دکتر علیرضا اکبری – مدیر مؤسسه مطالعات راهبردی (تصمیم)
در صورتی که ایالات متحده اصرار بر شروع مذاکرات براساس اجرای پیششرط داشته باشد، یا چانهزنی در محتوای نهایی را رد کند، این دو نشانه مهمی است که آمریکا فقط برای بر هم زدن بازی به میدان آمده است. در حقیقت اگر آمریکا به ایران اصرار کند که «یا تعلیق کنید و یا همه چیز بر هم میخورد» نشانه بر هم زدن دیپلماسی است.
نخستین ویژگی این پیشنهادها این است که یک تغییر عمده در نگاه تنظیمکنندگان متن پیشنهادی به حقوق کشور ایران است. مثلا در حالی که آنها پیشتر برای اقامه دلیل حقوق ایران در ان.پی.تی به ماده 2 اشاره میکردند امروز کشورهای تیم غربی به یک چرخش فوقالعاده با اهمیت نسبت به ایران مبادرت کرده و به نحوی ساخت راکتور آب سبک را مورد اشاره قرار میدهند.
این متن اشاره کرده که پرونده ایران را در شورای امنیت معلق میگذارد و ضمن آنکه در تعهدات به مسایل باقی مانده اشاره نموده، به نحوی زمان تعلیق درخواستی را با ادامه مذاکرات در طول زمان گفتگوها منطبق دانسته است. همچنین در مورد پروتکل الحاقی نیز اجرای آن را مدنظر قرار داده، یعنی به عبارت «اقدام برای تصویب» اشاره نکرده است.
در متن پیشنهادی، موضوع همکاری «یوروتوم» و حمایت سیاسی از توسعه برنامه هستهای ایران اعلام شده و این در حالی است که قبلا به صورت مبهم از فنآوری پیشرفته سخن میگفتند.
پیش از این هنگامی که از عبارت اقتصادی– تکنولوژیک با ایران سخن میگفتند، مفاهیمی کاملا مبهم و غیرقابل استناد را بکار میبردند، اما امروز به طور مشخص از فنآوری مدرن هستهای و عباراتی مانند مشارکت استراتژیک یا راهبردی درازمدت یاد میکنند.
البته متن منتشره به شدت دامنه تحقیق و توسعه در انرژی هستهای را حدود و مضیق گرفته است و تا این حد راکتورهای تحقیقاتی آب سبک و تولید «رادیو ایزوتوپ» و رادیو دارو و نظایر آن وجود دارد.
متن پیشنهادی به نوعی حضور ایران در ترتیبات امنیتی منطقه را مورد توجه قرار داده و تلاش کرده، یک تعریف نسبتاً مشخصی را از مساله اعتمادسازی ارایه دهد، اما در عین حال همه این موارد– چه در زمینههای هستهای و چه در زمینههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی– به گونه قابل ملاحظهای حقوق مصرح ایران را محدود و دست پایین گرفته و کماکان تعهداتی به مراتب فراتر از تعهدات حقوقی و قانونی، یونیور سال و جاری در سطح جهان را برای ایران در نظر گرفته و مفاهیم کشدار و مبهم به طور قابل ملاحظه در این متن به چشم میخورد. به عنوان مثال، عبارت حل «نگرانیهای بینالمللی» یا این عبارت «تعیین محدودیتهایی برای فعالیتهای جدید هستهای ایران» و بالاخره عبارت تشخیص دهد یک مرجعی (مبهم) که این فعالیتها منطق اقتصادی دارد یا خیر.
