خطر بزرگ
مسجد مبارک الاقصی هم اکنون وضعیتی ویژه و خطرناک و حساس دارد، همانگونه که بسیاری هم گفتهاند، وضعیت هر لحظه آماده انفجار است، زیرا مسجد مبارک الاقصی که از احترام زیادی در میان مسلمانان و فلسطینیان برخوردار است، هم اکنون با خطرات زیاد و توطئهای بزرگ از سوی موسسه رسمی و گروهکهای تندروی صهیونیست مواجه است.
مقامات صهیونیست هم اکنون و پس از نصب دوربینها و تجهیزات پیشرفته ( جاسوسی و مراقبت ) تلاش میکنند که سیطره خود را بر مسجد مبارک الاقصی تقویت کنند. درگذشته این مسجد مبارک از نظر حاکمیت یا اداره امور داخلی و حراست از آن تحت سیطره فلسطینیان بود، اما «اسرائیل» در سایه مذاکرات درباره این مسجد و قدس از آن بیم دارد که این وضعیت کاملا به زیانش تمام شود زیرا آنها این محل را «کوه معبد» میخوانند و طرحهای زیادی برای سیطره بر مسجدالاقصی تهیه کردهاند که ساخت نمازخانهای کوچک در نزدیکی «باب الاسباط» در زمان کابینه باراک از آن جمله است. پس از آن هم طرحی آلمانی برای جدا ساختن منطقه شرقی از باب الاسباط تا « مصلای مروانی» به وسیله دیواری با شیشههای ضدگلوله مطرح شد تا این مکان نمازخانه یهودیان باشد. آنها همچنین تلاش کردهاند مصلای مروانی را به نمازخانه یهودیان تبدیل کنند.
گروهی دیگر از صهیونیستها نیز پیشنهاد کردهاند که معبدی موقت در نزدیکی « باب المغاربه» در بخش جنوب غربی مسجدالاقصی به جای معبد اصلی ساخته شود. موسسه رسمی هم در تهیه و اعلام برخی از این طرحها دست دارد، زیرا آن مسجدالاقصی را به رسمیت نمیشناسند و این محل را «کوه معبد» میخوانند.
گروهکهای تندرویی هم هستند که در اندیشه تخریب مسجدالاقصی هستند. آنها از توانایی عملی چنین کاری هم برخوردارند، زیرا شمار زیادی از آنها در ارتش رژیم صهیونیستینشین عضو هستند. سرپیچی گروه زیادی از نظامیان صهیونیست از اوامر مربوط به تخلیه شهرکهای صهیونیستنشین نشان از قدرت آنان دارد. شهرک نشینان صهیونیست جزوی از این گروهها و مسلح هستند. آنان همچنین در سازمان اطلاعات و امنیت رژیم صهیونیستی هم فعالانه حضور دارند و یکی از دلایل این حضور را میتوان در جریان حادثه قتل را بین مشاهده کرد، زیرا همه دلایل حکایت از آن دارد که شاباک (سازمان امنیت و اطلاعات اسرائیل) در این حادثه نقش داشته است و آن هم شهرکنشینان صهیونیست در این سازمان امنیت نفوذ بسیار گسترده دارند.
نبرد قدس
از ماهها قبل تهدیدات یهودیان تندرو از جمله مخالفان عقبنشینی و موافقان ساخت سومین معبد کذایی در قدس شریف تکرار میشود. اما آنها بخشی از این طرح شیطانی خود را اجرا ساختند و تحت حمایت پلیس صهیونیستی وارد حرم شریف شدند. نباید این اقدام به خاطر گرامیداشت سی و هشتمین سالگرد اشغال قدس و یا تلاش «اسرائیل» برای یکپارچه کردن آن تفسیر شود، بلکه باید گفت که این یورش در چارچوب برنامه تل آویو بر سر قدس و مفهوم واقعی و حقیقی عقبنشینی از نوار غزه صورت گرفته است. عقبنشینی در مقابل بلعیدن اراضی قدس و اشغال کامل آن و توسعه شهرکهای صهیونیستنشین در کرانه باختری و تکه تکه کردن این منطقه، در واقع خمیر مایه طرح عقبنشینی همین است و بس و همه این حرفها و تبلیغات جز سناریویی بیش نیست و تنها هدف قدس است نه چیز دیگر.
