سهیلا طائی
در اول اسفند 1364، نماینده امام(قدسسره) در سپاه پاسداران، حجتالاسلام والمسلمین شیخ فضلالله محلاتی در رأس هیأتی عالیرتبه عازم جبهههای جنگ بودند که هواپیمای حامل آنها مورد حمله دو فروند جنگنده عراقی قرار گرفت و در 25 کیلومتری شمال اهواز سقوط کرد. در جریان این حمله کلیه سرنشینان هواپیما که نزدیک به 50 تن بودند، به شهادت رسیدند.
در میان این افراد هشت تن از نمایندگان مجلس به نامهای حججاسلام ابوالقاسم رزّاقی، سیدنورالدین رحیمی، غلامرضا سلطانی، مهدی یعقوبی و ابوالقاسم موسوی دامغانی و آقایان محمد کلاتهای، علی معرفیزاده و سیدحسن شاهچراغی و چند تن از قضات و مسئولین دیگر، دیده میشدند.
جهت ارج نهادن به فداکاریهای روحانیون در طول هشت سال دفاع مقدس، این روز به نام روز «روحانیت و دفاع مقدس» نامگذاری گردید.
پیام حضرت امام به مناسبت شهادت حجتالاسلام محلاتی
حضرت امام(قدسسره) در پیام تاریخی که خطاب به مراجع تقلید و روحانیون صادر کردند، به تاریخ مبارزات روحانیت اشاره کردند. در قسمتی از این پیام آمده است:
صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طیبه شهیدان، خصوصاً شهدای عزیز حوزهها و روحانیت. درود بر حاملان امانت وحی و رسالت، پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نمودهاند. سلام بر حماسهسازان همیشه جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و با مرکب خون نوشتهاند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیاتشان گوهر شبچراغ ساختهاند. افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامه نبرد رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبکبالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان، شعر حضور سرودهاند.
سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقه به پیش تاختند و برای قوم و ملت خود منذران صادقی شدند که بندبند حدیث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پیکرشان گواهی کرده است و حقاً از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمیرود که در دعوت به حق و راه خونین مبارزه مردم خود، نخستین قربانیها را بدهد و مهر ختام دفترش شهادت باشد. آنان که حلقه ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزهها و روحانیت را درک کردهاند در خلسه حضورشان آرزویی جز شهادت ندیدهاند و آنان از عطایای حضرت حق در میهمانی خلوص و تقرب جز عطیه شهادت نخواستهاند...
از مجاهدات علمی و فرهنگی آنان که بحق از جهاتی افضل از دماء شهیدان است که بگذریم، آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارتها و تلخیهایی متحمل شدهاند و همراه با تحمل اسارتها و تبعیدها، زندانها و اذیت و آزارها و زخمزبانها، شهدای گرانقدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نمودهاند. شهدای روحانیت منحصر به شهدای مبارزه و جنگ در ایران نیستند، یقیناً رقم شهدای گمنام حوزهها و روحانیت که در مسیر نشر معارف و احکام الهی به دست مزدوران و نامردمان، غریبانه جان باختهاند، زیاد است.
در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام نخستین کسانی بودهاند که بر تارک جبینشأن خون و شهادت نقش بسته است. کدام انقلاب مردمی اسلامی را سراغ کنیم که در آن حوزه و روحانیت پیشکسوت شهادت نبودهاند و بر بالای دار نرفتهاند و اجساد مطهرشان بر سنگفرشهای حوادث خونین به شهادت نایستاده است؟ در 15 خرداد و در حوادث قبل و بعد از پیروزی، شهدای نخستین، از کدام قشر بودهاند؟ خدا را سپاس میگذاریم که از دیوارهای فیضیه گرفته تا سلولهای مخوف و انفرادی رژیم شاه و از کوچه و خیابان تا مسجد و محراب ائمه جمعه و جماعات و از دفاتر کار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبههها و میادین مین، خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است و در پایان افتخارآمیز جنگ تحمیلی نیز رقم شهدا و جانبازان و مفقودین حوزهها نسبت به قشرهای دیگر زیادتر است. بیش از دو هزار و پانصد نفر از طلاب علوم دینیه در سراسر ایران در جنگ شهید شدهاند و این رقم نشان میدهد که روحانیت برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی ایران تا چه حد مهیا بوده است...