همه این عبارات و مثالها نرمها و ادبیات مباحث جدیدی است که فوقالعاده بیسابقه بوده و حدود حقوق و اختیارات کشور عضو را به شدت محدود ساخته است. به نظر میرسد صادرکنندگان متن فعلاً از اقدامات احتمالی راجع به زمانیکه ایران شرایط پیشنهاد را نپذیرد، ذکری به میان نیاوردهاند و شاید این دلیلی باشد که پیشنهاددهندگان خواستهاند به نوعی نیت مثبتتری از خود نشان دهند. متن پیشنهادی در حوزه دیپلماسی که دارای این خاصیت است تا ایران ترغیب شود که بپذیرد برای چانهزنی بر سر توافق نهایی بر سر میز مذاکره بنشیند و در همان گام نخست آن را رد نکند. البته به نظر میرسد که غرب در تحلیل خود به این آمادگی رسیده که چند موضوع را بپذیرد. به نظر میرسد، غرب پذیرفته؛ ایران در وضعیت توانمندی و فعالیتهای جاری خود تحت عنوان تحقیق و توسعه چه برای فرآوری و چه برای غنیسازی توقفی ایجاد نکند و نوعی از «تعبیر اختصاصی» را طرفین درباره وضعیت تحقیق و توسعه ایران پذیرا باشند. در واقع غرب آمادگی دارد که هر طرف یک تعبیر اختصاصی از وضعیت تحقیق و توسعه جاری و از توانمندی ایران داشته باشد و فعالیتهای تحقیقاتی ایران متوقف یا کند نشود.
در مقابل ایران نیز جهت رضایت غرب و برای حفظ پرستیژ آنها، نوعی Pause (استراحت کوچک) ایجاد کند. البته باید مبنای هر گونه درخواست و تعهد از ایران معین و مشخص شود و کشورهای غربی مطالبات مبهم،کلی و بدون چارچوب را از ایران درخواست نکند. اتفاق که هماکنون رخ داده و شرایطی که متأسفانه در متن منتشره وجود دارد. غربیها نمیتوانند از ایران محدودیت در تولید تکنولوژی و بکارگیری تکنولوژی را بخواهند و در مقابل به ایران قطعات یدکی هواپیما بدهند چرا که تکنولوژی هستهای هیچ ما به ازایی به جز خودش ندارد و این چیزی است که در مقررات حقوق بینالملل به طور واضح و مشخص قید شده است.
متن منتشره کف پیشنهادهای غریبی و متحدان آنهاست که به ایران ارایه دادهاند. در حالی که غربیها باید همان گونه که در ذهن خود دارند، این آمادگی را به سرعت به عرصه ظهور برسانند که از کف پیشنهادات به سقف ممکن حرکت کنند. هر چند مذاکره از نقطهای شروع خواهد شد،اما بالاخره بهتر است که از نقطه قطعی کردن اراده و ایجاد سطح ضروری اعتماد نسبت به رویکردها آغاز شود تا هم بتوانند باور کنند که آمریکا واقعاً دستور کار دیگری را به طور پنهانی دنبال نمیکند. این نکتهای فوقالعاده مهم است.
این پکیج، برای پذیرفتن یا نپذیرفتن نیست، بلکه به منظور آغاز فرآیند مذاکرات است. به فرض هم که تغییراتی در طول مذاکرات و در خصوص متن پیشنهادها ایجاد شود، آغاز چانهزنی برای رسیدن به یک متن مورد توافق دو طرفه خواهد بود و بعید نیست که این چانهزنیها مورد قبول و نظر مثبت ایران هم واقع شود.
در صورتی که هر یک از طرفها اعم از ایالات متحده آمریکا یا هر کشور دیگر اصرار به شروع مذاکره براساس اجرای پیششرط داشته باشد یا چانهزنی در محتوای نهایی را رد کند، این دو نشانه مهمی است که طرف مورد نظر فقط برای بر هم زدن بازی به میدان آمده است.
اگر آمریکا بر این امر اصرار کند که «یا تعلیق کنید و یا همه چیز بر هم میخورد» آنگاه معلوم میشود که آمریکا به میدان آمده تا بازی را به هم بزند اما اگر بر لزوم تعلیق تا انتها پافشاری نشود یا تلقی اختصاصی هر طرف از ادامه فعالیت یا استراحت فعالیت را بپذیرد، آنگاه میتوان گفت که آنها به میدان آمدهاند تا نتیجه مثبت حاصل شود. من معتقدم محتوای پیشنهادی، قابل چانهزنی و تغیر است و به همین دلیل بسته پیشنهادی غرب نیز کف داده هاست و نه سقف پیشبینی غرب.