مصطفی ایزدی
هر لحظه که به روز 24 اسفندماه 86 نزدیک میشویم، موضعگیریهای گوناگون درباره انتخابات مجلس هشتم بیشتر میشود. بعضی از موضعگیریها از آن مقامات ذیربط است و بعضی از آنها را رجال سیاسی ارائه میکنند، اما در این میان اظهارنظرهایی میشود که شگفتانگیز و عبرتآموز است.
آیتالله احمد جنتی در سخنرانی خود برای ناظران انتخابات گفته است: «دشمنان در انتخابات ممکن است نقشههایی داشته باشند تا افراد ناباب را به مجلس بفرستند.» (اعتماد ملی 1/5/86)
پس از آن، اسدالله بادامچیان خطاب به جمعی از فرهنگیان گفته است: «آنچه مهم است آمریکا و انگلیس و خط استکبار است، حتی روس هم با آنها همراه است. در این انتخابات، همه علیه ما کار خواهند کرد، بلکه رخنهای کنند.»، «انتخابات مجلس هشتم تنها راهی است که استکبار بتواند شیطنت کند و عناصرش را بیاورد.» «17 گروه سیاستگذار در انگلیس از دولت این کشور خواستهاند چون هزینه حمله نظامی به ایران بالاست، از اصلاحطلبان در ایران حمایت و آنها را تقویت کنند.» (اعتماد ملی ـ 2/5/86)
جز اینها، روزنامهها و رسانههای دیگر مربوط به محافظهکاران، به هر بهانهای مخالفان خود را هتک حرمت میکنند و انواع و اقسام تهمت و افترا را نثارشان مینمایند تا به هر طریقی برای مخالفان خود پروندهسازی کنند که از ورود آنان به مراکز تصمیمگیری و اجرا جلوگیری نمایند.
خلاصه حرف آقایان این است که مخالفان ما نباید وارد حاکمیت شوند و مواضع موثر و نیمه موثر در هیچیک از قوای سهگانه و قوای بیرون از آن را به دست گیرند و این در شرایطی است که عدهای از همین طیف در خارج از چارچوب انتخابات نیز نگذاشتهاند رقبای خود، مسئولیت خدمتگزاری اثربخشی را در اختیار داشته باشد.
اما چون به انتخابات نزدیک میشویم، فعلا در تلاشند که یک نوع فشار روانی، اجتماعی را بر نظار و مجریان انتخابات وارد کنند که مبادا با چهرههای اصلاحطلب مماشات نموده و اجازه دهند اینگونه افراد وارد مجلس هشتم شوند.
سادهترین راه برای اعمال فشار این است که با دوختن آسمان و ریسمان به هم، وانمود کنند مخالفان آنان یا نفوذی دشمنان هستند و یا وابسته و مورد حمایت بیگانگان میباشند. خوشبختانه این سیاست در جامعه کاربرد چندانی ندارد و اگر مدعیان اصولگرایی که تقریبا تمامی رسانههای رسمی و غیررسمی را در اختیار دارند و در جوسازی به منظور رد صلاحیت رقبا و نیز پروندهسازی کاربردی برای حذف اصلاحطلبان منتقد، دست توانایی دارند، کمی مردانگی به خرج دهند و فضای جامعه و ذهن مردم را برای برگزاری یک انتخابات آرام، سالم، فراگیر و آزاد، ملتهب و وهم آلود نکنند، خواهند دید که چه کسانی بیش از 70 درصد آرای واجدین شرایط را کسب خواهند کرد و چه کسانی کمتر از سی درصد را.
بدیهی است اگر برخیها با ایجاد فضای نامطلوب و جنگ روانی، از آن نوعی که در سطور اولیه این یادداشت به آن اشاره کردم، موفق شوند مردم را در روز رایگیری خانهنشین کنند و به رای کم قانع باشند، به هدف خود میرسند و چون رسانههای فراگیر و مهمی در اختیار دارند، همان سی چهل درصد واجدین شرایط را همه مردم قلمداد میکنند تا خود را راضی کنند و از خودشیفتگی لذت ببرند.
وانگهی، کسانی که الفبای سیاست را میدانند، متوجه این موضوع هستند که دشمنان خارجی برای نفوذ و ضربه زدن به یک نظام، از راهها و افرادی وارد میشوند که مورد قبول و در اختیار متولیان آن نظام است، نه از طریق کسانی که انواع و اقسام نظارت و کنترل و مراقبت بر آنان اعمال میشود. از طرفی سیاست حکومتهای پرترفند و سیاستمداران کهنهکار آنها همچون انگلستان این است که با انتشار اخباری که برای محافظهکاران مورد مصرف فراوان دارد، دعوایی را در ایران راه بیندازند و بهره خود را ببرند و چه کسی است که نداند برای انگلستان و آمریکا چیزی بهتر از این نیست که با حذف اصلاحطلبان و برخورد با آنان، مردم و بسیاری از گروههای مرجع، خانهنشین شوند و از صحنه تصمیمگیری برای سرنوشت خود به دور باشند.