تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۴۷۷۹۸
به بهانه پخش اعترافات عوامل بیگانه در سیما

قصه تلخ دموکراسی غربی


علی‌اکبر عالمیان

پخش برنامه‌ای با عنوان «به اسم دموکراسی» از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران، شامل اعتراف‌های هاله اسفندیاری، یحیی کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو که متهم به اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت‌های تبلیغی و جاسوسی به نفع بیگانگان هستند، بازتاب‌های گسترده‌ای را در محافل خارجی و داخلی به همراه داشت. در این میان، آن‌ چه بیش‌تر جلب توجه می‌نمود، واکنش شتابزده و نگرانی سؤال‌برانگیز ایالات متحده از پخش این برنامه بود که تعجب و کنجکاوی بسیاری از کارشناسان را به دنبال داشت. این که چرا دولتمردان آمریکا از پخش این برنامۀ افشاگرانه احساس نگرانی کرده‌اند، معلول عواملی چند است که شاخصه همۀ آن‌ها، افشای نقش این کشور در براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.

سران کاخ سفید به ویژه پس از واقعۀ 11 سپتامبر، طرح خاورمیانه جدید را در سر می‌پرورانند. در این طرح، تئوری برخورد با تمدن اسلامی به عنوان شرط اصلی تحقق این نقشه، مورد تأکید طراحان قرار گرفته است؛ زیرا امروزه تنها تمدنی که قاطعانه در برابر غرب ایستادگی می‌کند، تمدن اسلامی است. از این رو مقابله با کشورهای اسلامی به ویژه در منطقه خاورمیانه به عنوان قطب تمدن اسلامی و مرکز ثقل جهان اسلام مورد تأکید سردمداران دموکراسی غربی قرار گرفته است. برای اجرای نقشه تقابل با تمدن اسلامی لازم بود تا کشورهای اسلامی تحت کنترل کامل دنیای غرب قرار گیرند. در میان این کشورها جمهوری اسلامی ایران به عنوان ام‌القرای جهان اسلام و ترویج‌‌کنندۀ تمدن بزرگ اسلامی، بیش از دیگران در تیررس کشورهای غربی قرار گرفت؛ چرا که نظام برآمده از انقلاب اسلامی ملت ایران برخاسته از احکام اسلامی و مقابله‌کننده با اندیشه‌های دین‌ستیز غربی‌ها است. آنان با اعمال انواع تحریم‌ها و چالش‌ها به نابودی نظام جمهوری اسلامی همت گماشتند و تحمیل جنگ هشت ساله یکی از این موارد بود. از دیگر اقدامات مهم غربی‌ها برای براندازی نظام، اجرای کودتای نرم توسط عوامل نفوذی خود است که نمونۀ بارز آن را در اعتراف‌های اخیر سه متهم یاد شده به خوبی مشاهده کردیم، به ویژه در اعتراف‌های خانم هاله اسفندیاری این نکته که «به نام دموکراسی در پی تزلزل و تغییر رژیم در ایران بودیم» به خوبی نقشۀ غربی‌ها به سرکردگی ایالات متحده را در اجرای کودتای نرم و سرانجام، براندازی نظام جمهوری اسلامی آشکار می‌سازد.

اعتراف این متهمان مبنی بر حمایت مالی و سیاسی سازمان‌های رسمی دولتی از قبیل وزارت امور خارجه، کنگره و وزارت دفاع آمریکا و یا نهادهای نیمه رسمی مثل بنیاد سوروس، بنیاد کارنگی، نهاد وود رو ویلسون، بنیاد بروکین و سازمان N.E.D (صندوق ملی دموکراسی در آمریکا) بعدی دیگر از توطئه حساب شدۀ نهادهای رسمی و غیررسمی ایالات متحده بر ضدنظام جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد. در این میان؛ تلاش بنیاد سوروس که یک بنیاد سابقه‌دار در اجرای طرح‌های براندازی به شمار می‌آید، کاملاً قابل تأمل است. این بنیاد، به یک یهودی به نام جرج سوروس تعلق دارد و به اعتراف خانم هاله اسفندیاری و اسناد موجود، تمام هزینه‌های آن توسط کنگره آمریکا تأمین می‌شود. بنیاد مزبور با صرف هزینه‌هایی بالغ بر 20 میلیون دلار در گرجستان یک انقلاب مخملی راه انداخت و به اعتراف نامبرده، انقلاب اوکراین نیز با همکاری این بنیاد انجام شده و در کشورهای آسیای میانه هم به شدت فعال است. کیان تاجبخش نیز در مورد فعالیت‌های این بنیاد، اذعان داشت: «یکی از نمونه‌های عینی اقداماتی که توسط بنیاد سوروس صورت گرفته، تغییر و تحولات در گرجستان بوده است؛ به طوری که ادوارد شوارد نادزه با اذعان به این مطلب گفته بود، ناآرامی‌ها و تحولات رخ داده در گرجستان از سوی نهادهایی که با پشتوانه بنیاد سوروس فعالیت می‌کردند، انجام شد.» وی به افشای برنامه بنیاد سوروس در ایران پرداخت و اعتراف کرد: «این برنامه‌ها به دنبال این هستند تا با استفاده از مؤسسات غیردولتی در ایران به تقویت یک مدل دموکراسی غربی بپردازند که نهایتاً براساس فلسفه، اصول و سنت، این مسأله به تعارض با فرهنگ رسمی و قوانین خواهد انجامید و نتیجه آن همان شکاف بین حاکمیت و ملت می‌شود که مطلوب نظر بنیاد انجام شده است.»