زندگینامه شهید محلاتی
شهید در سال 1309 شمسی، در خانوادهای متدین و مذهبی در شهرستان محلات متولد شد و دروس مقدماتی را در همان شهر فرا گرفت و در سال 1324، وارد حوزه علمیه قم شد.
آشنایی و سکونت او در بیت مرحوم آیتالله العظمی حاج سیدمحمدتقی خوانساری ـ که از عراق به ایران تبعید شده بود ـ موجب شد تا از همان ایام با مسائل سیاسی آشنا گردد. شهید محلاتی دروس حوزوی را در محضر استادان و آیاتی همچون بروجردی(قدسسره)، امام خمینی(قدسسره) و علامه طباطبایی(قدسسره) فرا گرفت. مدتی نیز نزد شهید صدوقی تلمّذ کرده بود. سوابق مبارزاتی فعالیتهای سیاسی شهید از سال 1326، به دنبال آشنایی با فداییان اسلام و مرحوم آیتالله کاشانی، آغاز گردید. خود در این باره چنین میگوید:
«در همان سالهای اوّل در منزل آیتالله سیدمحمدتقی خوانساری با فداییان اسلام ارتباط پیدا کردم. فداییان اسلام از جمله مرحوم نواب صفوی و مریدان ایشان به منزل آقای خوانساری میآمدند و در آن جا ضمن آشنایی با ایشان شروع به همکاری با آنان کردم.»
وی در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی، از طرف فداییان اسلام و آیتالله کاشانی مأمور شد تا به آذربایجان سفر کند و مردم را ترغیب نماید که به نمایندههای فداییان اسلام رأی دهند. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد، به خاطر سخنرانی بسیار تند علیه کنسرسیوم نفت و کودتای شاه دستگیر و به مشهد تبعید گردید. بعد از آغاز نهضت امام(قدسسره) در سال 1341، فعالیتهای شهید محلاتی بیشتر شد. مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند:
شهید محلاتی از قبل هم با امام آشنایی داشتند و از شاگردان امام بودند. ما، در ماجراهای سال 41 و 42 که امام مرکز مبارزه بود و خانه امام کانون رفتوآمدها و الهامدهنده مبارزات مردم بود، مرحوم محلاتی را دیدیم و با ایشان آشنا شدیم.
مبارزات شهید تا پیروزی انقلاب ادامه ـ یافت ـ و بارها به زندان افتاد. در آستانه پیروزی از اعضای فعال کمیته استقبال امام بود و بعد از پیروزی، در کمیته مرکزی به عنوان نماینده امام فعالیت داشتند و در نخستین انتخابات مجلس به عنوان نماینده مردم محلات و دلیجان انتخاب شدند. در اوایل حضور در مجلس، طی حکمی از سوی امام(قدسسره) به عنوان نماینده ایشان در سپاه پاسداران منصوب گردید.
شهید در دوران دفاع مقدس نیز نقش ارزندهای داشت و در شبهای عملیات در سنگر فرماندهی حضور مییافت و با سخنان حکیمانه خویش تردید و ابهام را تبدیل به قاطعیت، ایمان و اعتقاد میکرد. علاقه و عشق وافری به امام(قدسسره) داشت و در این مسیر بارها از تشخیص و منفعت و مصلحت خویش صرفنظر کرد و بنا به فرموده مقام معظم رهبری حتی حاظر بود در این مسیر از آبروی خویش بگذرد. او آنقدر به امام(قدسسره) علاقه داشت که خانهای در قم روبهروی منزل امام در محله یخچال قاضی فراهم کرد تا قرابت روحی را با قرب مکانی تقویت کند.
شهید در وصیتنامهاش علاقه خود را نسبت به امام(قدسسره) اینگونه ابراز میکند:
«از معظمله امام(قدسسره) بخواهید برای آمرزش من دعای مخصوص نماید. من در این عالم به او عشق میورزیدم و امر او را امر خدا و رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم میدانستم. امید است ایشان هم بعد از این عالم و در پیشگاه خداوند شفاعت کند تا انشاءالله در آن دار بقاء در کنار ایشان باشم.»
حضرت امام(ره) نیز درباره شهید بزرگوار فرمودند: حجتالاسلام حاج شیخ فضلالله محلاتی، شهید عزیز را که من و شما او را میشناسیم، عمر خود را در راه اسلام و انقلاب صرف کرد و باید گفت از چهرههای درخشان انقلاب بود و در این راه که راه خداوند است، تحمل سختیها نمود و رنجها کشید و با قامت استوار ایستادگی کرد.
