پروفسور شاپور رواسانی
در ژانویه 1944، نمایندگان 44 کشور جهان در کنفرانس «برتون وودز» آمریکا با تأسیس بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول موافقت کردند و دلار آمریکا را به عنوان پول بینالمللی پذیرفتند، (براساس بهای یک اونس طلا 35 دلار) این نظام پولی به سیستم برتون وودز معروف شد.
Bretton Woods Gold Exchange
بدینترتیب نظام پولی در جهان تحت سیادت و سلطه آمریکا و به سود اقتصاد آن کشور به وجود آمد.(1)
در سال 1945 در ملاقات میان ابن سعود پادشاه عربستان با فرانکلین روزولت رئیسجمهور وقت آمریکا، پادشاه عربستان تعهد نمود که عربستان بهای نفت را به دلار آمریکا تعیین نموده و به فروش برساند. در مقابل دولت آمریکا نیز حمایت همه جانبه سیاسی و نظامی از خاندان سلطنتی عربستان در زمینه استخراج و بهای نفت در معاملات مجری سیاستهای اقتصادی دولت آمریکا شد و این امر هنوز هم ادامه دارد. همه کشورهای خریدار و واردکننده نفت محتاج دلار آمریکا شدند.
این سلطه و سیادت پر از منفعت بیرقیب تا سال 1967 بلامنازع ادامه داشت اما از سال 1967 با ورود ژاپن و کشورهای اروپای غربی به صحنه اقتصاد جهان و بر اثر پیامدهای مالی ناشی از هزینه سنگین جنگ تجاوزکارانه در ویتنام که با شکست سیاسی و نظامی ایالات متحده و آزادی ویتنام پایان یافت، آثار بحران و تزلزل در نظام پولی جهان به رهبری آمریکا پدیدار شد.
بالاخره نظام پولی برتون وودز در سال 1971 با تقاضای انگلستان برای تبدیل سه میلیارد دلار به طلا براساس نرخ ثابت، پایان یافت و نیکسون رئیسجمهور آمریکا مجبور به پایان دوره رابطه ثابت بهای طلا و دلار شد. این امر موجبات تزلزل اعتبار و کاهش ارزش دلار، در بازارهای جهان گردید. بر اثر افت بهای دلار، پارهای از کشورهای اوپک در همان سال خواستار آن شدند که بهای نفت نه فقط با دلار آمریکا بلکه با ارزهای دیگر تعیین و مبادله نفت با ارزهای دیگر نیز ممکن شود. اما این امر با مخالفت شدید دولت آمریکا که خواستار ادامه سلطه بر اقتصاد جهان بود مواجه گردید و انجام نشد.
در سال 1973 بنا به خواست دولت آمریکا بهای نفت 4 برابر شد و به این ترتیب تقاضای دلار واردکنندگان نفت افزایش یافت، دلارهایی که نصیب صادرکنندگان شد مجدداً برای خرید کالا و تسلیحات و سرمایهگذاری به آمریکا بازگشت. (طرح کیسینجر برای چرخش دلارهای نفتی)
در سال 1974 دولت عربستان به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت اوپک به علت روابط دیرینه و خاص خود با این دولت، مجدداً تعهد نمود که بهای نفت مانند گذشته بر همان پایه دلار محاسبه و معامله شود. این تأکید مجدد موجب گردید که مسئله تعیین و پرداخت بهای نفت با دخالت ارزهای دیگر در معاملات نفتی بار دیگر به فراموشی سپرده شود. با این توافق شکوفایی و رشد اقتصاد آمریکا مجدداً تضمین شد.
کشورهای خریدار نفت مانند گذشته به دلار آمریکا روی آوردند و ذخیره دلار در بانکهای مرکزی بسیاری از کشورها در اروپا، آفریقا و آمریکا افزایش یافت. بیش از 70 درصد ذخایر ارزی جهان در کشورهای مختلف دلار است و قریب 70 درصد مبادلات تجاری در جهان با دلار صورت میگیرد. «موقعیت دلار به عنوان ذخیره ارزی جهان به آمریکا اجازه میدهد تا بیشتر از ظرفیت تولیدی خود مصرف کند، هزینه سنگین ماشین نظامی خود را تأمین نماید و تسلط خود را بر جهان حفظ کند.»(2)
ثروتمندان کشورهای نفتخیز و بخصوص کشورهای عربی دلارهایی را که از فروش نفت به جیب میزنند، در آمریکا به کار انداخته و سرمایهگذاری مینمایند.
از اوایل دهه 80 با توجه به نوسانات ارزش دلار مجدداً مسئله تعیین سبد ارزی برای خروج از انحصار دلار آمریکا در میان اعضای اوپک مطرح شد و این نظر از سال 2002 توسعه بیشتری یافت.
از سال 1990 یورو پول واحد اتحادیه اروپا به رقابت با دلار پرداخت. اقتصاددانان اتحادیه اروپا تلاش میکنند با جایگزین ساختن یورو به جای دلار و یا حداقل شرکت در سبد ارزی و معاملات نفت، بخشی از آنچه را که آمریکا تاکنون به یغما برده، به خود اختصاص دهند تا بتوانند مانند آمریکا به حساب مردم کشورهای عضو اوپک و به بهای فقر و نکبت آنان، از مزایای اقتصادی این امر بهرهبرداری نمایند و موجبات آبادانی هرچه بیشتر قاره اروپا و ساکنان آن را مانند آمریکا فراهمتر سازند.
به نظر میرسد این تلاش همچنین مقدمهای لازم برای تشکیل منطقه آزاد آتلانتیک ATLANTIC TRADE AREA TRANCE – باشد.(3)
کریستوفر وزیر خارجه اسبق آمریکا در سخنرانی خود در دوم ژوئن 1995 در مادرید گفت: «...فکر تشکیل منطقه تجارت آزاد میان اروپا و آمریکا یک عامل مؤثر است و میتواند بخشی از استراتژی عمومی باشد.» کریستوفر در ادامه سخنانش هدف اصلی از این استراتژی را بیان کرد و گفت: «هدف درازمدت باید همبستگی (Integration) اقتصادی اروپا و آمریکا باشد و برای این منظور باید رابطه مبادله کالایی و سرمایهگذاری متقابل میان دو کرانه اقیانوس اطلس (اروپا و آمریکا) چند برابر شود.»(4)
در این حقیقت که نظام سرمایهداری استعماری یک وحدت را میسازد و تضادی میان بخشهای مختلف آن وجود ندارد و سرمایهداری استعماری مانند یانوس خدای رومی با داشتن یک معده و یک مغز، دارای دو چهره است، نمیتوان تردید نمود.(5)
با توجه به ساختار اقتصاد جهان، میتوان به این امر توجه داد که با جایگزینی یورو به جای دلار یا سهیم کردن آن در سبد ارزی فروش نفت، پیشرفتی نصیب کشورهای تولیدکننده نفت عضو اوپک نخواهد شد و بیکاری و فقر و خرابی در این سرزمینها از میان نخواهد رفت. پولی که از این دریافت دلار و یا یورو عاید کشورهای عضو اوپک میشود، مانند گذشته صرف خرید کالا و تسلیحات از این دو شریک خواهد شد. بدین سبب به خاطر مردم کشورهای عضو اوپک و برای ایجاد شرایط لازم برای ترقی و آبادانی و سعادت برای این مردم ضروری است سران کشورهای عضو اوپک برای خروج از وابستگی (دلار، یورو) به جای ادامه فروش نفت با دلار و یا با یورو یا با هر دوی این ارزها به فکر راه نجات مردم خود باشند.
پیشنهاد برای تشکیل بانک اوپک از طرف ایران را میتوان قدم بسیار مثبت و ارزندهای در راه نجات مردم کشورهای عضو اوپک از وابستگیهای مخرب به دول استعماری دانست:
بنا به گفته وزیر اقتصاد کشورمان:
«از سالهای گذشته بحثی در اوپک بوده است که پیشتر نیز در دومین نشست سران، در کاراکاس مطرح شده بود. این بحث بر این پیشنهاد استوار است که اوپک با همکاری اعضای خود بانک تأسیس کند... در حال حاضر کشورهای اوپک تنها از طریق صادرات نفت خود حدود 650 میلیارد دلار درآمد دارند و طبیعتاً اگر بتوان این درآمد را در قالب یک بانک به گردش در بیاورند این کار میتواند منافع زیادی برای کشورهای عضو حتی اقتصاد جهانی داشته باشد.(6) در پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری ایران آمده: سران شرکتکننده در سومین اجلاس کشورهای عضو اوپک در یکی از بندهای بیانیه پایانی با بررسی پیشنهاد ایران در خصوص ارز جدید نفتی موافقت کردند. براساس این گزارش در این بیانیه با اشاره به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران برای تعیین ارز جدید برای جایگزینی دلار در مبادلات نفتی قرار شد که این پیشنهاد در کمیته کارشناسی خاصی مورد بررسی قرار گیرد.»(7)
به نظر نگارنده چنانکه قبلاً هم اشاره شد مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشورهای عضو اوپک با ادامه فروش نفت با دلار و یا جایگزین کردن یورو، به جای آن و یا فروش نفت به هر دو ارز (آمریکایی و اروپایی) حل نخواهد شد. با توجه به این نکات پیشنهاد میشود همراه با تشکیل بانک اوپک که میتواند مرکز معاملات نفت جهان شود بهای نفت و فروش آن بر اساس ارز جدید یعنی واحد پول اوپک، تعیین شود و کشورهای عضو اوپک براساس ایجاد و عرضه این واحد پولی «اوپک» با هم توافق نمایند تا خریداران آمریکایی و اروپایی نفت مجبور به تهیه این ارز شوند و روند اقتصادی کشورهای عضو اوپک تأمین شود. ارز واحد پول اوپک دارای پشتوانه قوی طبیعی است. با انجام چنین امری ساکنان کشورهای عضو اوپک نه فقط از سیادت و سلطه آمریکا نجات خواهند یافت بلکه بر خانه و کاشانه خود حاکم خواهند شد.
با توجه به ساختار سیاسی و اجتماعی دولتهای عضو اوپک میتوان احتمال داد که گروهی از اعضای اوپک موافق و گروهی مخالف تشکیل بانک و عرضه پول واحد اوپک باشند. در این صورت شایسته است به جای آنکه منتظر نشست بعدی سران اوپک باشیم هرچه زودتر کمیسیونی مرکب از کارشناسان اقتصادی و فنی ایران و کشورهای موافق با تشکیل بانک و عرضه پول واحد اوپک، در تهران تشکیل داده و بررسیهای کارشناسی آغاز شود.
دیگر اینکه برای فروش گاز به ریال، کشورهای اروپایی و سایر کشورهایی که خواستار آن باشند نیز میتواند کار کارشناسی را آغاز کرد.
*منابع در دفتر روزنامه موجود است.