بخشهای مختلف این سناریو:
- تهیه طرحهایی برای تخریب 88 باب منزل در محله البستان در سلوان واقع در دروازههای قدس قدیمی و سرکوب و از بین بردن هزار فلسطینی ساکن آن به بهانه اینکه منازل آنها بدون مجوز ساخته شده است. اکنون بولدوزرهای صهیونیستها برای اجرای بزرگترین عملیات تخریبی در شهر قدس از زمان اشغال این شهر و با هدف احداث پارک موسوم به «هیکل» (معبد) آماده میشوند و در واقع میتوان گفت که این اولین گام برای تخریب و نابودی کل سلوان است.
– ادامه ساخت دیوار حایل در ابودیس برای تکمیل شدن این سناریو
- توسعه مجتمع شهرک نشینی «معالیم ادمیم» که قدس شرقی را از کرانه باختری جدا میکند و همچنین ساخت منازل زیاد و واحدهای مسکونی در آن
– اختصاص 64 میلیون دلار برای طرح «توسعه قدس»: تل آویو اعلام کرده است که این طرح با هدف تحکیم و تثبیت سیطره «اسرائیل» بر این شهر و تبدیل آن به مهمترین شهر صهیونیستی و قطب گردشگری و تلاش برای جذب سرمایههای خارجی صورت میگیرد.
همه این اقدامات در حالی صورت میگیرد که سیاست یهودیسازی بیتالمقدس تحت عناوین و بهانههای مختلف از جمله امنیتی، توسعه و حفظ آثار باستانی همچنان به قوت خود ادامه دارد. همچنین صهیونیستها به اقدامات نژادپرستانه خود برای تکه تکه کردن مناطق مسکونی فلسطینیان و قطع ارتباط جغرافیایی آنها با هم ادامه میدهند و به کانون سازمانهای یهودی مسئوول اجرای اوامر مقامات صهیونیست برای تخلیه منازل فلسطینیان و احداث مناطق یهودینشین در آنها هستند و در آینده هم این مناطق را به هم و بالاخره مناطق بزرگ یهودینشین وصل میکنند.
همه این مسائل حقایقی هستند که بر این نکته دلالت دارندکه اسرائیلیها درصدد رسیدن به صلح واقعی و فلسطینیان نیستند و اینگونه نیست که عقب نشینی از نوار غزه با هدف رسیدن به این صلح صورت میگیرد. بلکه صهیونیستها میخواهند با اجرای این طرح تمامی یهودیان افرادی را برای خدمت و اهداف شارون در تسریع سلطه بر قدس شریف قبل از مذاکرات نهایی، تشویق و آنها را وادار به چنین کاری کنند. باید این طرحها را در ادامه سیاستهای از پیش طراحی شده شارون که اجرای آنها از زمان دیدار شوم وی از مسجدالاقصی در سپتامبر2000 میلادی آغاز شد، تفسیر نمود، دیداری که شعلههای انتفاضه الاقصی را برافروخت و شارون هم هر چه در توان داشت از جمله قتل فلسطینیان و تخریب داراییها و منازل آنها و احداث دیوار حایل انجام داد.
اغراق نیست اگر بگوییم که شارون با رساندن یهودیان تندرو به حرم مسجدالاقصی توانست گامی خطرناک و اساسی در نبرد قدس و در راستای تحقق اهداف واقعی خود از اجرای طرح عقبنشینی از نوار غزه بردارد. وی در غفلت حکومت بوش که اکنون تنها به تضمین عقبنشینی صهیونیستها از نوار غزه میاندیشد، این گام را برداشت و حتی نسبت به هشدار بوش در جریان دیدار وی با محمودعباس نسبت به اقدامات یکجانبه که برمذاکرات نهایی تاثیر منفی گذارد، توجهی نکرد و خود را به فراموشی زد.
اما شگفت اینکه دولت رژیم صهیونیستی در حالی دست به این اقدامات میزند که حکام عرب درخوابی عمیق فرورفتهاند، حکامی که تنها دنبالهرو بوش هستند به این امید که وی آنها را از عواقب نبرد آتی نجات دهد.
