تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۴۷۶۸۱

فرهنگ مطالعه، تحقیق و پژوهش در علوم انسانی


قم ـ‌ محسن غرویان
تاکنون شده است که از کسی بپرسید: گرفتاری و مشکل شما چیست؟ و او بگوید: گرفتاری‌ام این است که کتاب نمی‌خوانم و اهل مطالعه نیستم!؟ چند جوان سراغ دارید که مطالعه نداشتن را برای خود عیب بدانند؟ از میان توده مردم با چند نفر برخورد کرده‌اید که اولین و مهمترین عیب خود را بی‌سوادی بشمارد؟ تاکنون با چند استاد و معلم برخورد کرده‌اید که مهمترین معضل خود را کمبود مطالعه و کتابخوانی بدانند؟ آیا هیچ اندیشه کرده‌اید که فقر حقیقی ما و جامعه ما چیست؟ و چرا فقر آگاهی و دانش را حقیقتا فقر نمی‌دانیم؟
چرا در جامعه اسلامی ما اگر کسی کمبود مالی داشته باشد، شرم می‌کند وضعیت فقیرانه خود را به دیگران بگوید، اما بسیارند کسانی که بی‌سوادند و از اظهار بی‌سوادی خود هرگز احساس شرم نمی‌کنند؟ چرا اکثریت دانشجویان ما پس از اخذ مدرک و اشتغال به کار، دیگر سراغ کتاب و مطالعه نمی‌روند و بسیاری از اساتید و معلمان نیز هر روز به تکرار مکررات مشغولند و آنچه را امروز می‌دانند و می‌گویند، همان است که ده یا بیست سال پیش می‌گفته‌اند؟
ریشه همه این دردها این است که در جامعه ما فرهنگ مطالعه و تحقیق ضعیف است، کتاب و کتابخوانی جایگاه و منزلت بایسته و شایسته خویش را ندارند، اهل دانش و مطالعه چندان که باید قدر نمی‌بینند و چنان که شاید بر صدر نمی‌نشینند و این یک ضعف فرهنگی است. وقتی ارزشهای کاذب جای ارزشهای حقیقی را می‌گیرند و معیارها و ملاکها معکوس می‌شوند، رغبت‌ها دگرگون می‌شوند و قسر به جای طبیعت می‌نشیند!
مگر نه این است که حقیقت جوهر انسان، جان و نفس اوست؟ و مگر موضوع اصلی کار انبیا و رسولان الهی روح انسان نبوده است؟ اگر چنین است ما را چه شده است که به قالب بیشتر عنایت می‌کنیم تا محتوی و به پوست بیشتر بها می‌دهیم تا مغز؟ به نظر ما ریشه‌ای‌ترین هجوم فرهنگی غرب همین است که جامعه ما را از سلامت درون غافل سازد و همتها را تماما مصروف سلامت برون سازد؛ فرهنگ مطالعه، تامل و تحقیق را در نسل جوان نابود سازد، هم و غم همگان را در محور حیات حیوانی خلاصه نماید.
پول و رفاه و پر خوردن و شیک پوشیدن و خوش بودن و اموری از این دست را تنها وجهه همت جامعه ما قرار دهد. این همه، آفت مطالعه و کاوش و پژوهش جوانان و دانشجویان به ویژه در معقولات و علوم الهی و انسانی است. چرا امروزه هر گسی فرزندی نابغه و مستعد روزی‌اش می‌شود پیش از هر چیز رغبت دارد او را در رشته‌ای نان‌آور! و به اصطلاح روز (کاربری!) مشغول به تحصیل نماید؟ چرا اندک‌اند کسانی که خوش استعدادترین و باهوش‌ترین فرزندان خود را به حوزه‌های علوم الهی و انسانی روانه کنند؟
باید اعتراف کنیم که ما در عمل به مقتضای آنچه انسان‌ شناسی اسلامی‌مان‌  اقتضا می‌کند، رفتار نمی‌کنیم، بهای بیشتر را به راحت جسم می‌دهیم تا سلامت جان! و همین مساعدترین زمینه برای نفوذ کتب، فیلمها، مجلات و خلاصه فرهنگی منحط غربی است.
مادام که در محافل فرهنگی، دانشگاهها و آکادمی‌های علمی ما ارج و اعتبار بیشتر از آن علوم طبیعی است، جامعه علمی ما عملا همسو با فرهنگ غرب به پیش خواهد رفت و اگر می‌خواهیم جامعه را در برابر تهاجم فرهنگی غرب بیمه کنیم، می‌بایست انقلاب و تحولی در باورها و ارزشهای دانشیان جامعه‌مان نسبت به قدر و منزلت علوم انسانی و الهی و ارزش و اهمیت مطالعه و پژوهش در این مقولات به وجود آوریم. انگیزه مطالعه و پژوهش و ارایه افکار بدیع را در دانشوران جامعه‌مان تقویت نماییم و جوانان را با کتاب آشتی دهیم و فضای فراهم سازیم که همگان بخصوص قشر جوان مطالعه و انس با کتاب و تفکر را عنصر اصلی شخصیت خویش بدانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات