در پی چندین ماه درگیری داخلی در فلسطین که به کنترل جنبش حماس در نوار غزه و در پی آن انحلال دولت متحد ملی فلسطین از سوی محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان منجر شد، رهبران ارشد حماس تاکنون چندین بار از جنبش فتح خواستهاند تا مذاکرات میان گروههای فلسطینی را با هدف اتحاد فلسطین و حل مسایل مورد اختلاف آغاز کنند؛ درخواستی که مکررا از سوی تشکیلات خودگردان که اکنون تنها کرانه باختری را بر عهده دارد، رد شده است.
این جنبش حتی طی اعلامیه آمادگیاش را برای برقراری آتشبسی بلند مدت با اسراییل اعلام کرده اما تمامی این پیشنهادات مثبت با بیمهری طرف مقابل این جنبش روبرو شدهاست.
به گزارش ایسنا هفتهنامه «صدای الوطن» چاپ آمریکا، در گزارشی 10دلیل را برای لزوم انجام مذاکره و تعامل با حماس یادآور شده است.
این دلایل از دیدگاه این هفتهنامه به شرح زیر است:
1ـ دیپلماسی اساسا مذاکره با کسانی نیست که با شما موافقند بلکه دیپلماسی با افرادی هم که با شما مخالفند به انجام میرسد؛
2ـ حماس در انتخابات پارلمانی منصفانه و آزاد فلسطین در سال 2006 پیروز شد. محمود عباس از جنبش فتح نیز در انتخابات آزاد و منصفانه سال 2005 به عنوان رییس تشکیلات خودگردان انتخاب شد. بر این اساس خارجیها صلاحیت پذیرش یکی از این احزاب و کنارهگیری و انتقاد از دیگری را ندارند؛
3ـ حماس بیش از 18ماه به تعهداتش در خصوص آتشبس با اسراییل عمل کرد اگر چه این آتشبس از سوی اسراییل به صورت رسمی یا غیررسمی نقض شد؛
4ـ زمانی که دولت انگلیس در نهایت متوجه شد نمیتواند ارتش آزادی بخش ایرلند(IRA) را با زور شکست دهد به توافق سیاسی با آنها روی آورد و دو پیششرط را برای هر حزبی که وارد مذاکرات صلح شود قرار داد؛
الف) عمل به آتشبس
ب) داشتن اختیارات قابل توجه از جانب رایدهندگان. بدین ترتیب مذاکرات صلح با هدف موفقیتنهایی آغاز شد؛
5ـ زمانی که دولت وقت آفریقای جنوبی که در دست سفید پوستها بود متوجه شد نمیتواند کنگره ملی آفریقا (ANC) را با زور شکست دهد به مصالحه سیاسی با این کنگره و احزاب ضدنژاد پرستی دراین کشور تن داد و تنها دو پیششرط را برای هر حزبی که وارد این مذاکرات صلح میشود قرارداد؛
الف) عمل به آتشبس
ب) آمادگی مشارکت سالم در انتخابات و پس از آن روند صلح با سرعت به منظور حصول دستاوردهای دور از دسترس آغاز شد؛
6ـ در این روند صلح و تلاشهای موفق بیشمار دیگر در برقراری صلح در سراسر جهان این امر مبرهن است که یک حزب باید مجبور شود پیش از پذیرفته شدن در هر مذاکره صلحی به طور کامل خلع سلاح شود و به حالت عادی در آید؛
7ـ هر کسی در جهان باید مخالف اقداماتی باشد که تروریسم، جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و دیگر نقضهای قوانین جنگی را بوجود میآورد.
از تمامی احزاب باید به عنوان بخشی از یک روند آتشبس منطقی خواسته تا از فنون ضدانسانی دست بکشند. (اگر چه این امر در تعهد آتشبس واقعی گنجانده میشود) این در حالی است که استفاده از فنونی برای برچسب زدن به یک طرف درگیر به عنوان «تروریست» و مطرح کردن این استدلال که قراردادن آنها در هر دیپلماسی صلحی امکانپذیر است و در عین حال نادیده گرفتن کامل نقض قوانین جنگی از سوی احزاب دیگر، اولا به طور کلی غیرمنصفانه است و احترام به یکپارچگی اصول تاکید شده در روند صلح را از بین میبرد و ثانیا تجربه ثابت کرده این اقدام در آفریقای جنوبی، موزامبیک و جاهای دیگر با موفقیت همراه نشده است.
این رویه مقابله با تروریسم، مارگارت تاچر، نخستوزیر اسبق انگلیس و دیگران را از دیدن واقعیت اوضاع در آفریقای جنوبی غافل کرد.
این رویه در عرصه اعراب و اسراییل توانمندی قدرتهای اصلی غربی برای ایفای نقشی سازنده در دیپلماسی را نیز فلج کرده است؛
8ـ حماس تفاوت زیادی با القاعده دارد. غربیها باید سیاستهای اطلاعاتی را که میان این در گروه تمایز قائل میشوند، دنبال کنند.
براساس این سیاست جنبشهای سیاسی اسلامگرایی وجود دارند که در جوامع ملی هویتدار ریشه داشته و به آنها پاسخگو هستند و تمایل دارند ارتباطشان با این جوامع را از طریق مشارکت در انتخابات آزاد و منصفانه به اثبات رسانند و از سوی دیگر جنبشهایی وجود دارند که هیچ تکیه یا پاسخگویی به جوامع خاصی ندارند و در هر کجای جهان که پا میگذارند، تخم تنش و تخریب را میپراکنند.
اگر ما رهبران ما نتوانند این نوع تفاوت را درک کنند ما شاهد خواهیم بود هزاران یا صدها میلیون مرد و زن مسلمان جذب ایدئولوژی افراطگراها شوند؛
9ـ دولتهای غربی هماکنون با استفاده از «دیپلماسی نیتسنجی» با بسیاری از فعالان بینالمللی تعامل میکنند که اقداماتشان بسیار مخربتر از حماس است (نظیر کره شمالی). نگرانی درباره بخشهایی از ایدئولوژی محوری حماس که موجودیت اسراییل را تهدید میکند، وجود دارد اما در عین حال رهبران حماس درباره آمادگیشان برای برقراری آتشبس بلندمدت با اسراییل که از حمایت سیاسی برخوردار باشد، صحبت کردهاند.
چرا نباید پیشنهاد حماس از لحاظ دیپلماتیک بررسی شود؟
10ـ در صورتیکه سیاست کنارهگیری و انتقاد از مولفه چشمگیر نهاد سیاسی فلسطین حفظ شود، مساله فلسطین نمیتواند حل شود.
صدها میلیون تن از مردم در سراسر جهان (اعراب مسلمانان و دیگران ) به بررسی این مساله که یکی از موارد مهم رویارویی میان کشورهای غربی مابقی جهان است، ادامه میدهند.
واقعگرایی از جمله واقعبینی نسبت به پایان مناقشات براساس دلسوزی و اصول نشان میدهد حماس باید فورا در دیپلماسی صلح گنجانده شود.