کنگره معبد
از جمله فعالیتهایی که اخیراً در«اسرائیل» بسیار چشمگیر به نظر رسید، تلاشهایی بود که از سوی گروهکهای یهودی تندرو درباره بازسازی معبد موسوم به «هیکل سوم» در جای مسجدالاقصی انجام گرفت. بزرگترین و مهمترین این تجمعات کنگرهای بود که در ژانویه سال گذشته (دیماه) با نام «کنگره معبد» در قدس اشغالی برگزار گردید. این کنگره هر ساله از سوی گروهکهای تندروی یهودی و مسیحی برگزار میشود و این یازدهمین دوره این کنگره به شمار میآید.
در حدود هزار نفر از داخل و خارج «اسرائیل» در این کنگره حضور یافتند. علاوه بر شخصیتهای یهودی، شماری از مسیحیان صهیونیست هم که حامی بنای معبد یهودیان در بیتالمقدس هستند در این کنگره حضور داشتند.
یکی از حاضران این کنگره فردی به نام «یسرائیل آریل» است که ریاست «مرکز پژوهشهای معبد» را بر عهده دارد. او در سخنانی اظهار داشت، « تا زمانی که معبد در پایتخت اسرائیل بنا نشده این دولت نمیتواند حاکمیت کاملی داشته باشد و همه مشکلاتی که هم اکنون رخ میدهد علتش عدم وجود معبد است و هیکل راهحل همه مشکلات ماست » .
« یسرائیل آریل» یکی از اعضای یک گروهک تندروی یهودی است که در سالهای دهه هشتاد قرن گذشته میلادی تلاش کرد مسجدالاقصی را ویران سازد، اما این توطئه کشف شد و ناکام ماند.
«مرکز پژوهشهای معبد» در دهه هشتاد با کمک گروهکهای یهودی و مسیحی تاسیس شده است و کمکهایی نیز از دولت عبری دریافت میکند. این مرکز طراحی و ساخت وسایلی را که برای ساخت معبد لازم است، بر عهده دارد. ساخت شمعدانها و تابوت تورات – که یهودیان معتقدند در مکانی سری در زیر مسجد «قبه الصخره» وجود دارد- از سوی این مرکز انجام میشود. مرکز یاد شده همچنین وسایل مورد نیاز برای تنظیف کشتارگاه و اماکن دیگر معبد موهوم را نیز میسازد.
ساخت آلات موسیقی برای خوانندگان و نوازندگان و نیز تولید لباس کاهنان و روسای خاخامها نیز از جمله فعالیتهای این مرکز است. یسرائیل آریل در این زمینه فعالیتهای گستردهای انجام داده است. مسئولان مرکز پژوهشهای معبد در کنگره اخیر بخشی از فعالیتهای خود را به شرکت کنندگان در کنگره نشان دادند که با استقبال زیاد آنان مواجه شد. گفته میشود که روزانه هزار یهودی و مسیحی از این مرکز دیدن میکنند و برای ورود به آن پول میپردازند.
یکی دیگر از حاضران و سخنرانان درکنگره معبد «یهودا اسیون» نام داشت. او ریاست همان گروهکی را بر عهده داشت که در دهه هشتاد میلادی تلاش کرد مسجدالاقصی را ویران کند. آسیون در دهه هشتاد (قرن بیستم میلادی) گروهی به نام «زنده و قیام» تاسیس کرده است. این صهیونیست تندرو وجود مسجدالاقصی را برای یهودیان یک فاجعه و برای مسلمانان منبع قدرت میداند، به همین سبب تلاش میکند که آن را ویران سازد.
اسیون درکنگره معبد طی سخنانی اظهار داشت: «نباید منتظر کار پروردگار باشیم، باید خودمان دست به کار شویم و با تخریب مسجدالاقصی مسئولیت را خود بر عهده بگیریم و پس از آن است که او (پروردگار) چارهای جز موافقت با اقدام ما ندارد»!
هدف این صهیونیست از ابراز چنین اظهاراتی، تسریع در روند ویرانسازی مسجدالاقصی است. او مانند دیگر صهیونیستها معتقد است که پروردگار کار آنان را مبارک میگرداند! گروهک تحت امر این صهیونیست برای ساختن معبد یهودیان اموالی جمعآوری و چند سال پیش نیز صندوقی به نام «بیتالمال معبد» تاسیس کرد.
در کنگره معبد نمایندگان از یک گروهک تندروی صهیونیست دیگر به نام «جنبش مومنان معبد و سرزمین اسرائیل» نیز حضور داشتند.
این گروهک بسیار فعال است و یک سایت اینترنتی هم دارد که وسط آن آرم معبد کذایی قرار داده شده است. این گروه در حدود سی سال پیش به وسیله فردی به نام «گرشون شولم » تاسیس شد که هدفش تلاش برای ویران کردن مسجدالاقصی و بنای معبد یهودیان است. رهبران این جنبش در هر مناسبت مذهبی یهود، به همراه شماری از یهودیان و مسیحیان در مقابل مسجد «قبه الصخره» تظاهرات میکنند. آنان در این تظاهرات پرچمی سفید و آبی که در وسط آن نقشه «اسرائیل» بزرگ متشکل از نیل تا فرات با رنگ زرد مشخص شده است، به دست میگیرند.
شماری از اعضای جنبش تروریستی «کاخ» هم که از گروهکهای بسیار معروف و تندروی صهیونیستی است ، در کنگره معبد حضور داشتند. این گروهک تروریستی به وسیله یک خاخام تندرو به نام کهانه تاسیس شد ، اما فعالیتش به دلایلی در«اسرائیل» منع شده است.
شماری از اعضای دیگر گروهکهای تندرو از جمله «گوش آمونیم» که اعضایش عکسی از معبد کذایی یهودیان را در خانههای خود نصب کردهاند، نیز از دیگر شرکت کنندگان در این کنگره بودند. خاطرنشان میشود که گروهک گوش آمونیم از مخالفان سرسخت عقبنشینی یک جانبه شارون از نوار غزه بوده است و تلاش ناموفقی را برای جلوگیری از اجرای این طرح انجام داده است.
نمایندگان برخی گروههای مسیحی نیز از دیگر شرکت کنندگان در این مراسم بودند. «اتحاد مسیحیان برای اسرائیل»، «دوستان اسرائیل» که یک گروه مسیحی هوادار صهیونیستهاست، «مسیحیان هوادار اسرائیل» ، « مرکز مسیحیان صهیونیست»، «کنگره رهبری ملیگرایی مسیحی برای اسرائیل»، «سازمان مرکز جهانی مسیحیت» - که از فعالترین و تندروترین سازمانهای مسیحی حامی «اسرائیل» است و شعبههای زیادی در نقاط مختلف دنیا دارد و مرکز اصلی آن در بیتالمقدس است – از جمله مهمترین سازمانهای حاضر در کنگره معبد بودند.
به باور این سازمانهای مسیحی ویران ساختن مسجدالاقصی و بنای معبد یهودی به جای آن از نشانههای نزدیکی ظهور دوباره حضرت عیسی علیهالسلام است. اعضای این سازمانها بر این باورند که این حادثه حتما به وقوع خواهد پیوست و زمان آن بسیار نزدیک است. هال دلنسی درکتاب خود در این زمینه که از مهمترین کتابهای مطرح در نزد مسیحیان صهیونیست است این اعتقاد را مورد تاکید قرار میدهد.
جنبش یهودیان ضدصهیونیسم
یهودیان ضد صهیونیسم پس از آنکه جنبش صهیونیسم در دوران معاصر توسط «هرتزل» پایهریزی شد، توانست یهودیان افراطی و خاخامهای بنیادگرا را پیرامون خود جمع کرده، برای رسیدن به اهداف خود از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
اشتباهی که متاسفانه اکثر ما به آن دچار میشویم این است که صهیونیسم را با یهودیت یکی میدانیم ، در حالی که صهیونیسم یک جنبش کاملا نژادپرستانه و ناسیونالیستی است که برای رسیدن به اهداف خود از یهودیت استفاده ابزاری میکند. گواه این ادعا این است که سازمانهای مهم یهودی اروپای غربی همچون «اتحاد جهانی اسرائیل» در فرانسه و شعبه اتریشی آن یعنی «اتحاداسرائیلی» و «جمعیت یهودیان لندن» با برنامههای هرتزل مخالفت کردند. بسیاری از چهرههای سرشناس یهودی نیز همگام با این تشکلها به مخالفت با صهیونیسم پرداختند. افرادی نظیر آلبرت انیشتین، مارتین بابر (فیلسوف اتریشیالاصل)، جودا ماگنز ( موسس دانشگاه عربی بیتالمقدس)، پرفسور لیبوویتز (رهبر دایرهالمعارف یهود)، هانا آرنت ( فیلسوف و جامعهشناس آمریکایی آلمانیالاصل) و خیلی دیگر از چهرههای سرشناس یهودیت.