این اعتراف‌ها پرده از تشکیل حلقه‌های زنجیره‌ای برای تغییر حکومت در جمهوری اسلامی ایران برداشت و بدین ترتیب وجهی دیگر از قصۀ تلخ دموکراسی آن هم از نوع غربی‌اش را نشان داد و ثابت کرد آن چه مدنظر سران ایالات متحده و اقمار آن در جهان است، ایجاد حکومت مردم بر مردم و به تعبیری مردم‌سالاری نیست، بلکه هدف اساسی آنان جلوگیری از سیر بیداری ملل جهان به ویژه جهان اسلام است تا بدین ترتیب، حاکمیت مستبدانه و ارباب‌گونۀ خود را در آن چه «دهکده جهانی» نامیده‌اند، استمرار بخشند؛ و گرنه چه معنا دارد آن نظام برآمده از خواست و نظر مردم، هدف توطئه کور دشمنان قرار گیرد؟! و چرا بنیاد معلوم‌الحالی به نام «سوروس» باید نقشه براندازی خاموش حکومت‌های قانونی جهان را در سر بپروراند؟ آیا این اقدام آمریکا و نهادهای دولتی و نیمه دولتی آن، خلاف «دموکراسی» و «مردم‌سالاری» نیست؟ آیا دخالت در امور داخلی سایر کشورها و تلاش جهت براندازی حکومت‌های قانونی، نقض ابتدایی‌ترین حقوق انسان‌ها نیست؟ از این گذشته، تلاش فراوان ایالات متحده و اقمار پیدا و پنهانش در سرنگونی بسیاری از نظام‌های حکومتی از قبیل کوبا، نیکاراگوئه، لیبی، ونزوئلا، ایران، کره شمالی و ده‌ها کشور مستقل دیگر با کدام مجوز صورت می‌گیرد و با کدام یک از اصول دموکراسی سازگار است؟

بار دیگر جلوه‌هایی از دموکراسی دروغین غربی به نمایش گذاشته شد و ملت ایران و البته ملل جهان با ابعاد مردم‌سالاری و آزادی به سبک غربی آشنا شدند! دموکراسی غربی یعنی: براندازی حکومت‌های مردمی جهان، نقض حقوق ابتدایی انسان‌ها، بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، قتل‌ عام فجیع مردم ویتنام، کشتار مردم عراق، فلسطین و افغانستان، ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران، یعنی تحمیل جنگ 8 ساله بر ضدجمهوری اسلامی و... و این قصه تلخ دموکراسی آمریکایی است که در مقابل دیدگان میلیاردها انسان قرار گرفته است. البته این برای اولین بار نیست و برای آخرین بار هم نخواهد بود که مهره‌های داخلی و خارجی آمریکا، برای اجرای انقلاب مخملی با براندازی نرم تلاش کرده و می‌کنند؛ اما آن چه اهمیت دارد، توجه به این نکته است که انقلاب اسلامی ایران آن چنان استوار و مستحکم است که با انقلاب‌های کوچک و مخملی استکبار جهانی و مهره‌های سوخته آن‌ها از پا نیفتد و سرنگون نگردد. انقلاب اسلامی و آموزه‌های ارزشی آن، تمدن اسلامی را احیا و کاخ‌های شیشه‌ای سران کفر و نفاق را ویران کرد و مهم‌تر آن که پرده از چهرۀ مدعیان دروغین دموکراسی و مردم‌سالاری، کنار زد. قصۀ تلخ دموکراسی غربی این بار توسط این سه متهم به جاسوسی، روایت شد. اما در پس این قصۀ تلخ، حقیقتی به نام «مردم‌سالاری دینی» وجود که توسط انقلاب اسلامی ایران روایت شد، و این حقیقت، پایان‌دهندۀ آن قصۀ تلخ است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات