سابقه کاربرد تزیینات آبی- سفید طولانی بوده و از گستره وسیعی برخوردار است که میتواند موضوع خوبی برای پژوهش و تحقیق در زمینه هنر و معماری اسلامی باشد. به هر حال اگر حتی در بیشتر موارد، تحقیق و مطالعه درباره تاثیر و نفوذ هنر اسلامی، به اروپا محدود شود، شرح و گزارش به دست آمده دارای انسجام، وضوح و روشنی کمتری خواهد بود. البته نمیتوان گفت که مقدار اطلاعات لازم جهت بررسی موقعیتهای اروپایی [سرزمینهای اروپایی] که در همسایگی یا مجاورت سرزمینهای مرکزی اسلامی قرار داشتند، وجود ندارد، چه سرزمینهایی که در جنگ با یکدیگر بودهاند و چه آنهایی که در صلح به سر میبردند، بلکه بسیاری از موضوعها نامشخص و حل نشدهاند و نتایج بسیاری از حقایق شناخته شده، هنوز پیگیری و ردیابی نشده است.
تجارت آثار هنری
در سدههای پیشین، بسیاری از اقلام قابل حمل، مانند آثار هنری از جنس کریستال، شیشه و ابریشم از طریق تجارت یا به وسیله زائران حمل و نقل میشدند. بیتردید آنها از ارزش زیادی برخودار و مایه تحسین و تمجید بودند. زیرا بسیاری از آنها در گنجینههای کلیساهای جامع قرار داده میشدند. جذبه این اشیاء اغلب تا حدی به دلیل ارتباط واقعی یا فرضی آنها با سرزمین مقدس بوده است، اما همچنین باید به زیبایی ذاتی آنها بستگی داشته باشد. اهداکنندگان اروپایی آگاه بودهاند که این اشیاء اغلب نسبت به آن چیزی که به صورت محلی و منطقهای تهیه میشدند، دارای تکنیک بینظیر و ممتازتری بودهاند و اگر چه آنها این موضوع را به طور آگاهانه بیان نکردهاند، احتمالا آنها پیش از این موضوع را به طور آگاهانه بیان نکردهاند، احتمالا آنها پیش از این، جذابیت تلفیق و اختلاط عناصر بومی و خارجی ناشی از میراثهای شرقی و قدیمی هنر اسلامی را تجربه کرده بودند. این گنجینه اغلب به منظور مقاصد جدید، با نصب یا برش دوباره، تعدیل و تنظیم میشدند. حدود و وسعت تاثیر آنها بر هنر اروپایی کاملا مشخص نیست.
صنایع دستی
طبیعتا بیشتر انتشار و نفوذ نقش مایهها و تکنیکهای اسلام– ایرانی در سیسیل و اسپانیا قابل پیشبینی بود. در آنجا این ارتباط فرهنگی– هنری دوستانه با تغییر انتساب حکومت از مسلمانان به غیر مسلمانان همراه شد. با توجه به منابع موجود، سبکهای کندهکاری و حکاکی عاج از سوی هنرمندان سرزمینهای مذکور اقتباس شد و تکنیک لعاب قلع، پایه و شالوده سفالینه لعاب قلعی اروپایی شد و در اسپانیا فرش گرهداری تولید شد که طرح و نقش اسلامی را منعکس میکرد.
معماری
گسترش و توسعه ویژگیهای معماری اسلامی نیز از اسپانیا تا جنوب فرانسه قابل پیگیری و ردیابی است. دوره دیگری که یادآور ارتباط هنری– فرهنگی بین اروپای سدههای میانی و جهان اسلام است، اگر چه خصمانه، در زمان جنگهای صلیبی بود.
بدیهی است که این ارتباط،فرصتی برای تاثیرگذاری ویژگی معماری اسلامی بر معماری غربی، بویژه در رابطه با موضوع استحکامات باشد، اما برآورد و ارزیابی میزان این تاثیر مشکل است. ویژگیهای نظیر قوسی (طاق) نوکتیز، طاق و تویزه، مزغل و ورود منحنی پیش از غرب، در شرق رایج بود، به جز مورد اخیر ]بقیه موارد[ احتمالا از بیزانس گرفته شده، یا در بعضی موارد به صورت مستقل پدیدار شده و شکل گرفتهاند. با وجود این تجربه پادشاهی مربوط به جنگهای صلیبی، باعث تقویت استفاده و کاربرد چنین ابزار و تمهیداتی شده است، حتی اگر این موضوع، اولین دلیل اقتباس آنها نباشد.