چند نمونه از موضعگیریهای این افراد عبارتند از:
1- « آلبرت انیشتین» در مقابل صهیونیسم این گونه موضعگیری میکند: به نظر من دستیابی به قراردادی با اعراب در مورد اساس یک زندگی مشترک و همراه با صلح ، معقولتر و منطقیتر از ایجاد یک دولت یهودی است.
آگاهی من از اساس یهودیت، مخالف تشکیل یک دولت یهودی با مرزهای مشخص ، یک ارتش و طرحی برای در دست گرفتن قدرت ولو ناچیز میباشد. من از این میترسم که گسترش ناسیونالیسم در میان ما، صدمات جبرانناپذیری به یهودیت وارد آورد.»
2- «جودا ماگنز» استاد دانشگاه عبری بیتالمقدس: «اکنون این تفنگها هستندکه به جای یهودیان حرف میزنند. این است تورات جدید سرزمین اسرائیل ... با درک و فهمی که از تاریخ سرنوشت جهانی یهود داریم و نیز چون نگران شرایط کنونی و امنیت یهودیان در سایر نقاط جهان هستیم، نمیتوانیم جهتگیریهای سیاسی در برنامه کنونی صهیونیسم را مورد تایید قرار دهیم و از آن حمایت کنیم».
3- خاخام « موشه منوخیم» در کتابی تحت عنوان انحطاط یهودیت: « امروز ملتها از مفاهیمی چون نژاد برتر، قوم برگزیده، پیمانهای خدا با انسان و ارض موعود متنفر هستند، زیرا اینها ادعاهایی هستند که امروزه نیروهای مهاجم و غیراخلاقی ناسیونالیستها از آنها علیه ملتهای ضعیف بهره میگیرند... من با مشاهده نشانههای انحطاط روزافزون یهودیت در عصرحاضر قلبم میشکند یهودیت معنوی و انسانی پیامبران ما به ناسیونالیسم به اصطلاح یهودی تغییر یافته است که با ولع سیری ناپذیری خواهان سرزمین وسیع برای زندگی است.
4- پرفسور«اسرائیل شاهاک» اکثریت ملت ما یک بت را جانشین خدا کردهاند. درست مانند آن زمان که قوم بنی اسرائیل به پرستش گوساله زرین مشغول شدند. نام بت جدید آنها دولت اسرائیل است.»
5- پرفسور« زیبرمن» متخصص تاریخ نازیسم و دانشگاه عبری بیتالمقدس: « هیولایی در وجود تکتک ما لانه کرده است و در صورتی که همچنان اعمال خود را موجه جلوه دهیم، این هیولا بزرگ و بزرگتر میشود.... امروز من به پدیدهای میاندیشم که هر روز ابعاد بزرگتری به خود میگیرد: بخشی از ملت یهودی وجود دارد که من بدون هیچ تردیدی آنها را نسخه برابر اصل آلمانیهای نازی میدانم ».
6- «هانا آرنت» در کتاب نجات ملت یهود: « احساس سنتی صهیونیسم این است که تمام غیر یهودیان، یهودستیز هستند و طبق گفتههای هرتزل مردم به دو دسته تقسیم میشوند: آنهایی که آشکارا یهودستیز و آنهایی که مخفیانه این کاره هستند. صهیونیستها، دشمنی غیر یهودیان را یک حقیقت تغییرناپذیر و جاودانه تاریخ یهود میدانند.... این شیوه ، کاملا نژادپرستانه است و واضح است که تقسیم دنیا به یهودی از یک سو و تمام ملل دیگر که به چشم دشمن به آنها نگاه میشود، با سایر نظریههای نژادی این آقایان تفاوت ندارد».