در یک شرایط طبیعی چنانچه دنیا با ایران همکاری کند این هزینهها غیراقتصادی تلقی خواهد شد. ولی این موضوع به زمانی مربوط میشود که دنیا حاضر نباشد که در این حوزه با ایران همکاری کند. حتی سهام ایران را در کارخانه غنیسازی اورانیوم فرانسه به صورت یکطرفه لغو کردند و ایران که میتوانست از فرانسه اورانیوم غنی شده وارد کند جلوی آن را گرفتند. ایران در شرایطی نیست که بخواهد در خصوص این موضوع از دیدگاه اقتصادی و هزینه و فایده توجه کند بلکه مسئله غنیسازی از دو بعد برای ایران حایز اهمیت است. یکی از دیدگاه امنیت ملی است به این معنا که پرونده هستهای در چه شرایطی به امنیت ملی ایران کمک خواهد کرد. آیا توسعه غنیسازی و نرفتن به سمت تکمیل حلقه غنیسازی هستهای صنعتی امنیت ملی ایران را افزایش خواهد داد یا خود این مسئله ممکن است در شرایط ویژهای تبدیل به مشکلی برای امنیت ملی ما بشود. نکته دوم تاثیر استفاده از غنیسازی اورانیوم بر توسعه ملی کشور است. این سوال پیش میآید که ایران با چه میزان از توسعه فناوری غنیسازی میتواند به پیشرفت در سایر فناوریها و علوم در کشور نایل شود طبیعتا کسانی که تصمیمگیر هستند باید علاوه بر این دو مولفه به یک مولفه دیگر هم توجه کنند. در نتیجه مولفه اول نقش آن در امنیت ملی، مولفه دوم نقش آن در افزایش توانمندیهای علمی و فناوری و مولفه سوم بحث و بررسی هزینهای و فایدهای یک اقدام است.