مقام معظم رهبری نیز درباره شهید محلاتی اظهار داشتند: در مرحوم آقای محلاتی یک خصوصیت وجود داشت که آن خصوصیت برای عناصر انقلابی خیلی مهم است و آن خصلت سازشناپذیری و مبارزهگری و غیرت دینی و آمادگی برای فداکاری و تلاش...
...همه کارهایی که احتیاج به یک پیگیری مداوم و خستگیناپذیر داشت از دست شهید محلاتی برمیآمد. هیچکس دیگر این نشاط و این تحرک را نداشت، ...من تا الآن هیچ فردی را ندیدم که در مبارزات عمومی آن جور سازشناپذیر و خستگیناپذیر باشد، در کار جمعی زود آشنا و زود آشتی و آسانگیر باشد، آن آدمی که آن جور در مقابل دشمن سازشناپذیر بود و مبارزه را به هیچوجه ترک نمیکرد، به دوستان که میرسید یک آدم سازشپذیر و رام و بدون لجاجتی مشاهده میشد، چه دوران پیش از انقلاب، چه دوران بعد از انقلاب.
چهره ایشان اجمالاً چهره یک مبارز خستگیناپذیر، صمیمی و مخلصی است که وقتی او نباشد جای او را به آسانی نمیشود پر کرد... از خصوصیات دیگر شهید محلاتی، عشق و ارادت وافر به امام(ره) بود. به قدری به امام(ره) علاقه و اعتماد داشت که هر موقع امام یک چیزی را بیان میکردند، مثل یک امر تعبدی، برایش لازمالاجرا بود. چه روزی که امام حکم داده بودند که باید این کار بشود و چه آن روزی که حکم نداده بودند. ایشان میفهمیدند که تمایل امام، به چیزی است آن را انجام میدادند.
...اعتماد و ارادت ایشان به امام به نظر من یکی از عوامل خستگیناپذیری ایشان بود. این را من احساس میکردم که حضرت امام(ره) یک اعتمادی به او داشتند و نظراتش را گوش میکردند.
درباره علاقه و عشق شهید محلاتی به امام(ره) همسر آن شهید نیز خاطراتی دارد که در بخشی از آن میخوانیم: همیشه تحتنظر بود و از طرفی هم مرتب به مجالس سخنرانی روحانیون میرفت و بعد از آن هم ساواک توی خانه ما میریخت و ایشان را میبرد. بعد از درگذشت آیتالله بروجردی، ایشان اعلامیههای امام را پخش میکرد و ساواک او را دستگیر کرد. این حبس، چهل و پنج روز طول کشید و او را به این شرط آزاد کردند که در کار سیاست دخالت نکند، حتی به او گفته بودند: مگر (امام) خمینی به شما چه میدهد که اینقدر از او پشتیبانی میکنید.
در پانزده خرداد هم در چاپ اعلامیههای امام همراه شهید عراقی فعالیت میکردند. یعنی اینها وقتی نزد امام میرفتند، صحبتها و یا مطالب ایشان را میگرفتند و در یک چاپخانه مخفی در میدان (امام خمینی) چاپ میکردند و توزیع میشد. البته با این همه فعالیت، درس ایشان خیلی خوب بود. در آغاز زندگی، به ایشان گفتم شما چرا به خانه و بچهها نمیرسید؟
گفتند: من کاری که انجام میدهم، ثواب دارد و شما در این ثواب شریک هستید. بعد از این که امام در پانزده خرداد یا محرم فرمودند: در سخنرانیهای خود مردم را آگاه کنید فقط گریه نباشد. ایشان با وعاظ و مداحان قرار گذاشتند که این مسئله را رعایت کنند. ولی، شب نهم یا دهم محرم بود که میخواستند ایشان را دستگیر کنند. ولی ایشان نجات یافت و تا آخر قیام پانزده خرداد، ایشان مخفی بود و به خانه نمیآمد. چون مدام به خانه ما میآمدند تا ایشان را دستگیر کنند و ما را هم تهدید میکردند.
اگر او را بگیریم، اعدام میکنیم تا درس عبرتی برای دیگران باشد.