امیر محبیان
شبیهترین علم به سیاست؛ علم اقتصاد است و بازاریابی سیاسی بهترین توصیههای خود را از فن بازاریابی اقتصادی گرفته است.
اگر ارزشگران به عنوان یکی از جریانات موثر سیاسی در کشور میخواهند در بازار سیاسی ایران در کسب و نگاهداری قدرت در مسیر تحقق آرمانهای الهی و انسانی موافق باشند لزوما باید از آموزههای بازاریابی سیاسی در جهت جلبنظر مردم بهره گیرند؛ زیرا اصلاح ساختاری و ارزشی آن زمان میتواند منشاء اثرات عینی اجتماعی باشد که بتواند به درستی تصویر ذهنی مثبتی را از این جریان در نزد تودههای مردم ایجاد نماید.
نکاتی برای افزایش تاثیرگذاری سیاسی
سه عنصر مهم جلبنظر مردم در سیاست که "موفقیت" را به ارمغان خواهد آورد عبارتند از:
1ـ آگاهیدهی
2ـ متقاعدسازی
3ـ قدرت
آگاهیدهی:
ـ برای آنکه بتوانیم با مردم در فضای مطلوبی ارتباط به قرار نماییم ابتدا باید آگاهیهای مناسب را در مورد گرایش و اندیشه خود به مردم انتقال دهیم.
ـ به جز صداقت عملی که ضرورتی انکارناپذیر برای یک جریان ارزشگر است؛ ظواهر نیز از اهمیتی بسزا برخوردار است. زیرا اولین چیزی که مردم با آن مواجه میشوند "ظواهر" است.
ـ حفظ تماس مستقیم با مردم؛ برخورد مهربانانه با آنان، سخنگویی فصیحانه (و نه مردد) با مردم، ابلاغ این علامت به مخاطبان و مردم که شما برای ما اهمیت نخست را دارید، حداقل گامهای ایجاد ارتباط با مردم است. طبعا آگاهیدهی در زمینههای اندیشه و گرایش سیاسی و اجتماعی و... ما از اهمیت کلیدی برخوردار است که در گام متقاعدسازی بدان میپردازیم.
متقاعدسازی:
ـ برای متقاعدسازی مخاطبان ابتدا باید آنها (تمایلات و خواستها و نیز رفتارهایشان) را شناخت.
ـ پیش از متقاعدسازی دیگران ابتدا خود باید به صحت اعتقاداتمان باور داشته و به عبارتی ابتدا باید خود متقاعد گردیم. زیرا تا زمانی که خود قانع نشویم نخواهیم توانست با گرمی و حرارت از دیدگاهها دفاع کرده و دیگران را قانع سازیم.
ـ عبارات، شعارها و اعتقادات اصولی را با زبانهای مختلف تکرار نماییم. این اشتباه است که چون خود به اصلی اعتقاد داریم تاکید بر آن ضروری نیست، بالعکس تکرار خردمندانه و هنرمندانه اصل اعتقادی شما را به اصل اعتقادی دیگران هم تبدیل خواهد کرد.
ـ باید اعتقادات خود را با نیازهای مردم گره بزنیم. یعنی آن زمان اعتقاد یا باور ما برای مردم هم ارزشمند خواهد بود که مساله ما به نحوی مساله آنها هم بوده و نیازهای آنها را هم رفع نماید.
ـ به اشکال مختلف علاقه مردم را به ایدههای خود باید جلب نماییم. ضمن آن که نیاز مشترک عامل جلبنظر مردم است. هنر نیز در این زمینه نقشی عالی را بازی میکند. با استفاده از هنر باید توجه مردم را به دیدگاه خود جلب نمود.
قدرت:
ـ همواره باید با قدرت سخن گفت و با قدرت عمل نمود زیرا مردم اساسا انسانهای متزلزل و ضعیف را دوست ندارند.
ـ همیشه بهترین را بخواهیم و بهترین را بگوییم. سخن گفتن آرمانی ارزشمند و موثر است البته به شرطی که شکاف میان واقعیت و آرمان فرد را خیالپرداز نشان ندهد.
ـاحساساتی عمل نکنیم؛ رهبران احزاب و جریانات سیاسی باید آنچنان مستحکم دیده شوند که در هنگام بحرانها مردم بتوانند به آنها تکیه کنند. فراموش نکنیم میتوان محکم و غیراحساساتی بود ولی در همان حال تصویری انسانی و عاطفی از انسان دیده شود. سیاستمدار باید محکم، عاقل و انسان (دارای عاطفه) دیده شود. اگر کسی نمیتواند میان این عوامل ترکیبی خردمندانه به وجود آورد بهتر است هیچگاه وارد عرصه سیاست نشود.
ـ هیچگاه دچار خودبزرگبینی نشویم و خدای ناکرده از قدرت سوءاستفاده نکنیم و الا منصبی که به آن دست یافته این پابرجا نخواهد بود و اگر هم با قدرت آنرا نگه داریم تصویری زشت از ما در اذهان نقش خواهد بست.
ـ مسئولیتپذیر باشیم؛ زیرا فقط انسانهای ضعیف از پذیرش مسئولیت اعمالشان میگریزند.
توصیههای فوق فقط گامهای ابتدایی برای اصلاح تصویر ذهنی مردم توسط اصحاب سیاست و قدرت است. جناح ارزشگرا اگر در پی بازسازی خود است بهتر است همه ما این توصیهها را مجددا مرور کنیم.